<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Bahar</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Bahar"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Bahar"/>
	<updated>2026-04-20T13:13:50Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Bahar&amp;diff=30943</id>
		<title>بحث کاربر:Bahar</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Bahar&amp;diff=30943"/>
		<updated>2012-04-15T19:23:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: /* یادآوری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوشامد}} --[[کاربر:Robofa|Robofa]] ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۳۰ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امضا==&lt;br /&gt;
*فکر کردم خوب است بگویم که دکمهٔ امضا آن بالاست، دومی از چپ. برای اینکه از زحمت‌ت کم بشه و امضائت به صفحه‌ات لینک داشته باشه. :) --[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۰:۴۰ (PST)&lt;br /&gt;
==ممنون==&lt;br /&gt;
لطف کردی. می‌دانم و از همین دکمه تا به حال استفاده کرده‌ام.&lt;br /&gt;
:ها! چون دیدم که امضاهایت لینک به صفحه‌ات ندارند، فکر کردم روشِ دیگری داری.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۱:۲۲ (PST)&lt;br /&gt;
::در بخش [[ویژه:ترجیحات|ترجیحات من]] در قسمت امضا یک مربع هست که نوشته «امضا را به صورت ویکی‌متن در نظر بگیر (بدون درج خودکار پیوند)». احتمالاً آن را تیک زده‌اید. پیشنهاد می‌کنم تیک را بردارید که امضایتان به صفحه‌تان لینک بشود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۵۸ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==لینک به بیرون==&lt;br /&gt;
سلام. ممنون که با بایگانی مطبوعات ایران همکاری می‌کنید. دیدم که در [[بحث:مهره‌ئی بر صفحهٔ شطرنج]] پیوندی اضافه کرده‌اید به یک وبسایت متفرقه. هدف پروژهٔ بایگانی مطبوعات فقط دیجیتال کردن نشریات قدیمی است. این پروژه به هیچ وجه قصد تبلیغ هیچ دیدگاهی یا جهت‌دادن به مطالب منتشرشده را ندارد. صفحات بحث عمدتاً برای بحث در مورد چگونگی پیاده کردن مطالب‌اند، و سعی می‌کنیم از اظهار نظر شخصی در مورد موضوعات مقالات بپرهیزیم. به طور خاص، لطفاً &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هرگز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قبل از مطرح کردن با سایر کاربران در صفحات بحث به وبسایت‌های دیگر لینک ندهید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۴۷ (PST)&lt;br /&gt;
:ممنون از همکاری :) --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۸:۵۸ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==یادآوری==&lt;br /&gt;
*سلام، حدود یک ماه است که [[صندوق پستی ۱۱۳۲-۱۵ شمارهٔ ۳۲]] تغییری نکرده است. خوب می‌شود ترتیب تایپ‌ش را بدهید، یا بگذاریدش در وضعیت «ناقص» تا دیگر کاربران تایپ کنندش. ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۳ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۵۳ (PDT)&lt;br /&gt;
::از شما خبری نشد، مقاله را به وضعیت ناقص برگرداندم.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۰۸:۵۳ (PDT)&lt;br /&gt;
:::سلام. بابت تاخیر و بی‌خبری متاسفم و عذر‌می‌خواهم. امکان همکاری برایم مقدور نیست. لطف کردید مقاله را به وضعیت ناقص برگرداندید. با احترام، --[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PDT)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B5_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=30446</id>
		<title>صندوق پستی ۱۱۳۲-۱۵ شمارهٔ ۳۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B5_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=30446"/>
		<updated>2012-03-04T19:55:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:32-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-143.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-144.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{گلوله}}&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آقای م. انصاری (رفسنجان)&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱) خود را لایق این همه محبت نمی‌دانیم، اما صمیمانه می‌کوشیم شایستگی آن را پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲) متأسفیم که نمی‌توانیم پیام شما را به‌آن‌ها که با نشر چنان رنگین نامه‌هائی «تجارت می‌کنند» برسانیم. لابد به‌عقیده‌ی آن‌هائی که دم از ارشاد خلق به‌راه راست می‌زنند لزوم انتشار چنان «مطبوعاتی» برای مردم و به‌خصوص جوانان لازم‌تر شمرده‌ می‌شود که امتیاز و «جواز انتشار»شان تصدیق می‌شود ولی پس از حدود شش ماه هنوز خبری از امتیاز کتاب جمعه ما نیست!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳) مسأله‌ی  «پا به‌ترمز» حرکت کردن یا از «گرفتار شدن به‌سرنوشت آهنگر ترسیدن» درمیان نیست. در «آخرین صفحه‌ی تقویم» مسائل با دیدی جدی بررسی می‌شود. همین. مجادله با حسن و حسین -دست‌کم در روال این مجله- نه کاری منطقی است، نه لزومی دارد. نظر شما را به‌گفت‌وگوی سردبیر مجله با دانشجویان دانشکده علوم ارتباطات جلب می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴) دوست عزیز، داستان خوب را داستان‌نویسان می‌نویسند. ما که نمی‌توانیم به‌آن‌ها «سفارش بدهیم». یقین داشته‌باشید هر اثر چشمگیری که به‌دفتر مجله برسید بی‌درنگ به‌چاپ می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵) این مسأله در مورد مسائل تاریخی هم صادق است. به قول شما «خوب است در زمینه‌ی حرکت‌ها و جنبش‌های صد ساله‌ی اخیر کشورمان هم مقالاتی منتشر کنیم» -البته. اما مرقوم فرموده‌اید که «در این مورد کم‌ لطفی کرده‌اید.»- خیر؛ تحقیق در این زمینه‌ها وقتِ جست‌و‌جو و گردآوری منابع و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B5_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=30445</id>
		<title>صندوق پستی ۱۱۳۲-۱۵ شمارهٔ ۳۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B5_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=30445"/>
		<updated>2012-03-04T19:53:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:32-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-143.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-144.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آقای م. انصاری (رفسنجان)&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱) خود را لایق این همه محبت نمی‌دانیم، اما صمیمانه می‌کوشیم شایستگی آن را پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
۲) متأسفیم که نمی‌توانیم پیام شما را به‌آن‌ها که با نشر چنان رنگین نامه‌هائی «تجارت می‌کنند» برسانیم. لابد به‌عقیده‌ی آن‌هائی که دم از ارشاد خلق به‌راه راست می‌زنند لزوم انتشار چنان «مطبوعاتی» برای مردم و به‌خصوص جوانان لازم‌تر شمرده‌ می‌شود که امتیاز و «جواز انتشار»شان تصدیق می‌شود ولی پس از حدود شش ماه هنوز خبری از امتیاز کتاب جمعه ما نیست!&lt;br /&gt;
۳) مسأله‌ی  «پا به‌ترمز» حرکت کردن یا از «گرفتار شدن به‌سرنوشت آهنگر ترسیدن» درمیان نیست. در «آخرین صفحه‌ی تقویم» مسائل با دیدی جدی بررسی می‌شود. همین. مجادله با حسن و حسین -دست‌کم در روال این مجله- نه کاری منطقی است، نه لزومی دارد. نظر شما را به‌گفت‌وگوی سردبیر مجله با دانشجویان دانشکده علوم ارتباطات جلب می‌کنیم.&lt;br /&gt;
۴) دوست عزیز، داستان خوب را داستان‌نویسان می‌نویسند. ما که نمی‌توانیم به‌آن‌ها «سفارش بدهیم». یقین داشته‌باشید هر اثر چشمگیری که به‌دفتر مجله برسید بی‌درنگ به‌چاپ می‌رسد.&lt;br /&gt;
۵) این مسأله در مورد مسائل تاریخی هم صادق است. به قول شما «خوب است در زمینه‌ی حرکت‌ها و جنبش‌های صد ساله‌ی اخیر کشورمان هم مقالاتی منتشر کنیم» -البته. اما مرقوم فرموده‌اید که «در این مورد کم‌ لطفی کرده‌اید.»- خیر؛ تحقیق در این زمینه‌ها وقتِ جست‌و‌جو و گردآوری منابع و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B5_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=30444</id>
		<title>صندوق پستی ۱۱۳۲-۱۵ شمارهٔ ۳۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B5_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=30444"/>
		<updated>2012-03-04T19:52:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:32-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-143.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-144.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۴۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;[[آقای م. انصاری (رفسنجان)]]&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱) خود را لایق این همه محبت نمی‌دانیم، اما صمیمانه می‌کوشیم شایستگی آن را پیدا کنیم.&lt;br /&gt;
۲) متأسفیم که نمی‌توانیم پیام شما را به‌آن‌ها که با نشر چنان رنگین نامه‌هائی «تجارت می‌کنند» برسانیم. لابد به‌عقیده‌ی آن‌هائی که دم از ارشاد خلق به‌راه راست می‌زنند لزوم انتشار چنان «مطبوعاتی» برای مردم و به‌خصوص جوانان لازم‌تر شمرده‌ می‌شود که امتیاز و «جواز انتشار»شان تصدیق می‌شود ولی پس از حدود شش ماه هنوز خبری از امتیاز کتاب جمعه ما نیست!&lt;br /&gt;
۳) مسأله‌ی  «پا به‌ترمز» حرکت کردن یا از «گرفتار شدن به‌سرنوشت آهنگر ترسیدن» درمیان نیست. در «آخرین صفحه‌ی تقویم» مسائل با دیدی جدی بررسی می‌شود. همین. مجادله با حسن و حسین -دست‌کم در روال این مجله- نه کاری منطقی است، نه لزومی دارد. نظر شما را به‌گفت‌وگوی سردبیر مجله با دانشجویان دانشکده علوم ارتباطات جلب می‌کنیم.&lt;br /&gt;
۴) دوست عزیز، داستان خوب را داستان‌نویسان می‌نویسند. ما که نمی‌توانیم به‌آن‌ها «سفارش بدهیم». یقین داشته‌باشید هر اثر چشمگیری که به‌دفتر مجله برسید بی‌درنگ به‌چاپ می‌رسد.&lt;br /&gt;
۵) این مسأله در مورد مسائل تاریخی هم صادق است. به قول شما «خوب است در زمینه‌ی حرکت‌ها و جنبش‌های صد ساله‌ی اخیر کشورمان هم مقالاتی منتشر کنیم» -البته. اما مرقوم فرموده‌اید که «در این مورد کم‌ لطفی کرده‌اید.»- خیر؛ تحقیق در این زمینه‌ها وقتِ جست‌و‌جو و گردآوری منابع و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29856</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29856"/>
