<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Azinmd</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Azinmd"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Azinmd"/>
	<updated>2026-04-18T18:09:35Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=29835</id>
		<title>قطره قطره ۳۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=29835"/>
		<updated>2012-02-13T14:39:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:32-130.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-131.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-132.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-133.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مهار نیروی خورشید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 انسان همیشه خورشید را پرستیده است.&lt;br /&gt;
 خورشید زمانی خدا بوده است. خورشید مرکز منظومۀ شمسی است. خورشید منبع نور، حرارت، و زندگی است.&lt;br /&gt;
 خورشید جادوگر و جنگاور است: 2500 سال پیش، کاهنه‌های باکرۀ معبد وِستا- در روم باستان- به کمک مخروط‌های فلزی با پرتو خورشید آتش مقدس روشن می‌‌کردند. و در سال 212 پیش از میلاد، نیز، ارشمیدس فیزیکدان یونانی بااستفاده از آینه‌های فلزی مقعّر ناوگان رومیان را به‌هنگام حمله به سِراکوز، به آتش کشید و نابود کرد. &lt;br /&gt;
 خورشید قدرت است: خورشید ما نُه سیّارۀ بزرگ و هزاران سیّارۀ کوچک، ستارۀ دنباله‌دار، و شهاب‌ها و اجسام آسمانی را- که در گستره‌ئی به‌فراخنای هشت بیلیون میل پراکنده‌اند- با کششی برابرِ 12 میل در ثانیه در فضای لایتنهای به دنبال خود می‌کشد.&lt;br /&gt;
 خورشید انرژی است: نور خورشید که بر کرۀ زمین می‌تابد انرژی عظیمی به‌همراه دارد. به طور مثال براساس محاسباتی که آمریکائی‌ها کرده‌اند، مقدار انرژی‌ئی که هر روز می‌توان از نور خورشید به‌دست آورد برابر چهار کیلووات- ساعت در هر یارد مربع از مساحت این کشور است. یا طبق گفتۀ یکی از دانشمندان اگر یک درصد از انرژی خورشیدی که بر صحرای آفریقا می‌تابد به‌نیروی برق مبدّل شود در 25 سال آینده نیروی برق مورد نیاز تمام دنیا را تأمین خواهد کرد...&lt;br /&gt;
 و اکنون انسان در تکاپوی مهار کردنِ این همه قدرت و انرژی است. سال‌هاست که در بسیاری از کشورها اسباب و وسائل ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته است که با انرژی خورشید کار می‌کنند – از رادیو و تلویزیون گرفته تا یخچال و آب گرم‌کن و اجاق. ژاپن، اتحاد شوروی، آمریکا، و اسرائیل زودتر از کشورهای دیگر به‌ساختن و استفاده از این وسائل پرداخته‌اند. در منطقۀ شمال استرالیا کم‌تر خانه، مدرسه، یا بیمارستانی هست که از آب‌گرم‌کن‌های آفتابی استفاده نکند. خوراک‌پزهای آفتابی نیز به‌صورت گسترده در مکزیک، هندوستان، آمریکا، آفریقا، و کولومبیا به کار برده می‌شود. در اتحاد شوروی، فرانسه، و سری‌لانکا نیز بیش از کشورهای دیگر از یخچال‌های آفتابی استفاده می‌شود.&lt;br /&gt;
با بحران انرژی که نگرانی‌های شدیدی در جهان به‌وجود آورده، توجه کشورها و دانشمندان به‌استفادۀ گسترده از انرژی خورشیدی بیشت‌تر شده است. البته تبدیل انرژی خورشیدی به نیروی برق در حال حاضر به‌هیچ وجه دشوار نیست، اما مسألۀ اساسی اقتصادی بودن این کار است. و با توجه به‌تحلیل رفتن منابع انرژی زای سنّتی و گران‌تر شدن محصولاتی که از این منابع به‌دست می‌آید- و از جمله نفت- امید می‌رود که پیش از پایان این قرن انرژی خورشیدی جانشین موادانرژی‌زای سنّتی شود. و بدین سان بشر خواهد توانست از منبع زوال‌ناپذیر خورشید، انرژی مورد نیاز خود را به‌دست آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرخی روی خورشید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 بارها از خودم پرسیده‌ام چرا خورشید هنگام غروب با رخساره‌ئی سرخ به ما می‌نگرد:&lt;br /&gt;
