<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ainaz</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ainaz"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Ainaz"/>
	<updated>2026-04-22T14:10:03Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D9%86_%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D9%88_%D8%AA%D8%A2%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87&amp;diff=24937</id>
		<title>شون اوکیسی و تآتر مبارزه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D9%86_%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D9%88_%D8%AA%D8%A2%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87&amp;diff=24937"/>
		<updated>2011-09-02T10:58:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:29-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:29-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۹ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1_%D9%87%D9%86%D8%B1_%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4&amp;diff=23002</id>
		<title>در هنر نمایش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1_%D9%87%D9%86%D8%B1_%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4&amp;diff=23002"/>
		<updated>2011-08-03T20:31:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:6-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:برتولت برشت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;برتولت برشت،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در کتابی به‌نامMessingkauf که درخصوص هنر نمایش نوشته چند شعر دربارهٔ بازیگری، صحنه‌سازی، آوازهای نمایشی وحتی جنبه‌های فنی تئاتر سروده که در آنها چکیدهٔ بینش خود را در خصوص هنر نمایش به‌زبانی شاعرانه و درعین حال ساده و بی‌پیرایه بیان کرده است. شعری که در زیر می‌آید برگردان آزادی است از بلندترین و شاید بهترین این اشعار. از آنجا که مقولهٔ حدود هنری و وظیفهٔ اجتماعی تئاتر در حال حاضر در جامعهٔ ما از فوریتی یگانه برخوردار است، ترجمه این شعر به‌دست اندرکاران و دوستداران هنر تئاتر هدیه می‌شود.&lt;br /&gt;
{{چپ چین}}&lt;br /&gt;
احمد کریمی حکّاک&lt;br /&gt;
{{پایان چپ چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازیگران،&lt;br /&gt;
ای شمایانی که در تماشاخانه‌های بزرگ بازی می‌کنید&lt;br /&gt;
در زیر خورشیدهای مصنوعی و در برابر چهره‌های ساکت،-&lt;br /&gt;
گاه نیز به‌تماشاخانه‌ای بنگرید&lt;br /&gt;
که صحنه‌اش خیابان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تماشاخانهٔ هر روزی و معمولی&lt;br /&gt;
بی‌چشم داشتِ افتخار،&lt;br /&gt;
ولی زمینی و زنده&lt;br /&gt;
که از آمد و رفت مردمان مایه می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا زن همسایه&lt;br /&gt;
صاحبخانه را به‌صحنه می‌آورد:&lt;br /&gt;
جویبار گفته‌های او را جاری می‌کند.&lt;br /&gt;
و نقش او را چه نیکو بازی می‌کند&lt;br /&gt;
آنگاه که از موضوع لوله‌های ترکیدهٔ آب طفره می‌رود.&lt;br /&gt;
پسران جوان برای دخترانی که به‌خنده افتاده‌اند شکلک می‌سازند&lt;br /&gt;
وتنگ غروب، در پارک‌ها&lt;br /&gt;
دختران چه زیبا عشوه می‌کنند، و عشوه گرانه&lt;br /&gt;
با پستان‌هاشان بدانها چراغ می‌زنند.&lt;br /&gt;
در اینجا پیرمرد دائم‌الخمر شهر ما&lt;br /&gt;
نقش واعظ شهر را بر منبر بازی می‌کند&lt;br /&gt;
وانبوه محرومان را&lt;br /&gt;
به‌باغ‌های خرم بهشت نوید می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌جد یا به‌هزل، تماشاخانهٔ خیابان را&lt;br /&gt;
هدفی هست و وقاری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بازیگران نه آن بازیگرانند که طوطی‌وار یا میمون صفت به‌خاطر تقلید، تقلید می‌کنند.&lt;br /&gt;
اینان را تنها پروای آن نیست که نیک تقلید کنند&lt;br /&gt;
و دیگر در بند آن نباشند که چه چیز را به‌نمایش می‌گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینان را مقصودی در سر است&lt;br /&gt;
و در این نکته بازیگران بزرگی که شمائید ای خدایان تقلید!-&lt;br /&gt;
تردیدتان مباد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌هر اندازه که هنر شما صیقل گیرد&lt;br /&gt;
پیوندتان از نمایش هر روزه&lt;br /&gt;
-نمایشی که صحنه‌اش خیابان است-&lt;br /&gt;
نباید بگسلد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین! آنک مردی در گوشهٔ خیابان، صادفی را&lt;br /&gt;
باز می‌آفریند&lt;br /&gt;
و گروه رهگذران را برمی‌انگیزد&lt;br /&gt;
تا رانندهٔ خاطی را محاکمه کنند.&lt;br /&gt;
و محکوم- که مردی کهنسال می‌نماید-&lt;br /&gt;
به‌هر یک از آنان توضیحی می‌دهد&lt;br /&gt;
تا چگونگی حادثه را بفهماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر یک ازاینان در برابر چشمانت جلوه‌ئی دیگرگونه دارند&lt;br /&gt;
چرا که او هر یک را به‌گونه‌ئی دیگر عرضه می‌کند&lt;br /&gt;
تا بگوید که پرهیز از تصادف میسر بود.&lt;br /&gt;
و بدین سنان که حادثه را در می‌یابی&lt;br /&gt;
و دیگر باره از آن در شگفت می‌شوی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین که بازیش&lt;br /&gt;
چگونه جدّی و نکته بینانه است!&lt;br /&gt;
می‌داند که چه بسیار چیزها به‌دقت او بستگی دارد:&lt;br /&gt;
آیا بی‌گناهی رااز حق خود محروم خواهد کرد&lt;br /&gt;
یا مصدومی را یاری می‌دهد تا به‌دریافت خسارت خود توفیق یابد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین که چگونه دیگربار&lt;br /&gt;
آنچه را که پیش از این بازی کرده بود به‌نمایش می‌گذارد:&lt;br /&gt;
در تردید است، آنک&lt;br /&gt;
از حافظه یاری می‌طلبد&lt;br /&gt;
لیکن دیگر نمی‌داند که آیا به‌راستی بازیش زیباست یا نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما در تماشاخانه‌هایتان&lt;br /&gt;
در نیمه راهِ اتاق چهره‌آرائی و صحنه&lt;br /&gt;
ما را جادوگرانه خیره می‌کنید:&lt;br /&gt;
بازیگری از اتاقش خارج می‌شود&lt;br /&gt;
و پادشاهی به‌نمایشنامه قدم می‌گذارد.&lt;br /&gt;
دستیاران صحنه را دیده‌ام من که بر سر راه بازیگر&lt;br /&gt;
قهقهه سر می‌دهند و شیشه‌های آبجو را سر می‌کشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیکن بازیگر ما که در کناری ایستاده است&lt;br /&gt;
طلسمی چنین نمی‌تواند تنید.&lt;br /&gt;
خوابگردانیست که با او سخن نتوانی گفت،&lt;br /&gt;
کشیشی است اکنون، در حال ایراد خطابه.&lt;br /&gt;
هرگاه بخواهی سخنش را قطع کنی &lt;br /&gt;
آرام پاسخ خواهد گفت.&lt;br /&gt;
و هرگاه گفت‌وگوتان به‌پایان رسید&lt;br /&gt;
آرام به‌بازی ادامه خواهد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگوئید این مرد هنرمند نیست &lt;br /&gt;
چرا که هرگاه میان جهان و خویشتن تفاوتی ایجاد کنید&lt;br /&gt;
خود را از جهان بیرون رانده‌اید.&lt;br /&gt;
اگر بگوئید «این مرد هنرمند نیست»&lt;br /&gt;
پاسخ توان داد «شماانسان نیستید»&lt;br /&gt;
که این توهینی به مراتب ناگوارتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همهٔ بازیگری‌ها &lt;br /&gt;
هر روز به زندگی رُجعت دارد،&lt;br /&gt;
چرا که صورتک‌های ما&lt;br /&gt;
اگر فقط صورتک باقی بماند.&lt;br /&gt;
چیزی پوچ و ناچیز است. چیزی پوچ و ناچیز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا مرد کراوات فروش&lt;br /&gt;
کلاه ولگرد متلک پرانی را بر سر می‌گذارد&lt;br /&gt;
عصایی به‌دست می‌گیرد&lt;br /&gt;
سبیلی زن‌پسندانه به‌زیر بینی می‌چسباند&lt;br /&gt;
و پشت بساطش به‌این سوی و آن سوی می‌رود&lt;br /&gt;
تا ثابت کند که کلاه و سبیل و کراوات &lt;br /&gt;
به‌راستی مرد را زن‌پسند می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن سوی خیابان، روزنامه فروشان&lt;br /&gt;
عنوان خبرها را فریاد می‌کنند&lt;br /&gt;
و صدای آهنگی‌شان&lt;br /&gt;
تأثیر خبرها را دوچندان می‌کند&lt;br /&gt;
و برگردان‌هاشان در حافظه می‌نشیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید بگوئید، ای بازیگران&lt;br /&gt;
«ما کلام دیگران را می‌آموزیم.»&lt;br /&gt;
و باید بدانید که دستفروشان و عاشقان نیز می‌آموزند،&lt;br /&gt;
و بسا که گفتار مردم&lt;br /&gt;
بر صحنه تکرار می‌شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس هر کسی را کلامی هست، و شعری، و صورتکی.&lt;br /&gt;
امّا آنچه نادر است صورتکی که با شکوه بنماید&lt;br /&gt;
چه نادر است شعری که زیبا بیان شود&lt;br /&gt;
و چه نادر است کلامی که هوشیارانه بر زبان آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگذارید منظور یکدیگر را دریابیم:&lt;br /&gt;
تو شاید از آن کس که خیابان صحنهٔ اوست&lt;br /&gt;
بهتر بازی کنی،&lt;br /&gt;
امّا اگر تماشاخانهٔ تو به‌قدر صحنهٔ او نغز نباشد&lt;br /&gt;
اگر بازی تو در زندگانی آن کس که به‌تماشایت می‌نشیند رخنه نیابد&lt;br /&gt;
اگر چراغهای تو از چراهای او کوچکتر باشد یا تأثیرت ناچیزتر،&lt;br /&gt;
بی‌گمان دستاورد تو از دستاورد او کمتر خواهد بود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1_%D9%87%D9%86%D8%B1_%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4&amp;diff=21869</id>
		<title>در هنر نمایش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1_%D9%87%D9%86%D8%B1_%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4&amp;diff=21869"/>
		<updated>2011-07-29T19:02:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:6-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:6-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۶ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:برتولت برشت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۶]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82&amp;diff=21866</id>
		<title>بیانیه‌ئی دربارهٔ فیلم ناطق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82&amp;diff=21866"/>
