<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C</id>
	<title>تحوّل فرهنگی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-24T12:17:59Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23022&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo: «تحوّل فرهنگی» را محافظت کرد: مطابق با متنِ اصلی است. ([edit=sysop] (بی‌پایان) [move=sysop] (بی‌پایان))</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23022&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-04T07:14:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;«&lt;a href=&quot;/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&quot; title=&quot;تحوّل فرهنگی&quot;&gt;تحوّل فرهنگی&lt;/a&gt;» را محافظت کرد: مطابق با متنِ اصلی است. ([edit=sysop] (بی‌پایان) [move=sysop] (بی‌پایان))&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right diff-editfont-monospace&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۱۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;
&lt;!-- diff cache key irpress-irpress_:diff::1.12:old-23021:rev-23022 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23021&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo: بازنر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23021&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-04T07:11:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بازنر&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;amp;diff=23021&amp;amp;oldid=23019&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23019&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo: بازنگری مجدد تا پایان صفحهٔ ۸۲.</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23019&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-04T05:52:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بازنگری مجدد تا پایان صفحهٔ ۸۲.&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right diff-editfont-monospace&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۴ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۵:۵۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l64&quot; &gt;سطر ۶۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به‌هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به‌توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این راه توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به‌درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به‌نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به‌هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به‌توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این راه توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به‌درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به‌نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;و همان‌طور که اشاره رفت، ادبیات پیشرو چون مقوله‌ئی از روبنای جامعه، خاصه در جریان تحولات اجتماعی، نقشی بس سازنده و فعال بر عهده دارد. نگاهی به‌گذشتهٔ نزدیک ادبیات این سرزمین به‌خوبی نقش شعر و ادب را در تحرک بخشیدن به‌فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی نمایان می‌کند. دفتر شاعران و نویسندگانی که با زانوی غم به‌بغل گرفته به‌سوگواری روزگاران گذشته می‌نشینند یکسره به‌دست فراموشی سپرده می‌شود، و دفتر شاعران و نویسندگانی هم هست که اگر هم آدمی را به‌حرکت ترغیب می‌کنند، نه برای تاختن به‌دشمن که برای فرار از تیررس اوست، و حداکثر همَت‌شان دل بستن به‌تک سواری است که باید از دل غبار تیرهٔ یأس به‌درآید. امّا در مقابل می‌بینیم که واژه به‌واژهٔ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سروده‌های &lt;/del&gt;و نوشته‌های شاعران و نویسندگانی که با وجود هیبت جلاد سرماتم بر زانو نمی‌گیرند، سینه به‌سینه می‌گردد و دهان به‌دهان نقل می‌شود؛ اینان شاعران و نویسندگانی‌اند که هر پارهٔ شعر و هر سطر از نوشته‌ٔشان حماسه‌ئی است حرکت‌آفرین برای تاختن به‌دشمن، نه فرار از تیررس او؛ و همت‌شان آن‌چنان بلند است که به‌هیچ دستی جز انبوه دست‌های مردم و به‌هیچ امیدی جز پایداری توده‌ها دل نمی‌بندند. و چه کم داشته‌ایم از این دست شاعران و نویسندگانی که به‌تبع از نبض بازار، انبوه شعارها را کنار هم می‌چینند تا متاعی باب روز عرضه کنند، و از آنجا که کلام‌شان از دل برنخاسته، لاجرم بر دل نمی‌نشیند. نه، این &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دون کیشوت‌های&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; عرصهٔ شعر و ادب اگر هم چند صباحی یکّه تازی کنند، سرانجام، امّا نه چندان دور شمشیر چوبین‌شان فولاد آبدیدهٔ تک سواران میدان هنر &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;/del&gt;اصیل&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;/del&gt;را