<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Maryaminaa</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Maryaminaa"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Maryaminaa"/>
	<updated>2026-04-26T04:06:13Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=18217</id>
		<title>آنارشیسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=18217"/>
		<updated>2011-05-30T12:06:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:31-118.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-119.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-120.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-121.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-122.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایدئولوژی و اندیشه‌های سیاسی معاصر در پاسخ خوانندگان==&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اشاره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که طی شماره‌های گذشته در صفحات «صندوق پستی» در پاسخ چند تن از خوانندگان متذکر شدیم، مطالب این بخش از کتاب جمعه برای پاره‌ئی کسان در مورد خط فکری و معتقدات سیاسی شورای نویسندگان ما سوءتفاهمات بسیار عجیبی پیش آورد. از آن جمله این که «در کتاب جمعه گرایش‌های لیبرالی، تروتسکیستی، فاشیستی، فالانژی و چه و چه دیده می‌شود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این نکته را در نخستین شماره‌ئی که این صفحات را به خواست خوانندگان در مجله گشودیم متذکر شدیم و از آن پس چند بار در این جا و آنجا - و بیشتر در پاسخ نامه‌ها- تکرار کردیم که فی‌المثل سوال این است که «آنارشیسم چیست؟» و سوال این نیست که «شما درباره آنارشیسم چه فکر می‌کنید؟» - در این صورت ما ناگزیریم «آنارشیسم» را از دیدگاه یک «آنارشیست» معرفی کنیم و نظر موافق یا مخالف خود را در آن دخالت ندهیم. &lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}} ک. ج {{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم==&lt;br /&gt;
در طول دو دهه گذشته انتشار کتب و مقالات درباره ایدئولوژی آنارشیسم بیسار رایج گردیده است. قیام دانشجویان فرانسه در ژوئن ۱۹۶۸ و حمل پرچم‌های سیاه همراه با تراکت‌های آنارشیستی به اعتباری حاکی از حیات دوباره این ایدئولوژی و امکان اجرای اصول و اعتقادات آن است. در حال حاضر آنارشیسم در انگلستان، هلند، فرانسه، آمریکای لاتین، اسپانیا و سایر نقاط جهان طرفداران زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیسم به عنوان یک آموزه به شدت تحت تاثیر افکار و اندیشه دانشمندان و محققینی چون پیتر کروپتکین، پیر ژوزف پرودون، میکائیل باکونین، لئو تولستوی، ویلیام گودوین، جورج سورل و ویلیام موریس بوده است. تحلیل ایدئولوژی‌ آنارشیسم با توجه به عقاید غیرمتجانس بنیان‌گذاران آن غیرممکن است، و الزاما تجزیه و تحلیل آن قسمت از نظریات آنارشیستی که در حال حاضر کاربرد اجتماعی و ایدئولوژیک دارد می‌تواند راه‌گشای مشکل بیان ویژگی‌های آنارشیسم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آرا و عقاید بسیار متنوع صاحب‌نظران آنارشیست بیان سه مکتب منشعب از ایدئولوژی کلی یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم کمونیستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نارشیسم سندیکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم فردی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; گویای نمادهای ایدئولوژیک این آموزه سیاسی-اجتماعی است. کروپتکین آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« واژه‌ئی برای تبیین اصول و روش زندگی در یک جامعه بی‌حکومت. جامعه‌ئی فارغ از ترس و زور که به افراد امکان تولید، مصرف، دستیابی به نیازها و بالاخره زندگی جدید را نوید می‌دهد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر آنارشیست‌ها در بیان سوابق تاریخی آموزه خویش به فلسفه یونان باستان استناد می‌کنند و فیلسوفان کلبی را اسلاف آنارشیست خود می‌دانند. ولی واقعیت این است که آنارشیسم به صورت یک ایدئولوژی، آموزه جدیدی است، و اولین کسی که خود را آنارشیست خواند پرودن بود (۶۵-۱۸۰۹). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها همیشه به طرفداری یا اعمال خشونت و هرج و مرج متهم گردیده‌اند و اعتقاد گروه کوچکی از آن‌ها به تخریب جوامع موجود، ترور و آدم‌ربائی به همه آنارشیست‌ها تعمیم داده شده است. ایدئولوژی آنارشیسم در دوران ما به شدت متاثر از آنارشیسم فلسفی است و آموزه آن علی‌رغم تداوم اعتقاد به انقلاب متکی بر اعمال روش‌های غیرخشن می‌باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مجموع به طبقه کارگر به عنوان نیروی بالقوه انقلابی نگریسته‌اند. نقطه‌نظرهای آنارشیست‌ها در مورد طبقه پرولتاریا را می‌توان از کتاب «روبرت بلچ‌فورد» که مدینه فاصله آنان است استخراج نمود. نویسنده در کتاب خود به نام «دکان سحر» به توصیف جهانی می‌پردازد که فارغ از ظلم و ستم حکومت‌ها به حیات ابدی خویش ادامه می‌دهد. «انسان‌ها تمام توان و نیروی خود را برای اعتلای هرچه بیشتر جامعه به کار می‌برند، چون کار و کارگر سخت مورد احترام است. افراد مدام مهارت‌های خویش را فزونی می‌بخشند. و به دلیل آزادی انتخاب حرفه و شغل روح تعاون گسترش می‌یابد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساس نظریات آنارشیست‌ها درباره طبقه کارگر را باید در تحلیل این حقیقت پی‌گیری کرد که آنارشیسم زائیده انقلاب صنعتی اروپا و انقلاب کبیر فرانسه است. هدف انقلاب فرانسه تامین آزادی بود. به اعتقاد آنارشیست‌ها این آزادی سرابی بیش نبود، چرا که رقابت آزاد و مالکیت خصوصی و فردی سلطه طبقات با نفوذ را هم‌چنان حفظ نمود. آنارشیست‌ها در جواب هگل که درباره انقلاب کبیر فرانسه گفته بود « آسمان به زمین آمد» با تاسف گفتند افسوس که آسمان به شکل دولت به زمین آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها مانند مارکس ناظر مسخ شدن انسان‌‌ها به‌ویژه طبقه پرولتاریا بودند و در اندیشه چگونگی رهانیدن بشریت از شرایط مسلط. هم مارکس و هم آنارشیست‌‌ها می‌دانستند که دولت سیاسی قادر به چاره‌اندیشی برای استخلاص طبقه کارگر از بن‌بست موجود نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش ایدئولوژی آنارشیسم همراه با توسعه صنعتی در غرب به مثابه یک نهاد اجتماعی باعث گردید که آنارشیست‌ها به نوعی راه حل عاجل گرایش یابند. اینکه بالاخره روزی - و به یک باره- بندها و زنجیرهای اسارت حکومتی بر پای کارگران از هم خواهد گسست و طبقه پرولتاریا آزاد خواهد شد و جامعه تعاونی خویش را خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اشتباه و ساده‌اندیشی آنارشیست‌ها با عکس‌العمل مارکس و طرفدارانش مواجه گردید و موجب شد که اختلافات دو ایدئولوژی کاملا متبلور گردد. به تعبیر مارکس آنارشیست‌ها به بخشی از جامعه که خود محصول شرایط اقتصادی ویژه و وجه تولید خاصی است -یعنی روبنا- دونکیشوت‌وار اعلام جنگ کردند، بنابراین محکوم به شکست بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مقابل استدلال می‌کردند که دولت صرفا ماحصل نظام اقتصادی نیست بلکه نتیجه فشار و زور است. تضاد بین دو ایدئولوژی تا بدانجا فزونی گرفت که ساعت‌ها از وقت جلسات بین‌الملل اول به ادامه بحث‌های شدید بین مارکس و باکونین اختصاص یافت، جدالی که در نهایت منجر به اخراج باکونین در یکی از نشست‌های بین‌الملل در لاهه گردید. (۱۸۷۲) و دفتر بین‌المللی نیز به نیویورک منتقل شد. آنارشیست‌ها نظام اقتصادی سوسیالیستی را به عنوان یک راه حل می‌پذیرند و لی عده‌ئی از آنان بازگشت به تولید دستی و اقتصاد کشاورزی را توصیه می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم کمونیستی==&lt;br /&gt;
آنارشیسم کمونیستی متاثر از آرا و عقاید کروپتکین است. الکساندر برکمن یکی از طرفداران کروپتکین در کتاب «الفبای آنارشیسم» می‌نویسد «آنارشیسم به ما می‌آموزد که چگونه در یک جامعه فارغ از زور و جبر زندگی کنیم. حیات بدون زور و فشار یعنی آزادی». و سپس ادامه می‌دهد برای دست‌یابی به چنین زندگی ایده‌آلی اول باید از شر حکومت و نظام سرمایه‌داری خلاص شد و سپس آزادی و برابری در مصرف را جای‌گزین آن ساخت. این است آنارشیسم کمونیستی. به اعتقاد برکمن جوامع معاصر با تضادهای اقتصادی شرایطی به وجود آورده‌اند که انسان‌ها نمی‌توانند با آزادی کامل به زندگی خویش ادامه دهند، چرا که سرمایه‌داری و حکومت -هر یک به نوعی- آزادی را محدود ساخته‌اند. نظام سرمایه‌داری با ایجاد اختلافات طبقاتی و حکومت با وضع قوانین و مقررات. اصول اعتقادی آنارشیسم کمونیستی را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. از میان برداشتن حکومت&lt;br /&gt;
۲. رجعت به اقتصاد کشاورزی و گسترش صنایع کوچک و محلی&lt;br /&gt;
۳. توزیع عادلانه کالاها و فرآورده‌ها بین مردم&lt;br /&gt;
۴. تبلیغ ایده و اندیشه‌ تعاون و همکاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌های کمونیست همچنین حامی آزادی افراد در گزینش راه و رسم زندگی خویش هستند. بنابراین درباره مسائلی مانند نحوه روابط زن و مرد، نظام آموزشی و دین و مذهب به داوری و ارائه طریق نمی‌پردازند. کما اینکه افرادی مانند دروتی-دی و آمون هنسی از آنارشیست‌های کاتولیک وابستگی خویشتن را به کلیسا مانعی برای آنارشیست بودن نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم سندیکائی==&lt;br /&gt;
بنیان مکتب آنارشیسم سندیکائی بر صنعت و تولید صنعتی نهاده شده است. این گروه اتحادیه‌های کارگری را مرکز ثقل اداره جوامع می‌دانند. و نظارت کارگران را راه حل تمام مشکلات و نابسامانی‌های جوامع. آن دسته از آنارشیست‌ها که می‌کوشیدند با بهره‌گیری از امکانات بین‌آلمللی اول جبهه مقاومی در برابر سوسیالیست‌ها باز نمایند، پس از اخراج و تجربه چندین مورد اعمال خشونت و ترور در قالب سندیکالیسم انقلابی ظهور نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبانی حاکم بر آنارشیسم سندیکائی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. سرپرستی و اداره واحدهای صنعتی به‌وسیله کارگران&lt;br /&gt;
۲. تقسیم بخش‌های صنعتی و کنترل آن‌ها به شکل فدراسیون و کمون&lt;br /&gt;
۳. حل مشکلات و مسائل مربوط به روابط بین کمون‌ها و جوامع از طریق شوراهای کارگری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم فردی==&lt;br /&gt;
جوهر و اس و اساس ایدئولوژی آنارشیسم در دفاع از آزادی و خودمختاری انسان‌ها نهفته است. باوری که در آنارشیسم فردی جلوه بیش‌تری می‌یابد. این دسته از آنارشیست‌ها بی آن‌که منکر همکاری و تعاون باشند برای آن حد و مرزی تعیین می‌نمایند. مالکیت عمومی و سرمایه‌داری را نمی‌پذیرند و با هر دو به یک اندازه مخالفند. اختلاف بین آنارشیسم کمونیستی و آنارشیسم مبتنی بر اصالت فرد از اواخر قرن نوزدهم به شکل دو جریان فکری متضاد قوام گرفت. هرچند هر دو ایدئولوژی در مخالفت با سازمان‌ها و تشکیلات موجود زمان خویش هماهنگ بودند، ولی در چگونگی ساخت جامعه نوین با یکدیگر اختلاف داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{ستاره}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایدئولوژی آنارشیسم در مجموع به آزادی فردی ایمان دارد و به عنوان یک نظام کنترل گروهی به ویژه از نوع سازمان‌ یافته مانند دولت و حکومت را غیر ضروری می‌داند. آنارشیست‌ها معتقدند که تدام عشق و علاقه واقعی میان مردم در شرایط موجود جهان امکان‌ناپذیر است. در نتیجه به والدین توصیه می‌نمایند که آزادی کودکان خویش را با اجرای اصول مکتبی آن‌ها بیمه نمایند. با این حال تاریخ به ما می‌آموزد که آنارشیسم با اتخاذ سیاست قهر و آشتی ناپذیری در برابر دولت و نظام حاکم بیش از همه خود را فریب می‌دهد. ملی کردن صنایع، منابع طبیعی، توزیع عادلانه ثروت و امکانات و بالاخره استحکام بخشیدن به بنیان دولت از طریق وضع قوانین و مقررات نشان می‌دهد که تنها دولت در تضاد با طبقات محروم جامعه نیست بلکه در مواقع ضروری می‌تواند به نفع آن‌ها وارد عمل شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایدئولوژی آنارشیسم که گاه با مسلک اصالت فرد اشتباه می‌شود می‌تواند برخود ببالد که به دلیل اشتیاق انسان‌ّا در دست یابی به آزادی، استقلال و استفاده به حق از امکانات عمومی موقتا مورد توجه گروهی معدود قرار گرفته است. جذبه‌ای که نویسندگانی چون آلدوس هاکسلی، هربرت رید و جرج ارول از طریق عریان نمودن و بیان خصوصیات جوامع صنعتی امروزی، در ایجاد آن سهم بسزائی داشته‌اند. نویسندگانی که گاه آنارشیست‌ها به اشتباه آنها را از ان خود دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ به ما آموخته است که خلاصی از ستم حکومت‌ها، اختلاف طبقاتی و در نهایت، دستیابی به آزادی به شیوه آنارشیستی خواب و خیالی بیش نمی‌تواند باشد. خیال خامی که سر توماس مور پنج قرن پیش به شکل ظاهرپسندتری از افاضت آنارشیست‌های امروزی به تشریح قلمی آن پرداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلامحسن میرزاصالح&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=18214</id>
		<title>آنارشیسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=18214"/>
		<updated>2011-05-30T11:50:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:31-118.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-119.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-120.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-121.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-122.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایدئولوژی و اندیشه‌های سیاسی معاصر در پاسخ خوانندگان==&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اشاره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که طی شماره‌های گذشته در صفحات «صندوق پستی» در پاسخ چند تن از خوانندگان متذکر شدیم، مطالب این بخش از کتاب جمعه برای پاره‌ئی کسان در مورد خط فکری و معتقدات سیاسی شورای نویسندگان ما سوءتفاهمات بسیار عجیبی پیش آورد. از آن جمله این که «در کتاب جمعه گرایش‌های لیبرالی، تروتسکیستی، فاشیستی، فالانژی و چه و چه دیده می‌شود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این نکته را در نخستین شماره‌ئی که این صفحات را به خواست خوانندگان در مجله گشودیم متذکر شدیم و از آن پس چند بار در این جا و آنجا - و بیشتر در پاسخ نامه‌ها- تکرار کردیم که فی‌المثل سوال این است که «آنارشیسم چیست؟» و سوال این نیست که «شما درباره آنارشیسم چه فکر می‌کنید؟» - در این صورت ما ناگزیریم «آنارشیسم» را از دیدگاه یک «آنارشیست» معرفی کنیم و نظر موافق یا مخالف خود را در آن دخالت ندهیم. &lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}} ک. ج {{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم==&lt;br /&gt;
