در پاسخ خوانندگان ۱۸
تایپ این مقاله تمام شده و آمادهٔ بازنگری است. اگر شما همان کسی نیستید که مقاله را تایپ کرده، لطفاً قبل از شروع به بازنگری صفحهٔ راهنمای بازنگری را ببینید (پیشنویس)، و پس از اینکه تمام متن را با تصاویر صفحات مقابله کردید و اشکالات را اصلاح کردید یا به بحث گذاشتید، این پیغام را حذف کنید. |
دیالکتیک DIALECTIC
کلمهئی است مشتق Dialektos یونانی، بهمعنی مباحثه، جدل و برخورد لفظی.
دیالکتیک اصطلاحی است در علم منطق برای تحلیل یا توصیف طبیعت، جوامع، و اندیشهٔ انسانی. متفکرانی چون سقراط، ارسطو، افلاتون، کانت، هگل و مارکس، دیالکتیک را بهاشکال مختلف بهکار گرفتهاند که از آن میان، برداشت و کاربُرد مارکس از دیالکتیک را «علمی» میخوانند و بقیه را ایدهآلیستی.
واژهٔ دیالکتیک از قرن چهاردهم بهمعنای قبول شدهٔ لاتینی ان یعنی آنچه ما امروز منطق مینامیم در زبان انگلیسی متداول شد.
واژهٔ دیالکتیک کاربردِ نافذ و ویژهٔ خود را نخست در فلسفهٔ ایدهآلیستی آلمان پیدا کرد. لیکن مارکس، «ماتریالیسم دیالکتیک» را بر بنیان اصالتِ مادّه پی ریخت بهطور خلاصه ویژگیهای آن بهشرح زیر است:
الف) طبیعت مجموعهای است از اشیاء و پدیدههای مرتبط بهیکدیگر. بنابراین هر پدیدهئی لزوماً باید درارتباط با سایر عناصر محیطی خود مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
ب) طبیعت پیوسته درحال تحول و تکامل است و باید از نقطه نظر مسیر، تغییر و تحوّل، و تکامل و زوال، با توجه بهقوانین تکامل مورد بررسی و تعمق واقع شود.
چ) حرکت اجتماعی نیز مانند روند طبیعی تاریخ است که قوانین مشخصی بر آن حکومت میکند؛ این قوانین نه تنها بهاراده دانش انسانها و یا قصد نیّت آنها وابسته نیست، بلکه خود تعیینکنندهٔ اراده، آگاهی، و مقاصد انسان است.