		<updated>2012-02-14T09:57:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۳}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۴}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ اقتران یک سری حوادث است. دموکراسی، یک پدیده‌ی ساخته و پرداخته‌ی پورژوازی یا «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;طبقه‌ی متوسط&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نیست، بلکه نتیجه‌ی تضادها و تناقضات دورنِ سرمایه‌داری است. در آمریکای لاتین، همان‌گونه که در کشورهای مهم سرمایه‌داری، دموکراسی بورژوائی از یک موضوع واحد شکفته نشده‌است، بلکه از لزوم تاریخی پیکار طبقاتی سرمایه‌داری. در آمریکای لاتین، طبقه‌ی کارگر و جنبش کارگری به‌اهمیت و خود‌‌آگاهی دموکراتیک (در معنای صوری آن) اروپای غربی نبوده‌است. امّا الگوی کلّی مشابه است. مبارزه‌ی طبقه‌ی کارگر و سایر طبقات توده‌ئی برای خواست‌های اجتماعی و نمایندگی سیاسی؛ شکست طبقه‌ی حاکمه؛ دموکراتیزه کردن با شرایط بورژوائی، هم در مورد شکل و هم زمان‌بندی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته پرسش حیاتی در مورد دموکراسی آمریکای لاتین این است که پس چرا این دموکراسی تا این حدّ نادر بوده‌است؟ من ادعا نمی‌کنم که در این مورد جواب قانع‌کننده‌ئی داشته‌باشم. ولی از سوی دیگر، نظریه این بررسی ضمن رسیدگی به‌شرایط جامع سرمایه‌داری پیشرفته‌ به‌دست آمد و سپس در این مقاله نیز به‌کار گرفته‌شد. تحلیل تجربی که در اینجا به‌کار رفته است، انحراف پروبلماتیک‌های مهم‌تر در نظریه سیاسی راجع به‌آمریکای لاتین را می‌رساند، چه این نظریه‌ها مارکسیستی باشند و چه لیبرالی. ۱- توضیح اساسی در مورد عملکرد دموکراسی آمریکای لاتین باید در ضعف طبقه‌ی کارگر و خرده بورژوازی این ناحیه جستجو شود. ۲- برای محاسبه‌ی دلایل کمیابی، ضعف و ناکامل بودن دموکراسی در آمریکای لاتین، لازم است قبل از هرچیز اقتران حوادث را در دوره‌ی بعد از رکود مطالعه کنیم. ۳- تکرار کودتاها، دیکتاتوری‌ها، تقلب در انتخابات باید بدین ترتیب درک شوند. در درجه‌ی اول و بیش از هر چیز این‌ها مظاهر و ضعف شکاف داخلیِ بورژازی و دولت آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌هرحال، تأثیرات انتقادی بررسی‌های جدی و صادقانه‌ی تجربی، موضع نظری خود نویسنده را نیز گسترش می‌دهد. مثلاً برای خود من، تجربه‌ی آمریکای لاتین، لزوم مشخص‌تر کردن نظریه‌ام از دموکراسی بورژوائی را ثابت کرد. چرا که خودم متوجه سه مورد شده‌ام که باید آن‌ها را بیشتر شکافته و توضیحاتم را با دقت بیشتری بسط بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخست: این مقاله، در مورد رژیم‌های سیاسی متفاوتی است که تحت حاکمیت سرمایه‌اند. اما «حاکمیت سرمایه» معانی و تفاسیر گوناگونی در دولت‌های مناطق مختلفِ  دورن نظام سرمایه‌داری بین‌المللی دارد. اشکالی که حاکمیت سرمایه در آمریکای لاتین به‌خود می‌گیرد، با هفده کشور عمده‌ی سرمایه‌داری OECD متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوّم: اگر به‌تاریخ ممالک پیشرفته‌ی سرمایه‌داری یکبار دیگر با نقاب آمریکای لاتینی بنگریم و به‌یاد آوریم که این قاره داستان‌های درازی از جنگ‌های داخلی و کودتاها داشته که بیانگر ضعف و شکاف ظاهراً دائمیِ درون دولت بورژوائی است. یک ویژگی ممالک سرمایه‌داری پیشرفته عریان می‌شود. اساسی‌ترین مسایل مربوط به اسقرار یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نظام دولتی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، همیشه قبل از آغاز مبارزه برای دموکراسی حل شده‌اند. منظورم از نظام دولتی، وحدت مرکزی دستگاه‌های دولتی و بلافاصله انحصاری‌کردن ابزار سرکوب است. اشکال قهرآمیز مبارزه‌ی طبقاتی سیاسی در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته یا کوشش‌هائی برای انقلاب توده‌ئی بوده‌اند (مانند انقلاب‌های قرن نوزدهم در فرانسه) یا کودتاهائی از بالا، یعنی در نقطه‌ی اوج نظام مشروطه (مانند استقرار نظام فاشیستی در ایتالیا و آلمان؛ پس از اینکه موسولینی و هیتلر به‌شیوه‌های اصولاً قانونی به‌قدرت سیده‌بودند؛ میلیتاریزه کردن ژاپن، یا رشد رژیم‌های قدرت‌طلب در فنلاند و اتریش). به عبارت دیگر، نظریه دموکراتیزه کردن سرمایه‌داری، باید پیش شرط استقرار یک نظام دولتی را در محاسبه‌ی خود بگنجاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوّم: تقریباً کلیه‌ی رژیم‌های دیکتاتوری آمریکای لاتین، چه نظامی و چه سیویل، نه به‌عنوان آخرین حربه علیه امواج انقلابی، بلکه در مخالفت با برخی اشکال دیگر رژیم سرمایه‌داری مستقر شده‌اند. و این، پرسش بعدی را مطرح می‌کند: رابطه‌ی بین بازتولید سرمایه‌داری و دموکراسی برای خودِ بورژوازی چیست؟ آیا گرایش‌های ذاتی در شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری موجودند که بورژوازی را تا وقتی استثمار اقتصادی و انباشت سرمایه‌اش مجاز و تحت حمایت باشد، تشویق به‌رعایت شکل رژیم سیاسی می‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که پرسش نظام دولتی، منطقاً، بعد از پرسش رژیم سیاسی است؛ از آنجا که موقعیت بین‌المللی آمریکای لاتین یک متغیر توضیحی احتمالی است؛ و از آنجا که رابطه‌ی بورژوازی، اشکال حکومتی مختلف در دولت سرمایه‌داری، یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سئوال بعدی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است، که مستقیاً مرتبط با دورنماهای آینده‌ی دیکتاتوری‌های موجود و رژیم‌های قدرت‌طلب است بنابراین نظم کاووشی که در زیر می‌آید بر مبنای همین ترتیب منطقی تعیین شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
(ادامه‌ دارد)&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
* نیکاراگوئه بعد از تاریخ این جدول در اواسط ۱۹۷۹ موفق به‌پیروزی در انقلاب توسط چریک‌های ساندنیست شد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} مجلس مؤسسان تشکیل می‌شود که در ژوئن ۱۹۷۸ انتخاب شده، اما ارتش هنوز حاکم است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} انتخابات تزئینی صورت می‌گیرد که در آن مخالفت آزاد است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} شاید یک رژیم در حال گذار، بعد از یک دیکتاتوری&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} انتخابات ریاست جمهوری آزاد قرار است در سال ۱۹۸۰ انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
اظهارنظر: ملاحظه‌کنید که در لیست دیکتاتوری‌ها سه کشور غیر پیشرفته و سه کشور از پیشرفته‌(ترین) وجود دارد.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29855</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29855"/>
		<updated>2012-02-14T09:56:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۳}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۴}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ اقتران یک سری حوادث است. دموکراسی، یک پدیده‌ی ساخته و پرداخته‌ی پورژوازی یا «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;طبقه‌ی متوسط&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نیست، بلکه نتیجه‌ی تضادها و تناقضات دورنِ سرمایه‌داری است. در آمریکای لاتین، همان‌گونه که در کشورهای مهم سرمایه‌داری، دموکراسی بورژوائی از یک موضوع واحد شکفته نشده‌است، بلکه از لزوم تاریخی پیکار طبقاتی سرمایه‌داری. در آمریکای لاتین، طبقه‌ی کارگر و جنبش کارگری به‌اهمیت و خود‌‌آگاهی دموکراتیک (در معنای صوری آن) اروپای غربی نبوده‌است. امّا الگوی کلّی مشابه است. مبارزه‌ی طبقه‌ی کارگر و سایر طبقات توده‌ئی برای خواست‌های اجتماعی و نمایندگی سیاسی؛ شکست طبقه‌ی حاکمه؛ دموکراتیزه کردن با شرایط بورژوائی، هم در مورد شکل و هم زمان‌بندی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته پرسش حیاتی در مورد دموکراسی آمریکای لاتین این است که پس چرا این دموکراسی تا این حدّ نادر بوده‌است؟ من ادعا نمی‌کنم که در این مورد جواب قانع‌کننده‌ئی داشته‌باشم. ولی از سوی دیگر، نظریه این بررسی ضمن رسیدگی به‌شرایط جامع سرمایه‌داری پیشرفته‌ به‌دست آمد و سپس در این مقاله نیز به‌کار گرفته‌شد. تحلیل تجربی که در اینجا به‌کار رفته است، انحراف پروبلماتیک‌های مهم‌تر در نظریه سیاسی راجع به‌آمریکای لاتین را می‌رساند، چه این نظریه‌ها مارکسیستی باشند و چه لیبرالی. ۱- توضیح اساسی در مورد عملکرد دموکراسی آمریکای لاتین باید در ضعف طبقه‌ی کارگر و خرده بورژوازی این ناحیه جستجو شود. ۲- برای محاسبه‌ی دلایل کمیابی، ضعف و ناکامل بودن دموکراسی در آمریکای لاتین، لازم است قبل از هرچیز اقتران حوادث را در دوره‌ی بعد از رکود مطالعه کنیم. ۳- تکرار کودتاها، دیکتاتوری‌ها، تقلب در انتخابات باید بدین ترتیب درک شوند. در درجه‌ی اول و بیش از هر چیز این‌ها مظاهر و ضعف شکاف داخلیِ بورژازی و دولت آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌هرحال، تأثیرات انتقادی بررسی‌های جدی و صادقانه‌ی تجربی، موضع نظری خود نویسنده را نیز گسترش می‌دهد. مثلاً برای خود من، تجربه‌ی آمریکای لاتین، لزوم مشخص‌تر کردن نظریه‌ام از دموکراسی بورژوائی را ثابت کرد. چرا که خودم متوجه سه مورد شده‌ام که باید آن‌ها را بیشتر شکافته و توضیحاتم را با دقت بیشتری بسط بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخست: این مقاله، در مورد رژیم‌های سیاسی متفاوتی است که تحت حاکمیت سرمایه‌اند. اما «حاکمیت سرمایه» معانی و تفاسیر گوناگونی در دولت‌های مناطق مختلفِ  دورن نظام سرمایه‌داری بین‌المللی دارد. اشکالی که حاکمیت سرمایه در آمریکای لاتین به‌خود می‌گیرد، با هفده کشور عمده‌ی سرمایه‌داری OECD متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوّم: اگر به‌تاریخ ممالک پیشرفته‌ی سرمایه‌داری یکبار دیگر با نقاب آمریکای لاتینی بنگریم و به‌یاد آوریم که این قاره داستان‌های درازی از جنگ‌های داخلی و کودتاها داشته که بیانگر ضعف و شکاف ظاهراً دائمیِ درون دولت بورژوائی است. یک ویژگی ممالک سرمایه‌داری پیشرفته عریان می‌شود. اساسی‌ترین مسایل مربوط به اسقرار یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نظام دولتی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، همیشه قبل از آغاز مبارزه برای دموکراسی حل شده‌اند. منظورم از نظام دولتی، وحدت مرکزی دستگاه‌های دولتی و بلافاصله انحصاری‌کردن ابزار سرکوب است. اشکال قهرآمیز مبارزه‌ی طبقاتی سیاسی در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته یا کوشش‌هائی برای انقلاب توده‌ئی بوده‌اند (مانند انقلاب‌های قرن نوزدهم در فرانسه) یا کودتاهائی از بالا، یعنی در نقطه‌ی اوج نظام مشروطه (مانند استقرار نظام فاشیستی در ایتالیا و آلمان؛ پس از اینکه موسولینی و هیتلر به‌شیوه‌های اصولاً قانونی به‌قدرت سیده‌بودند؛ میلیتاریزه کردن ژاپن، یا رشد رژیم‌های قدرت‌طلب در فنلاند و اتریش). به عبارت دیگر، نظریه دموکراتیزه کردن سرمایه‌داری، باید پیش شرط استقرار یک نظام دولتی را در محاسبه‌ی خود بگنجاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوّم: تقریباً کلیه‌ی رژیم‌های دیکتاتوری آمریکای لاتین، چه نظامی و چه سیویل، نه به‌عنوان آخرین حربه علیه امواج انقلابی، بلکه در مخالفت با برخی اشکال دیگر رژیم سرمایه‌داری مستقر شده‌اند. و این، پرسش بعدی را مطرح می‌کند: رابطه‌ی بین بازتولید سرمایه‌داری و دموکراسی برای خودِ بورژوازی چیست؟ آیا گرایش‌های ذاتی در شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری موجودند که بورژوازی را تا وقتی استثمار اقتصادی و انباشت سرمایه‌اش مجاز و تحت حمایت باشد، تشویق به‌رعایت شکل رژیم سیاسی می‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که پرسش نظام دولتی، منطقاً، بعد از پرسش رژیم سیاسی است؛ از آنجا که موقعیت بین‌المللی آمریکای لاتین یک متغیر توضیحی احتمالی است؛ و از آنجا که رابطه‌ی بورژوازی، اشکال حکومتی مختلف در دولت سرمایه‌داری، یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سئوال بعدی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است، که مستقیاً مرتبط با دورنماهای آینده‌ی دیکتاتوری‌های موجود و رژیم‌های قدرت‌طلب است بنابراین نظم کاووشی که در زیر می‌آید بر مبنای همین ترتیب منطقی تعیین شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
(ادامه‌ دارد)&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