در طول دو دهه گذشته انتشار کتب و مقالات درباره ایدئولوژی آنارشیسم بیسار رایج گردیده است. قیام دانشجویان فرانسه در ژوئن ۱۹۶۸ و حمل پرچم‌های سیاه همراه با تراکت‌های آنارشیستی به اعتباری حاکی از حیات دوباره این ایدئولوژی و امکان اجرای اصول و اعتقادات آن است. در حال حاضر آنارشیسم در انگلستان، هلند، فرانسه، آمریکای لاتین، اسپانیا و سایر نقاط جهان طرفداران زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیسم به عنوان یک آموزه به شدت تحت تاثیر افکار و اندیشه دانشمندان و محققینی چون پیتر کروپتکین، پیر ژوزف پرودون، میکائیل باکونین، لئو تولستوی، ویلیام گودوین، جورج سورل و ویلیام موریس بوده است. تحلیل ایدئولوژی‌ آنارشیسم با توجه به عقاید غیرمتجانس بنیان‌گذاران آن غیرممکن است، و الزاما تجزیه و تحلیل آن قسمت از نظریات آنارشیستی که در حال حاضر کاربرد اجتماعی و ایدئولوژیک دارد می‌تواند راه‌گشای مشکل بیان ویژگی‌های آنارشیسم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آرا و عقاید بسیار متنوع صاحب‌نظران آنارشیست بیان سه مکتب منشعب از ایدئولوژی کلی یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم کمونیستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نارشیسم سندیکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم فردی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; گویای نمادهای ایدئولوژیک این آموزه سیاسی-اجتماعی است. کروپتکین آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« واژه‌ئی برای تبیین اصول و روش زندگی در یک جامعه بی‌حکومت. جامعه‌ئی فارغ از ترس و زور که به افراد امکان تولید، مصرف، دستیابی به نیازها و بالاخره زندگی جدید را نوید می‌دهد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر آنارشیست‌ها در بیان سوابق تاریخی آموزه خویش به فلسفه یونان باستان استناد می‌کنند و فیلسوفان کلبی را اسلاف آنارشیست خود می‌دانند. ولی واقعیت این است که آنارشیسم به صورت یک ایدئولوژی، آموزه جدیدی است، و اولین کسی که خود را آنارشیست خواند پرودن بود (۶۵-۱۸۰۹). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها همیشه به طرفداری یا اعمال خشونت و هرج و مرج متهم گردیده‌اند و اعتقاد گروه کوچکی از آن‌ها به تخریب جوامع موجود، ترور و آدم‌ربائی به همه آنارشیست‌ها تعمیم داده شده است. ایدئولوژی آنارشیسم در دوران ما به شدت متاثر از آنارشیسم فلسفی است و آموزه آن علی‌رغم تداوم اعتقاد به انقلاب متکی بر اعمال روش‌های غیرخشن می‌باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مجموع به طبقه کارگر به عنوان نیروی بالقوه انقلابی نگریسته‌اند. نقطه‌نظرهای آنارشیست‌ها در مورد طبقه پرولتاریا را می‌توان از کتاب «روبرت بلچ‌فورد» که مدینه فاصله آنان است استخراج نمود. نویسنده در کتاب خود به نام «دکان سحر» به توصیف جهانی می‌پردازد که فارغ از ظلم و ستم حکومت‌ها به حیات ابدی خویش ادامه می‌دهد. «انسان‌ها تمام توان و نیروی خود را برای اعتلای هرچه بیشتر جامعه به کار می‌برند، چون کار و کارگر سخت مورد احترام است. افراد مدام مهارت‌های خویش را فزونی می‌بخشند. و به دلیل آزادی انتخاب حرفه و شغل روح تعاون گسترش می‌یابد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساس نظریات آنارشیست‌ها درباره طبقه کارگر را باید در تحلیل این حقیقت پی‌گیری کرد که آنارشیسم زائیده انقلاب صنعتی اروپا و انقلاب کبیر فرانسه است. هدف انقلاب فرانسه تامین آزادی بود. به اعتقاد آنارشیست‌ها این آزادی سرابی بیش نبود، چرا که رقابت آزاد و مالکیت خصوصی و فردی سلطه طبقات با نفوذ را هم‌چنان حفظ نمود. آنارشیست‌ها در جواب هگل که درباره انقلاب کبیر فرانسه گفته بود « آسمان به زمین آمد» با تاسف گفتند افسوس که آسمان به شکل دولت به زمین آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها مانند مارکس ناظر مسخ شدن انسان‌‌ها به‌ویژه طبقه پرولتاریا بودند و در اندیشه چگونگی رهانیدن بشریت از شرایط مسلط. هم مارکس و هم آنارشیست‌‌ها می‌دانستند که دولت سیاسی قادر به چاره‌اندیشی برای استخلاص طبقه کارگر از بن‌بست موجود نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش ایدئولوژی آنارشیسم همراه با توسعه صنعتی در غرب به مثابه یک نهاد اجتماعی باعث گردید که آنارشیست‌ها به نوعی راه حل عاجل گرایش یابند. اینکه بالاخره روزی - و به یک باره- بندها و زنجیرهای اسارت حکومتی بر پای کارگران از هم خواهد گسست و طبقه پرولتاریا آزاد خواهد شد و جامعه تعاونی خویش را خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اشتباه و ساده‌اندیشی آنارشیست‌ها با عکس‌العمل مارکس و طرفدارانش مواجه گردید و موجب شد که اختلافات دو ایدئولوژی کاملا متبلور گردد. به تعبیر مارکس آنارشیست‌ها به بخشی از جامعه که خود محصول شرایط اقتصادی ویژه و وجه تولید خاصی است -یعنی روبنا- دونکیشوت‌وار اعلام جنگ کردند، بنابراین محکوم به شکست بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مقابل استدلال می‌کردند که دولت صرفا ماحصل نظام اقتصادی نیست بلکه نتیجه فشار و زور است. تضاد بین دو ایدئولوژی تا بدانجا فزونی گرفت که ساعت‌ها از وقت جلسات بین‌الملل اول به ادامه بحث‌های شدید بین مارکس و باکونین اختصاص یافت، جدالی که در نهایت منجر به اخراج باکونین در یکی از نشست‌های بین‌الملل در لاهه گردید. (۱۸۷۲) و دفتر بین‌المللی نیز به نیویورک منتقل شد. آنارشیست‌ها نظام اقتصادی سوسیالیستی را به عنوان یک راه حل می‌پذیرند و لی عده‌ئی از آنان بازگشت به تولید دستی و اقتصاد کشاورزی را توصیه می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم کمونیستی==&lt;br /&gt;
آنارشیسم کمونیستی متاثر از آرا و عقاید کروپتکین است. الکساندر برکمن یکی از طرفداران کروپتکین در کتاب «الفبای آنارشیسم» می‌نویسد «آنارشیسم به ما می‌آموزد که چگونه در یک جامعه فارغ از زور و جبر زندگی کنیم. حیات بدون زور و فشار یعنی آزادی». و سپس ادامه می‌دهد برای دست‌یابی به چنین زندگی ایده‌آلی اول باید از شر حکومت و نظام سرمایه‌داری خلاص شد و سپس آزادی و برابری در مصرف را جای‌گزین آن ساخت. این است آنارشیسم کمونیستی. به اعتقاد برکمن جوامع معاصر با تضادهای اقتصادی شرایطی به وجود آورده‌اند که انسان‌ها نمی‌توانند با آزادی کامل به زندگی خویش ادامه دهند، چرا که سرمایه‌داری و حکومت -هر یک به نوعی- آزادی را محدود ساخته‌اند. نظام سرمایه‌داری با ایجاد اختلافات طبقاتی و حکومت با وضع قوانین و مقررات. اصول اعتقادی آنارشیسم کمونیستی را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. از میان برداشتن حکومت&lt;br /&gt;
۲. رجعت به اقتصاد کشاورزی و گسترش صنایع کوچک و محلی&lt;br /&gt;
۳. توزیع عادلانه کالاها و فرآورده‌ها بین مردم&lt;br /&gt;
۴. تبلیغ ایده و اندیشه‌ تعاون و همکاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌های کمونیست همچنین حامی آزادی افراد در گزینش راه و رسم زندگی خویش هستند. بنابراین درباره مسائلی مانند نحوه روابط زن و مرد، نظام آموزشی و دین و مذهب به داوری و ارائه طریق نمی‌پردازند. کما اینکه افرادی مانند دروتی-دی و آمون هنسی از آنارشیست‌های کاتولیک وابستگی خویشتن را به کلیسا مانعی برای آنارشیست بودن نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم سندیکائی==&lt;br /&gt;
بنیان مکتب آنارشیسم سندیکائی بر صنعت و تولید صنعتی نهاده شده است. این گروه اتحادیه‌های کارگری را مرکز ثقل اداره جوامع می‌دانند. و نظارت کارگران را راه حل تمام مشکلات و نابسامانی‌های جوامع. آن دسته از آنارشیست‌ها که می‌کوشیدند با بهره‌گیری از امکانات بین‌آلمللی اول جبهه مقاومی در برابر سوسیالیست‌ها باز نمایند، پس از اخراج و تجربه چندین مورد اعمال خشونت و ترور در قالب سندیکالیسم انقلابی ظهور نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبانی حاکم بر آنارشیسم سندیکائی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. سرپرستی و اداره واحدهای صنعتی به‌وسیله کارگران&lt;br /&gt;
۲. تقسیم بخش‌های صنعتی و کنترل آن‌ها به شکل فدراسیون و کمون&lt;br /&gt;
۳. حل مشکلات و مسائل مربوط به روابط بین کمون‌ها و جوامع از طریق شوراهای کارگری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم فردی==&lt;br /&gt;
جوهر و اس و اساس ایدئولوژی آنارشیسم در دفاع از آزادی و خودمختاری انسان‌ها نهفته است. باوری که در آنارشیسم فردی جلوه بیش‌تری می‌یابد. این دسته از آنارشیست‌ها بی آن‌که منکر همکاری و تعاون باشند برای آن حد و مرزی تعیین می‌نمایند. مالکیت عمومی و سرمایه‌داری را نمی‌پذیرند و با هر دو به یک اندازه مخالفند. اختلاف بین آنارشیسم کمونیستی و آنارشیسم مبتنی بر اصالت فرد از اواخر قرن نوزدهم به شکل دو جریان فکری متضاد قوام گرفت. هرچند هر دو ایدئولوژی در مخالفت با سازمان‌ها و تشکیلات موجود زمان خویش هماهنگ بودند، ولی در چگونگی ساخت جامعه نوین با یکدیگر اختلاف داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{ستاره}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایدئولوژی آنارشیسم در مجموع به آزادی فردی ایمان دارد و به عنوان یک نظام کنترل گروهی به ویژه از نوع سازمان‌ یافته مانند دولت و حکومت را غیر ضروری می‌داند. آنارشیست‌ها معتقدند که تدام عشق و علاقه واقعی میان مردم در شرایط موجود جهان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17887</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17887"/>
		<updated>2011-05-25T22:08:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژان میشل پالمید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،==&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==۲- سال‌های تبعید==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==۳- بازگشت به آلمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}ف. آزادسرو{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=17842</id>
		<title>آنارشیسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=17842"/>
		<updated>2011-05-25T15:48:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:31-118.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-119.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-120.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-121.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-122.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایدئولوژی و اندیشه‌های سیاسی معاصر در پاسخ خوانندگان==&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اشاره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که طی شماره‌های گذشته در صفحات «صندوق پستی» در پاسخ چند تن از خوانندگان متذکر شدیم، مطالب این بخش از کتاب جمعه برای پاره‌ئی کسان در مورد خط فکری و معتقدات سیاسی شورای نویسندگان ما سوءتفاهمات بسیار عجیبی پیش آورد. از آن جمله این که «در کتاب جمعه گرایش‌های لیبرالی، تروتسکیستی، فاشیستی، فالانژی و چه و چه دیده می‌شود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این نکته را در نخستین شماره‌ئی که این صفحات را به خواست خوانندگان در مجله گشودیم متذکر شدیم و از آن پس چند بار در این جا و آنجا - و بیشتر در پاسخ نامه‌ها- تکرار کردیم که فی‌المثل سوال این است که «آنارشیسم چیست؟» و سوال این نیست که «شما درباره آنارشیسم چه فکر می‌کنید؟» - در این صورت ما ناگزیریم «آنارشیسم» را از دیدگاه یک «آنارشیست» معرفی کنیم و نظر موافق یا مخالف خود را در آن دخالت ندهیم. &lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}} ک. ج {{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم==&lt;br /&gt;