 و سرانجام دریافته‌ام از شرمِ آنچه به‌هنگامِ گذرِ شتابان خود از اعمال و رفتار ما دیده چنین برتافته شده است. &lt;br /&gt;
لایمن هیث (آمریکائی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نویسندگی به منظور جبران کمبودهای درونی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 گروهی از دانشمندان روانشناس، در چند سال گذشته، مطالعاتی در مورد نویسندگان انجام داده‌اند به این قصد که دریابند آیا شخصیت و خصوصیات فردی نویسندگان در آثارشان منعکس می‌‌شود یا نه. نخستین بررسی ها در مورد نویسندگانِ کتاب‌های کودکان انجام گرفته و این نتیجۀ کلی را به‌دست داده‌ است که بین شخصیت و خصوصیات فردی این نویسندگان و آثار آن‌ها نه تنها رابطۀ نزدیکی دیده نمی‌شود بلکه تضادِ شدیدی نیز وجود دارد.&lt;br /&gt;
 بدین ترتیب که نویسندگان داستان‌های قهرمانی دارای شخصیتی «آرام و حساس» هستند و غالباً پدران خود را در دوران کودکی از دست داده یا دور از آن‌ها زندگی کرده‌اند. نویسندگان آثار طنزآمیز، خود درونی سرکش و پریشان دارند و نویسندگانی که داستان‌های لطیف و سرشار از عشق و احساس نوشته‌اند بیش‌تر خود نگرند، از دیگران دوری می‌جویند و انزواطلبند. اغلب اینان مادرانی بی‌خیال داشته‌اند. &lt;br /&gt;
 می‌توان گفت که این نویسندگان درحقیقت کمبودهای زندگی روزمرۀ خود را در نوشته‌های‌شان منعکس کرده‌اند. – تا نتیجۀ بررسی آثار نویسندگان دیگر چه باشد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رهبران ارکستر و قدرت‌طلبی! ==&lt;br /&gt;
در سال‌های اخیر در تمام زمینه‌ها و حرفه‌ها تمایل وافری به‌کاهش یا از میان بردنِ سلسله مراتبِ قدرت یا سلطه‌طلبی مقاماتی که در نقش «رهبر» عمل می‌کنند به‌وجود آمده اما در قلمرو موسیقی از این تمایل خبری نبوده است. بررسی‌هائی که چندی پیش انجام گرفته نشان می‌دهد نوازندگانِ ارکسترهای فیلارمونیک نه تنها انتظار دارند – بلکه مصّرانه نیز معتقدند- که رهبر ارکستر روحیۀ قدرت‌طلبی داشته باشد و فعالیت آن‌ها را با اقتدار تمام هماهنگ کند. نوازندگان بر این اعتقادند که اگر رهبر ارکستر شخصیتی ملایم داشته باشد روحیۀ نوازندگان ارکستر تضعیف می‌شود. احترام‌شان نسبت به‌رهبر ارکستر از میان می‌رود و در نتیجه، سطح کارشان پائین می‌آید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ادبیات جنسی! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 بررسی‌هائی که دانشمندان جرم‌شناسی به‌عمل آورده‌اند نشان می‌دهد این تصور رایج که ادبیات و عکس‌های جنسی – به اصطلاح آثار و وصر قبیحه- موجب فساد اخلاق، انحطاط جامعه، بی‌عفتی و افزایش جنایات جنسی می‌شود، صحیح نیست، بلکه صرفاً از تعصبات اخلاقی و سنتّی آب می‌خورد. &lt;br /&gt;
 مطالعاتی که به‌ویژه در دو کشور دانمارک و سوئد صورت گرفته نشان می‌دهد طی پانزده سالی که نشر این گونه آثار آزاد اعلام شده است نابسامانی‌های جنسی به‌طور قابل ملاحظه‌ئی تسکین یافته و جنایات جنسی به حداقل رسیده است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خرید... ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 بررسی‌هایی که در چندین کشور انجام گرفته است نشان می‌دهد که رفتن برای خرید به‌کوچه و بازار و خیابان و میدان، نیازهای روانی دیگری را نیز برآورده می‌کند چرا که این کار فعالیتی است با عملکردهای اجتماعی و عاطفی گوناگون، مانند رفع دلتنگی و ملال، دیدار با دیگران، ایجاد دوستی‌های تازه، پیاده‌روی به‌منظور ورزش و... از همین‌رو، کسانی که عادت به این کار دارند، اگر به‌دلائلی چند روزی از رفتن به‌خرید باز مانند به‌اصطلاح کلافه می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تازه‌های جهان دانش ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 گروهی از ستاره‌شناسان بر این عقیده‌اند که در بزرگ‌ترین قمر کرۀ زحل که تیتان نام دارد ممکن است حیات وجود داشته باشد. بررسی‌ها نشان داده است که این قمر، مانند دیگر قمرهائی که تاکنون شناخته شده خشک و مرده نیست، بلکه داری نوعی مولکول‌های ارگانیک است که میلیون‌ها سال پیش در کرۀ زمین پیدایش حیات را سبب شد.&lt;br /&gt;