* نیکاراگوئه بعد از تاریخ این جدول در اواسط ۱۹۷۹ موفق به‌پیروزی در انقلاب توسط چریک‌های ساندنیست شد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} مجلس مؤسسان تشکیل می‌شود که در ژوئن ۱۹۷۸ انتخاب شده، اما ارتش هنوز حاکم است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} انتخابات تزئینی صورت می‌گیرد که در آن مخالفت آزاد است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} شاید یک رژیم در حال گذار، بعد از یک دیکتاتوری&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} انتخابات ریاست جمهوری آزاد قرار است در سال ۱۹۸۰ انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
اظهارنظر: ملاحظه‌کنید که در لیست دیکتاتوری‌ها سه کشور غیر پیشرفته و سه کشور از پیشرفته‌(ترین) وجود دارد.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29854</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29854"/>
		<updated>2012-02-14T09:37:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۳}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۴}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ اقتران یک سری حوادث است. دموکراسی، یک پدیده‌ی ساخته و پرداخته‌ی پورژوازی یا «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;طبقه‌ی متوسط&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نیست، بلکه نتیجه‌ی تضادها و تناقضات دورنِ سرمایه‌داری است. در آمریکای لاتین، همان‌گونه که در کشورهای مهم سرمایه‌داری، دموکراسی بورژوائی از یک موضوع واحد شکفته نشده‌است، بلکه از لزوم تاریخی پیکار طبقاتی سرمایه‌داری. در آمریکای لاتین، طبقه‌ی کارگر و جنبش کارگری به‌اهمیت و خود‌‌آگاهی دموکراتیک (در معنای صوری آن) اروپای غربی نبوده‌است. امّا الگوی کلّی مشابه است. مبارزه‌ی طبقه‌ی کارگر و سایر طبقات توده‌ئی برای خواست‌های اجتماعی و نمایندگی سیاسی؛ شکست طبقه‌ی حاکمه؛ دموکراتیزه کردن با شرایط بورژوائی، هم در مورد شکل و هم زمان‌بندی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته پرسش حیاتی در مورد دموکراسی آمریکای لاتین این است که پس چرا این دموکراسی تا این حدّ نادر بوده‌است؟ من ادعا نمی‌کنم که در این مورد جواب قانع‌کننده‌ئی داشته‌باشم. ولی از سوی دیگر، نظریه این بررسی ضمن رسیدگی به‌شرایط جامع سرمایه‌داری پیشرفته‌ به‌دست آمد و سپس در این مقاله نیز به‌کار گرفته‌شد. تحلیل تجربی که در اینجا به‌کار رفته است، انحراف پروبلماتیک‌های مهم‌تر در نظریه سیاسی راجع به‌آمریکای لاتین را می‌رساند، چه این نظریه‌ها مارکسیستی باشند و چه لیبرالی. ۱- توضیح اساسی در مورد عملکرد دموکراسی آمریکای لاتین باید در ضعف طبقه‌ی کارگر و خرده بورژوازی این ناحیه جستجو شود. ۲- برای محاسبه‌ی دلایل کمیابی، ضعف و ناکامل بودن دموکراسی در آمریکای لاتین، لازم است قبل از هرچیز اقتران حوادث را در دوره‌ی بعد از رکود مطالعه کنیم. ۳- تکرار کودتاها، دیکتاتوری‌ها، تقلب در انتخابات باید بدین ترتیب درک شوند. در درجه‌ی اول و بیش از هر چیز این‌ها مظاهر و ضعف شکاف داخلیِ بورژازی و دولت آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌هرحال، تأثیرات انتقادی بررسی‌های جدی و صادقانه‌ی تجربی، موضع نظری خود نویسنده را نیز گسترش می‌دهد. مثلاً برای خود من، تجربه‌ی آمریکای لاتین، لزوم مشخص‌تر کردن نظریه‌ام از دموکراسی بورژوائی را ثابت کرد. چرا که خودم متوجه سه مورد شده‌ام که باید آن‌ها را بیشتر شکافته و توضیحاتم را با دقت بیشتری بسط بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخست: این مقاله، در مورد رژیم‌های سیاسی متفاوتی است که تحت حاکمیت سرمایه‌اند. اما «حاکمیت سرمایه» معانی و تفاسیر گوناگونی در&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
* نیکاراگوئه بعد از تاریخ این جدول در اواسط ۱۹۷۹ موفق به‌پیروزی در انقلاب توسط چریک‌های ساندنیست شد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} مجلس مؤسسان تشکیل می‌شود که در ژوئن ۱۹۷۸ انتخاب شده، اما ارتش هنوز حاکم است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} انتخابات تزئینی صورت می‌گیرد که در آن مخالفت آزاد است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} شاید یک رژیم در حال گذار، بعد از یک دیکتاتوری&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} انتخابات ریاست جمهوری آزاد قرار است در سال ۱۹۸۰ انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
اظهارنظر: ملاحظه‌کنید که در لیست دیکتاتوری‌ها سه کشور غیر پیشرفته و سه کشور از پیشرفته‌(ترین) وجود دارد.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29853</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29853"/>
		<updated>2012-02-14T09:27:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۳}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۴}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ اقتران یک سری حوادث است. دموکراسی، یک پدیده‌ی ساخته و پرداخته‌ی پورژوازی یا «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;طبقه‌ی متوسط&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نیست، بلکه نتیجه‌ی تضادها و تناقضات دورنِ سرمایه‌داری است. در آمریکای لاتین، همان‌گونه که در کشورهای مهم سرمایه‌داری، دموکراسی بورژوائی از یک موضوع واحد شکفته نشده‌است، بلکه از لزوم تاریخی پیکار طبقاتی سرمایه‌داری. در آمریکای لاتین، طبقه‌ی کارگر و جنبش کارگری به‌اهمیت و خود‌‌آگاهی دموکراتیک (در معنای صوری آن) اروپای غربی نبوده‌است. امّا الگوی کلّی مشابه است. مبارزه‌ی طبقه‌ی کارگر و سایر طبقات توده‌ئی برای خواست‌های اجتماعی و نمایندگی سیاسی؛ شکست طبقه‌ی حاکمه؛ دموکراتیزه کردن با شرایط بورژوائی، هم در مورد شکل و هم زمان‌بندی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته پرسش حیاتی در مورد دموکراسی آمریکای لاتین این است که پس چرا این دموکراسی تا این حدّ نادر بوده‌است؟ من ادعا نمی‌کنم که در این مورد جواب قانع‌کننده‌ئی داشته‌باشم. ولی از سوی دیگر، نظریه این بررسی ضمن رسیدگی به‌شرایط جامع سرمایه‌داری پیشرفته‌ به‌دست آمد و سپس در این مقاله نیز به‌کار گرفته‌شد. تحلیل تجربی که در اینجا به‌کار رفته است، انحراف پروبلماتیک‌های مهم‌تر در نظریه سیاسی راجع به‌آمریکای لاتین را می‌رساند، چه این نظریه‌ها مارکسیستی باشند و چه لیبرالی. ۱- توضیح اساسی در مورد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
* نیکاراگوئه بعد از تاریخ این جدول در اواسط ۱۹۷۹ موفق به‌پیروزی در انقلاب توسط چریک‌های ساندنیست شد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} مجلس مؤسسان تشکیل می‌شود که در ژوئن ۱۹۷۸ انتخاب شده، اما ارتش هنوز حاکم است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} انتخابات تزئینی صورت می‌گیرد که در آن مخالفت آزاد است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} شاید یک رژیم در حال گذار، بعد از یک دیکتاتوری&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} انتخابات ریاست جمهوری آزاد قرار است در سال ۱۹۸۰ انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
اظهارنظر: ملاحظه‌کنید که در لیست دیکتاتوری‌ها سه کشور غیر پیشرفته و سه کشور از پیشرفته‌(ترین) وجود دارد.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29852</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29852"/>
		<updated>2012-02-14T08:59:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۳}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۴}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
* نیکاراگوئه بعد از تاریخ این جدول در اواسط ۱۹۷۹ موفق به‌پیروزی در انقلاب توسط چریک‌های ساندنیست شد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} مجلس مؤسسان تشکیل می‌شود که در ژوئن ۱۹۷۸ انتخاب شده، اما ارتش هنوز حاکم است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} انتخابات تزئینی صورت می‌گیرد که در آن مخالفت آزاد است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} شاید یک رژیم در حال گذار، بعد از یک دیکتاتوری&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} انتخابات ریاست جمهوری آزاد قرار است در سال ۱۹۸۰ انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
اظهارنظر: ملاحظه‌کنید که در لیست دیکتاتوری‌ها سه کشور غیر پیشرفته و سه کشور از پیشرفته‌(ترین) وجود دارد.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29851</id>
		<title>بحث:عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29851"/>
		<updated>2012-02-14T08:58:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;صفحه ۹۸ خط سوم از بالا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;برخود می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; بی‌معنی‌است. حدس می‌زنم صحیح آن برخو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;د می‌کند باشد. اصلاح کردم. موافقید؟--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
:آره. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۴:۰۵ (PST)&lt;br /&gt;
چیدمان جدول صفحه ۹۹ قدری با آنچه من درست کرده‌ام فرق دارد. اگر صلاح می‌دانید عوض کنید. &lt;br /&gt;
در همان جدول، پاورقی های ۱و۳و ۴ هست و به‌نظر می‌رسد که پاورقی ۲ از قلم افتاده حال آنکه پای صفحه توضیح پاورقی ۲ وارد شده. --[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۰:۵۸ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29850</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29850"/>
		<updated>2012-02-14T08:55:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۲}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۳}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
* نیکاراگوئه بعد از تاریخ این جدول در اواسط ۱۹۷۹ موفق به‌پیروزی در انقلاب توسط چریک‌های ساندنیست شد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} مجلس مؤسسان تشکیل می‌شود که در ژوئن ۱۹۷۸ انتخاب شده، اما ارتش هنوز حاکم است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} انتخابات تزئینی صورت می‌گیرد که در آن مخالفت آزاد است.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} شاید یک رژیم در حال گذار، بعد از یک دیکتاتوری&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} انتخابات ریاست جمهوری آزاد قرار است در سال ۱۹۸۰ انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
اظهارنظر: ملاحظه‌کنید که در لیست دیکتاتوری‌ها سه کشور غیر پیشرفته و سه کشور از پیشرفته‌(ترین) وجود دارد.&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29849</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29849"/>
		<updated>2012-02-14T08:49:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۲}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۳}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پروبلماتیک سیاست آمریکای لاتین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاله‌ی حاضر، تا‌به‌حال به رتق و فتق جنگلِ غربیِ مفاهیم سنتی و ابهامات راجع به‌دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین پرداخته‌است. رکورد تجربی‌ئی که ارائه شده است، در پرتو نتایج بررسی گذشته‌ام از دموکراسی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، تحلیل شده‌است. نتایج اصلی آن بررسی، در مورد آمریکای لاتین نیز صدق می‌کند. دموکراسی، دستگاه نظامی مرحله‌ی مشخصی از رشد سرمایه‌داری نیست. بلکه حاصلِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29848</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29848"/>