در طول دو دهه گذشته انتشار کتب و مقالات درباره ایدئولوژی آنارشیسم بیسار رایج گردیده است. قیام دانشجویان فرانسه در ژوئن ۱۹۶۸ و حمل پرچم‌های سیاه همراه با تراکت‌های آنارشیستی به اعتباری حاکی از حیات دوباره این ایدئولوژی و امکان اجرای اصول و اعتقادات آن است. در حال حاضر آنارشیسم در انگلستان، هلند، فرانسه، آمریکای لاتین، اسپانیا و سایر نقاط جهان طرفداران زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیسم به عنوان یک آموزه به شدت تحت تاثیر افکار و اندیشه دانشمندان و محققینی چون پیتر کروپتکین، پیر ژوزف پرودون، میکائیل باکونین، لئو تولستوی، ویلیام گودوین، جورج سورل و ویلیام موریس بوده است. تحلیل ایدئولوژی‌ آنارشیسم با توجه به عقاید غیرمتجانس بنیان‌گذاران آن غیرممکن است، و الزاما تجزیه و تحلیل آن قسمت از نظریات آنارشیستی که در حال حاضر کاربرد اجتماعی و ایدئولوژیک دارد می‌تواند راه‌گشای مشکل بیان ویژگی‌های آنارشیسم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آرا و عقاید بسیار متنوع صاحب‌نظران آنارشیست بیان سه مکتب منشعب از ایدئولوژی کلی یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم کمونیستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نارشیسم سندیکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم فردی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; گویای نمادهای ایدئولوژیک این آموزه سیاسی-اجتماعی است. کروپتکین آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« واژه‌ئی برای تبیین اصول و روش زندگی در یک جامعه بی‌حکومت. جامعه‌ئی فارغ از ترس و زور که به افراد امکان تولید، مصرف، دستیابی به نیازها و بالاخره زندگی جدید را نوید می‌دهد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر آنارشیست‌ها در بیان سوابق تاریخی آموزه خویش به فلسفه یونان باستان استناد می‌کنند و فیلسوفان کلبی را اسلاف آنارشیست خود می‌دانند. ولی واقعیت این است که آنارشیسم به صورت یک ایدئولوژی، آموزه جدیدی است، و اولین کسی که خود را آنارشیست خواند پرودن بود (۶۵-۱۸۰۹). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها همیشه به طرفداری یا اعمال خشونت و هرج و مرج متهم گردیده‌اند و اعتقاد گروه کوچکی از آن‌ها به تخریب جوامع موجود، ترور و آدم‌ربائی به همه آنارشیست‌ها تعمیم داده شده است. ایدئولوژی آنارشیسم در دوران ما به شدت متاثر از آنارشیسم فلسفی است و آموزه آن علی‌رغم تداوم اعتقاد به انقلاب متکی بر اعمال روش‌های غیرخشن می‌باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مجموع به طبقه کارگر به عنوان نیروی بالقوه انقلابی نگریسته‌اند. نقطه‌نظرهای آنارشیست‌ها در مورد طبقه پرولتاریا را می‌توان از کتاب «روبرت بلچ‌فورد» که مدینه فاصله آنان است استخراج نمود. نویسنده در کتاب خود به نام «دکان سحر» به توصیف جهانی می‌پردازد که فارغ از ظلم و ستم حکومت‌ها به حیات ابدی خویش ادامه می‌دهد. «انسان‌ها تمام توان و نیروی خود را برای اعتلای هرچه بیشتر جامعه به کار می‌برند، چون کار و کارگر سخت مورد احترام است. افراد مدام مهارت‌های خویش را فزونی می‌بخشند. و به دلیل آزادی انتخاب حرفه و شغل روح تعاون گسترش می‌یابد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساس نظریات آنارشیست‌ها درباره طبقه کارگر را باید در تحلیل این حقیقت پی‌گیری کرد که آنارشیسم زائیده انقلاب صنعتی اروپا و انقلاب کبیر فرانسه است. هدف انقلاب فرانسه تامین آزادی بود. به اعتقاد آنارشیست‌ها این آزادی سرابی بیش نبود، چرا که رقابت آزاد و مالکیت خصوصی و فردی سلطه طبقات با نفوذ را هم‌چنان حفظ نمود. آنارشیست‌ها در جواب هگل که درباره انقلاب کبیر فرانسه گفته بود « آسمان به زمین آمد» با تاسف گفتند افسوس که آسمان به شکل دولت به زمین آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها مانند مارکس ناظر مسخ شدن انسان‌‌ها به‌ویژه طبقه پرولتاریا بودند و در اندیشه چگونگی رهانیدن بشریت از شرایط مسلط. هم مارکس و هم آنارشیست‌‌ها می‌دانستند که دولت سیاسی قادر به چاره‌اندیشی برای استخلاص طبقه کارگر از بن‌بست موجود نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش ایدئولوژی آنارشیسم همراه با توسعه صنعتی در غرب به مثابه یک نهاد اجتماعی باعث گردید که آنارشیست‌ها به نوعی راه حل عاجل گرایش یابند. اینکه بالاخره روزی - و به یک باره- بندها و زنجیرهای اسارت حکومتی بر پای کارگران از هم خواهد گسست و طبقه پرولتاریا آزاد خواهد شد و جامعه تعاونی خویش را خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اشتباه و ساده‌اندیشی آنارشیست‌ها با عکس‌العمل مارکس و طرفدارانش مواجه گردید و موجب شد که اختلافات دو ایدئولوژی کاملا متبلور گردد. به تعبیر مارکس آنارشیست‌ها به بخشی از جامعه که خود محصول شرایط اقتصادی ویژه و وجه تولید خاصی است -یعنی روبنا- دونکیشوت‌وار اعلام جنگ کردند، بنابراین محکوم به شکست بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مقابل استدلال می‌کردند که دولت صرفا ماحصل نظام اقتصادی نیست بلکه نتیجه فشار و زور است. تضاد بین دو ایدئولوژی تا بدانجا فزونی گرفت که ساعت‌ها از وقت جلسات بین‌الملل اول به ادامه بحث‌های شدید بین مارکس و باکونین اختصاص یافت، جدالی که در نهایت منجر به اخراج باکونین در یکی از نشست‌های بین‌الملل در لاهه گردید. (۱۸۷۲) و دفتر بین‌المللی نیز به نیویورک منتقل شد. آنارشیست‌ها نظام اقتصادی سوسیالیستی را به عنوان یک راه حل می‌پذیرند و لی عده‌ئی از آنان بازگشت به تولید دستی و اقتصاد کشاورزی را توصیه می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم کمونیستی==&lt;br /&gt;
آنارشیسم کمونیستی متاثر از آرا و عقاید کروپتکین است. الکساندر برکمن یکی از طرفداران کروپتکین در کتاب «الفبای آنارشیسم» می‌نویسد «آنارشیسم به ما می‌آموزد که چگونه در یک جامعه فارغ از زور و جبر زندگی کنیم. حیات بدون زور و فشار یعنی آزادی». و سپس ادامه می‌دهد برای دست‌یابی به چنین زندگی ایده‌آلی اول باید از شر حکومت و نظام سرمایه‌داری خلاص شد و سپس آزادی و برابری در مصرف را جای‌گزین آن ساخت. این است آنارشیسم کمونیستی. به اعتقاد برکمن جوامع معاصر با تضادهای اقتصادی شرایطی به وجود آورده‌اند که انسان‌ها نمی‌توانند با آزادی کامل به زندگی خویش ادامه دهند، چرا که سرمایه‌داری و حکومت -هر یک به نوعی- آزادی را محدود ساخته‌اند. نظام سرمایه‌داری با ایجاد اختلافات طبقاتی و حکومت با وضع قوانین و مقررات. اصول اعتقادی آنارشیسم کمونیستی را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. از میان برداشتن حکومت&lt;br /&gt;
۲. رجعت به اقتصاد کشاورزی و گسترش صنایع کوچک و محلی&lt;br /&gt;
۳. توزیع عادلانه کالاها و فرآورده‌ها&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=17840</id>
		<title>آنارشیسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=17840"/>
		<updated>2011-05-25T15:31:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:31-118.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-119.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-120.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-121.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-122.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایدئولوژی و اندیشه‌های سیاسی معاصر در پاسخ خوانندگان==&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اشاره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که طی شماره‌های گذشته در صفحات «صندوق پستی» در پاسخ چند تن از خوانندگان متذکر شدیم، مطالب این بخش از کتاب جمعه برای پاره‌ئی کسان در مورد خط فکری و معتقدات سیاسی شورای نویسندگان ما سوءتفاهمات بسیار عجیبی پیش آورد. از آن جمله این که «در کتاب جمعه گرایش‌های لیبرالی، تروتسکیستی، فاشیستی، فالانژی و چه و چه دیده می‌شود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این نکته را در نخستین شماره‌ئی که این صفحات را به خواست خوانندگان در مجله گشودیم متذکر شدیم و از آن پس چند بار در این جا و آنجا - و بیشتر در پاسخ نامه‌ها- تکرار کردیم که فی‌المثل سوال این است که «آنارشیسم چیست؟» و سوال این نیست که «شما درباره آنارشیسم چه فکر می‌کنید؟» - در این صورت ما ناگزیریم «آنارشیسم» را از دیدگاه یک «آنارشیست» معرفی کنیم و نظر موافق یا مخالف خود را در آن دخالت ندهیم. &lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}} ک. ج {{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم==&lt;br /&gt;
در طول دو دهه گذشته انتشار کتب و مقالات درباره ایدئولوژی آنارشیسم بیسار رایج گردیده است. قیام دانشجویان فرانسه در ژوئن ۱۹۶۸ و حمل پرچم‌های سیاه همراه با تراکت‌های آنارشیستی به اعتباری حاکی از حیات دوباره این ایدئولوژی و امکان اجرای اصول و اعتقادات آن است. در حال حاضر آنارشیسم در انگلستان، هلند، فرانسه، آمریکای لاتین، اسپانیا و سایر نقاط جهان طرفداران زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیسم به عنوان یک آموزه به شدت تحت تاثیر افکار و اندیشه دانشمندان و محققینی چون پیتر کروپتکین، پیر ژوزف پرودون، میکائیل باکونین، لئو تولستوی، ویلیام گودوین، جورج سورل و ویلیام موریس بوده است. تحلیل ایدئولوژی‌ آنارشیسم با توجه به عقاید غیرمتجانس بنیان‌گذاران آن غیرممکن است، و الزاما تجزیه و تحلیل آن قسمت از نظریات آنارشیستی که در حال حاضر کاربرد اجتماعی و ایدئولوژیک دارد می‌تواند راه‌گشای مشکل بیان ویژگی‌های آنارشیسم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آرا و عقاید بسیار متنوع صاحب‌نظران آنارشیست بیان سه مکتب منشعب از ایدئولوژی کلی یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم کمونیستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نارشیسم سندیکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم فردی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; گویای نمادهای ایدئولوژیک این آموزه سیاسی-اجتماعی است. کروپتکین آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« واژه‌ئی برای تبیین اصول و روش زندگی در یک جامعه بی‌حکومت. جامعه‌ئی فارغ از ترس و زور که به افراد امکان تولید، مصرف، دستیابی به نیازها و بالاخره زندگی جدید را نوید می‌دهد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر آنارشیست‌ها در بیان سوابق تاریخی آموزه خویش به فلسفه یونان باستان استناد می‌کنند و فیلسوفان کلبی را اسلاف آنارشیست خود می‌دانند. ولی واقعیت این است که آنارشیسم به صورت یک ایدئولوژی، آموزه جدیدی است، و اولین کسی که خود را آنارشیست خواند پرودن بود (۶۵-۱۸۰۹). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها همیشه به طرفداری یا اعمال خشونت و هرج و مرج متهم گردیده‌اند و اعتقاد گروه کوچکی از آن‌ها به تخریب جوامع موجود، ترور و آدم‌ربائی به همه آنارشیست‌ها تعمیم داده شده است. ایدئولوژی آنارشیسم در دوران ما به شدت متاثر از آنارشیسم فلسفی است و آموزه آن علی‌رغم تداوم اعتقاد به انقلاب متکی بر اعمال روش‌های غیرخشن می‌باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها در مجموع به طبقه کارگر به عنوان نیروی بالقوه انقلابی نگریسته‌اند. نقطه‌نظرهای آنارشیست‌ها در مورد طبقه پرولتاریا را می‌توان از کتاب «روبرت بلچ‌فورد» که مدینه فاصله آنان است استخراج نمود. نویسنده در کتاب خود به نام «دکان سحر» به توصیف جهانی می‌پردازد که فارغ از ظلم و ستم حکومت‌ها به حیات ابدی خویش ادامه می‌دهد. «انسان‌ها تمام توان و نیروی خود را برای اعتلای هرچه بیشتر جامعه به کار می‌برند، چون کار و کارگر سخت مورد احترام است. افراد مدام مهارت‌های خویش را فزونی می‌بخشند. و به دلیل آزادی انتخاب حرفه و شغل روح تعاون گسترش می‌یابد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساس نظریات آنارشیست‌ها درباره طبقه کارگر را باید در تحلیل این حقیقت پی‌گیری کرد که آنارشیسم زائیده انقلاب صنعتی اروپا و انقلاب کبیر فرانسه است. هدف انقلاب فرانسه تامین آزادی بود. به اعتقاد آنارشیست‌ها این آزادی سرابی بیش نبود، چرا که رقابت آزاد و مالکیت خصوصی و فردی سلطه طبقات با نفوذ را هم‌چنان حفظ نمود. آنارشیست‌ها در جواب هگل که درباره انقلاب کبیر فرانسه گفته بود « آسمان به زمین آمد» با تاسف گفتند افسوس که آسمان به شکل دولت به زمین آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها مانند مارکس ناظر مسخ شدن انسان‌‌ها به‌ویژه طبقه پرولتاریا بودند و در اندیشه چگونگی رهانیدن بشریت از شرایط مسلط. هم مارکس و هم آنارشیست‌‌ها می‌دانستند که دولت سیاسی قادر به چاره‌اندیشی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=17839</id>
		<title>آنارشیسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=17839"/>
		<updated>2011-05-25T15:20:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:31-118.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-119.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-120.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-121.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:31-122.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۱ صفحه ۱۲۲]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایدئولوژی و اندیشه‌های سیاسی معاصر در پاسخ خوانندگان==&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اشاره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که طی شماره‌های گذشته در صفحات «صندوق پستی» در پاسخ چند تن از خوانندگان متذکر شدیم، مطالب این بخش از کتاب جمعه برای پاره‌ئی کسان در مورد خط فکری و معتقدات سیاسی شورای نویسندگان ما سوءتفاهمات بسیار عجیبی پیش آورد. از آن جمله این که «در کتاب جمعه گرایش‌های لیبرالی، تروتسکیستی، فاشیستی، فالانژی و چه و چه دیده می‌شود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما این نکته را در نخستین شماره‌ئی که این صفحات را به خواست خوانندگان در مجله گشودیم متذکر شدیم و از آن پس چند بار در این جا و آنجا - و بیشتر در پاسخ نامه‌ها- تکرار کردیم که فی‌المثل سوال این است که «آنارشیسم چیست؟» و سوال این نیست که «شما درباره آنارشیسم چه فکر می‌کنید؟» - در این صورت ما ناگزیریم «آنارشیسم» را از دیدگاه یک «آنارشیست» معرفی کنیم و نظر موافق یا مخالف خود را در آن دخالت ندهیم. &lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}} ک. ج {{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنارشیسم==&lt;br /&gt;