تاب نخواهد آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;و همان‌طور که اشاره رفت، ادبیات پیشرو چون مقوله‌ئی از روبنای جامعه، خاصه در جریان تحولات اجتماعی، نقشی بس سازنده و فعال بر عهده دارد. نگاهی به‌گذشتهٔ نزدیک ادبیات این سرزمین به‌خوبی نقش شعر و ادب را در تحرک بخشیدن به‌فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی نمایان می‌کند. دفتر شاعران و نویسندگانی که با زانوی غم به‌بغل گرفته به‌سوگواری روزگاران گذشته می‌نشینند یکسره به‌دست فراموشی سپرده می‌شود، و دفتر شاعران و نویسندگانی هم هست که اگر هم آدمی را به‌حرکت ترغیب می‌کنند، نه برای تاختن به‌دشمن که برای فرار از تیررس اوست، و حداکثر همَت‌شان دل بستن به‌تک سواری است که باید از دل غبار تیرهٔ یأس به‌درآید. امّا در مقابل می‌بینیم که واژه به‌واژهٔ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سروده‌ها &lt;/ins&gt;و نوشته‌های شاعران و نویسندگانی که با وجود هیبت جلاد سرماتم بر زانو نمی‌گیرند، سینه به‌سینه می‌گردد و دهان به‌دهان نقل می‌شود؛ اینان شاعران و نویسندگانی‌اند که هر پارهٔ شعر و هر سطر از نوشته‌ٔشان حماسه‌ئی است حرکت‌آفرین برای تاختن به‌دشمن، نه فرار از تیررس او؛ و همت‌شان آن‌چنان بلند است که به‌هیچ دستی جز انبوه دست‌های مردم و به‌هیچ امیدی جز پایداری توده‌ها دل نمی‌بندند. و چه کم داشته‌ایم از این دست &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاعران و نویسندگان، و چه فراوان امروز به‌آنان نیاز است، نه به‌آن گونه &lt;/ins&gt;شاعران و نویسندگانی که به‌تبع از نبض بازار، انبوه شعارها را کنار هم می‌چینند تا متاعی باب روز عرضه کنند، و از آنجا که کلام‌شان از دل برنخاسته، لاجرم بر دل نمی‌نشیند. نه، این &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دون کیشوت‌های&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; عرصهٔ شعر و ادب اگر هم چند صباحی یکّه تازی کنند، سرانجام، امّا نه چندان دور شمشیر چوبین‌شان فولاد آبدیدهٔ تک سواران میدان هنر اصیل را تاب نخواهد آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ببینیم در این مرحله ازتاریخ جامعهٔ ما، مسئولیت روشنفکران آگاه که شاعران و نویسندگان مترقی نیز در زمرهٔ ایشانند، چیست و مبرترین وظایف‌شان کدام است؟ جامعهٔ ما اکنون در سرآغاز راهی است که نهایتش قطع نفوذ امپریالیسم در تمامی عرصه‌های حیات اقتصادی و فرهنگی است. باید با کوششی پیگر، سقف این دنیای وابستگی را بشکافد و با درایتی تمام طرحی نو دراندازد. بی‌گمان قطع نفوذ فرهنگی امپریالیسم، بدون‌قطع نفوذ اقتصادی آن ممکن نیست. ولی این نه به‌آن معناست که‌هرگونه کوششی در راه رهائی از وابستگی فرهنگی را باید موکول به‌کسب استقلال اقتصادی کرد. راه این دو هدف را می &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;توان ،و باید ،همزمان پیمود ،چرا &lt;/del&gt;که هر گامی که به‌توفیق در این راه برداشته شود، سنگی از سرآن دیگری برمی‌دارد و هر سنگی که از سرآن یک برداشته شود، این راه دشوار را هموارتر خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ببینیم در این مرحله ازتاریخ جامعهٔ ما، مسئولیت روشنفکران آگاه که شاعران و نویسندگان مترقی نیز در زمرهٔ ایشانند، چیست و مبرترین وظایف‌شان کدام است؟ جامعهٔ ما اکنون در سرآغاز راهی است که نهایتش قطع نفوذ امپریالیسم در تمامی عرصه‌های حیات اقتصادی و فرهنگی است. باید با کوششی پیگر، سقف این دنیای وابستگی را بشکافد و با درایتی تمام طرحی نو دراندازد. بی‌گمان قطع نفوذ فرهنگی امپریالیسم، بدون‌قطع نفوذ اقتصادی آن ممکن نیست. ولی این نه به‌آن معناست که‌هرگونه کوششی در راه رهائی از وابستگی فرهنگی را باید موکول به‌کسب استقلال اقتصادی کرد. راه این دو هدف را می &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;توان، و باید، همزمان پیمود، چرا &lt;/ins&gt;که هر گامی که به‌توفیق در این راه برداشته شود، سنگی از سرآن دیگری برمی‌دارد و هر سنگی که از سرآن یک برداشته شود، این راه دشوار را هموارتر خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در بطن یک چنین رابطهٔ متقابل اقتصاد و فرهنگ است که نقش و مسئولیت روشنفکران ـ از جمله شاعران و نویسندگان مترقی ـ در تحولات کنونی جامعهٔ ما روشن می‌شود. اینان باید به‌عنوان پشقراولان تحول فرهنگی، پا پیش بگذارند، و بندهای وابستگی‌های فرهنگی را بگسلند و با کوششی پیگیر فرهنگی نوینی بنا کنند فرهنگی که در خدمت توده‌ٔ مردم باشد. فرهنگی سرشار ازدانش و خرد، که برای دستیابی به‌استقلال کامل و بهروزی راهگشای آنان است. و گزافه نیست اگر بگویم که جامعهٔ ما در این مرحله از مبارزهٔ با امپریالیسم بیش از هر چیز به‌یک چنین تحول فرهنگی نیاز دارد.