		<updated>2012-02-14T08:44:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه* || آرژانتین || جمهوری دومینیکن || پرو{{نشان|۱}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || کوستاریکا || || || بولیوی{{نشان|۲}} || || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|   || مکزیک || ال‌سالوادور|| پاراگوئه || شیلی || اکوادور || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هایتی || پاناما || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || هندوراس{{نشان|۳}} ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|  ||  ||  || || اروگوئه ||  || ||&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29847</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29847"/>
		<updated>2012-02-14T08:38:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن پیچیدگی فوق‌العاده‌ی نوع عملکرد دموکراسی در آمریکای لاتین، ممکن نیست که آن را در یک جدول واحد با تمام رکورد تاریخی‌اش ارائه‌کرد. آنچه ممکن‌است مفید باشد، ارائه‌ی تصویر خلاصه‌شده‌ئی است از اوضاع این قاره در اواخر ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دموکراسی و دیکتاتوری در آمریکای لاتین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! دموکراسی‌ها|| رژیم‌های مشروطه انحصارگر || رژیم‌های مشروطه‌ی تقلبی|| دیکتاتوری‌های آراسته|| دیکتاتوری‌ها|| در حال رسیدن به‌دموکراسی|| در حال رسیدن به‌‌مشروطه‌گرائی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کلمبیا || برزیل || گواتمالا|| نیکاراگوئه*|| آرژانتین|| جمهوری دومینیکن|| پرو{{&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ونزوئلا  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29811</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29811"/>
		<updated>2012-02-12T22:18:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده از انواع روش‌های خشن، او را وادار به‌چشم‌پوشی از کاندیدائی خود کرد. اما باید تکیه‌کرد که حتی انتخابات تقلبی هم الزاماً تزئین ظاهریِ صرف نیست، بلکه دریچه‌ی اطمینان مهمی است که به‌اپوزیسیون اجازه می‌دهد در برخی مشاغل جزئی سرگرم شود. (آرژانتین در «دهه‌ی ناشناخته‌ی» ۱۹۳۰-۴۳، معروف‌ترین مورد تقلب سیستماتیک در انتخابات است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت‌آمیزترین مورد غیر-دیکتاتوری غیردموکراسی، مکزیک است که برای حداقل پنجاه سال یکسره حاکمیت مشروطه داشته است (شاید هم بتوان گفت ۶۰ سال) با این که نظام سیاسی مشروطه و انتخابی است و با این که اجازه‌ی ابراز مخالفت تا حدی وجود دارد و آزادی‌های کسترده‌ئی  به‌‌نسبت معیار ممالک آمریکای جنوبی (مخلوط با مقدار فراوانی قهر علیه کارگران و دهقانان شورشی)، وجود دارد، لکن مکزیک را حتی نمی‌توان یک دموکراسی در مفهوم مشخص صوری آن، دانست، چه رسد به‌معنای حکومت همراه با مشارکت توده‌ئی. مشخصه‌ی این نظام، دوره‌های شش ساله ریاست جمهوری قدرت‌طلب است که روندی به‌نام تابپادیسمو (TAPADISMO) اجراء می‌شود. این لغت اشاره به‌شیوه‌ی فوق‌العاده مخفیانه و سحرآمیزی دارد که در آن کاندید ریاست جمهوریِ حزب حاکم (که موفقیت انتخاباتی‌‌اش به‌خاطر ماشین توده‌ئی کنترلی که حزب در اختیار دارد حتمی است) انتخاب می‌شود. برنامه‌ریزی آشکار درون حزب معمولاً غیرمجاز است، و کاندیدا ظاهراً توسط رئیس جمهور پیشین و شاید بعد از تبادل نظر او با دوستان نزدیکش، برگزیده می‌شود. از نظر قانون اساسی و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در واقع&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; رئیس جمهور، برای شش سال یک نیمه-دیکتاتور است. با آن‌که آزادی گسترده‌ی مطبوعات وجود دارد، انتقاد آشکار و مشخص از رئیس جمهور به‌صورت طلسمی درآمده. یک حزب اپوزیسیون محافظه‌کار جنبی اجازه‌ی فعالیت داشته، و حتی اعضای قدیمی ناراضی ِ حزب حاکم در سال‌های ۱۹۴۰، ۱۹۴۶، ۱۹۵۲، اجازه داشتند کاندید انتخابات شوند؛ امّا حداقل ارقام رسمی ۱۹۴۰ (۵درصد برای ژنرال محافظه‌کار به‌نام آلمازان که زمانی فوق‌العاده پرقدرت و برخوردار از پشتیبانی قوی بود) به‌نظر تقلبی می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29810</id>
		<title>بحث:عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29810"/>
		<updated>2012-02-12T22:07:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: صفحه‌ای جدید حاوی &amp;#039;صفحه ۹۸ خط سوم از بالا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;برخود می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; بی‌معنی‌است. حدس می‌زنم صحیح آن برخو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;...&amp;#039; ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;صفحه ۹۸ خط سوم از بالا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;برخود می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; بی‌معنی‌است. حدس می‌زنم صحیح آن برخو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;د می‌کند باشد. اصلاح کردم. موافقید؟--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۰۷ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29809</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29809"/>
		<updated>2012-02-12T22:05:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن رئیس جمهور سویلِ وقت به‌نام کورتز، نگذاشت رئیس جمهور لیبرال سابق به‌مام ژیمنس جلسات انتخاباتی تشکیل دهد-به‌این بهانه که ژیمنس با کمونیسم به‌نرمی برخورد می‌کند- و با استفاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29808</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29808"/>
		<updated>2012-02-12T21:59:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های بازی روی‌هم گذارده‌شده، و اگر لازم باشد دوباره بُرمی‌خورند تا اطمینان حاصل شود که اپوزیسیون نتواند در انتخابات مهم بَرنده‌شود. در این جا، رژیم نظامی فعلی برزیل را می‌یابیم که با یک نظام دوحزبی مصنوعی تزئین شده‌است. بر‌همین روالند رژیم‌های گواتمالا و ال‌سالوادور. در برزیل، ترتیبات نهادی - از تقلب به‌صورت ایجاد کرسی‌های بیش‌تر به‌نفع نواحی غیرمرکزی و روستائی که در کنترل دولتند گرفته تا ایجاد پُست‌های تابع انتخابات غیرمستقیم - استفاده شده‌اند تا اپوزیسیون مجاز مهار شود. در سایر کشورها، تقلب و تهدید آشکار در دستور روز قرارگرفته‌است. سانتادومینیگو در سال‌های اخیر را باید به‌عنوان یک مورد به‌خصوص دانست: تا موقعی که فشار خارجی بالاخره بالدکوئر را مجبور به‌اعلام شکست در بهار ۱۹۷۸ کرد( همان نفوذ آمریکائی که او را در سال ۱۹۶۶ به‌قدرت رسانده‌بود)، این کشور بین انواع فرعی اوّل و سوّم که در بالا تشریح شد به‌نحوی در کش‌وقوس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف اصلیِ ممنوعیت‌های سیاسی در آمریکای لاتین همواره احزاب کمونیست بوده‌ است، (با این که البته سایر احزاب دست‌چپی نیز غیرقانونی بوده‌اند) به‌جز مورد به‌خصوص استثنائی آرژانتین که حزب کمونیست در آنجا از زمان جنگ جهانی دوم روابط بهتری با بخش‌های بورژوازی داشته‌است تا با طبقه‌ی کارگر. در برزیل هیچ نوع مخالفت سیاسی مجاز نیست، به‌جز آنچه از جانب تنها حزب قانونی غیردولتی به‌نام جنبش دموکراتیک برزیل (MDB) بیان می‌شود. در آرژانتین، کسی که سال‌ها حق انتخاب شدن نداشت، پرون بود. در کوستاریکا، رئیس جمهور سابق به‌نام کالارون گواریا برای چند سال بعد از جنگ داخلی ۱۹۴۸، همراه با کمونیسم اجازه‌ی فعالیت سیاسی نداشت. در مکزیک شرایط به‌خصوص بعد از جنگ برای ثبت نام احزاب، باعث شد که حزب کمونیست تا سال ۱۹۷۸ فرا-قانونی بماند، بدین معنی که به‌رغم اجازه‌ی شرکت این حزب در برنامه‌ریزی سیاسی انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶، آراء آن &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;از پیش&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کان لم یکن تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع دیگر ممنوعیت‌ها، از طریق تهدید و خشونت غیرقانونی اعمال می‌شود و این معمولاً از جانب ارتش صورت می‌پذیرد. در ال‌سالوادور از سال ۱۹۳۲ به‌بعد، تمام رئیس جمهورها، جدا از انتخاب یا عدم انتخاب آن‌ها، افسران نظامی بودند. اما تهدید و خشونت دولتی، در موارد سیویل نیز دیده شده‌است: یک مورد آن کوستاریکا قبل از انتخابات ۱۹۴۰ است، که طی آن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29807</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29807"/>
		<updated>2012-02-12T21:40:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل از اینکه اخراج شود از دادن حق رأی به‌بی‌سوادان سخن به‌میان آورد.) لوایح مربوطه به‌لزوم داشتن سواد در قوانین اساسی آمریکای لاتین اشاره به‌رگه‌ی قوئی‌ای دارد از نجبه‌گرائی آشکار. برای مقایسه می‌توان توجّه کرد که میزان بی‌سوادی در ایتالیا در بحبوحه‌ی تصویب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۹۱۹، ۳۸ درصد بود؛ اندکی کم‌تر از فرانسه در اواسط قرن نوزدهم، درست پیش از توصیب حق رأی عمومی مردان در سال ۱۸۸۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحریم‌ها، قانوی و غیرقانونی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌های گوناگونی وجود دارد که از طریق آنه‌ها می‌توان دهقانان و زحمتکشان بی‌سواد سازمان نیافته را به‌دادن رأی موردنظر کشاند، بی‌آنکه نیازی به‌استفاده از دستگاه‌های دولت باشد. به‌جای استفاده از این دستگاه‌ها، سلاح جدیدتر و کاراتر تحریم سیاسی است: بدین ترتیب که احزاب و کاندیدگهای معینی از طریق قانون اساسی، لوایح یا تهدیدهای قهرآمیز [از شرکت در امور سیاسی] منع می‌شوند. در این‌ جا سه نوع فرعی را باید مشخص کرد. در یک متغیر، فقط بخش کوچکی از اپوزیسیون مجازند برای حفظ ظاهر در انتخابات شرکت کنند، و این تزئینی است برای آنچه در واقع یک دیکتاتوری است. دودمان حیله‌گر سوموزا در نیکاراگوئه بدین ترتیب عمل می‌کرد و هم‌چنین استروسنر در پاراگوئه و تروجیلو در جمهوری دومینیکن. در قطب دیگر، چنان نظام‌‌هائی قرار دارند که در درون آن‌ها چند امکان مختلفِ ازپیش تعیین‌شده عرضه‌می‌شود و آزادی انتخابات به‌همین چند امکان محدود است. بهترین نمونه‌ها عبارتند از کوستاریکا ۱۹۴۹-۷۰، شیلی ۱۹۴۷-۵۸ و برزیل ۱۹۴۵-۶۴. گواین‌که در مورد برزیل بخش‌هائی از ارتش نزدیک بود بارها مداخله‌ کنند. انتخابات آرژانتین در سال‌های ۱۹۵۸، ۱۹۶۳ را نیز می‌توان در این تقسیم‌بندی گنجانید. در آن سال‌ها انتخاب‌های غیرمجاز گسترده‌ترین پایه‌ی توده‌ئی را در آرژانتین داشتند و در کوستاریکا در دهه‌ی ۱۹۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً، بین دیکتاتوری‌هائی که در پوششی پنهانند و دموکراسی‌هائی که از نظر سیاسی انحصارگرند، نوعی فرعیِ سومی وجود دارد که پیچیده‌تر است. در این نوع، دستگاه قدرتی پیچیده‌تر از یک دیکتاتوری آشکار است، برنامه‌ها شامل یک اپوزیسیون واقعی درون یک طیف تجویز شده‌است؛ و نتایج انتخابات در توازنِ قدرت در عرصه‌ی سیاسی واقعاً تأثیر دارد. امّا ورق‌های&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29699</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29699"/>