در طول دو دهه گذشته انتشار کتب و مقالات درباره ایدئولوژی آنارشیسم بیسار رایج گردیده است. قیام دانشجویان فرانسه در ژوئن ۱۹۶۸ و حمل پرچم‌های سیاه همراه با تراکت‌های آنارشیستی به اعتباری حاکی از حیات دوباره این ایدئولوژی و امکان اجرای اصول و اعتقادات آن است. در حال حاضر آنارشیسم در انگلستان، هلند، فرانسه، آمریکای لاتین، اسپانیا و سایر نقاط جهان طرفداران زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیسم به عنوان یک آموزه به شدت تحت تاثیر افکار و اندیشه دانشمندان و محققینی چون پیتر کروپتکین، پیر ژوزف پرودون، میکائیل باکونین، لئو تولستوی، ویلیام گودوین، جورج سورل و ویلیام موریس بوده است. تحلیل ایدئولوژی‌ آنارشیسم با توجه به عقاید غیرمتجانس بنیان‌گذاران آن غیرممکن است، و الزاما تجزیه و تحلیل آن قسمت از نظریات آنارشیستی که در حال حاضر کاربرد اجتماعی و ایدئولوژیک دارد می‌تواند راه‌گشای مشکل بیان ویژگی‌های آنارشیسم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آرا و عقاید بسیار متنوع صاحب‌نظران آنارشیست بیان سه مکتب منشعب از ایدئولوژی کلی یعنی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم کمونیستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نارشیسم سندیکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آنارشیسم فردی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; گویای نمادهای ایدئولوژیک این آموزه سیاسی-اجتماعی است. کروپتکین آنارشیسم را چنین تعریف می‌کند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« واژه‌ئی برای تبیین اصول و روش زندگی در یک جامعه بی‌حکومت. جامعه‌ئی فارغ از ترس و زور که به افراد امکان تولید، مصرف، دستیابی به نیازها و بالاخره زندگی جدید را نوید می‌دهد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر آنارشیست‌ها در بیان سوابق تاریخی آموزه خویش به فلسفه یونان باستان استناد می‌کنند و فیلسوفان کلبی را اسلاف آنارشیست خود می‌دانند. ولی واقعیت این است که آنارشیسم به صورت یک ایدئولوژی، آموزه جدیدی است، و اولین کسی که خود را آنارشیست خواند پرودن بود (۶۵-۱۸۰۹). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنارشیست‌ها همیشه به طرفداری یا اعمال خشونت و هرج و مرج متهم گردیده‌اند&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17838</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17838"/>
		<updated>2011-05-25T14:44:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است:{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقایسه کنید روح زمان را در صد سال پیش -که جوانان را در دانشگاه‌های ما جان داد و به حرکت در آورد- با آن چه امروز همه جا را فرا گرفته است. آن‌ها به بهتر شدن جامعه انسانی ایمان داشتند، به‌ هر عقیده راستینی احترام می‌گذاشتند، و مدارائی داشتند که بزرگ‌اندیشان ما به خاطر آن زیسته و مبارزه کرده بودند. در آن روزگاران انسان‌ها برای وحدت سیاسی بزرگ‌‌تری می‌کوشیدند که آلمان نام داشت. و دانشجویان و معلمان دانشگاه‌ها بودند که این آرمان‌ها در درون‌شان می‌جوشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز نیز انگیزشی به سوی پیشرفت اجتماعی، به سوی مدارا و آزادی اندیشه، به سوی وحدت سیاسی بزرگ‌تری که ما امروز اروپا می‌نامیم وجود دارد. اما دانشجویان دانشگاه‌های ما همچون معلمان خویش یک‌سر از تجسم امیدها و آرمان‌های مردم دست کشیده‌اند. هرکس که هشیارانه و بدون تعصب به زمان ما بنگرد باید این واقعیت را پذیرا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما امروز گرد هم آمده‌ایم که نگاهی بر خویشتن بیفکنیم. دلیل ظاهری این گردهم‌آئی قضیه «گومبل» است. این حواری عدالت، با کوششی پرشور، جراتی سترگ، و انصاف و بیطرفی کامل درباره جنایات سیاسی جبران‌ناپزیر مطالبی نوشته و با کتاب‌های خویش خدمتی والا به اجتماع کرده است. و چنین مردی است آن که امروز دانشجویان و بسیاری از استادان دانشگاه او نهایت کوشش خود را به کار بسته‌اند تا از دانشگاه اخراجش کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شور سیاسی را نمی‌توان اجازه داد که با افراطی تا این حد پیش برود. باور من این است که هر کس کتاب‌های آقای «گومبل» را بدون تعصب بخواند همان احساس و برداشتی را از آ‌ن‌ها خواهد داشت که من داشته‌ام. اگر ما خواستار آنیم که جامعه سیاسی سالمی بسازیم به مردانی چون او نیاز داریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگذارید هرکسی بر اساس آن چه خودش خوانده است قضاوت کند نه بر اساس آنچه دیگران به او می‌گویند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین شود، این قضیه «گومبل» که آغازی چنان غیراخلاقی داشته هنوز ممکن است سودمند افتد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فاشیسم و علم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}نامه‌ای به آقای روکو، وزیر دادگستری و آموزش و پرورش زمان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;موسولینی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (۱۹۳۲-۱۹۲۵).{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17837</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17837"/>
		<updated>2011-05-25T14:43:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت،{{پایان چپ‌چین}}{{چپ‌چین}} که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است:{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقایسه کنید روح زمان را در صد سال پیش -که جوانان را در دانشگاه‌های ما جان داد و به حرکت در آورد- با آن چه امروز همه جا را فرا گرفته است. آن‌ها به بهتر شدن جامعه انسانی ایمان داشتند، به‌ هر عقیده راستینی احترام می‌گذاشتند، و مدارائی داشتند که بزرگ‌اندیشان ما به خاطر آن زیسته و مبارزه کرده بودند. در آن روزگاران انسان‌ها برای وحدت سیاسی بزرگ‌‌تری می‌کوشیدند که آلمان نام داشت. و دانشجویان و معلمان دانشگاه‌ها بودند که این آرمان‌ها در درون‌شان می‌جوشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز نیز انگیزشی به سوی پیشرفت اجتماعی، به سوی مدارا و آزادی اندیشه، به سوی وحدت سیاسی بزرگ‌تری که ما امروز اروپا می‌نامیم وجود دارد. اما دانشجویان دانشگاه‌های ما همچون معلمان خویش یک‌سر از تجسم امیدها و آرمان‌های مردم دست کشیده‌اند. هرکس که هشیارانه و بدون تعصب به زمان ما بنگرد باید این واقعیت را پذیرا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما امروز گرد هم آمده‌ایم که نگاهی بر خویشتن بیفکنیم. دلیل ظاهری این گردهم‌آئی قضیه «گومبل» است. این حواری عدالت، با کوششی پرشور، جراتی سترگ، و انصاف و بیطرفی کامل درباره جنایات سیاسی جبران‌ناپزیر مطالبی نوشته و با کتاب‌های خویش خدمتی والا به اجتماع کرده است. و چنین مردی است آن که امروز دانشجویان و بسیاری از استادان دانشگاه او نهایت کوشش خود را به کار بسته‌اند تا از دانشگاه اخراجش کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شور سیاسی را نمی‌توان اجازه داد که با افراطی تا این حد پیش برود. باور من این است که هر کس کتاب‌های آقای «گومبل» را بدون تعصب بخواند همان احساس و برداشتی را از آ‌ن‌ها خواهد داشت که من داشته‌ام. اگر ما خواستار آنیم که جامعه سیاسی سالمی بسازیم به مردانی چون او نیاز داریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگذارید هرکسی بر اساس آن چه خودش خوانده است قضاوت کند نه بر اساس آنچه دیگران به او می‌گویند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین شود، این قضیه «گومبل» که آغازی چنان غیراخلاقی داشته هنوز ممکن است سودمند افتد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فاشیسم و علم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}نامه‌ای به آقای روکو، وزیر دادگستری و آموزش و پرورش زمان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;موسولینی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (۱۹۳۲-۱۹۲۵).{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17836</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17836"/>
		<updated>2011-05-25T14:40:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند.آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است:{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقایسه کنید روح زمان را در صد سال پیش -که جوانان را در دانشگاه‌های ما جان داد و به حرکت در آورد- با آن چه امروز همه جا را فرا گرفته است. آن‌ها به بهتر شدن جامعه انسانی ایمان داشتند، به‌ هر عقیده راستینی احترام می‌گذاشتند، و مدارائی داشتند که بزرگ‌اندیشان ما به خاطر آن زیسته و مبارزه کرده بودند. در آن روزگاران انسان‌ها برای وحدت سیاسی بزرگ‌‌تری می‌کوشیدند که آلمان نام داشت. و دانشجویان و معلمان دانشگاه‌ها بودند که این آرمان‌ها در درون‌شان می‌جوشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز نیز انگیزشی به سوی پیشرفت اجتماعی، به سوی مدارا و آزادی اندیشه، به سوی وحدت سیاسی بزرگ‌تری که ما امروز اروپا می‌نامیم وجود دارد. اما دانشجویان دانشگاه‌های ما همچون معلمان خویش یک‌سر از تجسم امیدها و آرمان‌های مردم دست کشیده‌اند. هرکس که هشیارانه و بدون تعصب به زمان ما بنگرد باید این واقعیت را پذیرا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما امروز گرد هم آمده‌ایم که نگاهی بر خویشتن بیفکنیم. دلیل ظاهری این گردهم‌آئی قضیه «گومبل» است. این حواری عدالت، با کوششی پرشور، جراتی سترگ، و انصاف و بیطرفی کامل درباره جنایات سیاسی جبران‌ناپزیر مطالبی نوشته و با کتاب‌های خویش خدمتی والا به اجتماع کرده است. و چنین مردی است آن که امروز دانشجویان و بسیاری از استادان دانشگاه او نهایت کوشش خود را به کار بسته‌اند تا از دانشگاه اخراجش کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شور سیاسی را نمی‌توان اجازه داد که با افراطی تا این حد پیش برود. باور من این است که هر کس کتاب‌های آقای «گومبل» را بدون تعصب بخواند همان احساس و برداشتی را از آ‌ن‌ها خواهد داشت که من داشته‌ام. اگر ما خواستار آنیم که جامعه سیاسی سالمی بسازیم به مردانی چون او نیاز داریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگذارید هرکسی بر اساس آن چه خودش خوانده است قضاوت کند نه بر اساس آنچه دیگران به او می‌گویند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین شود، این قضیه «گومبل» که آغازی چنان غیراخلاقی داشته هنوز ممکن است سودمند افتد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فاشیسم و علم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}نامه‌ای به آقای روکو، وزیر دادگستری و آموزش و پرورش زمان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;موسولینی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (۱۹۳۲-۱۹۲۵).{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17835</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17835"/>
		<updated>2011-05-25T14:38:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است:{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقایسه کنید روح زمان را در صد سال پیش -که جوانان را در دانشگاه‌های ما جان داد و به حرکت در آورد- با آن چه امروز همه جا را فرا گرفته است. آن‌ها به بهتر شدن جامعه انسانی ایمان داشتند، به‌ هر عقیده راستینی احترام می‌گذاشتند، و مدارائی داشتند که بزرگ‌اندیشان ما به خاطر آن زیسته و مبارزه کرده بودند. در آن روزگاران انسان‌ها برای وحدت سیاسی بزرگ‌‌تری می‌کوشیدند که آلمان نام داشت. و دانشجویان و معلمان دانشگاه‌ها بودند که این آرمان‌ها در درون‌شان می‌جوشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز نیز انگیزشی به سوی پیشرفت اجتماعی، به سوی مدارا و آزادی اندیشه، به سوی وحدت سیاسی بزرگ‌تری که ما امروز اروپا می‌نامیم وجود دارد. اما دانشجویان دانشگاه‌های ما همچون معلمان خویش یک‌سر از تجسم امیدها و آرمان‌های مردم دست کشیده‌اند. هرکس که هشیارانه و بدون تعصب به زمان ما بنگرد باید این واقعیت را پذیرا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما امروز گرد هم آمده‌ایم که نگاهی بر خویشتن بیفکنیم. دلیل ظاهری این گردهم‌آئی قضیه «گومبل» است. این حواری عدالت، با کوششی پرشور، جراتی سترگ، و انصاف و بیطرفی کامل درباره جنایات سیاسی جبران‌ناپزیر مطالبی نوشته و با کتاب‌های خویش خدمتی والا به اجتماع کرده است. و چنین مردی است آن که امروز دانشجویان و بسیاری از استادان دانشگاه او نهایت کوشش خود را به کار بسته‌اند تا از دانشگاه اخراجش کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شور سیاسی را نمی‌توان اجازه داد که با افراطی تا این حد پیش برود. باور من این است که هر کس کتاب‌های آقای «گومبل» را بدون تعصب بخواند همان احساس و برداشتی را از آ‌ن‌ها خواهد داشت که من داشته‌ام. اگر ما خواستار آنیم که جامعه سیاسی سالمی بسازیم به مردانی چون او نیاز داریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگذارید هرکسی بر اساس آن چه خودش خوانده است قضاوت کند نه بر اساس آنچه دیگران به او می‌گویند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین شود، این قضیه «گومبل» که آغازی چنان غیراخلاقی داشته هنوز ممکن است سودمند افتد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فاشیسم و علم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}نامه‌ای به آقای روکو، وزیر دادگستری و آموزش و پرورش زمان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;موسولینی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (۱۹۳۲-۱۹۲۵).{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17833</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17833"/>
		<updated>2011-05-25T13:47:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است:{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17832</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17832"/>
		<updated>2011-05-25T13:46:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}} به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است:  {{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17831</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17831"/>
		<updated>2011-05-25T13:42:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی دانشگاهی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17830</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17830"/>
		<updated>2011-05-25T13:41:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آزادی دانشگاهی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17829</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17829"/>
		<updated>2011-05-25T13:40:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بخش==&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آزادی دانشگاهی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17828</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17828"/>