امپریالیسم تمامی ارکان جامعه را، یعنی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و همهٔ چیزهای دیگر را بیمار می‌کند. تا زمانی که این فرهنگ بیمار ریشه‌کن نشود و فرهنگی نو جای آن را نگیرد، یعنی فرهنگی که نخستین و مهم‌ترین هدفش ارتقای سطح آگاهی توده‌هاست، جزء جزء دستاوردهای قیام شکوهمند ملت ما در خطر انحراف و نابودی خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در بطن یک چنین رابطهٔ متقابل اقتصاد و فرهنگ است که نقش و مسئولیت روشنفکران ـ از جمله شاعران و نویسندگان مترقی ـ در تحولات کنونی جامعهٔ ما روشن می‌شود. اینان باید به‌عنوان پشقراولان تحول فرهنگی، پا پیش بگذارند، و بندهای وابستگی‌های فرهنگی را بگسلند و با کوششی پیگیر فرهنگی نوینی بنا کنند فرهنگی که در خدمت توده‌ٔ مردم باشد. فرهنگی سرشار ازدانش و خرد، که برای دستیابی به‌استقلال کامل و بهروزی راهگشای آنان است. و گزافه نیست اگر بگویم که جامعهٔ ما در این مرحله از مبارزهٔ با امپریالیسم بیش از هر چیز به‌یک چنین تحول فرهنگی نیاز دارد.امپریالیسم تمامی ارکان جامعه را، یعنی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و همهٔ چیزهای دیگر را بیمار می‌کند. تا زمانی که این فرهنگ بیمار ریشه‌کن نشود و فرهنگی نو جای آن را نگیرد، یعنی فرهنگی که نخستین و مهم‌ترین هدفش ارتقای سطح آگاهی توده‌هاست، جزء جزء دستاوردهای قیام شکوهمند ملت ما در خطر انحراف و نابودی خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key irpress-irpress_:diff::1.12:old-23006:rev-23019 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23006&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo در ‏۳ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۲۱:۲۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23006&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-03T21:21:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right diff-editfont-monospace&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۲۱:۲۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l60&quot; &gt;سطر ۶۰:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶۰:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;روبنای جوامع طبقاتی به‌هیج وجه بافت یکدست و هماهنگ ندارد. تضاد موجود در زیربنای چنین جوامعی، کم یا بیش در بافت روبنا‌ئی آن‌ها انعکاس پیدا می‌کند. ناگفته پیداست که اندیشه‌ها و نهادهای طبقه‌ٔ حاکم، در بافت روبنای جامعه نیز شکل غالب و حاکم دارد و طبقهٔ حاکم، چنان که گفته شد، عناصر فکری و تمامی نهادهای روبنائی را موافق با منافع خود به‌کار می‌گیرد تا سلطه‌اش را حفظ کند و آن را تحکیم بخشد. ولی هم‌چنان در کنار این روبنای غالب و این وسیلهٔ سلطه، اندیشه‌ها و نهادهائی پدید می‌آیند که با زیربنای حاکم بر جامعه، همساز و هماهنگ نیست و با آن سرستیز دارد. در روبنای جامعهٔ طبقاتی سرمایه‌داری، علاوه بر اندیشه‌ها و نهادهای متعلق به‌طبقهٔ حاکم، یعنی نهادها و اندیشه‌های توجیه کنندهٔ نظام سرمایه‌داری، پیوسته به‌اندیشه‌ها و نهادهائی برمی‌خوریم که به‌توده‌های زحمتکش تعلق دارد، و درپی دیگرگونی زیربنای حاکم بر جامعه و ایجاد نظامی نوین است. این استقلال نسبی روبنا و تأثیر آن در تسریع تحولات زیربنائی، به‌ویژه در دوران‌های گذار و جریان تحولات، بیش‌تر جنبهٔ فعال پیدا می‌کند و به‌همان نسبت نیز پیچیده‌تر می‌شود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;روبنای جوامع طبقاتی به‌هیج وجه بافت یکدست و هماهنگ ندارد. تضاد موجود در زیربنای چنین جوامعی، کم یا بیش در بافت روبنا‌ئی آن‌ها انعکاس پیدا می‌کند. ناگفته پیداست که اندیشه‌ها و نهادهای طبقه‌ٔ حاکم، در بافت روبنای جامعه نیز شکل غالب و حاکم دارد و طبقهٔ حاکم، چنان که گفته شد، عناصر فکری و تمامی نهادهای روبنائی را موافق با منافع خود به‌کار می‌گیرد تا سلطه‌اش را حفظ کند و آن را تحکیم بخشد. ولی هم‌چنان در کنار این روبنای غالب و این وسیلهٔ سلطه، اندیشه‌ها و نهادهائی پدید می‌آیند که با زیربنای حاکم بر جامعه، همساز و هماهنگ نیست و با آن سرستیز دارد. در روبنای جامعهٔ طبقاتی سرمایه‌داری، علاوه بر اندیشه‌ها و نهادهای متعلق به‌طبقهٔ حاکم، یعنی نهادها و اندیشه‌های توجیه کنندهٔ نظام سرمایه‌داری، پیوسته به‌اندیشه‌ها و نهادهائی برمی‌خوریم که به‌توده‌های زحمتکش تعلق دارد، و درپی دیگرگونی زیربنای حاکم بر جامعه و ایجاد نظامی نوین است. این استقلال نسبی روبنا و تأثیر آن در تسریع تحولات زیربنائی، به‌ویژه در دوران‌های گذار و جریان تحولات، بیش‌تر جنبهٔ فعال پیدا می‌کند و به‌همان نسبت نیز پیچیده‌تر می‌شود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;یک نمونهٔ تاریخی نقش فعال روبنا در تسریع تحولات زیربنائی، جنبش تنویر افکار در دوران احتضار فئودالیسم و نطفه‌بندی سرمایه‌داری است. تنویر افکار درواقع &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جلوه‌ٔ &lt;/del&gt;نظری جنبش آزادیخواهی &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بورژازیِ &lt;/del&gt;جویای قدرت به‌شمار می‌آمد، چرا که در برابر اصل سنت جامعهٔ فئودالی، اصل خرد را ارائه می‌داشت و در برابر رحمت الهی و حفظ منافع طبقاتی، حقوق طبیعی خردگرایانه را عرضه می‌کرد. چرا و چه‌گونه جنبش آزادیخواهی بورژوازی، به‌مرور ایام از هدف‌ها و شعارهای نخستین خود دور شد و راهی کاملاً متفاوت با آنچه وعده می‌داد در پیش گرفت؟ این خود بحثی دیگری است و مجالی دیگری می‌طلبد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;یک نمونهٔ تاریخی نقش فعال روبنا در تسریع تحولات زیربنائی، جنبش تنویر افکار در دوران احتضار فئودالیسم و نطفه‌بندی سرمایه‌داری است. تنویر افکار درواقع &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جلوهٔ &lt;/ins&gt;نظری جنبش آزادیخواهی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;بورژوازیِ &lt;/ins&gt;جویای قدرت به‌شمار می‌آمد، چرا که در برابر اصل سنت جامعهٔ فئودالی، اصل خرد را ارائه می‌داشت و در برابر رحمت الهی و حفظ منافع طبقاتی، حقوق طبیعی خردگرایانه را عرضه می‌کرد. چرا و چه‌گونه جنبش آزادیخواهی بورژوازی، به‌مرور ایام از هدف‌ها و شعارهای نخستین خود دور شد و راهی کاملاً متفاوت با آنچه وعده می‌داد در پیش گرفت؟ این خود بحثی دیگری است و مجالی دیگری می‌طلبد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به‌هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به‌توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این راه توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به‌درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به‌نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به‌هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به‌توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این راه توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به‌درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به‌نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key irpress-irpress_:diff::1.12:old-23005:rev-23006 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23005&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo در ‏۳ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۲۱:۱۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23005&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-03T21:13:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;amp;diff=23005&amp;amp;oldid=23004&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23004&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo: بازنگری مجدد تا پایان صفحهٔ ۸۰.</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=23004&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-03T21:05:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بازنگری مجدد تا پایان صفحهٔ ۸۰.&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;amp;diff=23004&amp;amp;oldid=22998&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22998&amp;oldid=prev</id>
		<title>Parastoo در ‏۳ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۱۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22998&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-03T19:14:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right diff-editfont-monospace&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۱۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l9&quot; &gt;سطر ۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[Image:24-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۵]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[Image:24-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۵]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[Image:24-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۶]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[Image:24-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۴ صفحه ۸۶]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;{{در حال ویرایش}}&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:کتاب جمعه ۲۴]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:کتاب جمعه ۲۴]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده: مقاله]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده: منوچهر فکری ارشاد]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده: منوچهر فکری ارشاد]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده: &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مقاله&lt;/del&gt;]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;مقالات نهایی‌شده&lt;/ins&gt;]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;اگر بپذیریم که مجموعهٔ حیات هر جامعه به‌دو بخش زیر بنا و روبنا تقسیم می‌شود، و نیز این نکته را هم بپذیریم که میان این دو عرصهٔ حیات جامعه رابطهٔ متقابلی برقرار است، چنین می‌توان گفت:&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;اگر بپذیریم که مجموعهٔ حیات هر جامعه به‌دو بخش زیر بنا و روبنا تقسیم می‌شود، و نیز این نکته را هم بپذیریم که میان این دو عرصهٔ حیات جامعه رابطهٔ متقابلی برقرار است، چنین می‌توان گفت:&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l21&quot; &gt;سطر ۲۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۲۰:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;س: آیا کارگرانی که مواد خام را هدر داده ابزار کار را خراب می‌کنند، آدم‌های درست کاری‌اند؟