		<updated>2012-02-09T22:02:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی اعلام شد و روش اخذ رأی مخفی برای جلوگیری از تقلب اتخاذ شد؛ دوم: در سال ۱۹۶۲ یک نظام جدید ثبت نام، تعداد رأی دهندگان ثبت‌نام کرده را دوبرابر کرد؛ سوم: در سال ۱۹۷۰ بی‌سوادها اجازه‌ی رأی گرفتند. تنفر فوق‌العاده‌ی طبقه‌ی بورژوا که در اثر حکومت &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اتحاد مردمی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (UNIDAD POPULAR) برانگیخته شده‌بود، باید در این واقعیت دیده‌شود که قبل از انتخاب یک رئیس جمهور سوسیالیست، نظام سیاسی شیلی شباهت بیشتری به‌اروپای غربی قرن نوزدهم داشت تا دموکراسی بورژوائی معاصر. در اکوادور، طی رفراندوم قانون اساسی که بوسیله‌ی خونتای نظامی لیبرال ترتیب یافته بود، شرط داشتن سواد لغو شد، و حق رأی عمومی در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه ۱۹۷۸ به‌مورد اجراء گذارده شد. حال‌ آنکه، در پرو، بی‌سوادان از مشارکت در انتخابات مجلس مؤسسان ژوئن ۱۹۷۸ محروم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکوادور و پرو، تأثیر فوریِ اصلیِ ماده‌ی حذف بی‌سوادان، محروم کردن قانونی بخش اعظم جمعیت سرخ‌پوستان بوده‌است. در آمریکای لاتین دو کشور دیگر تحت سلطه‌ی کروئل‌ها وجود دارد که در آن سرخ‌پوستان اکثریت را تشکیل می‌دهند. این دو کشور بولیوی و گواتمالااند: در اولی محدودیت حق رأی با انقلاب ۱۹۵۲ از میان برداشته‌شد؛ و در دوّمی انقلاب اکتبر ۱۹۴۴ محدودیت حق رأی مردان را از بین برد (البته با اندکی لغزش - زیرا در قانون اساسی ضد - انقلابی ۱۹۵۶ دوباره مستقر شد و در سال ۱۹۶۵ یک بار دیگر لغو شد). به‌درازا کشیدن حق رأی محدود در اکوادور و پرو، به‌خصوص، حیرت‌آور است. زیرا قانون اساسی ۱۹۴۵ اکوادور، بیش‌تر دستاورد نیروهای سیاسی مترقی بود؛ و این دستاورد کم اهمیتی نبود، زیرا قبل از ۱۹۶۱، اکوادور ۱۴ سال پی‌در‌پی حکومت مشروطه داشت. مشابهاً بین ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ موقعی که آنه‌ها موقعیتی مسلط در کنگره داشتند، حزب اطلاح‌طلبِ پروی APRA [تحاد توده‌ئی انقلابی جنوب آمریکائی] حتی مسئله‌ی حق رأی را مطرح هم نکرد؛ و حکومت نظامی  نیز که از بسیاری لحاظ مترقی بود و از کودتای ۱۹۶۸ پدیدار شده‌بود، دادن حق رأی به‌بی‌سوادان در مجلس مؤسسان جدید را مناسب ندید. هم چنین، با این که واقعیت دارد که در مجلس ۱۹۴۵ برزیل و مجلس کوستاریکا که بعد از جنگ داخلی در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد، اکثریت با محافظه‌کاران بود، امّا حیرت‌آور است که در لایحه‌ی سلب حق رأی  در دولت‌های پوپولیست (مردمی) بعدی یعنی به‌ترتیب دولت‌های وارگاس و فیگورس دست‌‌نخورده باقی‌ماند (گولارت درست قبل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29696</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29696"/>
		<updated>2012-02-09T21:48:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برزیل ماده‌ی مربوط به‌داشتن سواد، هم در قانون اساسی سال ۱۹۴۵ و هم در قانون اساسی‌ئی که توسط رژیم نظامی در سال ۱۹۶۷ طرح‌ریزی شده، گنجانده شده‌است. (قوانین اساسی قبلی نیز شامل چنین ماده‌ئی بودند). انتخابات ۱۹۷۰ در شیلی، وقتی آلنده به‌ریاست جمهوری برگزیده شد، نخستین دور در تاریخ شیلی بود که حق رأی عمومی وجود داشت. دموکراسی کوتاه مدت شیلی بر اساس یک دموکراسی انحصارگر قدیمی در سه مرحله  به‌دست آمد: نخست در سال ۱۹۵۸ حزب کمونیست دوباره قانونی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29695</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29695"/>
		<updated>2012-02-09T21:44:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! کشور || درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || سال محروم کردن و یا هنوز اعمال شدن&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| برزیل  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| شیلی  || ۱۶ || ۱۹۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| کوستاریکا  || ۱۶ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| اکوادور  || ۳۲ || ژانویه ۱۹۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| پرو  || ۳۹ || در عمل&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29694</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29694"/>
		<updated>2012-02-09T21:40:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کشورهائی که بی‌سوادان را از حق رأی محروم می‌کنند و میزان بی‌سوادی در آن‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
! درصد بی‌سوادی در دهه‌ی ۱۹۶۰ || کشور || کشور&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| dolor  || in reprehenderit || in voluptate velit&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| esse cillum dolore || eu fugiat nulla || pariatur.&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29693</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29693"/>
		<updated>2012-02-09T21:33:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محدودیت‌های گنجانده‌شده در قانون اساسی در مورد حق رأی، سویه‌ی مهمی از حکمرانی طبقاتی در بسیاری ممالک آمریکای لاتین است که در زمان حاضر مکرراً تحت عنوان لزومِ داشتن سواد بیان شده است؛ و با در نظر گرفتن میزان سرسام‌آور بی‌سوادی، این شیوه‌ی بسیار توانائی از انحصارگری است. این شیوه را شاید بتوان هم به‌عنوان یک مِلاک طبقاتی تفسیر کرد که به‌منظور محروم کردن بخش‌های فقیرتر طبقه‌ی کارگر و دهقان طرح‌ریزی شده‌است؛ و هم به عنوان یک ملاکِ نژادپرستانه، که بیش از همه علیه سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها به‌کار گرفته شده‌است. جدول زیر کشورهائی را نشان می‌دهد که چنین روش‌هائی هنوز در آن‌ها به‌کار می‌رود و یا فقط به‌تازگی لغو شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29692</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29692"/>
		<updated>2012-02-09T21:22:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رکورد (گزارش) شماره‌ی ۲- کشورهای غیردموکراتیک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم محدودی از دموکراسی مانند آنچه که من برگزیده‌ام، صحنه‌ی گسترده‌ئی از رژیم‌هائی را به‌دست می‌دهد که مابین دموکراسی و دیکتاتوری هستند. آمریکای لاتین شامل انواع گوناگونی از چنین رژیم‌هائی است که برخی اوقات گواه بر خلّاقیت و تخیّل فوق‌العاده‌ی سیاسی بوده‌اند. در این مقاله، ما بیش از هر چیز با اشکال گوناگون آنچه من «انحصارگری» خوانده‌ام سر و کار داریم یعنی مکانیزم‌های گوناگونی در یک نظام مشخص که توسط آن‌ها بخش‌های معینی از جمعیت بالغ از مشارکت سیاسی محروم می‌شود. این، یا می‌تواند به‌وسیله‌ی روش‌های سنتی اروپا و آمریکای شمالی، یعنی محدویت حق رأی در قانون اساسی برحسب طبقه، جنسیت، نژاد یا دیدگاه سیاسی اعمال شود؛ و یا توسط دخالت‌های فرا-قانونی در روند انتخابات ، چه در برنامه‌ی سیاسی و چه در پای صندوق رأی. در آمریکای لاتین هر دو روش به‌دست آوردن انحصارگری مکرراً به‌کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29691</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29691"/>
		<updated>2012-02-09T21:07:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گوران تربورن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمه: آزاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29690</id>
		<title>عملکرد دمکراسی در آمریکای لاتین ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%DB%B3&amp;diff=29690"/>
		<updated>2012-02-09T21:04:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:27-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:27-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۷ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29679</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29679"/>
		<updated>2012-02-09T13:18:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز: [Red Dwarf  [http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;br /&gt;
:ممنون از دقت‌تان به صحت علمی مطالب. من حساسیت‌تان را می‌فهمم، اما توجه کنید که این مجله‌ای اجتماعی-ادبی است و بیش از ۳۰ سال پیش منتشر می‌شده. اصطلاح «کوتولهٔ سرخ» احتمالاً آن زمان هنوز در فارسی چندان رایج نبوده. بعید است کسی به این مقاله به عنوان مرجع علمی فیزیکی نگاه کند. اگر کسی امروز بخواهد در مورد کوتولهٔ سرخ اطلاعات علمی پیدا کند به منابع جدید و معتبر مراجعه می‌کند. تصور من این است که این مقاله ارزش تاریخی دارد و به این درد می‌خورد که ببینیم مردم باسواد غیرمتخصص در دههٔ پنجاه شمسی در ایران چه جور مطالب علمی‌ای می‌خوانده‌اند. مثلاً تصور کنید کتابداری برود و در یک اطلس جغرافیایی متعلق به قرن هفدهم مرز کشورها یا شکل دریاها را اصلاح کند، یا نام جدید شهرها را کنار نام قدیم‌شان بنویسد. قطعاً کار او را تأیید نمی‌کنیم. به همین دلیل تا حد ممکن به متن مقاله وفادار می‌مانیم، علی‌رغم اینکه با دانش امروز به نظرمان غلط آشکار بیاید. خوشحال می‌شوم اگر نظر مخالفی دارید بگویید. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرفتان صحیح است. پانویس را برداشتم. اما قیاس‌تان اشتباه است. یه ستاره کوچک سرخ، فقط یک ستاره کوچک به رنگ سرخ است. اما یک ستاره کوتوله‌قرمز یک کلاس از ستاره‌هاست و تنها یک نام نیست.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۱۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای شماره‌گذاری لاتین کد به‌خصوصی هست؟ در این متن جداول به لاتین شماره‌گذاری شده‌اند.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۵۰ (PST)&lt;br /&gt;
:متأسفانه روی صفحه‌کلید استاندارد فارسی ارقام لاتین نداریم. برای وارد کردن ارقام لاتین مجبورید زبان را عوض کنید. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه پرستو یا فرزانه دیدم جدول درست کرده‌بودید. شکل ها و جداول این مقاله را چطور باید اینجا پیاده‌سازی کنم؟ --[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۰۲ (PST)&lt;br /&gt;
:جدول را می‌توانید [http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7#.D8.AE.D9.88.D8.AF.D8.A2.D9.85.D9.88.D8.B2_.D8.A7.DB.8C.D8.AC.D8.A7.D8.AF_.D8.AC.D8.AF.D9.88.D9.84_.D8.A8.D8.A7_.D8.B1.D9.88.D8.B4_.DA.86.D9.BE.D9.82.DB.8C اینطوری] درست کنید. لازم نیست نگران شکل‌ها باشید. فرض بر این است که تصویر اسکن شدهٔ صفحات در کنار متن تایپ شده در دسترس است. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون. پس جداول را هم همانطور که در صفحات اسکن ‌شده هستند باقی می‌گذاریم؟--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۱۷ (PST)&lt;br /&gt;
:تا الآن اینطور بوده که جداول را پیاده کرده‌ایم. اگر دوست دارید پیاده کنید. اگر ترجیح می‌دهید به جای جدول کشیدن در ویکی مشارکت دیگری بکنید، من یا هر کاربر دیگری که بازنگری می‌کند جدول را رسم می‌کند. [[کاربر:Mohaddese|محدثه]] استاد جدول کشیدن است :) --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۱۶ (PST)&lt;br /&gt;
