<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Omid.koli</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Omid.koli"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Omid.koli"/>
	<updated>2026-06-07T15:18:38Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B6%DB%B1&amp;diff=44106</id>
		<title>ادبیات در سال ۱۹۶۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B6%DB%B1&amp;diff=44106"/>
		<updated>2019-09-03T09:56:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Omid.koli: /* و چند کلمه درباره «رفتگان» */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN018P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۱۸ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۱۸ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN018P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۱۸ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۱۸ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پیر دو بوادفر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==و چند کلمه درباره «رفتگان»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت یکی از آن ستارگانی که در مدت عمر یک نسل افق ما را روشن ساخته‌اند خاموش می‌شود، انسان با اندکی اضطراب از خود می‌پرسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;- آیا این ستاره جانشینی خواهد داشت؟&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا، اگر چه امروز در سراسر جهان به حد وفور کتاب چاپ می‌شود، تعداد آن دسته از کتاب‌ها که بتوان نام «اثر» بر آن‌ها نهاد بسیار اندک است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۱ ما سه نویسنده بزرگ، یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سلین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ساندرارس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنریو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و یک فیلسوف بزرگ یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مرلوپونتی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; را از دست داده‌ایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر احساس و عقیده‌ای که درباره &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سلین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; وجود داشته باشد، آثار وی نخستین و گرانبهاترین شهادتی شمرده خواهد شد که در قرن بیستم درباره «بیهودگی» دنیا انتشار یافته است. سلین همچنان که یکه و تنها زیسته بود، روز اول ژوئیه ۱۹۶۱ در کلبه خود در «مدون» یکه و تنها چشم از جهان بست. اما تعداد پیروان وی از «سارتر» گرفته تا «رمون گردن» از حد حساب بیرون است. خاطره‌های شورانگیز و جگرخراش و عجیب و غریبی که از حماسه رقت‌بار وی خوشه‌چینی شده و در کتاب‌هائی مثل «شمال» و »قصر» آمده است،نتوانسته بود نخستین کتاب‌های او را از یادها ببرد اما این نکته را اثبات کرده است که مولف جاودانی و فراموش‌نشدنی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سفر به انتها‌ی شب&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;» پاک ناپدید شده است.&lt;br /&gt;
گوشه‌نشین دیگری که شهرت و افتخار دیرگاه به دستش آمد و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بلز ساندرارس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام داشت روز ۲۱ ژانویه ۱۹۶۱، چهار روز پس از دریافت جایزه بزرگ ادبی شهر پاریس چشم از جهان بست. «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مرا به آن سر دنیا ببر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;» نتوانسته بود «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;موراوازین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;» و «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;عید فصح در نیویورک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;» و «نثر ماوران سیبری» را از یادها ببرد.... و ناگفته نماند که این کتاب‌های گذشته یادگار زمانی بود که هنوز گیوم اپولینر، روردی و عده‌ٔ بی‌شمار دیگری هنوز هیچ نام و نشانی نداشتند..