		<updated>2011-07-29T18:42:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:9-047.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-048.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-049.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-050.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-051.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-052.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-053.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بیانیهٔ دسته‌جمعی نخستین بار به‌وسیله سرگئی آیزنشتاین نوشته شد. پودوفکین و «آلکساندروف» با امضاء آن بر عقاید او در زمینهٔ فیلم ناطق صحه گذاشته با اصل نظریات « آیزنشتاین» موافقت کردند و با او همصدا شدند. بیانیهٔ فوق برای اولین بار در مجلهٔ «ژیزن ایسکوستوا» در لنین‌گراد در ۵ اوت ۱۹۲۸ به‌چاپ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استناد به‌این بیانیه، در آن سال‌ها پیشرفت وتکامل فیلم ناطق در روسیه به‌سختی و کندی پیش می‌رفته است. در سپتامبر همان سال شیوهٔ ناطق «شورین» برای نخستین بار در لنین‌گراد به‌مرحلهٔ آزمایش درآمد و درماه مارس همان سال نتایج آن را در نمایشگاهی به‌معرض تماشای عموم گذاشتند. در ژوئیه ۱۶۱۶ شیوهٔ «تاگر» در مسکو شکل گرفت و درماه اوت در استودیوی «سوکینو»ی لنین‌گراد نخستین فیلم تمام ناطق با صدای همزمان (سینک) ساخته شد. در اکتبر همان سال در ضمن تهیهٔ فیلم «نو و کهنه» ساختهٔ سرگئی آیزنشتاین دولت شوروی ترتیباتی فراهم کرد که آیزنشتاین همراه با دستیارش «گریگوری آلکساندروف»و فیلم‌بردارش «ادوارد تیسِه» برای مطالعه و تحقیق پیرامون شیوه و چگونگی تحولات قیلم ناطق به‌خارج از شوروی مسافرت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویای فیلم ناطق به‌حقیقت پیوسته است. آمریکائی‌ها با اختراع فیلم ناطق عملاً آن را نخستین گام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; سریع و اساسی را در این راه برداشته‌اند. آلمانی‌ها نیز در همین جهت فعالیت می‌کنند. تمامی جهان از چیز بی‌زبانی صحبت می‌کنند که سال‌هاست حرف زدن را آموخته است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ما که در این کشور کار می‌کنیم، آگاهیم که با استعداد و امکانات فنی‌مان در آینده نزدیک به‌فیلم ناطق دست نخواهیم یافت به‌همین جهت و در شرایط فعلی قادر نخواهیم بود که گامی به‌پیش برداریم. بنابراین، در حال حاضر موقعیتی پیش آمده است که به‌ملاحظه و بررسی پدیدهٔ فیلم ناطق بنشینیم و پس از کنکاش و جست‌وجو درباره‌ی پاره‌ئی از مسائل  عملی و ماهیت نظری آن نظرهائی منطقی ارائه کنیم. از آنجا که در حال حاضر با سرعتی روزافزون از این اختراع در فیلم‌های این زمان به‌طریق نادرستی استفاده می‌شود، لزوم بررسی و طرح سئوالاتی مناسب در باب این پدیده ضروری به‌نظر می‌رسد. درابتدا ظاهراً مهم‌ترین سئوال این است که علت و لزوم این اختراع چه بوده است؟ وانگهی تصورات و برداشت‌های غلط از امکاناتی که در این کشف جدید نهفته، نه تنها ممکن است مانع تکامل و پیشرفت سینما- به‌عنوان یک هنر- بشود، بلکه تمام معیارهای متعالی مرسوم و ارزنده‌ئی را هم که در جهت ایجاد بنای این هنر، مدون و مقرر شده و تا امروز نیز شکل کاملی به‌خود گرفته است تهدید به‌نابودی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر فیلم‌هائی که بیش‌تر از تصاویر و حالت‌های بصری استفاده می‌کنند تأثیری نیرومند و عمیق از خود در بیننده به‌جا می‌گذارند و این‌گونه فیلم‌ها درمیان هنرهای دیگر حقاً جای معتبر و پرارزشی یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که مفاهیم اساسی و بنیادی‌ئی که سینما را به‌چنین حیطه‌ئی از قدرت و تاثیرگذاری ژرف کشانیده، فقط و فقط عامل تدوین (مونتاژ) است. اظهار این نکته که مونتاژ تنها عامل مؤثر بر بیننده است، موضوعی است مسلم که فرهنگ جهانی سینماتاکنون با توجه به‌فیلم‌های ساخته شده، حقانیت و صحت آن را به اثبات رسانیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت سینمای شوروی در بازارهای جهانی مدیون روش‌های جدید مونتاژی است که برای نخستین بار در این دوره از فیلم‌های ما آشکار شد و با حالتی شکوهمند اجزای واقعیت را سخت به‌هم متصل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین برای اشاعه و گسترش بیشتر سینما، آن لحظه‌هائی مهم خواهد بود که به‌روش‌های مونتاژ و مفاهیم مربوط به‌آن از لحاظ مؤثر بودن در بینندهٔ فیلم، قدرت و وسعت بیش‌تری به‌آن داده شود. بررسی هرگونه کشف جدید از این نظر، مفهوم و اهمیت رنگ و فیلم چندبُعدی را نسبت به گسترهٔ اهمیت و معنای «صدا» نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضبط صدا یک اختراع دوجانبه است و احتمال داردکه‌استفادهٔ بی‌رویه از آن با کوچکترین مقاومت و مخالفتی روبه‌رو شود. و این امر به‌طور روز افزونی گسترش یابد تا این که صدا در فیلم مبدل به‌پدیده ووسیله‌ئی شود که جز اقناع کنجکاوی و خواست‌های ساده و سطحی تماشاگر فیلم مصرف دیگری نیابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این صورت، موضوع بهره‌برداری تجاری از پرفروش‌ترین کالای‌موجود(یعنی فیلم ناطق ) مسلم می‌شود و بدین طریق، عامل صوت از نظر کاربرد هنریش صرفاً تا حد تأثیر طبیعی خود، پیشرفت بیش‌تری نخواهد کرد. زیرا در این حالت، صدا باید مطابقت دقیقی با حرکت روی پرده باشد و خطای بینائی معینی را از گفت‌وگو و گفتار افراد یا صدای اشیاءو غیره فراهم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نکته مسلم است که مفاهیم و معیارهای دورهٔ نخست سینما( سینمای صامت) مانع از پیشرفت این هنر نیست وو به‌ارزش‌های آن نیز خدشه‌ئی نمی‌رساند، بلکه این دورهٔ جدید (سینمای ناطق) چون جایگزینی دورهٔ پیشین شود، با استفادهٔ بی‌رویه و نامعقولی که از امکانات فنی آن می‌کنند، اصالت و خلوص دورهٔ سینمای صامت را محو و نابود می‌کند. در این حال، سینمای ناطق صرفاً وسیله‌ئی می‌شود برای ضبط درام‌های خوش ساخت و آراسته، و بدین طریق می‌توان پیش‌بینی کرد که سینما در آینده وسیله‌ئی برای ثبت و ضبط تصاویری ازاجراهای تئاتری و قطعات نمایشی خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از صدا بدین طریق ، فرهنگ تدوین (مونتاژ)را به‌نابودی می‌کشد.الحاق و پیوستگی صدا به‌قطعهٔ بصری تدوین (شات – نما) خاصیتی به‌صوت می‌بخشد که اهمیت آن را تا یک قطعهٔ بصری و تصویری افزایش داده و مفهومی مستقل و مجزا به‌آن خواهد داد و بی‌شک این موضوع لطمهٔ جبران‌ناپذیری به‌مفهوم هنر تدوین می‌زند. زیرا در این حالت قطعات صدانه تنها نمی‌توانند به‌مثابهٔ قطعات بصری (شات – نما) عمل کنند، بل‌که آن‌ها را به‌هم نزدیک و متصل می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط آستانهٔ کنترپوانی از صوت در رابطه با قطعات بصری تدوین می‌تواند از عهدهٔ حل مسایل جدیدی و نحوهٔ مونتاژ و امکانات آن در فیلم ناطق برآید و بدین طریق قادر است مفهوم نهائی تدوین را گسترش داده و به‌کمال برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین کار تجربی، صدا باید مستقیماً در جهت طول خطوط مجزا و جدا از ناهمزمانیِ با قطعات تصری هدایت شود و این تنها روشی است که منجر به خلق یک کنترپوان ارکستری از تصاویر و پدیده‌های سمعی و بصری می‌شود و بدین طریق همراهی تصویر با صدا را به‌شکل ملموس و محسوسی به‌اثبات می‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کشف جدید، در تاریخ هنر فیلم، امری تصادفی نیست بلکه علت پیدایش آن راه‌های بنیادی و ارگانیکی است که تماماً به‌بن‌بست‌های      گذرناپذیر منتهی می‌شود و به‌نظر می‌رسد که‌ همهٔ این موانع به‌طور نومیدکننده‌ئی، سدّی در مقابل اشاعهٔ سینمای پیشرو و (آوانگارد) ایجاد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  نخستین مانع بزرگ زیرنویس و تمام کوشش‌های بیهوده‌ئی است که به نحوی به‌ترکیب و آمیختگی تدوین مربوط می‌شود. (در مورد مفهوم قطعه‌ها تدوین تاکنون کم و بیش با تعاریف متفاوتی روبه‌رو بوده‌ایم. عدّه‌ئی آن را معادل عبارات و حتی کلمات می‌دانند.از این گذشته، طرز تلقی از این مفهوم تاکنون آن قدر ابتدائی و ناشیانه بوده است که حتی بعضی جای آن را با حرکت دوربین انیمیشن(animation) نیزعوض کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانع دوم، قطعات توضیحی است که به‌ترکیب و بافت تدوین تحمیل می‌شود و عملاً ضرب (تمپو) آن را کند می‌کند. (مثلاً نماهای درشت از صورت و اشیاء که باید به‌عنوان عامل توضیح‌دهنده در لابلای تصاویر اصلی گنجانده شود.).&lt;br /&gt;
مسایل مربوط به‌اندیشه و داستان فیلم نیز هر روزه پیچیده‌تر می‌شود.تلاش برای حل این مسایل به‌وسیلهٔ روش‌های بصری و تدوین به‌تنهائی یا به‌مسایل حل نشدنی منجر می‌شود یا به‌کارگردان فشار می‌آورد که به‌ایجاد و ارائه یک تدوین خیالی و انتزاعی متوسل می‌شود و بدین طریق نتایج و عواقب ترسناکی چون بی‌معنائی،ارتجاعی بودن،زوال و فساد گریبانگیرش شده راه را بر او می‌بندد. مسألهٔ مهم این است که در فیلم ناطق، صدا به‌مثابهٔ عنصر تدوین، خودنمائی می‌کند. پس صدا عاملی است که باید جدا از تصویر به‌آن نگاه کرد. بنابراین ضرورت معرفی و تشریح مفاهیم جدید و پیچیده با بیان افراطی احساس می‌شود، که در حال حاضر به‌علت فقدان امکانات، ما را با مشکل‌ترین مسایل فنی فیلم ناطق روبه‌رو می‌کند. وانگهی با ساخته شدن فیلم‌های ناقص و کامل نشدنی‌ئی که فقط با تصاویر و حالت‌های بصری رابطه برقرار می‌کند اِشکال کار ما را در قبال رقابت با سینمای ناطق تجاری افزایش داده این فشار را دو چندان می‌کند.&lt;br /&gt;
 روش کنترپوانی صدا و تصویر، نه تنها سینمای بین‌المللی را از خواب بیدار‌ می‌کند، بل‌که اهمیت آن را، از نظر فرهنگی تا حد بی‌سابقه‌ئی بالا می‌برد. از این گذشته کاربرد زبان فیلم‌هائی که با این روش ساخته می‌شود،تنها به‌بازارهای ملی محدود نمی‌شود بلکه امکانات عظیمی را نیز به‌وجود می‌آورد که هرگز قبل از آن برای بیان و طرح اندیشه‌ئی جهانی از طریق سینما، سابقه نداشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
از کتاب «فیلم فرم» نوشته سرگئی آیزنشتاین&lt;br /&gt;
ترجمهٔ احمد ضابطی جهرمی&lt;br /&gt;
امضاء کنندگان&lt;br /&gt;
سرگئی .م. آیزنشتاین&lt;br /&gt;
وزولود.ای. پودفکین&lt;br /&gt;
گریگوری .و. آلکساندروف&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82&amp;diff=21865</id>
		<title>بیانیه‌ئی دربارهٔ فیلم ناطق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82&amp;diff=21865"/>