::پس من استتوس مقاله را به ناقص تغییر دادم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۱۸ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29678</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29678"/>
		<updated>2012-02-09T13:17:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ناقص}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بموجب قرارداد و تعریف، واحدهای نجومی به‌نسبت زمنی معین می‌شود. یعنی مثلا جرم هر کوکب را نسبت به زمین معلوم می‌کنند که چند برابر است. یا فاصله سیاره‌ای را از خورشید، نسبت به فاصله زمین از خورشد می‌سنجند. مثلا فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ واحد نجومی است یعنی فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ برابر فاصله زمین از آفتاب می‌باشد. همچنین شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ واحد نجومی است؛ یعنی شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ برابر شتاب ثقل زمین بر سطح زمین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی فاصله‌های کواکب را از زمین با واحد مطلق نجومی تعیین می‌کنند و آن مدت زمانی است که نور برای رسیدن به‌ زمین از کوکب منظور لازم دارد. معمولا این واحد را با سال نوری نامگذاری می‌کنند. سال نوری مسافتی است که نور در یک سال می‌پیماید. سال نوری واحد مطلق نجومی ‌است و سایر واحدها که نسبت به زمین تعریف می‌شوند واحدهای نسبی نجومی نامیده‌ می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واحد نجومی برای روشنائی واحد نسبی به مقیاس خورشید است (چه بدیهی است که روشنائی زمین از روی زمین قابل مقیاس و اندازه نیست).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
بقیه دارد&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بخش به مسائل علمی توجه می‌کنیم و خوانندگان علاقمندی را که می‌خواهند از دانش‌های زمان خویش بی‌خبر نمانند، در جریان مهم‌ترین مسائل علمی روز قرار می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین مطلبی که در این بخش عنوان می‌شود، دانش فضائی و مسائل کیهانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیارند کسانی که می‌خواهند درباره فضا و مسائل مربوط بدان که اکنون توجه بسیاری از کشورهای نیرومند جهان را به خود معطوف کرده‌است، اطلاعاتی به‌دست آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما در این بخش کوشائیم که این مسائل را به ساده‌ترین زبان ممکن مورد بحث قرار دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدون شک، گروهی از خوانندگان این بخش به‌دانستن مقدماتی نیازمند خواهند بود تا پاره‌ئی مسائل را که خواه و ناخواه در این گفت‌وگو پیش می‌آید آسان‌تر دریابند و پیش از ورود به اصل مطلب، با اصطلاحات خاص این علم جدید آشنائی قبلی حاصل کرده‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مقدمات، تا رسیدن به مطلب اصلی، یکی دو سه هفته‌ئی به طول می‌انجامد و جز این چاره‌ئی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر بحث حاضر که در این بخش از کتاب هفته به تدریج تعقیب خواهد شد، خوانندگان نیز می‌توانند در زمینه علوم هر گونه پرسشی که داشته‌باشند مطرح کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این پرسش‌ها می‌تواند در مسائل زیر مطرح شود:&lt;br /&gt;
تحقیقات فضائی، فیزیک، شیمی، ریاضیات، ژئولوژی، ژئوفیزیک، متوئورولوژی، سیسموگرافی، ژئودزی، هیأت موجی، شیمی ذرات غول‌آسا و غیره...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29623</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29623"/>
		<updated>2012-02-07T21:28:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بموجب قرارداد و تعریف، واحدهای نجومی به‌نسبت زمنی معین می‌شود. یعنی مثلا جرم هر کوکب را نسبت به زمین معلوم می‌کنند که چند برابر است. یا فاصله سیاره‌ای را از خورشید، نسبت به فاصله زمین از خورشد می‌سنجند. مثلا فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ واحد نجومی است یعنی فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ برابر فاصله زمین از آفتاب می‌باشد. همچنین شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ واحد نجومی است؛ یعنی شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ برابر شتاب ثقل زمین بر سطح زمین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی فاصله‌های کواکب را از زمین با واحد مطلق نجومی تعیین می‌کنند و آن مدت زمانی است که نور برای رسیدن به‌ زمین از کوکب منظور لازم دارد. معمولا این واحد را با سال نوری نامگذاری می‌کنند. سال نوری مسافتی است که نور در یک سال می‌پیماید. سال نوری واحد مطلق نجومی ‌است و سایر واحدها که نسبت به زمین تعریف می‌شوند واحدهای نسبی نجومی نامیده‌ می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واحد نجومی برای روشنائی واحد نسبی به مقیاس خورشید است (چه بدیهی است که روشنائی زمین از روی زمین قابل مقیاس و اندازه نیست).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
بقیه دارد&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بخش به مسائل علمی توجه می‌کنیم و خوانندگان علاقمندی را که می‌خواهند از دانش‌های زمان خویش بی‌خبر نمانند، در جریان مهم‌ترین مسائل علمی روز قرار می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین مطلبی که در این بخش عنوان می‌شود، دانش فضائی و مسائل کیهانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیارند کسانی که می‌خواهند درباره فضا و مسائل مربوط بدان که اکنون توجه بسیاری از کشورهای نیرومند جهان را به خود معطوف کرده‌است، اطلاعاتی به‌دست آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما در این بخش کوشائیم که این مسائل را به ساده‌ترین زبان ممکن مورد بحث قرار دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدون شک، گروهی از خوانندگان این بخش به‌دانستن مقدماتی نیازمند خواهند بود تا پاره‌ئی مسائل را که خواه و ناخواه در این گفت‌وگو پیش می‌آید آسان‌تر دریابند و پیش از ورود به اصل مطلب، با اصطلاحات خاص این علم جدید آشنائی قبلی حاصل کرده‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مقدمات، تا رسیدن به مطلب اصلی، یکی دو سه هفته‌ئی به طول می‌انجامد و جز این چاره‌ئی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر بحث حاضر که در این بخش از کتاب هفته به تدریج تعقیب خواهد شد، خوانندگان نیز می‌توانند در زمینه علوم هر گونه پرسشی که داشته‌باشند مطرح کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این پرسش‌ها می‌تواند در مسائل زیر مطرح شود:&lt;br /&gt;
تحقیقات فضائی، فیزیک، شیمی، ریاضیات، ژئولوژی، ژئوفیزیک، متوئورولوژی، سیسموگرافی، ژئودزی، هیأت موجی، شیمی ذرات غول‌آسا و غیره...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29622</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29622"/>
		<updated>2012-02-07T21:23:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بموجب قرارداد و تعریف، واحدهای نجومی به‌نسبت زمنی معین می‌شود. یعنی مثلا جرم هر کوکب را نسبت به زمین معلوم می‌کنند که چند برابر است. یا فاصله سیاره‌ای را از خورشید، نسبت به فاصله زمین از خورشد می‌سنجند. مثلا فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ واحد نجومی است یعنی فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ برابر فاصله زمین از آفتاب می‌باشد. همچنین شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ واحد نجومی است؛ یعنی شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ برابر شتاب ثقل زمین بر سطح زمین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی فاصله‌های کواکب را از زمین با واحد مطلق نجومی تعیین می‌کنند و آن مدت زمانی است که نور برای رسیدن به‌ زمین از کوکب منظور لازم دارد. معمولا این واحد را با سال نوری نامگذاری می‌کنند. سال نوری مسافتی است که نور در یک سال می‌پیماید. سال نوری واحد مطلق نجومی ‌است و سایر واحدها که نسبت به زمین تعریف می‌شوند واحدهای نسبی نجومی نامیده‌ می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واحد نجومی برای روشنائی واحد نسبی به مقیاس خورشید است (چه بدیهی است که روشنائی زمین از روی زمین قابل مقیاس و اندازه نیست).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
بقیه دارد&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بخش به مسائل علمی توجه می‌کنیم و خوانندگان علاقمندی را که می‌خواهند از دانش‌های زمان خویش بی‌خبر نمانند، در جریان مهم‌ترین مسائل علمی روز قرار می‌دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین مطلبی که در این بخش عنوان می‌شود، دانش فضائی و مسائل کیهانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیارند کسانی که می‌خواهند درباره فضا و مسائل مربوط بدان که اکنون توجه بسیاری از کشورهای نیرومند جهان را به خود معطوف کرده‌است، اطلاعاتی به‌دست آورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما در این بخش کوشائیم که این مسائل را به ساده‌ترین زبان ممکن مورد بحث قرار دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز * است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29621</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29621"/>
		<updated>2012-02-07T21:17:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز: [Red Dwarf  [http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;br /&gt;
:ممنون از دقت‌تان به صحت علمی مطالب. من حساسیت‌تان را می‌فهمم، اما توجه کنید که این مجله‌ای اجتماعی-ادبی است و بیش از ۳۰ سال پیش منتشر می‌شده. اصطلاح «کوتولهٔ سرخ» احتمالاً آن زمان هنوز در فارسی چندان رایج نبوده. بعید است کسی به این مقاله به عنوان مرجع علمی فیزیکی نگاه کند. اگر کسی امروز بخواهد در مورد کوتولهٔ سرخ اطلاعات علمی پیدا کند به منابع جدید و معتبر مراجعه می‌کند. تصور من این است که این مقاله ارزش تاریخی دارد و به این درد می‌خورد که ببینیم مردم باسواد غیرمتخصص در دههٔ پنجاه شمسی در ایران چه جور مطالب علمی‌ای می‌خوانده‌اند. مثلاً تصور کنید کتابداری برود و در یک اطلس جغرافیایی متعلق به قرن هفدهم مرز کشورها یا شکل دریاها را اصلاح کند، یا نام جدید شهرها را کنار نام قدیم‌شان بنویسد. قطعاً کار او را تأیید نمی‌کنیم. به همین دلیل تا حد ممکن به متن مقاله وفادار می‌مانیم، علی‌رغم اینکه با دانش امروز به نظرمان غلط آشکار بیاید. خوشحال می‌شوم اگر نظر مخالفی دارید بگویید. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حرفتان صحیح است. پانویس را برداشتم. اما قیاس‌تان اشتباه است. یه ستاره کوچک سرخ، فقط یک ستاره کوچک به رنگ سرخ است. اما یک ستاره کوتوله‌قرمز یک کلاس از ستاره‌هاست و تنها یک نام نیست.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۱۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای شماره‌گذاری لاتین کد به‌خصوصی هست؟ در این متن جداول به لاتین شماره‌گذاری شده‌اند.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۵۰ (PST)&lt;br /&gt;
:متأسفانه روی صفحه‌کلید استاندارد فارسی ارقام لاتین نداریم. برای وارد کردن ارقام لاتین مجبورید زبان را عوض کنید. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه پرستو یا فرزانه دیدم جدول درست کرده‌بودید. شکل ها و جداول این مقاله را چطور باید اینجا پیاده‌سازی کنم؟ --[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۰۲ (PST)&lt;br /&gt;