		<updated>2011-05-25T13:38:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلبرت آینشتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندی است که باز سخن از آزادی نیست، یا اگر هست در خاموشی درون است... این ویژگی روزگارانی است بحرانی و ماتم‌خیز که آزادگان را می‌آزماید و در اندیشه‌ئی ژرف و شگرف فرو می‌برد، با این پرسش که: گفتار یا کردار، یا هر دو؟ - ببینیم یکی از بزرگ‌ترین مردان اندیشه و خرد قرن بیستم در این باره چه می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی دانشگاهی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۳۱ پروفسور &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گومبل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، استاد دانشگاه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هایدلبرگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آلمان، در نوشته‌های خویش دلاورانه به افشای قتل‌ها و جنایات سیاسی نازی‌های آلمان و گروه‌های دست راستی دیگر پرداخت و از این رو مورد حمله شدید و وحشیانه گروه‌های افراطی قرار گرفت، که دانشجویان دست‌راستی دانشگاه نقش موثری در آن داشتند. آینشتاین تاثرات شدید خود را از این رویداد به شرح زیر به نگارش در آورده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرسی‌های استادی بسیار است اما معلمان شریف و دانا نادرند. تالارهای سخنرانی بزرگ و زیاد است اما جوانانی که به راستی تشنه حقیقت و عدالتند چندان زیاد نیستند. کالاهائی که طبیعت به مقادیر فراوان تولید می‌کند بسیار است اما فراورده‌های گزیده آن چندان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه ما این‌ها را می‌دانیم، پس چرا زبان به‌شکایت بگشائیم؟ آیا همیشه چنین نبوده و همیشه نیز چنین نخواهد ماند؟ بدون تردید. و انسان باید هر چه را که طبیعت ارزانی می‌دارد به صورتی که می‌بیند پذیرا شود. اما در عی حال چیزی نیز هست که می‌توان آن را روح زمان نامید، نوعی گرایش فکری ویژه نسلی معین، که از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و اثر مشخص خود را بر جامعه می‌گذارد. ما باید، هر کدام، نقش را هر قدر هم که ناچیز باشد در جهت دگرگون کردن این روح زمان ایفا کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17826</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17826"/>
		<updated>2011-05-25T13:21:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژان میشل پالمید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲- سال‌های تبعید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳- بازگشت به آلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}ف. آزادسرو{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17825</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17825"/>
		<updated>2011-05-25T13:20:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژان میشل پالمید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲- سال‌های تبعید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳- بازگشت به آلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ف. آزادسرو{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17824</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17824"/>
		<updated>2011-05-25T13:16:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژان میشل پالمید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲- سال‌های تبعید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳- بازگشت به آلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ف. آزادسرو&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17822</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17822"/>
		<updated>2011-05-25T13:14:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژان میشل پالمید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲- سال‌های تبعید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳- بازگشت به آلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ف. آزادسرو&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17816</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17816"/>
		<updated>2011-05-25T13:07:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان میشل پالمید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲- سال‌های تبعید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳- بازگشت به آلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ف. آزادسرو&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17812</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17812"/>
		<updated>2011-05-25T13:04:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان میشل پالمید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- سال‌های تبعید &lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- بازگشت به آلمان&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;br /&gt;
برای مثال وتیفوگل ضد کمونیست شده بود و هورکهایمر و آدورنو هم تحت تاثیر جریانات جنگ سرد قرار گرفته بودند. مارکوزه بیش از پیش به جنبش چپ افراطی نزدیک بود و چنین می‌نمود که اریک فروم خود را با جامعه آمریکائی وفق داده است. با وجود این در این سال‌ها هم، آثاری به چاپ رسید که بار دیگر نه تنها «تحقیقات اجتماعی» را رواج داد بلکه از توجه به فلسفه سیاسی و زیبائی‌شناسی نیز حکایت داشت. این بار نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت خود را رو در روی پیروان جدیدی می‌دیدند که دیگر آن دانشگاهیان گوشه‌نشین و بریده از سنت نبودند بلکه دانشجویانی بودند که می‌خواستند فعالیت سیاسی را با «نظریه انتقادی» که آدورنو تعلیم می‌داد بیامیزند. گرفتاری‌ها و درگیری‌هائی که بین آدورنو و جنبش اعتراض دانشجویان آلمان پیش آمد هیاهوی فراوان برانگیخت و نقل مجالس شد.&lt;br /&gt;
جان کلام این مباحثات در این خلاصه می‌شد که چگونه می‌باید میان تحلیل انتقادی و مبارزه عملی علیه سرمایه‌داری تلفیقی به‌وجود آورد و آن یک را رهنمون این دیگری قرار داد؟ این پیوند همواره آسان نیست. نگرانی‌های آدورنو و تذکرات یورگن هابرماس Jurgen Habermas نیز از همین سرچشمه می‌گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              ف. آزادسرو&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17810</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17810"/>
		<updated>2011-05-25T12:48:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان میشل پالمید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- سال‌های تبعید &lt;br /&gt;
با به قدرت رسیدن نازی‌ها، این موسسه که به وسیله روشنفکران کمونیست و یهودی نسب اداره می‌شد با خطر مستقیم روبه‌رو شد و کتابخانه‌اش ضبط شد. خوشبختانه هورکهایمر که به عنوان رئیس جدید موسسه انتخاب شده بود خردمندی آن را داشت که یکی از سازمان‌های ضمیمه موسسه را در ژنو بنا کند و درآمد موسسه را به هلند بفرستد.&lt;br /&gt;
اعضای موسسه نخست به لندن پناه بردند و سپس به پاریس و بالاخره به ایالات متحد آمریکا عزیمت کردند. اینان و خاصه آن عده که در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی» نیوریورک شروع به کار کردند در قیاس با دیگر مهاجران آلمانی از امنیت مادی خاصی برخوردار بودند و همین خود انتقادهای تند و تلخ دیگر مهاجران و از جمله برشت (که هیچگاه میان او هورکهایمر دوستی پدید نیامد) را برانگیخت. با همه این، موسسه کوشید که جذب موسسه دیگری نشود و انتشار مجله به زبان آلمانی و همچنین به‌وسیله ناشر فرانسوی ادامه یافت.&lt;br /&gt;
برخی از تحقیقات بنیادی مکتب فرانکفورت درباره نازیسم، فرهنگ توده‌گیر و شخصیت مستبد در ایالات متحد آمریکا تحقق یافت و روش‌هائی که موسسه در تحقیق به کار می‌گرفت غنی‌تر شد برای مثال در این تحقیقات تنها از روش دیالکتیک مارکسیستی و فلسفه اجتماعی استفاده نمی‌شد بالکه تکنیک‌های تجربی و روش‌های مبتنی بر پرسشنامه هم به‌کار برده می‌شد. بی‌شک علوم اجتماعی آمریکا که از این راه به نگرش‌های جدیدی دست می‌یافت مدیون این روشنفکران مهاجر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- بازگشت به آلمان&lt;br /&gt;
در پایان جنگ جهانی دوم، برای بازگشت به آلمان پیشنهادهای بسیاری به موسسه شد. در سال ۱۹۴۶، هورکهایمر به شرط حفظ تابعیت آمریکائی، پیشنهاد بازگشت به آلمان را پذیرفت. مکتب فرانکفورت دانشجویانی را که تشنه فراگیری دروس این نظریه‌پردازان بودند و دیگر آهسته آهسته با نوشته‌های آن‌ها آشنا شده بودند بازیافت. اما در این زمان دیگر وحدت گروهی میان افراد این مکتب وجود نداشت. هرچند این خود پرسیدنی است که آیا هرگز چنین وحدتی وجود داشته است؟&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17776</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17776"/>
		<updated>2011-05-24T23:04:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت اینشتین&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17775</id>
		<title>دربارهٔ آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=17775"/>
		<updated>2011-05-24T23:03:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:16-019.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۱۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-020.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-021.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-022.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-023.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-024.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-025.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-026.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:16-027.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۶ صفحه ۲۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال تایپ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرت اینشتین&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17772</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17772"/>
		<updated>2011-05-24T22:50:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان میشل پالمید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار اعضای موسسه به حساب نمی‌امد یقیناً به علت تعهدات سیاسی بیش از حد شناخته شده او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسسه که در مسیر «تحقیقی انتقادی» از جامعه سرمایه‌داری، موضعی ضدبورژوا گرفته بود و از آنجا که به تمام رشته‌های علمی (و مثلا موسیقی) می پرداخت توانست شخصیت‌های مختلفی چون تئودور آدورنو، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه را به خود جذب کند و نظریه «تحقیقات اجتماعی» را بسط دهد. نظریه‌ئی که در همه حال مورد توجه مکتب فرانکفورت باقی ماند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17771</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17771"/>
		<updated>2011-05-24T20:56:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان میشل پالمید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی‌وقفه کوشیدند هویت خود را محفوظ نگه دارند.&lt;br /&gt;
به سال ۱۹۲۲، فلیکس وایل (Felix Weil) فرزند یک تاجر بذر، به فکر گردهم‌آوری دانشگاهیان آن زمان آلمان به فرانکفورت افتاد. در میان این دانشگاهیان نام کسانی چون جرج لوکاچ، کارل کرش Karl Korsch، فردریک پولک Fredrich Pollock، ک. ا. وتیفوگل، بلافوگاراسی Bela Fogarasi که به روابط میان مکتب هگلی و مارکسیسم علاقمند بودند به چشم می‌خورد. این گروه با همکاری ماکس هورکهایمر Max Horkheimer نضج بیش‌تری یافت. این روشنفکران که در نظام دانشگاهی منجمد آلمان، در یک رشته علمی خاص زندانی می‌شدند به بنیانگزاری یک موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفتند که به چند رشته علمی مختلف می‌پرداخت و امکان رو در روئی مارکسیسم با تمام علوم انسانی و خاصه روانکاوی را فراهم می‌کرد و به مسائل اساسی جامعه جدید با نگرشی باز و دیدی تازه می‌نگریست. &lt;br /&gt;
پدر فلیکس وایل هم نقش حامی را پذیرفت و موسسه در اندک زمانی قادر شد که نخستین محققان را بپذیرد و به مدرسان حق‌التدریس بپردازد. در آغاز، اداره موسسه به کارل گرونبرگ Carl Grunberg استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه وین واگذار شد. &lt;br /&gt;
در ابتدا مسیر فکری موسسه تا حدی قشری بود و «موسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت» در رابطه نزدیک با حزب سوسیال دموکرات آلمان و موسسه مارکس و انگلس مسکو فعالیت می‌کرد اما کم‌کم موسسه توانست در کنار کمونیست‌هائی چون وتیفوگل، بورکنآ Borkenau و گومپرز Gumperez افراد آزادمنش و پیروان دست چپی هگل را هم گرد آورد. &lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که این موسسه واقعا در بدو تاسیس سعی بر آن داشته که هیچگونه رابطه با حزب خاصی نداشته باشد و اگر کارل کرچ در شمار&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17767</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=17767"/>
		<updated>2011-05-24T19:24:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان میشل پالمید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- خط سیر محققان آلمانی مکتب فرانکفورت،&lt;br /&gt;
(از استقرار نازیسم تا دوران تبعید در ایالات متحد آمریکا)&lt;br /&gt;
کمتر جنبش تئوریکی همانند مکتب فرانکفورت توانسته است چنین نفوذ عمیق و وسیعی داشته باشد. این مکتب در آغاز اعتلای نازیسم پدید آمد و پیروان آن در تمام دوران تبعید به ایالات متحد آمریکا و پس از بازگشت به آلمان بی وقفه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C&amp;diff=14985</id>