		<updated>2011-07-29T18:40:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:9-047.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-048.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-049.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-050.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-051.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-052.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-053.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۹]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بیانیهٔ دسته‌جمعی نخستین بار به‌وسیله سرگئی آیزنشتاین نوشته شد. پودوفکین و «آلکساندروف» با امضاء آن بر عقاید او در زمینهٔ فیلم ناطق صحه گذاشته با اصل نظریات « آیزنشتاین» موافقت کردند و با او همصدا شدند. بیانیهٔ فوق برای اولین بار در مجلهٔ «ژیزن ایسکوستوا» در لنین‌گراد در ۵ اوت ۱۹۲۸ به‌چاپ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استناد به‌این بیانیه، در آن سال‌ها پیشرفت وتکامل فیلم ناطق در روسیه به‌سختی و کندی پیش می‌رفته است. در سپتامبر همان سال شیوهٔ ناطق «شورین» برای نخستین بار در لنین‌گراد به‌مرحلهٔ آزمایش درآمد و درماه مارس همان سال نتایج آن را در نمایشگاهی به‌معرض تماشای عموم گذاشتند. در ژوئیه ۱۶۱۶ شیوهٔ «تاگر» در مسکو شکل گرفت و درماه اوت در استودیوی «سوکینو»ی لنین‌گراد نخستین فیلم تمام ناطق با صدای همزمان (سینک) ساخته شد. در اکتبر همان سال در ضمن تهیهٔ فیلم «نو و کهنه» ساختهٔ سرگئی آیزنشتاین دولت شوروی ترتیباتی فراهم کرد که آیزنشتاین همراه با دستیارش «گریگوری آلکساندروف»و فیلم‌بردارش «ادوارد تیسِه» برای مطالعه و تحقیق پیرامون شیوه و چگونگی تحولات قیلم ناطق به‌خارج از شوروی مسافرت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویای فیلم ناطق به‌حقیقت پیوسته است. آمریکائی‌ها با اختراع فیلم ناطق عملاً آن را نخستین گام &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; سریع و اساسی را در این راه برداشته‌اند. آلمانی‌ها نیز در همین جهت فعالیت می‌کنند. تمامی جهان از چیز بی‌زبانی صحبت می‌کنند که سال‌هاست حرف زدن را آموخته است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ما که در این کشور کار می‌کنیم، آگاهیم که با استعداد و امکانات فنی‌مان در آینده نزدیک به‌فیلم ناطق دست نخواهیم یافت به‌همین جهت و در شرایط فعلی قادر نخواهیم بود که گامی به‌پیش برداریم. بنابراین، در حال حاضر موقعیتی پیش آمده است که به‌ملاحظه و بررسی پدیدهٔ فیلم ناطق بنشینیم و پس از کنکاش و جست‌وجو درباره‌ی پاره‌ئی از مسائل  عملی و ماهیت نظری آن نظرهائی منطقی ارائه کنیم. از آنجا که در حال حاضر با سرعتی روزافزون از این اختراع در فیلم‌های این زمان به‌طریق نادرستی استفاده می‌شود، لزوم بررسی و طرح سئوالاتی مناسب در باب این پدیده ضروری به‌نظر می‌رسد. درابتدا ظاهراً مهم‌ترین سئوال این است که علت و لزوم این اختراع چه بوده است؟ وانگهی تصورات و برداشت‌های غلط از امکاناتی که در این کشف جدید نهفته، نه تنها ممکن است مانع تکامل و پیشرفت سینما- به‌عنوان یک هنر- بشود، بلکه تمام معیارهای متعالی مرسوم و ارزنده‌ئی را هم که در جهت ایجاد بنای این هنر، مدون و مقرر شده و تا امروز نیز شکل کاملی به‌خود گرفته است تهدید به‌نابودی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر فیلم‌هائی که بیش‌تر از تصاویر و حالت‌های بصری استفاده می‌کنند تأثیری نیرومند و عمیق از خود در بیننده به‌جا می‌گذارند و این‌گونه فیلم‌ها درمیان هنرهای دیگر حقاً جای معتبر و پرارزشی یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که مفاهیم اساسی و بنیادی‌ئی که سینما را به‌چنین حیطه‌ئی از قدرت و تاثیرگذاری ژرف کشانیده، فقط و فقط عامل تدوین (مونتاژ) است. اظهار این نکته که مونتاژ تنها عامل مؤثر بر بیننده است، موضوعی است مسلم که فرهنگ جهانی سینماتاکنون با توجه به‌فیلم‌های ساخته شده، حقانیت و صحت آن را به اثبات رسانیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفقیت سینمای شوروی در بازارهای جهانی مدیون روش‌های جدید مونتاژی است که برای نخستین بار در این دوره از فیلم‌های ما آشکار شد و با حالتی شکوهمند اجزای واقعیت را سخت به‌هم متصل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین برای اشاعه و گسترش بیشتر سینما، آن لحظه‌هائی مهم خواهد بود که به‌روش‌های مونتاژ و مفاهیم مربوط به‌آن از لحاظ مؤثر بودن در بینندهٔ فیلم، قدرت و وسعت بیش‌تری به‌آن داده شود. بررسی هرگونه کشف جدید از این نظر، مفهوم و اهمیت رنگ و فیلم چندبُعدی را نسبت به گسترهٔ اهمیت و معنای «صدا» نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضبط صدا یک اختراع دوجانبه است و احتمال داردکه‌استفادهٔ بی‌رویه از آن با کوچکترین مقاومت و مخالفتی روبه‌رو شود. و این امر به‌طور روز افزونی گسترش یابد تا این که صدا در فیلم مبدل به‌پدیده ووسیله‌ئی شود که جز اقناع کنجکاوی و خواست‌های ساده و سطحی تماشاگر فیلم مصرف دیگری نیابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این صورت، موضوع بهره‌برداری تجاری از پرفروش‌ترین کالای‌موجود(یعنی فیلم ناطق ) مسلم می‌شود و بدین طریق، عامل صوت از نظر کاربرد هنریش صرفاً تا حد تأثیر طبیعی خود، پیشرفت بیش‌تری نخواهد کرد. زیرا در این حالت، صدا باید مطابقت دقیقی با حرکت روی پرده باشد و خطای بینائی معینی را از گفت‌وگو و گفتار افراد یا صدای اشیاءو غیره فراهم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نکته مسلم است که مفاهیم و معیارهای دورهٔ نخست سینما( سینمای صامت) مانع از پیشرفت این هنر نیست وو به‌ارزش‌های آن نیز خدشه‌ئی نمی‌رساند، بلکه این دورهٔ جدید (سینمای ناطق) چون جایگزینی دورهٔ پیشین شود، با استفادهٔ بی‌رویه و نامعقولی که از امکانات فنی آن می‌کنند، اصالت و خلوص دورهٔ سینمای صامت را محو و نابود می‌کند. در این حال، سینمای ناطق صرفاً وسیله‌ئی می‌شود برای ضبط درام‌های خوش ساخت و آراسته، و بدین طریق می‌توان پیش‌بینی کرد که سینما در آینده وسیله‌ئی برای ثبت و ضبط تصاویری ازاجراهای تئاتری و قطعات نمایشی خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از صدا بدین طریق ، فرهنگ تدوین (مونتاژ)را به‌نابودی می‌کشد.الحاق و پیوستگی صدا به‌قطعهٔ بصری تدوین (شات – نما) خاصیتی به‌صوت می‌بخشد که اهمیت آن را تا یک قطعهٔ بصری و تصویری افزایش داده و مفهومی مستقل و مجزا به‌آن خواهد داد و بی‌شک این موضوع لطمهٔ جبران‌ناپذیری به‌مفهوم هنر تدوین می‌زند. زیرا در این حالت قطعات صدانه تنها نمی‌توانند به‌مثابهٔ قطعات بصری (شات – نما) عمل کنند، بل‌که آن‌ها را به‌هم نزدیک و متصل می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط آستانهٔ کنترپوانی از صوت در رابطه با قطعات بصری تدوین می‌تواند از عهدهٔ حل مسایل جدیدی و نحوهٔ مونتاژ و امکانات آن در فیلم ناطق برآید و بدین طریق قادر است مفهوم نهائی تدوین را گسترش داده و به‌کمال برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین کار تجربی، صدا باید مستقیماً در جهت طول خطوط مجزا و جدا از ناهمزمانیِ با قطعات تصری هدایت شود و این تنها روشی است که منجر به خلق یک کنترپوان ارکستری از تصاویر و پدیده‌های سمعی و بصری می‌شود و بدین طریق همراهی تصویر با صدا را به‌شکل ملموس و محسوسی به‌اثبات می‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کشف جدید، در تاریخ هنر فیلم، امری تصادفی نیست بلکه علت پیدایش آن راه‌های بنیادی و ارگانیکی است که تماماً به‌بن‌بست‌های      گذرناپذیر منتهی می‌شود و به‌نظر می‌رسد که‌ همهٔ این موانع به‌طور نومیدکننده‌ئی، سدّی در مقابل اشاعهٔ سینمای پیشرو و (آوانگارد) ایجاد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  نخستین مانع بزرگ زیرنویس و تمام کوشش‌های بیهوده‌ئی است که به نحوی به‌ترکیب و آمیختگی تدوین مربوط می‌شود. (در مورد مفهوم قطعه‌ها تدوین تاکنون کم و بیش با تعاریف متفاوتی روبه‌رو بوده‌ایم. عدّه‌ئی آن را معادل عبارات و حتی کلمات می‌دانند.از این گذشته، طرز تلقی از این مفهوم تاکنون آن قدر ابتدائی و ناشیانه بوده است که حتی بعضی جای آن را با حرکت دوربین انیمیشن(animation) نیزعوض کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانع دوم، قطعات توضیحی است که به‌ترکیب و بافت تدوین تحمیل می‌شود و عملاً ضرب (تمپو) آن را کند می‌کند. (مثلاً نماهای درشت از صورت و اشیاء که باید به‌عنوان عامل توضیح‌دهنده در لابلای تصاویر اصلی گنجانده شود.).&lt;br /&gt;
مسایل مربوط به‌اندیشه و داستان فیلم نیز هر روزه پیچیده‌تر می‌شود.تلاش برای حل این مسایل به‌وسیلهٔ روش‌های بصری و تدوین به‌تنهائی یا به‌مسایل حل نشدنی منجر می‌شود یا به‌کارگردان فشار می‌آورد که به‌ایجاد و ارائه یک تدوین خیالی و انتزاعی متوسل می‌شود و بدین طریق نتایج و عواقب ترسناکی چون بی‌معنائی،ارتجاعی بودن،زوال و فساد گریبانگیرش شده راه را بر او می‌بندد. مسألهٔ مهم این است که در فیلم ناطق، صدا به‌مثابهٔ عنصر تدوین، خودنمائی می‌کند. پس صدا عاملی است که باید جدا از تصویر به‌آن نگاه کرد. بنابراین ضرورت معرفی و تشریح مفاهیم جدید و پیچیده با بیان افراطی احساس می‌شود، که در حال حاضر به‌علت فقدان امکانات، ما را با مشکل‌ترین مسایل فنی فیلم ناطق روبه‌رو می‌کند. وانگهی با ساخته شدن فیلم‌های ناقص و کامل نشدنی‌ئی که فقط با تصاویر و حالت‌های بصری رابطه برقرار می‌کند اِشکال کار ما را در قبال رقابت با سینمای ناطق تجاری افزایش داده این فشار را دو چندان می‌کند.&lt;br /&gt;
 روش کنترپوانی صدا و تصویر، نه تنها سینمای بین‌المللی را از خواب بیدار‌ می‌کند، بل‌که اهمیت آن را، از نظر فرهنگی تا حد بی‌سابقه‌ئی بالا می‌برد. از این گذشته کاربرد زبان فیلم‌هائی که با این روش ساخته می‌شود،تنها به‌بازارهای ملی محدود نمی‌شود بلکه امکانات عظیمی را نیز به‌وجود می‌آورد که هرگز قبل از آن برای بیان و طرح اندیشه‌ئی جهانی از طریق سینما، سابقه نداشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
از کتاب «فیلم فرم» نوشته سرگئی آیزنشتاین&lt;br /&gt;
ترجمهٔ احمد ضابطی جهرمی&lt;br /&gt;
امضاء کنندگان&lt;br /&gt;
سرگئی .م. آیزنشتاین&lt;br /&gt;
وزولود.ای. پودفکین&lt;br /&gt;
گریگوری .و. آلکساندروف&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82&amp;diff=21325</id>
		<title>بیانیه‌ئی دربارهٔ فیلم ناطق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82&amp;diff=21325"/>
		<updated>2011-07-24T19:26:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:9-047.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-048.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-049.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۴۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-050.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-051.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-052.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:9-053.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۹ صفحه ۵۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۹]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21313</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21313"/>