 متخصصان رشتۀ ارتباطات و کامپیوتر اظهارنظر کرده‌اند که با استفادۀ بیش‌تر از ماهواره‌های مخابراتی و سیستم‌های کامپیوتری طولی نخواهد کشید که ارتباط تلفنی با مناطق دوردست تسهیل و بی‌اندازه ارزان تمام خواهد شد. چندان که هزینۀ ارتباطات تلفنی با چین یا استرالیا یا آمریکای جنوبی یا آفریقا با هزینۀ تلفن در داخل شهرها تفاوتی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
 مجلۀ روانپزشکی آمریکا گزارش می دهد که براساس تحقیقات علمی، تأثیر الکل در درمان ناراحتی‌های روحی که سبب اضطراب و افسردگی می‌شود معجزآساست. و این داروی قدیمی که غالباً مورد استفاده- و سوءاستفاده- قرار می‌گیرد، چون به‌مقدار تعیین شده از طرف پزشکان مصرف شود از بسیاری داروهای معالج افسردگی و اضطراب مؤثرتر است.&lt;br /&gt;
 مواد پروتئینی که به‌طور سنّتی از طریق گوشت و ماهی، و شیر وارد بدن می‌شود با رشد جمعیت دنیا دچار کمبود شده و از نظر تغذیه در مناطق گرمسیری و استوائی مسائل حادی به‌وجود آورده. از این رو دانشمندان مدت‌هاست که در پی یافتن منابع جدید پروتئین‌اند و موفقیت‌های قابل توجهی نیز به‌دست آورده‌اند. مهم‌ترین منبعی که مورد استفادۀ فزاینده قرار گرفته توبرینا است که به‌خمیر مایه شباهت دارد. و در نفت خام، روی پارافین جمع می‌شود. ازاین ماده در تغذیۀ حیواناتی که نیاز به‌مواد پروتئینی دارند به‌صورتی گسترده استفاده شده و بررسی‌هائی انجام می‌شود تا مطلوبیت آن برای تغذیۀ انسانی نیز آشکار شود. توبرینا اولین مادۀ غذائی است که از یک مادۀ خام معدنی آمده، اما پیش‌تر گیاه است تا یک مادۀ شیمیائی، چرا که از هوا اکسیژن می‌گیرد و از پارافین تغذیه می‌کند، و به‌این ترتیب کربن و انرژی به‌دست می‌آورد و پروتئین می‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جریمۀ آموزگار! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 در یکی از شهرهای آمریکا، قاضی دادگاه آموزگاری را که از چراغ قرمز عبور کرده بود محکوم کرد که یا پنجاه دلار جریمه بپردازد یا دویست بار بنویسد: «من فقط هنگامی که چراغ سبز روشن باشد می‌توانم از چهارراه عبور کنم.»&lt;br /&gt;
- نتیجه: آموزگار، جریمۀ نقدی را بر جریمۀ مشقی ترجیح داد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلیل کشیش! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 از چند کشیش پرسیدند «چرا به‌سینما نمی‌روید؟» و حضرات دلائل زیر را اقامه کردند:&lt;br /&gt;
 •هیچ‌ یک از مدیران سینما تا کنون دعوتم نکرده‌اند. &lt;br /&gt;
 •هر وقت خواسته‌ام به‌سینما بروم ازم پول خواسته‌اند.&lt;br /&gt;
 •بچه که بودم خیلی سینما رفته‌ام. این است که فکر می‌کنم دیگر احتیاجی به‌این کار ندارم.&lt;br /&gt;
 •چنددفعه‌ئی سینما رفته‌ام، اما در آنجا کسی با آدم اختلاط نمی‌کند. اگر از من بشنوید، رفتار سینماروها اصلاً دوستانه نیست.&lt;br /&gt;
 •چون چیزهائی که در فیلم‌ها دیده و شنیده‌ام موافق طبعم نبوده سینما رفتن را تعطیل کردم.&lt;br /&gt;
 •مردم از نکات اخلاقی که در بعض فیلم‌ها هست هیچ سرمشقی نمی‌گیرند. پس چه کاری است که آدم سینما برود؟&lt;br /&gt;
 •از موسیقی فیلم‌ها خوشم نمی‌آید.&lt;br /&gt;