&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادبیات به این قطب‌های درخشان و جوشان، به صخره‌هائی که دریانوردان از آن پرهیز می‌کنند، احتیاح دارد. اما احتیاجی هم که به «راهنمایان» و «نظم‌دهندگان» دارد کم‌تر از این نیست.... و در سایهٔ همین راهنمایان و نظم‌دهندگان است که ما درمیان طوفان‌ها به شناختن خودمان توفیق می‌یابیم. امیل هانریو یکی از این راهنمایان بود... خاطره‌هائی که به عنوان «کتاب پدر من» و «انسان در روی زمین گم نمی‌شود» نوشته است، نام کتاب‌های شعر و داستان‌های او را از یادها خواهد برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«موریس مرلوپونتی» به مکتب دیگری تعلق داشت، مکتبی که جستجوی حقیقت را به منزلهٔ همه‌چیز می‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرلوپونتی، مؤلف «فنومنولوژی ادراک» و همچنین مؤلف کتابی به نام «اومانیسم و وحشت» بود که در مدح جنایت‌های استالین نوشته شده‌است. اما کسانی که در «سوربن» و کلژدوفرانس از درس این فیلسوف استفاده کرده‌اند، خوب می‌دانند که این استاد دیالکتیک با چه شور و حرارتی به جستجوهای خود می‌پرداخت... و کتاب «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;علائم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;» که در آستانه مرگ خود نوشته‌است، گواه شورانگیزی بر این جستجوها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند کلمه درباره جوایز ادبی==&lt;br /&gt;
«ژان کو» برنده خوشبخت جایزه گنکور سال ۱۹۶۱  مسلماً نویسنده آینده است که سابقه درخشانی نیز در روزنامه‌نگاری دارد. اما رمان «ترحم خدا» را که برنده جایزه شده است، نه بهترین رمان ژان ‌کو می‌توان شمرد و نه بهترین رمان سال می‌توان به حساب آورد. این چهار نفری که به اصطلاح «قاتل» شمرده می‌شوند و در سلول واحدی زندانی هستند و برای برانگیختن «ترحم خدا» زندگی خودشان را بار می‌گویند، تنها وقتی به اقناع ما توفیق می‌یابند که مونولوگ دلنشین خودشان را آغاز می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روژه بوردیه برنده جایزه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;رنودو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در قبال رمان خود موسوم به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گندم‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موضوع بزرگی را برگزیده است و خدا را شکر که با این داستان خود می‌تواند ما را ساعتی از چنگ داستان‌های هرزه و وحشتناک نجات بدهد. این کتاب به ساختمان مرکزی در ناحیه بوس به نام مرکز کشاورزی اختصاص دارد. چنین چیزی ممکن بود مثل پاره‌ای از رمان‌های شوروی خسته‌کننده باشد و اما رمان روژه بوردیه را با عاطفه و علاقه فراوانی می‌توان مطالعه کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنری توماس برنده جایزه فمینا در رمان خود موسوم به دماغه کوشش قابل تحسینی به کار برده است که سرگذشت پیچیده‌ای را با کلمه‌های ساده و سبک بسیار روشنی باز بگوید. این داستان که در جزیره کرس اتفاق می‌افتد، رنگ جنوبی دارد و هسته‌ای از پیچیدگی و ابهام در آن به چشم می‌خورد که مولف در دل داستان‌های خود جای می‌دهد. اما باید دید که این نویسنده نمونه را می‌توان «داستان نویس» نام داد؟ نه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سایهٔ افتاده» اثر ژان فرنیو که جایزه «انترآلیه» را برده است، باید پوال دو کاروت سال ۱۹۶۱ خوانده شود. داستان غم‌انگیزی است که با تلخی و مرارتی (کمی بیش از اندازه) باز گفته شده است.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۱۸]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیر دوبوادفر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Omid.koli</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=44086</id>
		<title>بحث راهنما:محتویات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=44086"/>
		<updated>2015-06-06T09:24:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Omid.koli: /* پرسش */ بخش جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==عنوان صفحه==&lt;br /&gt;
در بعضی از مقالات عنوان صفحه در متن تکرار شده. چطور است بندی به راهنما اضافه کنیم که مثلاً همهٔ متن به جز استثنائاً عنوان در متن بیاید؟ عنوان صفحه به هر حال بالای صفحه دیده می‌شود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
: خوشحالم از بازگشتت، فرزانه. در مورد سؤال: نمی‌دانم چقدر این کار لازم باشد. اگر بسامد این اشتباه زیاد است خب باید فکری به حالش بکنیم. اما من یکی-دو مورد بیشتر ندیده‌ام تا به حال. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی درج پاورقی==&lt;br /&gt;