		<updated>2011-07-24T19:10:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم. حالا یک بار دیگه درس‌های گذشته‌رو دوره می‌کنیم. (اشاره به‌یکی از شاگردان:) شما. مدرسه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(می‌ایستد): - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین. حالا همه تکرار کنن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یکی دیگر): - شما. روز تعطیل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیار خوب. تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد دیگر): - شما. خانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگردی دیگر): - شما. جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:پلیس؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پلیس حافظ نظم و مقررات جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیارخوب. حالا درس امروزو شروع می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها کتاب‌هایشان را ورق میزنند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چند نفر غایبن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(برمی‌خیزد و با انگشت شماره می‌کند): - یه نفر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در باز می‌شود، شاگردی می‌آیدتو.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. دقت کنید بچه‌ها. دیر آمدن محمود یک جور بی‌نظمیه. حالا ببینیم علت این بی‌نظمی چیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(رو به‌شاگرد:) محمود، چرا دیر آمدی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خوابم برد آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. پس شما درس مربوط به‌خوابو فراموش‌کردین. (اشاره به‌یکی از شاگردها) شما. خواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما باید سرشب به‌رختخواب برویم تا صبح زود بیدار شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - محمود، تکرار کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دیشب خیلی زود خوابیدیم آقا، اما هر کار کردیم خوابمون نبرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:  - داشتیم فکر می‌کردیم آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:عجب. فکر می‌کردید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اونم تو رختخواب؟ تعجب آوره، نیس بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله. تعجب آوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آیا رختخواب جای فکر کردنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - نخیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد): - شما، رختخواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: رختخواب جای استراحت و خوابیدن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - همین جوره. تکرار کن محمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما می‌خواستیم بخوابیم آقا، اما هر چی کردیم نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟ مگه همچی چیزی ممکنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - داشتیم به قصهٔ مادربزرگ‌مون فکر می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ یه پسرس که میره پی چشمهٔ آب حیات، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خُب، خُب، واسه مام بگو بشنویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پسرک هفت شبانه‌روز رفت و رفت و رفت تا رسید به‌یه چشمه. همین که خواس از اون چشمه آب ورداره، سروکلّه یه جادوگر پیدا شد و به‌اش گفت: «زود از این جا برو وگرنه به‌شکل یه حیوون درت میارم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - ببینین بچه‌ها. شماها باید اینو بدونین که توی دنیا چیزی به‌اسم جادوگر وجود نداره. چه قدر تو ساده‌ئی، محمود! چه طور ممکنه کسی باور کنه که یه جادوگر می‌تونه آدمو به‌صورت حیوون در بیاره؟ این قصه‌ها و افسانه‌ها حقیقت ندارن، فقط واسه سرگرمی‌یَن نه برا فکر کردن. پدر و مادرهای ما که سواد نداشتن، شاید این قصه‌ها باورشون می‌شده، ولی ما که امروز از نعمت سواد برخورداریم چرا باید اون قدر به‌این قصه‌های بی‌معنی فکر کنیم که شب خوابمون نبره و صبح از کلاس درس عقب بمونیم؟... بگیر بشین پسرم، سعی کن دیگه از این فکرها نکنی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود آرام می‌نشیند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، بچه‌ها. برگردیم سر درس‌مون. موضوع درس امروز ما، گاوه...چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - گاو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتماً همهٔ شماها گاو دیدین. درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بسیار خُب، پس کارمون ساده‌س. حالا هر کی بتونه حسابی ادای گابو در آره جایزه داره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(هیاهوکنان): - ما آقا... ما... آقا، من... ما در آریم آقا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ساکت! ساکت! شلوغ نکنین خودم انتخاب می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم با نگاه شروع می‌کند به‌جست‌وجو. شاگردها هر کدام می‌کوشند به‌نحو بهتری در سکوت ادای گاو را در آورند تا نظر معلم را جلب کنند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - شما! بیاین جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پسرک خوشحال جلو می‌آید و چاردست و پا روی زمین حرکت می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، اسمت چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ناصر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - نه! نه! اسم تو گاوه... آقا گاوه، اگه بخوای از این جور اشتباها بکنی جایزه مایزه خبری نیس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها دوباره دست بلند می‌کنند که نقش گاو را بگیرند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، آقا گاوه!  بگو ببینم: چیی داری نشخوار می‌کنی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (با صدای کلفت): - علف... علفائی رو که صبح خوردم دارم نشخوار می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بچه‌ها. نشخوارو قبلاً بهتون یاد داده بودم، درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بع... له!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - آقا گاوه! حالا بگو ببینم تو چه فایده‌هائی داری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : خیلی فایده‌ها، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - مثلاً؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - مثلاً از گوشتم استفاده می‌کنن. شیرمو هر روز صبح می‌دوشن و می‌خورن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگرد‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - دیگه چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - پوستمو می‌کنن و ازش استفاده می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - از پوست گاب چی می‌سازن بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : کفش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - آفرین! کفشو چی کار می‌کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - پا می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین بر شما! خُب، دیگه به‌چه درد می‌خوری آقا گاوه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتی از روده‌هامم استفاده می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - از روده‌هات؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی دیگر از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: -از روده‌هات چه استفاده‌ئی می‌کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ازشون طناب می‌سازن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - که چیکار کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - باهاش گاوآهنو می‌بندن به‌گردنم که زمینو شخم کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خنده بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - اجازه هس آقا؟... گاو که حرف نمی‌تونه بزنه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین! ببینین بچه‌ها: به‌این میگن شاگردِ با دقت... گاو – حرف – نمی‌زنه!... (با اشاره به‌همهٔ کلاس:)گاو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - حرف -  نمی‌زنه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -پس چیکار می‌کنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: میگه «ما – ع ...ما – ع ... ما – ع ...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::(&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو شروع می‌کند به ماع کشیدن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -بسیار خُب بچه‌ها. حالا خوب به‌این گاو نگا کنین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:آقا اجازه هس؟... گاو که ساعت نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -متشکرم. براش کف بزنین! (بچه‌ها کف می‌زنند.) خُب، حالا خودت بلندشو ساعت شو. وردار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد با عجله بلند می‌شود ساعت او را باز می‌کند و مجدداً به‌جای خود برمی‌گردد.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اجازه... گاو که کمربند نداره، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -کاملاً درسته. پاشو کمربندشو درآر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد با عجله کمربند گاو را باز می‌کند و می‌نشیند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:کفش چی، آقا؟ گاو که کفش نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -پس چی داره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همان شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:سُم، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین! براش هورا بکشین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد با عجله به‌طرف گاو می‌رود و کفش او را بیرون می‌آورد. گاو در حالت بیخودی مقاومت می‌کند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - همین جور که می‌بینین بچه‌ها، گاو سُم داره. چی داره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - سُم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -بسیار خوب، حالا بیش‌تر دقت کنین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جازه آقا،  اجازه... گاو که پیرهن نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -متشکرم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;او را با دست به‌طرف گاو روانه می‌کند. شاگرد با مقاومت گاو روبرو می‌شود ولی بالاخره پیرهن را از تن او بیرون می‌آورد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;چند تا از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- آقا ما.  آقا ما بگیم؟ اجازه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم یکی را انتخاب می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -تو بگو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آقا گاو که شلوار نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -درسته‌. درش بیار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد می‌رود جلو و بعد از گلاویز شدن با گاو شلوار او را بیرون می‌آورد و برمی‌گردد. گاو به‌بدن خود نگاه می‌کند که یکسره سیاه شده است؛ و به‌بدن خود دست می‌کشد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- اجازه هست آقا؟... مگه همهٔ گاوها شاخ ندارن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - متشکرم! متشکرم! دقت کنین بچه‌ها: گاو، شاخ داره... چی داره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - (با انگشت‌ها روی سر خود شاخ می‌سازند) شاخ داره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - شاخ!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -پس گاو شاخ داره. حالا کی می‌دونه گاو چند تا شاخ داره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;و دو انگشت خود را برای راهنمائی آن‌ها بالا می‌گیرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دو تا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -چن تا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دو تا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -(با انگشت به‌سمت چپ اشاره می‌کند):   - یکی این ور...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(همگی به‌طرف راست خم می‌شوند): - یکی این ور...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -(اشاره به‌طرف راست): - یکی اون ور...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - یکی اون ور...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - یکی این ور...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - یکی این ور...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -خب، حالا به‌این گاومون نگا کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو همچنان که هراسان اطراف خود را می‌پاید آرام آرام شروع می‌کند به‌ماع کشیدن. می‌چرخد، ماع می‌کشد، و صدایش تدریجاً به‌نعره تبدیل می‌شود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -خُب، بچه‌ها، حالا دیگه همه می‌دونن گاو چیه. نه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها به‌گاو خیره شده‌اند و هراسانند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -حالا اگه گفتین نوبت چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - نوبت جایزه‌س.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -بله، جایزه...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم از کیف خود صورتک گاوی با دو شاخ بلند بیرون می‌آورد و آن را بر چهرهٔ گاو می‌زند. گاو در حال چرخش و نعره زدن به‌طرف معلم یورش می‌برد و جلو پای او به زمین می‌افتد.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود آرام از جا برمی‌خیزد و درحالتی شبیه به‌خواب، پایان قصه را تعریف می‌کند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - اون وقت پسرک پای چشمهٔ‌آب نشست و زارزار گریه کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها با نفرت و هراس از جا بلند می‌شوند و آرام آرام به‌سوی معلم پیش می‌روند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21187</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21187"/>
		<updated>2011-07-22T20:00:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم. حالا یک بار دیگه درس‌های گذشته‌رو دوره می‌کنیم. (اشاره به‌یکی از شاگردان:) شما. مدرسه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(می‌ایستد): - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین. حالا همه تکرار کنن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یکی دیگر): - شما. روز تعطیل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیار خوب. تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد دیگر): - شما. خانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگردی دیگر): - شما. جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:پلیس؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پلیس حافظ نظم و مقررات جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیارخوب. حالا درس امروزو شروع می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها کتاب‌هایشان را ورق میزنند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چند نفر غایبن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(برمی‌خیزد و با انگشت شماره می‌کند): - یه نفر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در باز می‌شود، شاگردی می‌آیدتو.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. دقت کنید بچه‌ها. دیر آمدن محمود یک جور بی‌نظمیه. حالا ببینیم علت این بی‌نظمی چیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(رو به‌شاگرد:) محمود، چرا دیر آمدی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خوابم برد آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. پس شما درس مربوط به‌خوابو فراموش‌کردین. (اشاره به‌یکی از شاگردها) شما. خواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما باید سرشب به‌رختخواب برویم تا صبح زود بیدار شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - محمود، تکرار کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دیشب خیلی زود خوابیدیم آقا، اما هر کار کردیم خوابمون نبرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:  - داشتیم فکر می‌کردیم آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:عجب. فکر می‌کردید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اونم تو رختخواب؟ تعجب آوره، نیس بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله. تعجب آوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آیا رختخواب جای فکر کردنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - نخیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد): - شما، رختخواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: رختخواب جای استراحت و خوابیدن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - همین جوره. تکرار کن محمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما می‌خواستیم بخوابیم آقا، اما هر چی کردیم نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟ مگه همچی چیزی ممکنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - داشتیم به قصهٔ مادربزرگ‌مون فکر می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ یه پسرس که میره پی چشمهٔ آب حیات، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خُب، خُب، واسه مام بگو بشنویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پسرک هفت شبانه‌روز رفت و رفت و رفت تا رسید به‌یه چشمه. همین که خواس از اون چشمه آب ورداره، سروکلّه یه جادوگر پیدا شد و به‌اش گفت: «زود از این جا برو وگرنه به‌شکل یه حیوون درت میارم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - ببینین بچه‌ها. شماها باید اینو بدونین که توی دنیا چیزی به‌اسم جادوگر وجود نداره. چه قدر تو ساده‌ئی، محمود! چه طور ممکنه کسی باور کنه که یه جادوگر می‌تونه آدمو به‌صورت حیوون در بیاره؟ این قصه‌ها و افسانه‌ها حقیقت ندارن، فقط واسه سرگرمی‌یَن نه برا فکر کردن. پدر و مادرهای ما که سواد نداشتن، شاید این قصه‌ها باورشون می‌شده، ولی ما که امروز از نعمت سواد برخورداریم چرا باید اون قدر به‌این قصه‌های بی‌معنی فکر کنیم که شب خوابمون نبره و صبح از کلاس درس عقب بمونیم؟... بگیر بشین پسرم، سعی کن دیگه از این فکرها نکنی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود آرام می‌نشیند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، بچه‌ها. برگردیم سر درس‌مون. موضوع درس امروز ما، گاوه...چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - گاو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتماً همهٔ شماها گاو دیدین. درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بسیار خُب، پس کارمون ساده‌س. حالا هر کی بتونه حسابی ادای گابو در آره جایزه داره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(هیاهوکنان): - ما آقا... ما... آقا، من... ما در آریم آقا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ساکت! ساکت! شلوغ نکنین خودم انتخاب می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم با نگاه شروع می‌کند به‌جست‌وجو. شاگردها هر کدام می‌کوشند به‌نحو بهتری در سکوت ادای گاو را در آورند تا نظر معلم را جلب کنند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - شما! بیاین جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پسرک خوشحال جلو می‌آید و چاردست و پا روی زمین حرکت می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، اسمت چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ناصر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - نه! نه! اسم تو گاوه... آقا گاوه، اگه بخوای از این جور اشتباها بکنی جایزه مایزه خبری نیس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها دوباره دست بلند می‌کنند که نقش گاو را بگیرند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، آقا گاوه!  بگو ببینم: چیی داری نشخوار می‌کنی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (با صدای کلفت): - علف... علفائی رو که صبح خوردم دارم نشخوار می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بچه‌ها. نشخوارو قبلاً بهتون یاد داده بودم، درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بع... له!