 •می‌دانید؟ فیلم‌ها معمولاً خیلی طولانیند، و برای من هم بسیار دشوار است که دو ساعت و گاه بیش‌تر صمّ و بکم یک گوشه بنشینم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه بهشت! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 پزشکی که روزهای یکشنبه در یکی از مدارس مذهبی انگلستان تدریس می‌کرد از یک دانش‌آموز پرسید: ویلی، برای این که بتوانیم برویم به‌بهشت چه کار باید بکنیم؟&lt;br /&gt;
 دانش‌آموز گفت: - باید بمیریم آقا.&lt;br /&gt;
 پزشک پرسید: البته کاملاً حق باتوست، اما قبل از مردن چه کار باید بکنیم؟&lt;br /&gt;
 - باید مریض بشویم و شما را خبر کنیم آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29795</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29795"/>
		<updated>2012-02-12T13:50:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: &lt;br /&gt;
از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست &lt;br /&gt;
گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29791</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29791"/>
		<updated>2012-02-12T13:09:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: &lt;br /&gt;
از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست &lt;br /&gt;
گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29789</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29789"/>
		<updated>2012-02-12T13:08:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29784</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29784"/>
		<updated>2012-02-12T12:36:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29783</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29783"/>
		<updated>2012-02-12T12:35:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29782</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29782"/>
		<updated>2012-02-12T12:34:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29781</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29781"/>
		<updated>2012-02-12T12:32:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
روزنامۀ محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
این خبر را به نقل از «اسپونتیک» [مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد] برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29780</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=29780"/>
		<updated>2012-02-12T12:26:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تصحیح یک گزارش!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•روزنامه محلی آمریکائی  «کاپیتال» گزارش داده است که یک سوم دانشجویان دانشکدۀ نیروی دریائی «آناپولیس» به «ماری جوانا» معتادند، و کارگزار روابط عمومی دانشکده رسماً اعلام کرد که این گزارش غیرِواقعی است. &lt;br /&gt;
برای تعیین درستی یا نادرستی گزارش، حرف یکی از گزارشگرانِ آسوشیتدپرس را که در «آناپولیس» زندگی می‌کند بشنوید: می‌گویند بیش‌تر از یک سوم این دانشجوها معتادند، اما اگر از من بپرسید با یقین کامل می‌گویم این‌ها بیش از نصفِ‌شان این کاره‌اند!...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زیر پوشش قانون&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