&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;س: آیا کارگرانی که مواد خام را هدر داده ابزار کار را خراب می‌کنند، آدم‌های درست کاری‌اند؟&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ج:نه.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ج: نه.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;س: این مواد خام و ابزارکار مال کی است؟&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;س: این مواد خام و ابزارکار مال کی است؟&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l86&quot; &gt;سطر ۸۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۸۵:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تنها در چنین شرایطی است که شعر و ادب دیگر آئینهٔ یأس زندگی نخواهد بود، بل بدل به‌پُتکی خواهد شد که هر ضربه‌اش شکلی نو به‌زندگی می‌بخشد. و تنها در چنین شرایطی است که می‌توان با نظارهٔ در آئینهٔ شعر و ادب، پُتک را به‌جا و به‌هنگام فرود آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تنها در چنین شرایطی است که شعر و ادب دیگر آئینهٔ یأس زندگی نخواهد بود، بل بدل به‌پُتکی خواهد شد که هر ضربه‌اش شکلی نو به‌زندگی می‌بخشد. و تنها در چنین شرایطی است که می‌توان با نظارهٔ در آئینهٔ شعر و ادب، پُتک را به‌جا و به‌هنگام فرود آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;{{لایک}}&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Parastoo</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22970&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mani: پایان بازنگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22970&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-03T18:10:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;پایان بازنگری&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;amp;diff=22970&amp;amp;oldid=22889&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Mani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22889&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mani: در حال بازنگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22889&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-03T17:24:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;در حال بازنگری&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right diff-editfont-monospace&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۲۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l59&quot; &gt;سطر ۵۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۵۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این راه توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این راه توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;و همان‌طور که اشاره رفت، ادبیات پیشرو چون مقوله‌ئی از روبنای جامعه، خاصه در جریان تحولات اجتماعی، نقشی بس سازنده و فعال بر عهده دارد. نگاهی به‌گذشتهٔ نزدیک ادبیات این سرزمین به‌خوبی نقش شعر و ادب را در تحرک بخشیدن به‌فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی نمایان می‌کند. دفتر شاعران و نویسندگانی که با زانوی غم به‌بغل گرفته به‌سوگواری روزگاران گذشته می‌نشینند یکسره به‌دست فراموشی سپرده می‌شود، و دفتر شاعران و نویسندگانی هم هست که اگر هم آدمی را به‌حرکت ترغیب می‌کنند، نه برای تاختن به‌دشمن که برای فرار از تیررس اوست، و حداکثر همَت‌شان دل بستن به تک سواری است که باید از دل غبار تیرهٔ یأس به‌درآید. امّا در مقابل می‌بینیم که واژه به‌واژهٔ سروده‌های و نوشته‌های شاعران و نویسندگانی که با وجود هیبت جلاد سرماتم بر زانو نمی‌گیرند، سینه به‌سینه می‌گردد و دهان به‌دهان نقل می‌شود؛ اینان شاعران و نویسندگانی‌اند که هر پارهٔ شعر و هر سطر از نوشته‌ٔشان حماسه‌ئی است حرکت‌آفرین برای تاختن به &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شدمن،نه &lt;/del&gt;فرار از تیررس او؛ و همت‌شان آن‌چنان بلند است که به هیچ دستی جز انبوه دست‌های مردم و به‌هیچ امیدی جز پایداری توده‌ها دل نمی‌بندند. و چه کم داشته‌ایم از این دست شاعران و نویسندگانی که به‌تبع از نبض بازار، انبوه شعارها را کنار هم می‌چینند تا متاعی باب روز عرضه کنند، و از آنجا که کلام‌شان از دل برنخاسته، لاجرم بر دل نمی‌نشیند. نه، این &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دون کیشوت‌های&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; عرصهٔ شعر و ادب اگر هم چند صباحی یکّه تازی کنند، سرانجام، امّا نه چندان دور شمشیر چوبین‌شان فولاد آبدیدهٔ تک سواران میدان