		<title>گرایش زنان به سازماندهی در مبارزات اجتماعی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C&amp;diff=14985"/>
		<updated>2011-03-08T12:26:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:30-037.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-038.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-039.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-040.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-041.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-042.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-043.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-044.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ناقص}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C&amp;diff=14984</id>
		<title>گرایش زنان به سازماندهی در مبارزات اجتماعی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C&amp;diff=14984"/>
		<updated>2011-03-08T11:40:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:30-037.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-038.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-039.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-040.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-041.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-042.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-043.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-044.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۴۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3&amp;diff=14983</id>
		<title>بحث:زنان در خانه، کارخانه و مبارزه از دید زنان عکاس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3&amp;diff=14983"/>
		<updated>2011-03-07T23:59:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: صفحه‌ای جدید با &amp;#039;تیتر اصلی زنان در خانه است، ویرایش لازم دارد.&amp;#039; ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تیتر اصلی زنان در خانه است، ویرایش لازم دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3&amp;diff=14982</id>
		<title>زنان در خانه، کارخانه و مبارزه از دید زنان عکاس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3&amp;diff=14982"/>
		<updated>2011-03-07T23:57:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:30-064.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-065.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-066.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-067.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-068.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-069.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۶۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-070.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-071.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-072.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-073.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-074.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-075.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-076.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-077.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:30-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ عکس از مهشید فرهمند، صفحه‌های ۶۵، ۶۶، ۶۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ عکس از هنگامه گلستان، صفحه‌های ۶۸، ۶۹، ۷۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ عکس از مریم زندی، صفحه‌های ۷۱، ۷۲، ۷۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۴ پاکستان – ۷۵ و ۷۶ الجزایر- ۷۷ مصر -  ۷۸ جاکارتا – ۷۹ ترکیه – ۸۰ تانزانیا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مجموعه ئی که نام عکاسان در آن ثبت نشده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=14981</id>
		<title>یادداشتی دربارهٔ مکتب فرانکفورت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AA&amp;diff=14981"/>
		<updated>2011-03-07T23:38:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14980</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14980"/>
		<updated>2011-03-07T23:14:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ آوریل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اِل تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (El Teniente)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اول مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: میتینگ عظیم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۱ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: گسترش اعتصاب مس به معادن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;چوکی کاناتا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (chuqnicamata) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۴ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ تا ۲۸ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مسافرت آلنده به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بوئنس آیرس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به مناسبت به قدرت رسیدن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کامپورا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در آرژانتین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۰ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۴ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اخراج ۶۵ تن از کارگران &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ال تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۱ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۵ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ورود دستجمعی اعتصابیون &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اِل تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به سانتیاگو. دانشجویان دانشگاه کاتولیک به نفع آنان تظاهرات می‌کنند. دانشجویان در&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باغ پارلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و دانشگاه کاتولیک متحصن می‌شوند. حوادث خشونت بار در روزهای بعد در سانتیاگو. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۹ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات عظیم مخالفان به حمایت از معدنچیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۱ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات بزرگ کنفدراسیون کارگری Cut به نفع حکومت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۹ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: شورش عواملی از هنگ دو زرهی تحت فرماندهی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سوپر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. تیراندازی به کاخ ریاست جمهوری. بسیج عمومی توده‌ها به رهبری اتحاد مردمی. تصرف دامنه دار محل‌های کار ژنرال پراتز شخصاً عملیات نظامی ضد شورشیان را رهبری می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۴ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: بازگشت معدنچیان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ال تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به کار. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۵ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترمیم کابینه،: تشکیل دولت از اعضای غیرنظامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۵ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: دعوت آلنده از دموکرات مسیحیان برای مذاکره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۷ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترور سرگرد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرایا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آجودان دریائی آلنده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۰ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ملاقات آلنده با آلوین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۱ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: آغاز اعتصاب سازمان‌های حمل و نقل. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: قطع مذاکرات آلنده – آلوین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۷ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اعلام کشف توطئه‌های کشتار در چند کشتی جنگی که توسط نیروهای دریایی انجام گرفته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۹ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترمیم کابینه، ورود فرماندهان قوای سه گانه و رئیس تفنگداران به کابینه. تظاهرات بزرگ کنفدراسیون کارگری Cut علیه خطر کودتا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۰ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کوشش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژ. فروویچ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; معاون وزارت فوائد عامه برای ضبظ کامیون‌های اعتصابی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۳ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: خرابکاری و از کار انداختن برق سانتیاگو، و چندین شهر ایالتی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: استعفای ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روئیز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (Ruiz)، وزیر فوائد عامه و فرمانده نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۹ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مصاحبه با ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روئیز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در تلویزیون. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۰ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ژنرال لی به فرماندهی نیروی هوایی: زمزمهٔ کودتا توسط نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۱ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اعتصاب ۴۸ ساعتهٔ پزشکان و ادامهٔ آن. برخوردهای خونین مابین جوانان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حزب ملی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و گروههای چپ در مرکز سانتیاگو، و مجروح شدن چندین نفر به ضرب گلوله. شاخه محلی Cut (کنفدراسیون کارگری) در سانتیاگو، که تحت نفوذ دموکرات مسیحی هاست، دستور اعتصاب می‌دهد که سازمان‌های حرفه ئی غیرحزبی کارمندان و کارکنان آن را تائید می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۲ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مجلس نمایندگان – با اکثریت مخالف – اعلام می‌کند که دولت قانون اساسی را به خطر انداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: استعفای ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پراتز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به دنبال تظاهرات مخالف زنان افسران علیه او. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۴ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کناره گیری عملی دریاسالار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مونته رو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; وزیر دارائی، از دولت و بازگشت او به منصب فرماندهی نیروی دریائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۵ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: توقیف ر. تدیم، رهبر مخفی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حزب آزادی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۸ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترمیم کابینه. ادامهٔ حضور فرماندهان نیروهای مسلح در دولت. تظاهرات کنفدراسیون کارگری Cut به نفع ژنرال پراتز. شروع اعتصاب عمومی در بخش بازرگانی و چندین گروه از مشاغل که خواستار استعفای آلنده شدند. لغو مسافرت آلنده به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;الجزایر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۹ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: حوادث خشونت بار در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;رانکاگوآ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۴ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات وسیع مردم در حمایت از دولت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۵ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات مخالف زنان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۷ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: حوادث خشونت بار و برخورد کارگران کارخانه سومار باهنگی از نیروی هوائی در جریان بازرسی کارخانه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۸ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: پلیس فرستندهٔ کنال ۹ تلویزیون را که متعلق به دانشگاه شیلی و در اختیار گروههای افراطی چپ بود آشغال کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۹ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: نطق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ث. آلتامیرانو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در می‌تینگ حزب سوسیالیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۰ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: جلسه هماهنگی سازمان‌های حرفه ئی در سالن دانشگاه شیلی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۱ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کودتای گروه نظامی (خونتا) مرکب از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پینوشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (فرمانده نیروی زمینی)، دریاسالار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مه رینو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فرماندهی نیروی دریائی)، ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;لی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (فرماندهٔ نیروی هوائی)، و ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مندوزا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (فرماندهٔ تفنگداران). مرگ آلنده در کاخ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کونه دا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; پس از حمله تانک‌ها و نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۲ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: منع رفت و آمد در تمامی روز. مقاومت منظم و تک تیراندازی در بسیاری ازنقاط شهر. استقرار رسمی گروه نظامی و تشکیل کابینۀ کاملاً نظامی. ادامۀ نبرد در حوالی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ویکوناماکتا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سریلوس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۳ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: منع رفت و آمد تا ظهر. منع عبور و مرور در مرکز شهر در ساعات بعد از ظهر. ادامۀ تیراندازی‌های پراکنده در چندین محله. انفجارهای شدید در حوالی غروب. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۴ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: از بین رفتن شبکه دولتی توزیع خواربار. توضیح دلائل کودتا و سیاست‌های دولت جدید توسط ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;لی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و ژنرال&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یونیلا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۵ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: برکناری بیشتر کارمندان عالیرتبه و انتخاب جانشینانی برای آنان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۶ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اقدام‌ها نظامی شدید و سرکوب مردم در بسیاری از مناطق. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۷ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: از سر گرفته شدن کار در بسیاری از ادارات و مؤسسات تولیدی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: جشن ملی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مرگ پابلو نرودا.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14979</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14979"/>
		<updated>2011-03-07T23:13:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ آوریل&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اِل تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (El Teniente)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اول مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: میتینگ عظیم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۱ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: گسترش اعتصاب مس به معادن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;چوکی کاناتا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (chuqnicamata) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۴ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ تا ۲۸ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مسافرت آلنده به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بوئنس آیرس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به مناسبت به قدرت رسیدن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کامپورا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در آرژانتین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۰ مه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۴ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اخراج ۶۵ تن از کارگران &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ال تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۱ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۵ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ورود دستجمعی اعتصابیون &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اِل تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به سانتیاگو. دانشجویان دانشگاه کاتولیک به نفع آنان تظاهرات می‌کنند. دانشجویان در&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باغ پارلمان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و دانشگاه کاتولیک متحصن می‌شوند. حوادث خشونت بار در روزهای بعد در سانتیاگو. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۹ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات عظیم مخالفان به حمایت از معدنچیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۱ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات بزرگ کنفدراسیون کارگری Cut به نفع حکومت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۹ ژوئن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: شورش عواملی از هنگ دو زرهی تحت فرماندهی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سوپر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. تیراندازی به کاخ ریاست جمهوری. بسیج عمومی توده‌ها به رهبری اتحاد مردمی. تصرف دامنه دار محل‌های کار ژنرال پراتز شخصاً عملیات نظامی ضد شورشیان را رهبری می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۴ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: بازگشت معدنچیان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ال تنیئنته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به کار. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۵ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترمیم کابینه،: تشکیل دولت از اعضای غیرنظامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۵ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: دعوت آلنده از دموکرات مسیحیان برای مذاکره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۷ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترور سرگرد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرایا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، آجودان دریائی آلنده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۰ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ملاقات آلنده با آلوین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۱ ژوئیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: آغاز اعتصاب سازمان‌های حمل و نقل. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: قطع مذاکرات آلنده – آلوین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۷ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اعلام کشف توطئه‌های کشتار در چند کشتی جنگی که توسط نیروهای دریایی انجام گرفته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۹ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترمیم کابینه، ورود فرماندهان قوای سه گانه و رئیس تفنگداران به کابینه. تظاهرات بزرگ کنفدراسیون کارگری Cut علیه خطر کودتا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۰ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کوشش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ژ. فروویچ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; معاون وزارت فوائد عامه برای ضبظ کامیون‌های اعتصابی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۳ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: خرابکاری و از کار انداختن برق سانتیاگو، و چندین شهر ایالتی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: استعفای ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روئیز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (Ruiz)، وزیر فوائد عامه و فرمانده نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۹ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مصاحبه با ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روئیز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در تلویزیون. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۰ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ژنرال لی به فرماندهی نیروی هوایی: زمزمهٔ کودتا توسط نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۱ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اعتصاب ۴۸ ساعتهٔ پزشکان و ادامهٔ آن. برخوردهای خونین مابین جوانان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حزب ملی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و گروههای چپ در مرکز سانتیاگو، و مجروح شدن چندین نفر به ضرب گلوله. شاخه محلی Cut (کنفدراسیون کارگری) در سانتیاگو، که تحت نفوذ دموکرات مسیحی هاست، دستور اعتصاب می‌دهد که سازمان‌های حرفه ئی غیرحزبی کارمندان و کارکنان آن را تائید می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۲ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مجلس نمایندگان – با اکثریت مخالف – اعلام می‌کند که دولت قانون اساسی را به خطر انداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: استعفای ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پراتز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به دنبال تظاهرات مخالف زنان افسران علیه او. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۴ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کناره گیری عملی دریاسالار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مونته رو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; وزیر دارائی، از دولت و بازگشت او به منصب فرماندهی نیروی دریائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۵ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: توقیف ر. تدیم، رهبر مخفی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حزب آزادی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۸ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ترمیم کابینه. ادامهٔ حضور فرماندهان نیروهای مسلح در دولت. تظاهرات کنفدراسیون کارگری Cut به نفع ژنرال پراتز. شروع اعتصاب عمومی در بخش بازرگانی و چندین گروه از مشاغل که خواستار استعفای آلنده شدند. لغو مسافرت آلنده به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;الجزایر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۹ اوت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: حوادث خشونت بار در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;رانکاگوآ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۴ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات وسیع مردم در حمایت از دولت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۵ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: تظاهرات مخالف زنان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۷ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: حوادث خشونت بار و برخورد کارگران کارخانه سومار باهنگی از نیروی هوائی در جریان بازرسی کارخانه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۸ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: پلیس فرستندهٔ کنال ۹ تلویزیون را که متعلق به دانشگاه شیلی و در اختیار گروههای افراطی چپ بود آشغال کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۹ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: نطق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ث. آلتامیرانو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در می‌تینگ حزب سوسیالیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۰ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: جلسه هماهنگی سازمان‌های حرفه ئی در سالن دانشگاه شیلی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۱ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کودتای گروه نظامی (خونتا) مرکب از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پینوشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (فرمانده نیروی زمینی)، دریاسالار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مه رینو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فرماندهی نیروی دریائی)، ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;لی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (فرماندهٔ نیروی هوائی)، و ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مندوزا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (فرماندهٔ تفنگداران). مرگ آلنده در کاخ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کونه دا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; پس از حمله تانک‌ها و نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۲ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: منع رفت و آمد در تمامی روز. مقاومت منظم و تک تیراندازی در بسیاری ازنقاط شهر. استقرار رسمی گروه نظامی و تشکیل کابینۀ کاملاً نظامی. ادامۀ نبرد در حوالی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ویکوناماکتا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سریلوس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۳ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: منع رفت و آمد تا ظهر. منع عبور و مرور در مرکز شهر در ساعات بعد از ظهر. ادامۀ تیراندازی‌های پراکنده در چندین محله. انفجارهای شدید در حوالی غروب. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۴ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: از بین رفتن شبکه دولتی توزیع خواربار. توضیح دلائل کودتا و سیاست‌های دولت جدید توسط ژنرال &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;لی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و ژنرال&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یونیلا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۵ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: برکناری بیشتر کارمندان عالیرتبه و انتخاب جانشینانی برای آنان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۶ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: اقدام‌ها نظامی شدید و سرکوب مردم در بسیاری از مناطق. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۷ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: از سر گرفته شدن کار در بسیاری از ادارات و مؤسسات تولیدی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: جشن ملی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ سپتامبر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: مرگ پابلو نرودا.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14978</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14978"/>