:جدول را می‌توانید [http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7#.D8.AE.D9.88.D8.AF.D8.A2.D9.85.D9.88.D8.B2_.D8.A7.DB.8C.D8.AC.D8.A7.D8.AF_.D8.AC.D8.AF.D9.88.D9.84_.D8.A8.D8.A7_.D8.B1.D9.88.D8.B4_.DA.86.D9.BE.D9.82.DB.8C اینطوری] درست کنید. لازم نیست نگران شکل‌ها باشید. فرض بر این است که تصویر اسکن شدهٔ صفحات در کنار متن تایپ شده در دسترس است. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون. پس جداول را هم همانطور که در صفحات اسکن ‌شده هستند باقی می‌گذاریم؟--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۱۷ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29531</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29531"/>
		<updated>2012-02-05T21:02:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز: [Red Dwarf  [http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای شماره‌گذاری لاتین کد به‌خصوصی هست؟ در این متن جداول به لاتین شماره‌گذاری شده‌اند.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۵۰ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه پرستو یا فرزانه دیدم جدول درست کرده‌بودید. شکل ها و جداول این مقاله را چطور باید اینجا پیاده‌سازی کنم؟ --[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۰۲ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29530</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29530"/>
		<updated>2012-02-05T21:00:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بموجب قرارداد و تعریف، واحدهای نجومی به‌نسبت زمنی معین می‌شود. یعنی مثلا جرم هر کوکب را نسبت به زمین معلوم می‌کنند که چند برابر است. یا فاصله سیاره‌ای را از خورشید، نسبت به فاصله زمین از خورشد می‌سنجند. مثلا فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ واحد نجومی است یعنی فاصله مریخ از آفتاب ۱٫۵۲۴ برابر فاصله زمین از آفتاب می‌باشد. همچنین شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ واحد نجومی است؛ یعنی شتاب ثقل زهره بر سطح خود ۰٫۸۷ برابر شتاب ثقل زمین بر سطح زمین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی فاصله‌های کواکب را از زمین با واحد مطلق نجومی تعیین می‌کنند و آن مدت زمانی است که نور برای رسیدن به‌ زمین از کوکب منظور لازم دارد. معمولا این واحد را با سال نوری نامگذاری می‌کنند. سال نوری مسافتی است که نور در یک سال می‌پیماید. سال نوری واحد مطلق نجومی ‌است و سایر واحدها که نسبت به زمین تعریف می‌شوند واحدهای نسبی نجومی نامیده‌ می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واحد نجومی برای روشنائی واحد نسبی به مقیاس خورشید است (چه بدیهی است که روشنائی زمین از روی زمین قابل مقیاس و اندازه نیست).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز * است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29529</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29529"/>
		<updated>2012-02-05T20:50:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز: [Red Dwarf  [http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای شماره‌گذاری لاتین کد به‌خصوصی هست؟ در این متن جداول به لاتین شماره‌گذاری شده‌اند.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۵۰ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29528</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29528"/>
		<updated>2012-02-05T20:49:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز: [Red Dwarf  [http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29527</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29527"/>
		<updated>2012-02-05T20:47:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز:[Red Dwarf  [http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29526</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29526"/>
		<updated>2012-02-05T20:46:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز * است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29525</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29525"/>
		<updated>2012-02-05T20:45:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز* است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29524</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29524"/>
		<updated>2012-02-05T20:44:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز {{نشان|۵}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۵}} کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29523</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29523"/>
		<updated>2012-02-05T20:42:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز {{نشان|۱}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
==پای پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29522</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29522"/>
		<updated>2012-02-05T20:41:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرام کوچکتر در منظومه شمسی از یکطرف شامل سیارت صغار می‌باشد که بین مدارهای مریخ و مشتری پراکنده‌اند{{نشان|۱}} و از طرف دیگر شامل اقمار سیارت منظومه می‌گردد که مشخصات آنها در جدول‌های V و VI داده شده‌است. برخلاف سیارات بزرگ، سیارات صغار شکل منظمی ندارند و چنین تصور می‌شود که از انفجار سیاره دهم خورشید پیدا شده‌اند{{نشان|۲}}. بزرگترین این سیارات صغار در حدود ۷۴۱ کیلومتر قطر دارد و بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سه‌رس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; Ceres خوانده می‌شود و یکی دیگر از آنها بنام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اروس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;   Eros  شکلی نامنظم دارد که بزرگترین بعد آن فقط ۲۵ کیلومتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاره صغیر دیگری بنام آلبرت شناخته شده‌است که فقط چهار کیلومتر قطر آن می‌باشد{{نشان|۳}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرعتی در حدود ۱۱ کیلومتر در ثانیه لازم است تا از حوزه جاذبه زمین بتوان گریخت. سفینه‌ای با چنین سرعت در حدود ۱۰ ساعت وقت دارد تا بماه برسد و در حدود یکماه و نیم برای رسیدن به زهره و دو ماه برای رسیدن به مریخ طول می‌کشد و برای رسیدن به آلفای قنطورس{{نشان|۴}} با سرعتی برابر یک میلیون و هشتصد هزار کیلومتر در ثانیه قریب سه هزار سال وقت لازم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده، از این مقدمه‌ی مختصر، ابعاد جهان را می‌تواند تخمین بزند و به کوچکی منظومه شمسی  و خردی و بی‌مقداری زمین در برابر عظمت جهان هستی بخوبی پی ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} فقط مدار یکی از این سیارات صغار بنام هیدالگو تا نزدیکی مدار زحل کشیده می‌شود.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} بزعم بعضی از دانشمندان، سیارات صغار باقیمانده‌ی انفجار یک ستاره دنباله‌دار است. تاکنون ۶۰۰۰ سیاره صغیر کشف شده‌است که تعداد ۱۶۰۰ سیاره از آنها کاملاً مشخص و کاتالوگ شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}} دو سیاره صغیر دیگر بنام‌های آمور و آپولون که قطر آنها به ترتیب سه کیلومتر و یک کیلومتر می‌باشند تعیین شده‌اند. جستجوی این سیارات بسیار مشکل است. چه بعلت سبکی زیاد و نزدیک شدن آنها بفواصل بسیار کم از خورشید یا سیارات بزرگ دیگر، مدار آنها به‌کلی منحرف می‌گردد، بقسمی که در طول یک قرن این سیارات چندین بار کشف و گم شده‌اند و از نو مجددا کشف شده‌اند.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۴}} تصور می‌شد آلفای قنطورس که خورشید درخشانی است نزدیکترین آفتابها به زمین می‌باشد ولی خورشید دیگری در قنطورس بنام پروکسیا (که در لاتن بمعنی نزدیک است) کشف شد که بمیزان ۱ صدم از آلفای قنطورس به زمین نزدیک‌تر است. این خورشید آفتابی کوچک و قرمز {{نشان|۱}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورترین کوکب‌های قابل رویت با تلسکوپ‌های امروزی در فاصله یک میلیارد سال نوری قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پاورقی|۱}} کوتوله قرمز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29521</id>
		<title>بحث:کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29521"/>
		<updated>2012-02-05T20:23:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این مقاله با استاندارد شیوه‌ی نگارش خود مجله پر از ایراد نگارشی‌است از جمله کلماتی که بی‌جهت به ‌هم چسبیده‌اند مثل:‌ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;درثانیهمی‌باشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و امثالهم.&lt;br /&gt;
آیا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر در ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که غلط است و باید &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کیلومتر بر ثانیه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; باشد را تصحیح می‌کنیم یا نه؟ غلطه‌هایی از این دست در متن مقاله هست که به عنوان یک متخصص در دانش فیزیک می‌بینم اما نمی‌دانم بین وفاداری به متن و وفاداری به علم کدام را انتخاب کنم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۴۵ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه‌‌ی ۲ بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; خط ۴ بعد از «برای آن» یک «که» لازم است تا جمله مفهوم باشد. به نظر من «که» از قلم افتاده. من اضافه کردم.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۰۷ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:دلیل‌ش این است که این مقاله از «کتاب هفته» است، که خیلی قدیمی‌تر از «کتاب جمعه» است. غلط‌هایی مثل به‌هم چسبیدگیِ کلمات را درست کنید لطفاً. و اینکه «ها»ی جمع با کلمهٔ قبل‌ش فاصلهٔ مجازی داشته باشد (البته اگر در متن به صورت بدون فاصله نیامده است) و بین «می / نمی» و «فعل»  فاصلهٔ مجازیِ باشد. غلط‌هایی از این دست که لغات را تغییر دهیم را اصلاح نمی‌کنیم. اما شاید بد نباشد در بحث مطرح کنید. خیلی ممنون.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۱۰ (PST)&lt;br /&gt;
::من هم با محدثه موافق‌ام. به نظرم چیزهایی مثل نیم‌فاصله بعد از «می» را اصلاح کنیم، اما مثلاً «کیلومتر در ثانیه» را مثل اصل بنویسیم. و به هر حال خوب است موارد اینطوری را در صفحهٔ بحث مطرح کنیم. --[[کاربر:Farzaneh|فرزانه]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۴۹ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطلبی که الان به‌ آن برخوردم عبارت «این خورشید آفتابی کوچک و قرمز است.» در خط سوم از پایین پانویس چهارم از صفحه دو است. این عبارت به وضوح غلط است و اصطلاح معمول اخترفیزیک برای این ستاره «کوتوله قرمز: [Red Dwarf http://en.wikipedia.org/wiki/Red_dwarf] است. من برای توضیح این غلط آشکار ترجمه یک پانویس روی این پانویس می‌نویسم.--[[کاربر:Bahar|‌BA}{AR]] ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۳ (PST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29506</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29506"/>