ظاهراً شیوه‌نامه‌ی ویکی فارسی برای درج پاورقی در این سایت کار نمی‌کند. لطفاً چاره‌جویی کنید.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا راهی برای اضافه کردن پاورقی هست؟ در صفحه‌ی «آبدانه‌های چرکی باران تابستانی» دو پاورقی هست که در متن آمده.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: راه حل را پیدا کرده‌ایم. (فرزانه پیدا کرد.) باید الگوهای پاورقی را در این‌جا تعریف کنیم. اما در مرحله‌ی تعریف الگوها به مشکلی برخورده‌ایم که برای برطرف کردنش نیاز به کمی فرصت داریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استفاده از ئ ==&lt;br /&gt;
نظرتان راجع به جابجایی &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; با &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در مواردی که از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به جای &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در متن استفاده شده چیست، مثلا کارهایی و نه کارهائی. تا جایی که اطلاع دارم استفاده از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به این صورت از نگارش فارسی‌ حذف شده.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مورد فکر کنم بهتر است متکی باشیم به متن اصلی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه این موضوع برخورد با به (حرفِ اضافه) است که به نظر می‌رسد در &amp;#039;&amp;#039;کتاب جمعه&amp;#039;&amp;#039; همه جا به اسمِ بعد از خود چسبیده است که الآن رایج نیست. (مثال: بکار می‌رود) اما گمان می‌کنم به جای ویرایش بهتر است به متن اصلی وفادار باشیم.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم با پرستو موافق‌ام. هدف این است که فعلاً اصل متن را همانطور که بوده ثبت کنیم و این ارزش تاریخی نگارشی دارد. اگر روزی نگارش فارسی آنقدر تغییر کرد که خواندن متن را سخت کرد لابد کسانی هستند که ویرایش «امروزی» متون قدیمی را تولید کنند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== «ی» بدل از کسره ==&lt;br /&gt;
ملانقطه‌ای بازی: وقتی می‌گویید «۳. «ی» بدل از کسره‌ی اضافه را با استفاده از فاصله‌ی مجازی به کار می‌بریم.» منظورتان فقط بعد از «ه» است (مانند جمله‌&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; علی) یا همه جا (مثلاً کتاب‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; من)؟ به هر حال آن هم «ی» بدل از کسره است. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهراً منظور فقط مواردی است که &amp;quot;ی&amp;quot; به حرف قبل از آن می‌چسبد. کلاً نیم‌فاصله را جایی می‌توان به کار برد که در غیر آن صورت فاصله می‌گذارند. در موردی &amp;quot;مثل کتاب‌های من&amp;quot; ی می‌تواند بلافاصله بعد از الف بیاید و نه فاصله می‌خواهد نه نیم‌فاصله.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون توانا. خواستم نشان دهم که این بند یک جمله‌ای توضیح لازم دارد و گنگ است. ملانقطه‌ای‌بازی. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ممنون آیدین از تذکر درست. تصحیح شد. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::امروز توجهم به این جلب شد که اصولاً شماره‌ی ۳ زائد است. (و حتی در مواردی گمراه‌کننده می‌شود.) یادم نیست موقع نوشتن این مورد به چه چیزی فکر می‌کرده‌ام! اگر موافقید، حذفش کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::: فکر می‌کنم بودنش ضرری ندارد. شیوهٔ نگارش کتاب جمعه یک‌دست نیست و بعضی جاها «ی» بعد از «ه» آمده و بعضی جاها رویش نشسته. مثل نقطه‌گذاری‌ها که آشفتگی‌هایی دارد و کاماهایی که همه جا آمده. اما موافقم که یکی از شش قاعده‌ی اصلی نیست. مگر که کلی‌تر دربارهٰ استفاده از نیم‌فاصله حرفی شود.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::آیدین، امروز که [[واگن سیاه]] را بازنگری می‌کردم متوجه این نکته شدم. درست می‌گوئی. بودنش خوب است. و حذفش منتفی است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه==&lt;br /&gt;