هنر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصیل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; را تاب نخواهد آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;و همان‌طور که اشاره رفت، ادبیات پیشرو چون مقوله‌ئی از روبنای جامعه، خاصه در جریان تحولات اجتماعی، نقشی بس سازنده و فعال بر عهده دارد. نگاهی به‌گذشتهٔ نزدیک ادبیات این سرزمین به‌خوبی نقش شعر و ادب را در تحرک بخشیدن به‌فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی نمایان می‌کند. دفتر شاعران و نویسندگانی که با زانوی غم به‌بغل گرفته به‌سوگواری روزگاران گذشته می‌نشینند یکسره به‌دست فراموشی سپرده می‌شود، و دفتر شاعران و نویسندگانی هم هست که اگر هم آدمی را به‌حرکت ترغیب می‌کنند، نه برای تاختن به‌دشمن که برای فرار از تیررس اوست، و حداکثر همَت‌شان دل بستن به تک سواری است که باید از دل غبار تیرهٔ یأس به‌درآید. امّا در مقابل می‌بینیم که واژه به‌واژهٔ سروده‌های و نوشته‌های شاعران و نویسندگانی که با وجود هیبت جلاد سرماتم بر زانو نمی‌گیرند، سینه به‌سینه می‌گردد و دهان به‌دهان نقل می‌شود؛ اینان شاعران و نویسندگانی‌اند که هر پارهٔ شعر و هر سطر از نوشته‌ٔشان حماسه‌ئی است حرکت‌آفرین برای تاختن به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دشمن،نه &lt;/ins&gt;فرار از تیررس او؛ و همت‌شان آن‌چنان بلند است که به هیچ دستی جز انبوه دست‌های مردم و به‌هیچ امیدی جز پایداری توده‌ها دل نمی‌بندند. و چه کم داشته‌ایم از این دست شاعران و نویسندگانی که به‌تبع از نبض بازار، انبوه شعارها را کنار هم می‌چینند تا متاعی باب روز عرضه کنند، و از آنجا که کلام‌شان از دل برنخاسته، لاجرم بر دل نمی‌نشیند. نه، این &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دون کیشوت‌های&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; عرصهٔ شعر و ادب اگر هم چند صباحی یکّه تازی کنند، سرانجام، امّا نه چندان دور شمشیر چوبین‌شان فولاد آبدیدهٔ تک سواران میدان هنر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصیل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; را تاب نخواهد آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ببینم &lt;/del&gt;در این مرحله ازتاریخ جامعهٔ ما، مسئولیت روشنفکران آگاه که شاعران و نویسندگان مترقی نیز در زمرهٔ ایشانند، چیست و مبرترین وظایف‌شان کدام است؟ جامعهٔ ما اکنون در سرآغاز راهی است که نهایتش قطع نفوذ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;امریالیسم &lt;/del&gt;در تمامی عرصه‌های حیات اقتصادی و فرهنگی است. باید با کوششی پیگر، سقف این دنیای وابستگی را بشکافد و با درایتی تمام طرحی نو دراندازد. بی‌گمان قطع نفوذ فرهنگی امپریالیسم، بدون‌قطع نفوذ اقتصادی آن ممکن نیست. ولی این نه به‌آن معناست که‌هرگونه کوششی در راه رهائی از وابستگی فرهنگی را باید موکول به کسب استقلال اقتصادی کرد. راه این را برداشته شود، سنگی از سرآن دیگری برمی‌دارد و هر سنگی که از سرآن یک &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;براشته &lt;/del&gt;شود، این راه دشوار را هموارتر خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ببینیم &lt;/ins&gt;در این مرحله ازتاریخ جامعهٔ ما، مسئولیت روشنفکران آگاه که شاعران و نویسندگان مترقی نیز در زمرهٔ ایشانند، چیست و مبرترین وظایف‌شان کدام است؟ جامعهٔ ما اکنون در سرآغاز راهی است که نهایتش قطع نفوذ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;امپریالیسم &lt;/ins&gt;در تمامی عرصه‌های حیات اقتصادی و فرهنگی است. باید با کوششی پیگر، سقف این دنیای وابستگی را بشکافد و با درایتی تمام طرحی نو دراندازد. بی‌گمان قطع نفوذ فرهنگی امپریالیسم، بدون‌قطع نفوذ اقتصادی آن ممکن نیست. ولی این نه به‌آن معناست که‌هرگونه کوششی در راه رهائی از وابستگی فرهنگی را باید موکول به کسب استقلال اقتصادی کرد. راه این &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;دو هدف &lt;/ins&gt;را &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;می توان ،و باید ،همزمان پیمود ،چرا که هر گامی که به توفیق در این راه &lt;/ins&gt;برداشته شود، سنگی از سرآن دیگری برمی‌دارد و هر سنگی که از سرآن یک &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;برداشته &lt;/ins&gt;شود، این راه دشوار را هموارتر خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در بطن یک چنین رابطهٔ متقابل اقتصاد و فرهنگ است که نقش و مسئولیت روشنفکران ـ از جمله شاعران و نویسندگان مترقی ـ در تحولات کنونی جامعهٔ ما روشن می‌شود. اینان باید به عنوان پشقراولان تحول فرهنگی، پا پیش بگذارند، و بندهای وابستگی‌های فرهنگی را بگسلند و با کوششی پیگیر فرهنگی نوینی بنا کنند فرهنگی که در خدمت توده‌ٔ مردم باشد. فرهنگی سرشار ازدانش و خرد، که برای دستیابی به استقلال کامل و بهروزی راهگشای آنان است. و گزافه نیست اگر بگویم که جامعهٔ ما در این مرحله از مبارزهٔ با امپریالیسم بیش از هر چیز به یک چنین تحولی فرهنگی نیاز دارد.