		<updated>2011-03-07T22:53:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ آوریل: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس اِل تنیئنته (El Teniente)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول مه: میتینگ عظیم اتحاد مردمی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ مه: گسترش اعتصاب مس به معادن چوکی کاناتا (chuqnicamata) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ مه: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳ تا ۲۸ مه: مسافرت آلنده به بوئنس آیرس به مناسبت به قدرت رسیدن کامپورا در آرژانتین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ مه: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ ژوئن: اخراج ۶۵ تن از کارگران ال تنیئنته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ ژوئن: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ ژوئن: ورود دستجمعی اعتصابیون اِل تنیئنته به سانتیاگو. دانشجویان دانشگاه کاتولیک به نفع آنان تظاهرات می‌کنند. دانشجویان در باغ پارلمان و دانشگاه کاتولیک متحصن می‌شوند. حوادث خشونت بار در روزهای بعد در سانتیاگو. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹ ژوئن: تظاهرات عظیم مخالفان به حمایت از معدنچیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ ژوئن: تظاهرات بزرگ کنفدراسیون کارگری Cut به نفع حکومت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۹ ژوئن: شورش عواملی از هنگ دو زرهی تحت فرماندهی سوپر. تیراندازی به کاخ ریاست جمهوری. بسیج عمومی توده‌ها به رهبری اتحاد مردمی. تصرف دامنه دار محل‌های کار ژنرال پراتز شخصاً عملیات نظامی ضد شورشیان را رهبری می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ ژوئیه: بازگشت معدنچیان ال تنیئنته به کار. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ ژوئیه: ترمیم کابینه،: تشکیل دولت از اعضای غیرنظامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵ ژوئیه: دعوت آلنده از دموکرات مسیحیان برای مذاکره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷ ژوئیه: ترور سرگرد آرایا، آجودان دریائی آلنده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ ژوئیه: ملاقات آلنده با آلوین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۱ ژوئیه: آغاز اعتصاب سازمان‌های حمل و نقل. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ اوت: قطع مذاکرات آلنده – آلوین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ اوت: اعلام کشف توطئه‌های کشتار در چند کشتی جنگی که توسط نیروهای دریایی انجام گرفته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ اوت: ترمیم کابینه، ورود فرماندهان قوای سه گانه و رئیس تفنگداران به کابینه. تظاهرات بزرگ کنفدراسیون کارگری Cut علیه خطر کودتا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ اوت: کوشش ژ. فروویچ معاون وزارت فوائد عامه برای ضبظ کامیون‌های اعتصابی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳ اوت: خرابکاری و از کار انداختن برق سانتیاگو، و چندین شهر ایالتی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ اوت: استعفای ژنرال روئیز (Ruiz)، وزیر فوائد عامه و فرمانده نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹ اوت: مصاحبه با ژنرال روئیز در تلویزیون. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰ اوت: ژنرال لی به فرماندهی نیروی هوایی: زمزمهٔ کودتا توسط نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ اوت: اعتصاب ۴۸ ساعتهٔ پزشکان و ادامهٔ آن. برخوردهای خونین مابین جوانان حزب ملی و گروههای چپ در مرکز سانتیاگو، و مجروح شدن چندین نفر به ضرب گلوله. شاخه محلی Cut (کنفدراسیون کارگری) در سانتیاگو، که تحت نفوذ دموکرات مسیحی هاست، دستور اعتصاب می‌دهد که سازمان‌های حرفه ئی غیرحزبی کارمندان و کارکنان آن را تائید می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ اوت: مجلس نمایندگان – با اکثریت مخالف – اعلام می‌کند که دولت قانون اساسی را به خطر انداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳ اوت: استعفای ژنرال پراتز به دنبال تظاهرات مخالف زنان افسران علیه او. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۴ اوت: کناره گیری عملی دریاسالار مونته رو وزیر دارائی، از دولت و بازگشت او به منصب فرماندهی نیروی دریائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵ اوت: توقیف ر. تدیم، رهبر مخفی حزب آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۸ اوت: ترمیم کابینه. ادامهٔ حضور فرماندهان نیروهای مسلح در دولت. تظاهرات کنفدراسیون کارگری Cut به نفع ژنرال پراتز. شروع اعتصاب عمومی در بخش بازرگانی و چندین گروه از مشاغل که خواستار استعفای آلنده شدند. لغو مسافرت آلنده به الجزایر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۹ اوت: حوادث خشونت بار در رانکاگوآ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ سپتامبر: تظاهرات وسیع مردم در حمایت از دولت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ سپتامبر: تظاهرات مخالف زنان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ سپتامبر: حوادث خشونت بار و برخورد کارگران کارخانه سومار باهنگی از نیروی هوائی در جریان بازرسی کارخانه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ سپتامبر: پلیس فرستندهٔ کنال ۹ تلویزیون را که متعلق به دانشگاه شیلی و در اختیار گروههای افراطی چپ بود آشغال کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ سپتامبر: نطق ث. آلتامیرانو در می‌تینگ حزب سوسیالیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ سپتامبر: جلسه هماهنگی سازمان‌های حرفه ئی در سالن دانشگاه شیلی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ سپتامبر: کودتای گروه نظامی (خونتا) مرکب از پینوشه (فرمانده نیروی زمینی)، دریاسالار مه رینو) فرماندهی نیروی دریائی)، ژنرال لی (فرماندهٔ نیروی هوائی)، و ژنرال مندوزا (فرماندهٔ تفنگداران). مرگ آلنده در کاخ کونه دا پس از حمله تانک‌ها و نیروی هوائی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ سپتامبر: منع رفت و آمد در تمامی روز. مقاومت منظم و تک تیراندازی در بسیاری ازنقاط شهر. استقرار رسمی گروه نظامی و تشکیل کابینۀ کاملاً نظامی. ادامۀ نبرد در حوالی ویکوناماکتا و سریلوس. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳ سپتامبر: منع رفت و آمد تا ظهر. منع عبور و مرور در مرکز شهر در ساعات بعد از ظهر. ادامۀ تیراندازی‌های پراکنده در چندین محله. انفجارهای شدید در حوالی غروب. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ سپتامبر: از بین رفتن شبکه دولتی توزیع خواربار. توضیح دلائل کودتا و سیاست‌های دولت جدید توسط ژنرال لی و یونیلا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ سپتامبر: برکناری بیشتر کارمندان عالیرتبه و انتخاب جانشینانی برای آنان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶ سپتامبر: اقدام‌ها نظامی شدید و سرکوب مردم در بسیاری از مناطق. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ سپتامبر: از سر گرفته شدن کار در بسیاری از ادارات و مؤسسات تولیدی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ سپتامبر: جشن ملی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳ سپتامبر: مرگ پابلو نرودا.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14977</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14977"/>
		<updated>2011-03-07T18:16:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ آوریل: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس اِل تنیئنته (El Teniente)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول مه: میتینگ عظیم اتحاد مردمی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ مه: گسترش اعتصاب مس به معادن چوکی کاناتا (chuqnicamata) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ مه: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳ تا ۲۸ مه: مسافرت آلنده به بوئنس آیرس به مناسبت به قدرت رسیدن کامپورا در آرژانتین. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ مه: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ ژوئن: اخراج ۶۵ تن از کارگران ال تنیئنته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ ژوئن: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14976</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14976"/>
		<updated>2011-03-07T18:15:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ آوریل: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس اِل تنیئنته (El Teniente)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول مه: میتینگ عظیم اتحاد مردمی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ مه: گسترش اعتصاب مس به معادن چوکی کاناتا (chuqnicamata) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ مه: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. &lt;br /&gt;
۲۳ تا ۲۸ مه: مسافرت آلنده به بوئنس آیرس به مناسبت به قدرت رسیدن کامپورا در آرژانتین. &lt;br /&gt;
۳۰ مه: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
۴ ژوئن: اخراج ۶۵ تن از کارگران ال تنیئنته&lt;br /&gt;
۱۱ ژوئن: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14975</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14975"/>
		<updated>2011-03-07T18:14:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ آوریل: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس اِل تنیئنته (El Teniente) ==بخش==&lt;br /&gt;
اول مه: میتینگ عظیم اتحاد مردمی. ==بخش==&lt;br /&gt;
۱۱ مه: گسترش اعتصاب مس به معادن چوکی کاناتا (chuqnicamata) ==بخش==&lt;br /&gt;
۱۴ مه: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. ==بخش==&lt;br /&gt;
۲۳ تا ۲۸ مه: مسافرت آلنده به بوئنس آیرس به مناسبت به قدرت رسیدن کامپورا در آرژانتین. &lt;br /&gt;
۳۰ مه: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
۴ ژوئن: اخراج ۶۵ تن از کارگران ال تنیئنته&lt;br /&gt;
۱۱ ژوئن: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14974</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14974"/>
		<updated>2011-03-07T18:00:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ آوریل: آغاز اعتصاب معدنچیان در معادن مس اِل تنیئنته (El Teniente) &lt;br /&gt;
اول مه: میتینگ عظیم اتحاد مردمی. &lt;br /&gt;
۱۱ مه: گسترش اعتصاب مس به معادن چوکی کاناتا (chuqnicamata) &lt;br /&gt;
۱۴ مه: انتخاب پ. آلوین به عنوان رئیس تازه حزب دموکرات-مسیحیان. &lt;br /&gt;
۲۳ تا ۲۸ مه: مسافرت آلنده به بوئنس آیرس به مناسبت به قدرت رسیدن کامپورا در آرژانتین. &lt;br /&gt;
۳۰ مه: دیوان عالی اعلام کرد که برای رسیدگی به اصلاح قانون اساسی، که از سوی پارلمان پیشنهاد شده اما رئیس جمهور آن را رد کرده بود، صلاحیت ندارد. &lt;br /&gt;
۴ ژوئن: اخراج ۶۵ تن از کارگران ال تنیئنته&lt;br /&gt;
۱۱ ژوئن: پارلمان اصلاحات لازم را در قانون اساسی به نفع کشاورزان خرده پا و متوسط الحال تصویب کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14973</id>
		<title>تقویم وقایع کودتای شیلی، در سال ۱۹۷۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9_%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_%DB%B1%DB%B9%DB%B7%DB%B3&amp;diff=14973"/>
		<updated>2011-03-07T17:30:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maryaminaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:11-157.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-158.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:11-159.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۱ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maryaminaa</name></author>
	</entry>
</feed>