• بنا به قوانین انگلستان، پرداخت جرائم رانندگی برعهدۀ صاحب اصلی اتومبیل است و بنا به‌یک قانون دیگر بچه‌ها تا دهسالگی در هیچ موردی مقصر شناخته نمی‌شوند. یک «قانون‌شناسِ» رند از اهالی لانگاشایر اتومبیلش را به نام پسر شش سالۀ خود به ثبت داده و محضِ خندیدن به ریشِ قانون و قانون‌گزار آن قدر خطا کرده که ده روزه بیش از 400 پوند برگِ جریمه گرفته و البته نم هم پس نداده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قحطی چین!&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•این خبر را به نقل از «اسپونتیک» ]مجلۀ بسیار «شیک» روسی که به‌قصد ارضای جوانان «غرب‌زدۀ» شوروی در فنلاند چاپ می‌شود تا فاقد زمختی محصولات خود روسیه باشد[ برای شما نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
«طبق گزارش روزنامۀ مردم- ارگان حزب کمونیست چین- محیط زیست این کشور گرفتار بحران خطرناکی شده است که عبارت باشد از نابودی تقریبی نسل قورباغه. چرا که مردم چین از زور بی‌غذائی مدتی است که به‌خوردن قورباغه پرداخته روز و شب کنار مرداب‌ها و توی رودخانه‌ها و جنگل‌ها برای شکار این جانور هزار جور کلک سوار می‌کنند. – با از بین رفتن نسل قورباغه در چین، سیل جورواجور و رنگ وارنگ حشرات مختلف (که پیش از این خوراک قورباغه‌ها بودند و حالا دنیا را بی‌سر خر یافته‌اند) به روستاها و شهرک‌ها حمله‌ور شده‌اند و اکنون کار اعضای کمون‌ها این شده است که دوره بیفتند و به‌هر که می‌رسند ازش سؤال کنند که: - رفیق! حشره‌کشی چیزی داری یا نه؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هنردوستی آمریکائی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•پس از این که بقایای جسدِ الویس پریسلی از گورستان شهرداری ممفیس به‌ملک مسکونی او که پدرش در آن زندگی می‌کند منتقل شد، ویلیام کاروایل نامی از اهالی محل، سنگی مرمر 2 تنیِ قبرِ الویس را که وسط گورستان ممفیس جا مانده بود دزدید و مثل مهندسی دقیق به 44 هزار تکه هم شکل و هم اندازه قسمت کرد و هر تکه را 80 دلار به دوستدارنِ مشنگ ِ آن مرحوم قالب کرد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تولید مثل توریستی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•اولین بچه خانم روزامارتی‌تز توی قطار به دنیا آمد، دومی وسط سالنِ انتظارِ فرودگاه و سومی میانِ زمین و آسمان، توی هواپیما. این زائوی جوان پورتوریکوئی قول داده است بچۀ چهارمش را توی کشتی وسطی دریا به دنیا بیاورد. و دستی کم توی سواری و احتمالاً اتوبوس! &lt;br /&gt;
بی‌خیالی و بی‌تفاوتی را ببینید: این خانم متفنن اهل سرزمینی است که فریاد ملتش از فقر و استثمار، دنیائی را به لرزه در آورده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;انتقام&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•فلتو شارون که به‌دلیل تقلب در انتخابات 1977 اسرائیل مصونیت پارلمانش لغو شد، برای یک یک نمایندگانِ «کنست»- پارلمان اسرائیل- کارتی با این مضمون فرستاد: «در آستانۀ سال نو برای آن جناب دردِ سر و نحوست بیش‌تری آرزو می‌کنم!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تکامل جامعۀ سرمایه‌داری&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•ماه گذشته مصادف بود با سیُمین سالگرد بحران بزرگ اقتصادی امریکا. گوردون توماس- نویسندۀ آمریکائی- می‌گوید: از آن سال‌ها تاکنون چیزی فرق نکرده آن سال‌ها مردم نسیه زندگی می‌کردند حالا قسطی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیلان فقر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•سودِ خالص شرکت‌های تجاریآمریکا در 6 ماهۀ اول امسال 149 هزار میلیون دلار است. این رقم 23% بیش‌تر از شش‌ ماهۀ اول سال گذشته است. مجلۀ اخبار آمریکا و جهان با بررسی 1400 مؤسسۀ آمریکائی گزارش داده است که بر خلاف این سود کلان، سود خالص سالانل آمریکا 3/3 درصد کاهش پیدا کرده و هیچ اضافۀ تولیدی هم در کار نیست. پس منبع این همه سود کجاست؟ &lt;br /&gt;