امپریالیسم تمامی ارکان جامعه را، یعنی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و همهٔ چیزهای دیگر را بیمار می‌کند. تا زمانی که این فرهنگ بیمار ریشه‌کن نشود و فرهنگی نو جای آن را نگیرد، یعنی فرهنگی که نخستین و مهم‌ترین هدفش ارتقای سطح آگاهی توده‌هاست، جزء جزء دستاوردهای قیام شکوهمند ملت ما در خطر انحراف و نابودی خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در بطن یک چنین رابطهٔ متقابل اقتصاد و فرهنگ است که نقش و مسئولیت روشنفکران ـ از جمله شاعران و نویسندگان مترقی ـ در تحولات کنونی جامعهٔ ما روشن می‌شود. اینان باید به عنوان پشقراولان تحول فرهنگی، پا پیش بگذارند، و بندهای وابستگی‌های فرهنگی را بگسلند و با کوششی پیگیر فرهنگی نوینی بنا کنند فرهنگی که در خدمت توده‌ٔ مردم باشد. فرهنگی سرشار ازدانش و خرد، که برای دستیابی به استقلال کامل و بهروزی راهگشای آنان است. و گزافه نیست اگر بگویم که جامعهٔ ما در این مرحله از مبارزهٔ با امپریالیسم بیش از هر چیز به یک چنین تحولی فرهنگی نیاز دارد.امپریالیسم تمامی ارکان جامعه را، یعنی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و همهٔ چیزهای دیگر را بیمار می‌کند. تا زمانی که این فرهنگ بیمار ریشه‌کن نشود و فرهنگی نو جای آن را نگیرد، یعنی فرهنگی که نخستین و مهم‌ترین هدفش ارتقای سطح آگاهی توده‌هاست، جزء جزء دستاوردهای قیام شکوهمند ملت ما در خطر انحراف و نابودی خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key irpress-irpress_:diff::1.12:old-22148:rev-22889 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mani</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22148&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mani: درحال بازنگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%91%D9%84_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;diff=22148&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2011-08-02T19:23:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;درحال بازنگری&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right diff-editfont-monospace&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۲۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l57&quot; &gt;سطر ۵۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۵۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;یک نمونهٔ تاریخی نقش فعال روبنا در تسریع تحولات زیربنائی، جنبش تنویر افکار در دوران احتضار فئودالیسم و نطفه‌بندی سرمایه‌داری است. تنویر افکار درواقع جلوه‌ٔ نظری جنبش آزادیخواهی بورژازیِ جویای قدرت به‌شمار می‌آمد، چرا که در برابر اصل سنت جامعهٔ فئودالی، اصل خرد را ارائه می‌داشت و در برابر رحمت الهی و حفظ منافع طبقاتی، حقوق طبیعی خردگرایانه را عرضه می‌کرد. چرا و چه‌گونه جنبش آزادیخواهی بورژوازی، به‌مرور ایام از هدف‌ها و شعارهای نخستین خود دور شد و راهی کاملاً متفاوت با آنچه وعده می‌داد در پیش گرفت؟ این خود بحثی دیگری است و مجالی دیگری می‌طلبد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;یک نمونهٔ تاریخی نقش فعال روبنا در تسریع تحولات زیربنائی، جنبش تنویر افکار در دوران احتضار فئودالیسم و نطفه‌بندی سرمایه‌داری است. تنویر افکار درواقع جلوه‌ٔ نظری جنبش آزادیخواهی بورژازیِ جویای قدرت به‌شمار می‌آمد، چرا که در برابر اصل سنت جامعهٔ فئودالی، اصل خرد را ارائه می‌داشت و در برابر رحمت الهی و حفظ منافع طبقاتی، حقوق طبیعی خردگرایانه را عرضه می‌کرد. چرا و چه‌گونه جنبش آزادیخواهی بورژوازی، به‌مرور ایام از هدف‌ها و شعارهای نخستین خود دور شد و راهی کاملاً متفاوت با آنچه وعده می‌داد در پیش گرفت؟ این خود بحثی دیگری است و مجالی دیگری می‌طلبد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. درحالی که &lt;/del&gt;ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;را &lt;/del&gt;توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به هر طریق، اندیشه‌ها و نهادهای تودهٔ زحمتکش که در روبنای جوامع طبقاتی ظاهر می‌شود، فرایند تحولات زیربنائی را تسریع و تسهیل می‌کند، چه‌ از طریق سست و بی‌اعتبار کردن اندیشه‌ها و نهادهای روبنائی حاکم، و چه از طریق آگاهی بخشیدن به توده‌ها و بیدار کردن شوق عمل در آنان. و درست همین جاست که باید نقش ارزندهٔ ادبیات مترقی و پیشرو را در جامعهٔ امروز ارزیابی کرد. در حالی که ادبیات خادم طبقات حاکم سعی می‌کند با افشاندن تخم یأس و نومیدی، آدمی را متقاعد کند که در برابر واقعیات زندگی زبون و درمانده است، تا از این &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;راه &lt;/ins&gt;توان هر حرکت و جنبشی را از او بستاند. امّا ادبیات مترقی و پیشرو بی‌وقفه در پی برانگیختن انگیزهٔ حرکت و پویائی در مردم است؛ یک بار از طریق تشدید احساس نفرت و انزجار از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های حاکم بر جوامع طبقاتی و دیگر بار از راه تقویت امید به‌آینده‌ئی روشن و آگاه کردن آنان به‌نیروی بالقوهٔ تودهٔ مردم. چرا که برای تاختن به‌دشمن و پیروزی بر او، نخست