		<updated>2012-02-05T14:47:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بتلگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29505</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29505"/>
		<updated>2012-02-05T14:46:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین بنظر میرسد که از هیچ سوئی در سیر و سفر به‌مانعی برخورد نخواهد شد. در فراخنای جهان از هرطرف کهکشان‌های بسیاری پراکنده‌اند که هرکدام از این کهکشان‌ها، از میلیونها کوکب درخشان تشکیل شده‌اند. بعضی از این کهکشان‌ها بشکل توده‌ی ابری بهم پیوسته‌اند و به‌سحابهای کهکشانی معروف‌اند. یکی از این سحابی‌ها که در منطقه corona Borealis قراردارد از ۴۰۰ کهکشان تشکیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاصله متوسط بین کهکشانها در حدود دوهزار سال نوری است؛ و در منطقه‌ی مرئی فضا، تعداد کهکشانها به یک میلیون تخمین زده میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌ها غالباً بصورت بشقاب‌اند که قطر آن قریب هزاران سال نوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهکشان‌های بزرگ، بازوهای مارپیچی دارند؛ و کهکشان منظومه شمسی (که نزد عامه به راه مکه و نزد مغربیان به راه شیری معروف است) ظاهراً از این کهکشانهاست و منظومه شمسی (خورشید و سیارات آن) در یکی از بازوهای این کهکشان قرار دارد و از مرکز کهکشان سی هزار سال نوری دور است. منظومه شمسی باسرعتی برابر ۲۷۸ کیلومتر در ثانیه حول مرکز کهکشان دوران می‌کند و دویست میلیون سال نوری طول می‌کشد تا یکبار دور مرکز دوران کند. از این ارقام عظمت جهان هستی بخوبی روشن میگردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غالب کواکب از حیث عظمت و روشنائی از آفتاب ما بزرگترند. و آفتاب، خود هزاران بار از زمین بزرگتر است. بااینهمه بزرگی، آفتاب در برابر خورشیدهای دیگر به دانه‌ی خشخاش میماند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بلتگوز&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; میلیونها برابر از آفتاب بزرگتر است. نزدیکترین خورشید به منظومه‌ی شمسی، کوکب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آلفاء‌قنطورس&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است که متجاور از چهار سال نوری با خورشید ما فاصله دارد. (پلوتن دورترین سیاره‌‌ی خورشید از منظومه‌ی شمسی قریب ۶ میلیون کیلومتر از شمس دور است) مقایسه بعضی خورشیدها در جدول ۱ بعمل آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظومه شمسی تشکیل شده است از خورشید و نه سیاره بزرگ و بعضی اجرام کوچکتر دیگر. عطارد و زهره و زمین و مریخ را اصطلاحاً سیارات فروتر؛ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتن را سیارات برتر می‌نامند. بعضی از مشخصات آفتاب و این سیارات، در جدولهای II تا VII به‌دست داده شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29504</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29504"/>
		<updated>2012-02-05T14:32:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضا و مسائل کیهانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان هستی، از هر سو که مشاهده شود نامحدود است یا لااقل چنین به‌نظر میرسد که از هیچ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29502</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29502"/>
		<updated>2012-02-05T14:30:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
:سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29499</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29499"/>
		<updated>2012-02-05T14:28:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
:در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
:در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
:همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29498</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29498"/>
		<updated>2012-02-05T14:26:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29496</id>
		<title>کیهان‌پیمائی ۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DB%B2&amp;diff=29496"/>
		<updated>2012-02-05T14:24:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Bahar: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:KHN002P147.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P148.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P149.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P150.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P151.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P152.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P153.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P154.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P155.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P156.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P157.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P158.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P159.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۵۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:KHN002P160.jpg|thumb|alt= کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰|کتاب هفته شماره ۲ صفحه ۱۶۰]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب هفته ۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:در قلمرو دانش بشری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیهان پیمائی==&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
دکتر محسن هشترودی&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاره‌ای از اصطلاحات دانش فضائی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدارات، در جغرافیا، عبارتند از دایره‌های صغیره‌ای که برروی زمین یا کره‌ی جغرافیا بموازات خط استوای زمین رسم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هیئت و نجوم، مسیر هر سیاره را بدور خورشید، یا مسیر هر قمری را بدور سیاره‌ای،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن سیاره یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن قمر می‌‌نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دانش فضائی، مسیر قمر مصنوعی بدور زمین، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود. در اینصورت، گفته می‌شود که مثلا: «قمر در مدار زمنی گذاشته شد»؛ یا «قمر در مدار زمین قرار نگرفت».- بدیهی است که مدار اقمار مصنوعی، به‌نسبت زیادی و کمی فاصله‌ی  قمر مصنوعی از زمین، بزرگ یا کوچک می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، در دانش فضائی نیز مسیر سفینه‌ی کینهانی بدور خورشید یا بدور هر سیاره‌ی دیگری، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نامیده می‌شود؛ و در اینصورت معمولا گفته می‌شود که: «سفینه‌ی کیهانی مثلا در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار زهره&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; قرار گرفت». و مراد این است که: سفینه‌ی‌کیهانی، درحال گردیدن به‌دور سیاره‌ی زهره است. و گاهی هم مراد از این جمله آن است که، سفینه‌ی کیهانی، در همان فاصله‌ئی که ستاره‌ی زهره از خورشید دارد، به‌گرد خورشید می‌گردد. و به‌عبارت دیگر: سفینه‌ی کیهانی، روی مدار زهره به‌گرد خورشید می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت ترک، حداقل سرعتی است که با‌آن سرعت، می‌توان جسمی را (مثلا یک موشک را) از روی یک جسم فلکی (یعنی از روی یک کوکب یا یک سیاره و یا یک قمر) به‌فضا پرتاب کرد به‌قسمی که جسم پرتاب شده، دیگر به‌روی آن جسم فلکی مراجعت نکند.- البته سرعت بر حسب ارتفاع از سطح جسم فلکی تغییر می‌کند. مثلا سرع ترک زمین از نقطه‌ای بر سطح زمین، برابر ۱۱٫۲ کیلومتر درثانیه می‌باشد. سرعت ترک را معمولا در جهت قائم (یعنی عمود بر سطح جسم فلکی) حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت مداری، سرعت افقی است (یعنی به‌موازات سطح جسم فلکی) که در ارتفاع معین از جسم فلکی، باید به‌جرم پرتاب شده داده‌شود تا بتواند در همان ارتفاع، به‌دور جسم فلکی دوران کند. در هر ارتفاعی، برای آن که جسم پرتاب شده در یک &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مدار دایره‌ای شکل &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوران کند، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; مساوی است با تقریباً ۷درصد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. (به‌طور صحیح، &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر است با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری دایره‌ای&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ضرب در رادیکال ۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
::سرعت فرار، حداقل سرعت است که اگر جسمی، بر روی مدار، با آن سرعت حرکت کند دیگر به‌دور آن جسم فلکی گردش نخواهد کرد، بلکه از جسم فلکی همواره دور خواهد شد. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; برابر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ترک&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. (سرعت ترک، قائم است و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، افقی است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت ‌های مجاز مداری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
در هر ارتفاع معینی، سرعت‌های بیشتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای بیضی ایجاد می‌کنند، یعنی باعث می‌شوند که جسم متحرک یا سفینه‌ی فضائی، بر روی مدارهائی بیضی‌شکل به‌دور جسم فلکی دوران کند. با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیر (یعنی مدار) دایره‌ای‌شکل خواهد بود؛- با &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدار سهمی است، اما سرعتهای کمتر از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مدار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مسیرهائی بیضوی ایجاد می‌کنند که در داخل دایره‌ی مدار &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت مداری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; واقع می‌باشند؛ و این مدارها، سرانجام، قمر مصنوعی را بر روی جسم فلکی ساقط می‌کنند (بعلت وجود جو در سیاره‌هائی که دارای جو هستند، و خصوصاً به‌علت اختلافی که از لحظ شکل، میان جسم فلکی و کره‌ی هندسی وجود دارد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
سرعت‌هائی بیش از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت فرار&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، مدارهای هذلولی ایجاد می‌کنند. این سرعت‌ها به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سرعت هدف‌گیری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; موسوم است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahar</name></author>
	</entry>
</feed>