مجلۀ تجارت هفته می‌نویسد: در 6 ماهۀ گذشته هزینۀ زندگی 14% بالا رفته، در صورتی که درآمد روزانۀ مردم فقط 5% افزایش داشته.&lt;br /&gt;
مسئله این است. درآمد را که از هزینه کم کنی، جوابش جیبِ پُرِ سرمایه‌دار است و دستِ خالی مردمی که سال به سال به خیل عظیم تهی‌دستان آمریکا افزوده می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در عالم نویسندگی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•دشوارترین کارها نوشتن کتاب است، اما خواندن بعضی از کتاب‌ها نه فقط آسان‌تر از نوشتن‌شان نیست گاه از دشواری هم می‌گذرد و یکسره غیرممکن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بهره‌برداری از لاشه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
•استودیوی پارامونت هالیوود دست در کار تهیۀ فیلمی است رنگی و پر زرق و برق اندراحوالِ شاه مخلوع ایران.&lt;br /&gt;
از روز هم روشن‌تر است که هالیوود برای هیچ کس از این خاصه خرجی‌ها نمی‌کند. شاهِ فراری در به‌در ظاهراً 5/2 میلیون دلار- و در واقع خیلی بیش‌تر از این‌ها- از ثروتِ غارت شدۀ ملتِ ایران را برای تهیۀ این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است. &lt;br /&gt;
 فکرش را بکنید، جانوری که تا چند ماه پیش همۀ روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون‌های دنیا، و حتی محافظه‌کارترین مطبوعات آمریکائی به او لقب «فرانکشتین» و «بیمارِ خودگُنده‌بین» داده بودند و جلّادی که ساواکش روی گشتاپو و سیا و موساد را سفید کرده بود باز به کلّۀ پوکش زده است که به‌هر قیمتی شده به همدستی مافیای سیاسی – اقتصادی امریکا و با چرب‌کردنِ سبیلِ واسطه‌های جورواجور، برای دلخوشیِ خودش دروغِ گوبلزی «شاه مترقی» را به‌فیلمی درآورد که لابد پیش از نمایش هم باید بابت آگهی‌ها و تبلیغاتِ آن مبالغ کلانی به تلویزیون‌ها و شارلاتان‌های کارچاق‌کن آمریکائی و اروپائی بِسُلفد. &lt;br /&gt;
نقش او را موجودِ کلاشی به‌نام گابریل نگری دا اولجیوی ایتالیائی بازی می‌کند که شباهت غریبی بدو دارد.&lt;br /&gt;
این گابریل مقاله‌های «مرموز»ی هم سرقلم رفته، از جمله دربارۀ این فیلم نوشته «این داستان مردی است که از آن دنیا برگشته». این را به‌ش می‌گویند بهره‌برداری از لاشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=28099</id>
		<title>قطره قطره ۳۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B3%DB%B2&amp;diff=28099"/>
		<updated>2012-01-21T06:28:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:32-130.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-131.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-132.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:32-133.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۲ صفحه ۱۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=28098</id>
		<title>قطره قطره ۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87_%DB%B1%DB%B7&amp;diff=28098"/>
		<updated>2012-01-21T06:26:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azinmd: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:17-150.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-151.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-152.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-153.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-154.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:17-155.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۱۷ صفحه ۱۵۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۱۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azinmd</name></author>
	</entry>
</feed>