باید خشمت برانگیخته و نفرتت افزون شود تا از جای برخیزی و به‌حرکت درآئی، و امّا نه خشمی کور و نفرتی مطلق که این دو به‌راحتی می‌تواند به‌ستیز بی‌خردانه با بشریت بدل شود، آن‌چنان که در فاشیسم شده است. از این رو، همراه با برانگیخته شدن خشم و نفرت باید دشمن را هم شناخت، یعنی علت بی‌عدالتی و نابسامانی‌ها را هم باید به درستی بشناسی تا آماجت را شناخته باشی. ورنه رها کردن تیر در تاریکی، اگرهم به‌تصادف بر هدف نشیند، کار عاقلان نیست. و این همه هنوز کافی نیست، که آدمی هنگامی به‌دشمن می‌تازد که به‌پیروزی امید داشته باشد، هرچند اندک که باشد. و هنگامی نور این امید بر دل می‌تابد که از قدرت و نیروی خود آگاه باشد، چه بی‌تابش چنین نور امیدی بر دل و بدون آگاهی به نیروی نهفته در بازوان بیشمار شهامت آن را نخواهی داشت که به‌دشمن بتازی.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;و همان‌طور که اشاره رفت، ادبیات پیشرو چون مقوله‌ئی از روبنای جامعه، خاصه در جریان تحولات اجتماعی، نقشی بس سازنده و فعال بر عهده دارد. نگاهی به‌گذشتهٔ نزدیک ادبیات این سرزمین به‌خوبی نقش شعر و ادب را در تحرک بخشیدن به‌فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی نمایان می‌کند. دفتر شاعران و نویسندگانی که با زانوی غم به‌بغل گرفته به‌سوگواری روزگاران گذشته می‌نشینند یکسره به‌دست فراموشی سپرده می‌شود، و دفتر شاعران و نویسندگانی هم هست که اگر هم آدمی را به‌حرکت ترغیب می‌کنند، نه برای تاختن به‌دشمن که برای فرار از تیررس اوست، و حداکثر همَت‌شان دل بستن به تک سواری است که باید از دل غبار تیرهٔ یأس به‌درآید. امّا در مقابل می‌بینیم که واژه به‌واژهٔ سروده‌های و نوشته‌های شاعران و نویسندگانی که با وجود هیبت جلاد سرماتم بر زانو نمی‌گیرند، سینه به‌سینه می‌گردد و دهان به‌دهان نقل می‌شود؛ اینان شاعران و نویسندگانی‌اند که هر پارهٔ شعر و هر سطر از نوشته‌ٔشان حماسه‌ئی است حرکت‌آفرین برای تاختن به شدمن،نه فرار از تیررس او؛ و همت‌شان آن‌چنان بلند است که به هیچ دستی جز انبوه دست‌های مردم و به‌هیچ امیدی جز پایداری توده‌ها دل نمی‌بندند. و چه کم داشته‌ایم از این دست شاعران و نویسندگانی که به‌تبع از نبض بازار، انبوه شعارها را کنار هم می‌چینند تا متاعی باب روز عرضه کنند، و از آنجا که کلام‌شان از دل برنخاسته، لاجرم بر دل نمی‌نشیند. نه، این &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دون کیشوت‌های&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; عرصهٔ شعر و ادب اگر هم چند صباحی یکّه تازی کنند، سرانجام، امّا نه چندان دور شمشیر چوبین‌شان فولاد آبدیدهٔ تک سواران میدان هنر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصیل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; را تاب نخواهد آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&#039;diff-marker&#039;&gt; &lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;و همان‌طور که اشاره رفت، ادبیات پیشرو چون مقوله‌ئی از روبنای جامعه، خاصه در جریان تحولات اجتماعی، نقشی بس سازنده و فعال بر عهده دارد. نگاهی به‌گذشتهٔ نزدیک ادبیات این سرزمین به‌خوبی نقش شعر و ادب را در تحرک بخشیدن به‌فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی نمایان می‌کند. دفتر شاعران و نویسندگانی که با زانوی غم به‌بغل گرفته به‌سوگواری روزگاران گذشته می‌نشینند یکسره به‌دست فراموشی سپرده می‌شود، و دفتر شاعران و نویسندگانی هم هست که اگر هم آدمی را به‌حرکت ترغیب می‌کنند، نه برای تاختن به‌دشمن که برای فرار از تیررس اوست، و حداکثر همَت‌شان دل بستن به تک سواری است که باید از دل غبار تیرهٔ یأس به‌درآید. امّا در مقابل می‌بینیم که واژه به‌واژهٔ سروده‌های و نوشته‌های شاعران و نویسندگانی که با وجود هیبت جلاد سرماتم بر زانو نمی‌گیرند، سینه به‌سینه می‌گردد و دهان به‌دهان نقل می‌شود؛ اینان شاعران و نویسندگانی‌اند که هر پارهٔ شعر و هر سطر از نوشته‌ٔشان حماسه‌ئی است حرکت‌آفرین برای تاختن به شدمن،نه فرار از تیررس او؛ و همت‌شان آن‌چنان بلند است که به هیچ دستی جز انبوه دست‌های مردم و به‌هیچ امیدی جز پایداری توده‌ها دل نمی‌بندند. و چه کم داشته‌ایم از این دست شاعران و نویسندگانی که به‌تبع از نبض بازار، انبوه شعارها را کنار هم می‌چینند تا متاعی باب روز عرضه کنند، و از آنجا که کلام‌شان از دل برنخاسته، لاجرم بر دل نمی‌نشیند. نه، این &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دون کیشوت‌های&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; عرصهٔ شعر و ادب اگر هم چند صباحی یکّه تازی کنند، سرانجام، امّا نه چندان دور شمشیر چوبین‌شان فولاد آبدیدهٔ تک سواران میدان هنر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصیل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; را تاب نخواهد آورد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;

&lt;!-- diff cache key irpress-irpress_:diff::1.12:old-22136:rev-22148 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mani</name></author>
	</entry>
</feed>