دوستان لطفاً اظهار نظر بفرمایند که راجع به متن‌های طولانی مناسب‌تر می‌دانند ابتدا تصویر تمام صفحات مقاله قرار بگیرد و بعد از آن تمام متن تایپ شده یا اینکه متن تایپ شده‌ی هر صفحه زیر تصویر همان صفحه درج شود. این روش دوم کمک می‌کند -خصوصاً در متن‌های طولانی- که در حالت نمایش، تصویر هر صفحه در کنار متن آن قرار بگیرد به جای اینکه همه‌ی تصاویر زیر هم نمایش داده شوند.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:اگر متن بلند زیربخش‌های مختلف دارد خوب است که تصویر هر زیربخش در خود همان زیربخش بیاید. اگر اصل مقاله یک متن دراز یکدست بدون بخش‌بندی است مطمئن نیستم چه کاری خوب است. مثالی از متن خیلی بلند دارید؟ --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::متن [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] یک نمونه از متن‌های بلند مورد اشاره  است. --[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::متن [[ملاقات]] هم یک نمونه از متن‌های دراز یکدست بدون بخش‌بندی است. (نمایشنامه است.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::یکی‌ دو تا مقاله مثل همین [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] و یا [[اختراعی که جهان را دگرگون کرد]]، که صفحه‌ها رو بین متن آوردند به نظر من که جالب میرسه.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::به نظر من هم کارِ خوبی است. ممنون، Tavanaonline. اما در مورد متن‌های بلند یکدست سلیقه‌ی من می‌گوید همان قرار گرفتن عکس‌ها پشت سر هم خوب است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر چه در رهنما گشتم توضیحی برای چگونگی پیوند صفحات (اسکن شده) به متن تایپ شده ندیدم.ممکنه شما من رو راهنمایی کنید؟ --[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فریبا، مشکل را بیشتر توضیح می‌دهی؟ صفحات اسکن‌شده که به شکل تصویر وجود دارند. کافیست زیر کُدهای مربوط به این تصاویرْ متن را قرار دهید. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::در مورد مجموعه طرح شاید بهتر باشد متن هر صفحه (معمولاً توضیح طرح) کنار خود طرح بیاید. مثلاً [[مجموعه‌ئی از طرح‌های مربوط به اول ماه مه]] را ببینید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از این دستور برای ضمیمه کردن صفحات اسکن شده به متن تایپ شده استفاده کردم : [[تصویر:30-113.jpg|بندانگشتی|120px|چپ|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۱۱۳]] هیچ استانداردی برای این تعیین نشده(یا من ندیدم) من به دلخواه اندازه 120px استفاده کردم.--[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براي جاستيفاي كردن متن ( اينكه چيدمان انتهاي همه خطوط يك پاراگراف در يك راستا باشد) چكار بايد بكنم؟&lt;br /&gt;
آيا نيازي به اين كار هست يا نه چون در توضيحات راهنما مثالش را نديدم. --[[کاربر:افراآزاد]]&lt;br /&gt;
:افرا، لازم به این کار نیست. اگر نگاهی به مقالات نهایی شده بندازی (لینک را می‌توانی در [[صفحهٔ اصلی]] پیدا کنی)، احتمالاً نحوهٔ کار بیشتر دستت می‌آید.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۲۱ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن‌های بازنگری‌شده ==&lt;br /&gt;
به نظرم خوب است که متن‌های بازنگری‌شده را کسی بازنگریِ مجدد کند و بعد صفحه را غیرقابل ویرایش کنیم. نظری دارید؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
:و صفحهٔ بحثش را باز بگذاریم برای بحث‌های احتمالی. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حرف اضافه «به» ==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که در شیوه‌ی نگارش کتاب جمعه، حرف اضافهٔ «به» با نیم‌فاصله از کلمه‌ی بعدی خود جدا می‌شود نه فاصلهٔ کامل. با توجه به تکرارش به نظر نمی‌آید سهوی باشد. در متن‌های بازنگری‌شده این نیم‌فاصله به فاصله تبدیل شده. آیا این تغییر یکی از قواعدی است که باید به راهنما اضافه شود، یا شیوه‌ی کتاب جمعه را پیش بگیریم؟ --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من هر دو جورش (و حتی سه جور: گاهی هم چسبیده به کلمه‌ی بعد) را در متن‌های کتاب جمعه دیده‌ام: هم با فاصله‌ی مجازی و هم با فاصله‌ی کامل. حتی در یک متنِ واحد هم هر دو شیوه را دیده‌ام. نمی‌دانم چه باید کرد و آیا در این زمینه هم باید مطلقاً عین متن اصلی رفتار کرد؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::آن قدر تکرارش را دیدم که گذاشتمش به حساب روش کتاب جمعه و رعایتش می‌کردم. هرچند ترحیحم نیست این شکل نگارش. برای این که در تایپ و بازنگری دوباره‌کاری نشود، خوب است قراری بگذاریم. چه برای آن‌چه که تا الان نهایی شده، چه برای آن‌ها که هنوز تایپ نشده. تا آن‌وقت در بازنگری هرطور تایپ شده بود دست نمی‌زنم، اما در تایپ آن‌چه را می‌بینم تایپ می‌کنم. اگر فکر می‌کنید کار دیگری باید کرد لطفاً بگویید.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::کاش دیگران هم نظر بدهند. روش من تا به حال این بوده: یا به کلمه‌ی بعد از خودش چسبیده که همان‌طور تایپش کرده‌ام یا جدا بوده (با فاصله‌ی کامل یا فاصله‌ی مجازی) که من با فاصله‌ی کامل تایپ کرده‌ام. فکر می‌کنم که این روش خوبی باشد. اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا تصمیم بگیریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: من در هر متنی که با این &amp;quot; به&amp;quot; تا به حال برخورد داشته ام مطابق متن تایپ کردم. هر جا نیم فاصله بوده از نیم فاصله استفاده کردم و هرجا که فاصله کامل بوده، فاصله کامل گذاشتم! اگر تصمیم جدیدی گرفته شد در این مورد لطفا خبر بدین که متن ها رو ویرایش کنیم. و البته به این توجه داشته باشید که وقتی حجم مطالب افزایش پیدا کنه یک مقداری برگشتن به متن های تایپ شده و ویرایش کردنشون دشوار میشه.--[[کاربر:PardisParto|PardisParto]] ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌شود نتیجه بگیریم؟ به نظرم منطقی این است که عینِ عینِ متن را منتقل کنیم. من متن‌های محافظت‌شده را دوباره بازنگری می‌کنم و اصلاح‌شان می‌کنم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)&lt;br /&gt;
: در صفحه‌ی راهنما این مورد را به شماره‌ی یک اضافه کردم. در واقع قاعده‌ی جدیدی نیست صرفاً برای تأکید بیشتر و جلب کردنِ توجهِ کاربران به این نکته. ممنون، آیدین، از باز کردنِ این بحث. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم صفحه به صفحات کوچک‌تر چگونه است؟==&lt;br /&gt;
موقع ویرایش یک پیغام در بالای صفحه به این مضمون مشاهده می‌کنم: هشدار: طول این صفحه ۳۱ کیلوبایت است؛ بعضی مرورگرها ممکن است با ویرایش صفحه‌های نزدیک به ۳۲ کیلوبایت یا طولانی‌تر از آن مشکل داشته باشند. لطفاً تقسیم این صفحه به قسمت‌های کوچکتر را مد نظر داشته باشید.&lt;br /&gt;
من باید چه‌کار کنم؟ --[[کاربر:افرا آزاد|آزاده]] ‏۱۵ مارچ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۳۳ (UTC)&lt;br /&gt;
:هشدار را نادیده بگیرید. مرورگرهای جدیدتر مشکلی با این صفحات ندارند. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۱۵ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۱۱ (PDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حرف اضافهٔ به==&lt;br /&gt;
من در مورد «به» در کتاب هفته سؤالی داشتم («بدلیل»، و...) چه شد که تصمیم گرفتید که اینها را جدا بنویسیم؟ تا جایی که من می‌دانم «به» در عربی و تاجیکی چسبیده نوشته می‌شود و سال‌های متمادی در فارسی هم همینطور بوده. فقط در چند ده سال اخیر است که جدا نوشتن «به» مرسوم شده. من که بچه بودم در بیشتر کتابها هنوز بـ را می‌چسباندند. من فکر می‌کنم مهم است اینکه تاریخ تغییر رسم‌الخط را حفظ کنیم. برای من که خیلی جالب بود ببینم که در کتاب هفته سر هم بوده، بعد در کتاب جمعه نیم‌فاصله‌دار شده، تا امروز که کاملاً جدا شده. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ([[بحث کاربر:Farzaneh|بحث]]) ‏۴ آوریل ۲۰۱۳، ساعت ۱۸:۵۶ (PDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فرزانه، این فقط مربوط به «به» نیست. در متن‌های «کتاب هفته» در مورد «ها» و «می» و سایر چیزها مثل «به» شلختگی وجود دارد. این‌جور نیست که روالْ چسباندن بوده باشد و ما آن روال را تغییر داده باشیم. گاهی جدا نوشته می‌شده‌اند و گاهی چسبیده. به نظرت همان شلختگی را حفظ کنیم؟ (تصمیمی که گرفته شده برای رفعِ این شلختگی بوده.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ([[بحث کاربر:Parastoo|بحث]]) ‏۵ آوریل ۲۰۱۳، ساعت ۰۲:۵۴ (PDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرسش ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر روی «روی میز» صفحۀ نخست، چه در فهرست «متن‌های آمادهٔ تایپ.» و چه در «متن‌های تایپ‌شده‌ای که آمادهٔ بازنگری‌اند.» به برچسب «برای رسیدگی به این متن عجله‌ای در کار نیست.»، برمی‌خوریم. بنابراین پیغام، آیا اولویت‌بندیی ترتیب داده شده؟ کدام فهرست؟ سپاس --[[کاربر:Omid.koli|Omid]] ([[بحث کاربر:Omid.koli|بحث]]) ‏۶ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۰۲:۲۴ (PDT)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Omid.koli</name></author>
	</entry>
</feed>