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - آقا گاوه! حالا بگو ببینم تو چه فایده‌هائی داری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : خیلی فایده‌ها، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - مثلاً؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - مثلاً از گوشتم استفاده می‌کنن. شیرمو هر روز صبح می‌دوشن و می‌خورن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگرد‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - دیگه چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - پوستمو می‌کنن و ازش استفاده می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - از پوست گاب چی می‌سازن بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : کفش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - آفرین! کفشو چی کار می‌کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - پا می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین بر شما! خُب، دیگه به‌چه درد می‌خوری آقا گاوه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتی از روده‌هامم استفاده می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - از روده‌هات؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی دیگر از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: -از روده‌هات چه استفاده‌ئی می‌کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ازشون طناب می‌سازن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - که چیکار کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - باهاش گاوآهنو می‌بندن به‌گردنم که زمینو شخم کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خنده بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - اجازه هس آقا؟... گاو که حرف نمی‌تونه بزنه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین! ببینین بچه‌ها: به‌این میگن شاگردِ با دقت... گاو – حرف – نمی‌زنه!... (با اشاره به‌همهٔ کلاس:)گاو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - حرف -  نمی‌زنه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -پس چیکار می‌کنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: میگه «ما – ع ...ما – ع ... ما – ع ...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::(&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو شروع می‌کند به ماع کشیدن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -بسیار خُب بچه‌ها. حالا خوب به‌این گاو نگا کنین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:آقا اجازه هس؟... گاو که ساعت نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -متشکرم. براش کف بزنین! (بچه‌ها کف می‌زنند.) خُب، حالا خودت بلندشو ساعت شو. وردار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد با عجله بلند می‌شود ساعت او را باز می‌کند و مجدداً به‌جای خود برمی‌گردد.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اجازه... گاو که کمربند نداره، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -کاملاً درسته. پاشو کمربندشو درآر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد با عجله کمربند گاو را باز می‌کند و می‌نشیند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:کفش چی، آقا؟ گاو که کفش نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -پس چی داره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همان شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:سُم، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین! براش هورا بکشین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد با عجله به‌طرف گاو می‌رود و کفش او را بیرون می‌آورد. گاو در حالت بیخودی مقاومت می‌کند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - همین جور که می‌بینین بچه‌ها، گاو سُم داره. چی داره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - سُم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -بسیار خوب، حالا بیش‌تر دقت کنین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جازه آقا،  اجازه... گاو که پیرهن نداره.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -متشکرم.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:او را با دست به‌طرف گاو روانه می‌کند. شاگرد با مقاومت گاو روبرو می‌شود ولی بالاخره پیرهن را از تن او بیرون می‌آورد.&lt;br /&gt;
آقا ما.  آقا ما بگیم؟ اجازه؟&lt;br /&gt;
معلم یکی را انتخاب می‌کند.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -تو بگو.&lt;br /&gt;
آقا گاو که شلوار نداره.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -درسته درش بیارو&lt;br /&gt;
شاگرد می‌رود جلو و بعد از گلاویز شدن با گاو شلوار او را بیرون می‌آورد و برمی‌گردد. گاو به‌بدن خود نگاه می‌کند که یکسره سیاه شده است؛ و به‌بدن خود دست می‌کشد.&lt;br /&gt;
یکی از شاگردها&lt;br /&gt;
اجازه هست آقا؟... مگه همهٔ گاوها شاخ ندارن؟&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -متشکرم! متشکرم! دقت کنین بچه‌ها: گاو، شاخ داره... چی داره؟&lt;br /&gt;
(با انگشت‌ها روی سر خود شاخ می‌سازند) شاخ داره.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -چی؟&lt;br /&gt;
شاخ!&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -پس گاو شاخ داره. حالا کی می‌دونه گاو چند تا شاخ داره؟&lt;br /&gt;
و دو انگشت خود را برای راهنمائی آن‌ها بالا می‌گیرد&lt;br /&gt;
دو تا&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -چن تا&lt;br /&gt;
دو تا&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -(با انگشت به‌سمت چپ اشاره می‌کند):    یکی این ور&lt;br /&gt;
همگی به‌طرف راست خم می‌شوند   یکی این ور&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -اشاره به‌طرف راست   یکی اون ور&lt;br /&gt;
یکی اون ور&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -یکی این ور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -خب، حالا به‌این گاومون نگا کنیم.&lt;br /&gt;
گاو همچنان که هراسان اطراف خود را می‌پاید آرام آرام شروع می‌کند به‌ماع کشیدن. می‌چرخد، ماع می‌کشد، و صدایش تدریجاً به‌نعره تبدیل می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -خُب، بچه‌ها، حالا دیگه همه می‌دونن گاو چیه. نه؟&lt;br /&gt;
بچه‌ها به‌گاو خیره شده‌اند و هراسانند.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -حالا اگه گفتین نوبت چیه؟&lt;br /&gt;
نوبت جایزه‌س.&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -بله، جایزه...&lt;br /&gt;
معلم از کیف خود صورتک گاوی با دو شاخ بلند بیرون می‌آورد و آن را بر چهرهٔ گاو می‌زند. گاو در حال چرخش و نعره زدن به‌طرف معلم یورش می‌برد و جلو پای او به زمین می‌افتد.&lt;br /&gt;
محمود آرام از جا برمی‌خیزد و درحالتی شبیه به‌خواب،  پایان قصه را تعریف می‌کند.&lt;br /&gt;
اون وقت پسرک پای چشمهٔ‌آب نشست و زارزار گریه کرد.&lt;br /&gt;
بچه‌ها با نفرت و هراس از جا بلند می‌شوند و آرام آرام به‌سوی معلم پیش می‌روند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21183</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21183"/>
		<updated>2011-07-22T19:35:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم. حالا یک بار دیگه درس‌های گذشته‌رو دوره می‌کنیم. (اشاره به‌یکی از شاگردان:) شما. مدرسه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(می‌ایستد): - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین. حالا همه تکرار کنن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یکی دیگر): - شما. روز تعطیل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیار خوب. تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد دیگر): - شما. خانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگردی دیگر): - شما. جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:پلیس؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پلیس حافظ نظم و مقررات جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیارخوب. حالا درس امروزو شروع می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها کتاب‌هایشان را ورق میزنند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چند نفر غایبن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بجچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(برمی‌خیزد و با انگشت شماره می‌کند): - یه نفر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در باز می‌شود، شاگردی می‌آیدتو.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. دقت کنید بچه‌ها. دیر آمدن محمود یک جور بی‌نظمیه. حالا ببینیم علت این بی‌نظمی چیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(رو به‌شاگرد:) محمود، چرا دیر آمدی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خوابم برد آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. پس شما درس مربوط به‌خوابو فراموش‌کردین. (اشاره به‌یکی از شاگردها) شما. خواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما باید سرشب به‌رختخواب برویم تا صبح زود بیدار شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - محمود، تکرار کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دیشب خیلی زود خوابیدیم آقا، اما هر کار کردیم خوابمون نبرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:  - داشتیم فکر می‌کردیم آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:عجب. فکر می‌کردید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اونم تو رختخواب؟ تعجب آوره، نیس بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله. تعجب آوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آیا رختخواب جای فکر کردنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - نخیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد): - شما، رختخواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: رختخواب جای استراحت و خوابیدن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - همین جوره. تکرار کن محمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما می‌خواستیم بخوابیم آقا، اما هر چی کردیم نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟ مگه همچی چیزی ممکنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - داشتیم به قصهٔ مادربزرگ‌مون فکر می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ یه پسرس که میره پی چشمهٔ آب حیات، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خُب، خُب، واسه مام بگو بشنویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پسرک هفت شبانه‌روز رفت و رفت و رفت تا رسید به‌یه چشمه. همین که خواس از اون چشمه آب ورداره، سروکلّه یه جادوگر پیدا شد و به‌اش گفت: «زود از این جا برو وگرنه به‌شکل یه حیوون درت میارم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - ببینین بچه‌ها. شماها باید اینو بدونین که توی دنیا چیزی به‌اسم جادوگر وجود نداره. چه قدر تو ساده‌ئی، محمود! چه طور ممکنه کسی باور کنه که یه جادوگر می‌تونه آدمو به‌صورت حیوون در بیاره؟ این قصه‌ها و افسانه‌ها حقیقت ندارن، فقط واسه سرگرمی‌یَن نه برا فکر کردن. پدر و مادرهای ما که سواد نداشتن، شاید این قصه‌ها باورشون می‌شده، ولی ما که امروز از نعمت سواد برخورداریم چرا باید اون قدر به‌این قصه‌های بی‌معنی فکر کنیم که شب خوابمون نبره و صبح از کلاس درس عقب بمونیم؟... بگیر بشین پسرم، سعی کن دیگه از این فکرها نکنی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود آرام می‌نشیند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، بچه‌ها. برگردیم سر درس‌مون. موضوع درس امروز ما، گاوه...چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - گاو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتماً همهٔ شماها گاو دیدین. درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بسیار خُب، پس کارمون ساده‌س. حالا هر کی بتونه حسابی ادای گابو در آره جایزه داره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(هیاهوکنان): - ما آقا... ما... آقا، من... ما در آریم آقا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ساکت! ساکت! شلوغ نکنین خودم انتخاب می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم با نگاه شروع می‌کند به‌جست‌وجو. شاگردها هر کدام می‌کوشند به‌نحو بهتری در سکوت ادای گاو را در آورند تا نظر معلم را جلب کنند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - شما! بیاین جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پسرک خوشحال جلو می‌آید و چاردست و پا روی زمین حرکت می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، اسمت چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ناصر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - نه! نه! اسم تو گاوه... آقا گاوه، اگه بخوای از این جور اشتباها بکنی جایزه مایزه خبری نیس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها دوباره دست بلند می‌کنند که نقش گاو را بگیرند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، آقا گاوه!  بگو ببینم: چیی داری نشخوار می‌کنی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (با صدای کلفت): - علف... علفائی رو که صبح خوردم دارم نشخوار می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بچه‌ها. نشخوارو قبلاً بهتون یاد داده بودم، درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بع... له!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - آقا گاوه! حالا بگو ببینم تو چه فایده‌هائی داری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : خیلی فایده‌ها، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - مثلاً؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - مثلاً از گوشتم استفاده می‌کنن. شیرمو هر روز صبح می‌دوشن و می‌خورن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از شاگرد‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - دیگه چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - پوستمو می‌کنن و ازش استفاده می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - از پوست گاب چی می‌سازن بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : کفش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - آفرین! کفشو چی کار می‌کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - پا می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : -آفرین بر شما! خُب، دیگه به‌چه درد می‌خوری آقا گاوه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتی از روده‌هامم استفاده می‌کنن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - از روده‌هات؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی دیگر از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: -از روده‌هات چه استفاده‌ئی می‌کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ازشون طناب می‌سازن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - که چیکار کنن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;گاو&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - باهاش گاوآهنو می‌بندن به‌گردنم که زمینو شخم کنم.&lt;br /&gt;
خنده بچه‌ها&lt;br /&gt;
یکی از بچه ها   &lt;br /&gt;
اجازه هس آقا؟... گاو که حرف نمی‌تونه بزنه!&lt;br /&gt;
آفرین! ببینین بچه‌ها: به‌این میگن شاگردِ با دقت... گاو – حرف – نمی‌زنه!... (با اشاره به‌همهٔ کلاس:)گاو...&lt;br /&gt;
حرف نمی‌زنه&lt;br /&gt;
پس چیکار می‌کنه؟&lt;br /&gt;
میگه «ما – ع ...ما – ع ... ما – ع ...»&lt;br /&gt;
گاو شروع می‌کند به ماع کشیدن&lt;br /&gt;
بسیار خُب بچه‌ها. حالا خوب به‌این گاو نگا کنین.&lt;br /&gt;
آقا اجازه هس؟... گاو که ساعت نداره.&lt;br /&gt;
متشکرم. براش کف بزنین! (بچه‌ها کف می‌زنند.) خُب، حالا خودت بلندشو ساعت شو. وردار.&lt;br /&gt;
شاگرد با عجله بلند می‌شود ساعت او را باز می‌کند و مجدداً به‌جای خود برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
اجازه... گاو که کمربند نداره، آقا.&lt;br /&gt;
کاملاً درسته. پاشو کمربندشو درآر.&lt;br /&gt;
شاگرد با عجله کمربند گاو را باز می‌کند و می‌نشیند. &lt;br /&gt;
یکی از شاگرد‌ها &lt;br /&gt;
کفش چی، آقا؟ گاو که کفش نداره.&lt;br /&gt;
پس چی داره؟&lt;br /&gt;
سُم، آقا.&lt;br /&gt;
آفرین! براش هورا بکشین.&lt;br /&gt;
شاگرد با عجله به‌طرف گاو می‌رود و کفش او را بیرون می‌آورد. گاو در حالت بیخودی مقاومت می‌کند.&lt;br /&gt;
همین جور که می‌بینین بچه‌ها.&lt;br /&gt;
همین جور که می‌بینین بچه‌ها، گاو سُم داره. چی داره؟&lt;br /&gt;
سُم.&lt;br /&gt;
بسیار خوب، حالا بیش‌تر دقت کنین.&lt;br /&gt;
جازه آقا،  اجازه... گاو که پیرهن نداره.&lt;br /&gt;
متشکرم.&lt;br /&gt;
او را با دست به‌طرف گاو روانه می‌کند. شاگرد با مقاومت گاو روبرو می‌شود ولی بالاخره پیرهن را از تن او بیرون می‌آورد.&lt;br /&gt;
آقا ما.  آقا ما بگیم؟ اجازه؟&lt;br /&gt;
معلم یکی را انتخاب می‌کند.&lt;br /&gt;
تو بگو.&lt;br /&gt;
آقا گاو که شلوار نداره.&lt;br /&gt;
درسته درش بیارو&lt;br /&gt;
شاگرد می‌رود جلو و بعد از گلاویز شدن با گاو شلوار او را بیرون می‌آورد و برمی‌گردد. گاو به‌بدن خود نگاه می‌کند که یکسره سیاه شده است؛ و به‌بدن خود دست می‌کشد.&lt;br /&gt;
یکی از شاگردها&lt;br /&gt;
اجازه هست آقا؟... مگه همهٔ گاوها شاخ ندارن؟&lt;br /&gt;
متشکرم! متشکرم! دقت کنین بچه‌ها: گاو، شاخ داره... چی داره؟&lt;br /&gt;
(با انگشت‌ها روی سر خود شاخ می‌سازند) شاخ داره.&lt;br /&gt;
چی؟&lt;br /&gt;
شاخ!&lt;br /&gt;
پس گاو شاخ داره. حالا کی می‌دونه گاو چند تا شاخ داره؟&lt;br /&gt;
و دو انگشت خود را برای راهنمائی آن‌ها بالا می‌گیرد&lt;br /&gt;
دو تا&lt;br /&gt;
چن تا&lt;br /&gt;
دو تا&lt;br /&gt;
(با انگشت به‌سمت چپ اشاره می‌کند):    یکی این ور&lt;br /&gt;
همگی به‌طرف راست خم می‌شوند   یکی این ور&lt;br /&gt;
اشاره به‌طرف راست   یکی اون ور&lt;br /&gt;
  یکی اون ور&lt;br /&gt;
  یکی این ور&lt;br /&gt;
خب، حالا به‌این گاومون نگا کنیم.&lt;br /&gt;
گاو همچنان که هراسان اطراف خود را می‌پاید آرام آرام شروع می‌کند به‌ماع کشیدن. می‌چرخد، ماع می‌کشد، و صدایش تدریجاً به‌نعره تبدیل می‌شود.&lt;br /&gt;
خُب، بچه‌ها، حالا دیگه همه می‌دونن گاو چیه. نه؟&lt;br /&gt;
بچه‌ها به‌گاو خیره شده‌اند و هراسانند.&lt;br /&gt;
حالا اگه گفتین نوبت چیه؟&lt;br /&gt;
نوبت جایزه‌س.&lt;br /&gt;
بله، جایزه...&lt;br /&gt;
معلم از کیف خود صورتک گاوی با دو شاخ بلند بیرون می‌آورد و آن را بر چهرهٔ گاو می‌زند. گاو در حال چرخش و نعره زدن به‌طرف معلم یورش می‌برد و جلو پای او به زمین می‌افتد.&lt;br /&gt;
محمود آرام از جا برمی‌خیزد و درحالتی شبیه به‌خواب،  پایان قصه را تعریف می‌کند.&lt;br /&gt;
اون وقت پسرک پای چشمهٔ‌آب نشست و زارزار گریه کرد.&lt;br /&gt;
بچه‌ها با نفرت و هراس از جا بلند می‌شوند و آرام آرام به‌سوی معلم پیش می‌روند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21126</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21126"/>
		<updated>2011-07-20T20:48:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم. حالا یک بار دیگه درس‌های گذشته‌رو دوره می‌کنیم. (اشاره به‌یکی از شاگردان:) شما. مدرسه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(می‌ایستد): - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین. حالا همه تکرار کنن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یکی دیگر): - شما. روز تعطیل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیار خوب. تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد دیگر): - شما. خانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگردی دیگر): - شما. جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:پلیس؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پلیس حافظ نظم و مقررات جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیارخوب. حالا درس امروزو شروع می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها کتاب‌هایشان را ورق میزنند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چند نفر غایبن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بجچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(برمی‌خیزد و با انگشت شماره می‌کند): - یه نفر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در باز می‌شود، شاگردی می‌آیدتو.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. دقت کنید بچه‌ها. دیر آمدن محمود یک جور بی‌نظمیه. حالا ببینیم علت این بی‌نظمی چیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(رو به‌شاگرد:) محمود، چرا دیر آمدی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خوابم برد آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. پس شما درس مربوط به‌خوابو فراموش‌کردین. (اشاره به‌یکی از شاگردها) شما. خواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما باید سرشب به‌رختخواب برویم تا صبح زود بیدار شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - محمود، تکرار کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دیشب خیلی زود خوابیدیم آقا، اما هر کار کردیم خوابمون نبرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:  - داشتیم فکر می‌کردیم آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:عجب. فکر می‌کردید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اونم تو رختخواب؟ تعجب آوره، نیس بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله. تعجب آوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آیا رختخواب جای فکر کردنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - نخیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد): - شما، رختخواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: رختخواب جای استراحت و خوابیدن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - همین جوره. تکرار کن محمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما می‌خواستیم بخوابیم آقا، اما هر چی کردیم نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟ مگه همچی چیزی ممکنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - داشتیم به قصهٔ مادربزرگ‌مون فکر می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ یه پسرس که میره پی چشمهٔ آب حیات، آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خُب، خُب، واسه مام بگو بشنویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پسرک هفت شبانه‌روز رفت و رفت و رفت تا رسید به‌یه چشمه. همین که خواس از اون چشمه آب ورداره، سروکلّه یه جادوگر پیدا شد و به‌اش گفت: «زود از این جا برو وگرنه به‌شکل یه حیوون درت میارم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (می‌خندد): - ببینین بچه‌ها. شماها باید اینو بدونین که توی دنیا چیزی به‌اسم جادوگر وجود نداره. چه قدر تو ساده‌ئی، محمود! چه طور ممکنه کسی باور کنه که یه جادوگر می‌تونه آدمو به‌صورت حیوون در بیاره؟ این قصه‌ها و افسانه‌ها حقیقت ندارن، فقط واسه سرگرمی‌یَن نه برا فکر کردن. پدر و مادرهای ما که سواد نداشتن، شاید این قصه‌ها باورشون می‌شده، ولی ما که امروز از نعمت سواد برخورداریم چرا باید اون قدر به‌این قصه‌های بی‌معنی فکر کنیم که شب خوابمون نبره و صبح از کلاس درس عقب بمونیم؟... بگیر بشین پسرم، سعی کن دیگه از این فکرها نکنی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود آرام می‌نشیند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - خُب، بچه‌ها. برگردیم سر درس‌مون. موضوع درس امروز ما، گاوه...چیه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - گاو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - حتماً همهٔ شماها گاو دیدین. درسته؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - بسیار خُب، پس کارمون ساده‌س. حالا هر کی بتونه حسابی ادای گابو در آره جایزه داره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(هیاهوکنان): - ما آقا... ما... آقا، من... ما در آریم آقا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - ساکت! ساکت! شلوغ نکنین خودم انتخاب می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم با نگاه شروع می‌کند به‌جست‌وجو. شاگردها هر کدام می‌کوشند به‌نحو بهتری در سکوت ادای گاو را در آورند تا نظر معلم را جلب کنند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - شما! بیاین جلو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پسرک خوشحال جلو می‌آید و چاردست و پا روی زمین حرکت می‌کند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21125</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21125"/>
		<updated>2011-07-20T20:18:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم. حالا یک بار دیگه درس‌های گذشته‌رو دوره می‌کنیم. (اشاره به‌یکی از شاگردان:) شما. مدرسه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(می‌ایستد): - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین. حالا همه تکرار کنن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یکی دیگر): - شما. روز تعطیل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیار خوب. تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد دیگر): - شما. خانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگردی دیگر): - شما. جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:پلیس؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پلیس حافظ نظم و مقررات جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیارخوب. حالا درس امروزو شروع می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها کتاب‌هایشان را ورق میزنند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چند نفر غایبن؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بجچه‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(برمی‌خیزد و با انگشت شماره می‌کند): - یه نفر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;در باز می‌شود، شاگردی می‌آیدتو.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. دقت کنید بچه‌ها. دیر آمدن محمود یک جور بی‌نظمیه. حالا ببینیم علت این بی‌نظمی چیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(رو به‌شاگرد:) محمود، چرا دیر آمدی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خوابم برد آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آها. پس شما درس مربوط به‌خوابو فراموش‌کردین. (اشاره به‌یکی از شاگردها) شما. خواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما باید سرشب به‌رختخواب برویم تا صبح زود بیدار شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - محمود، تکرار کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - دیشب خیلی زود خوابیدیم آقا، اما هر کار کردیم خوابمون نبرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:  - داشتیم فکر می‌کردیم آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:عجب. فکر می‌کردید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله آقا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:اونم تو رختخواب؟ تعجب آوره، نیس بچه‌ها؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بله. تعجب آوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آیا رختخواب جای فکر کردنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - نخیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد): - شما، رختخواب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: رختخواب جای استراحت و خوابیدن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - همین جوره. تکرار کن محمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - ما می‌خواستیم بخوابیم آقا، اما هر چی کردیم نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - چرا؟ مگه همچی چیزی ممکنه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - داشتیم به قصهٔ مادربزرگ‌مون فکر می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; : - قصهٔ چی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;محمود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - قصهٔ یه پسرس که میره پی چشمهٔ آب حیات، آقا.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21124</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21124"/>
		<updated>2011-07-20T19:57:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم. حالا یک بار دیگه درس‌های گذشته‌رو دوره می‌کنیم. (اشاره به‌یکی از شاگردان:) شما. مدرسه!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(می‌ایستد): - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین. حالا همه تکرار کنن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - مدرسه جای یاد گرفتن درس و اطاعت از اولیاء می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یکی دیگر): - شما. روز تعطیل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیار خوب. تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - روز تعطیل موقع استراحت و تفریح می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگرد دیگر): - شما. خانه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - خانه جای کار کردن و گوش دادن به‌فرمان والدین می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (اشاره به‌یک شاگردی دیگر): - شما. جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - آفرین! تکرار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - جامعه جائی است که ما باید به‌نظم و مقررات آن احترام بگذاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:پلیس؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شاگردها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - پلیس حافظ نظم و مقررات جامعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: - بسیارخوب. حالا درس امروزو شروع می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بچه‌ها کتاب‌هایشان را ورق میزنند&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21123</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21123"/>
		<updated>2011-07-20T19:38:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل اینکه یه عده از شما این درسارو به‌خاطر نسپردین یا خدا نکرده یادتون رفته. الان که من داشتم به‌کلاس می‌اومدم صدای خنده و شادی شماها به‌گوشم خورد. البته من خوب می‌دونم که بچه‌هائی به‌سنّ شما احتیاج به‌تفریح دارن. اما نه توی کلاس. چون اگه قرار باشه توی کلاس بخندیم یعنی اینکه خدا نکرده نظم و مقرراتو رعایت نکردیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21122</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=21122"/>
		<updated>2011-07-20T19:05:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(بازی در یک پرده)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;صحنه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: کلاس درس. تودهٔ درهم بچه هائی که حالت کودکانهٔ خود را از دست داده‌اند. در میان همهمه و هیاهو، دو نفر بر سر تکهٔ نانی به‌هم پیچیده‌ا‌ند. چند تن ماسک‌هائی بر چهره می‌زنند و ادا در می‌آورند. دیگران در حرکاتی خشونت‌بار می‌کوشند خود را سرگرم کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;(فریادکنان):-بچه‌ها، آقامعلم اومد. آقامعلم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سکوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::بچه‌ها شتابزده سر جاهای‌شان می‌نشینند. معلم، کیف به‌دست وارد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یکی از بچه‌‌ها &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;-برپا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همه بر می‌خیزند.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
 &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;معلم &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;:- بشینین بچه‌های خوب. اگه یادتون باشه در درس‌های گذشته گفته بودم هر چیزی برای خودش جائی داره.&lt;br /&gt;
خنده جای خود، گریه جای خود، تفریح وشادی جای خود، کار کردن و درس خوندن هم جای خود. اما مثل&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=20964</id>
		<title>آموزش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4&amp;diff=20964"/>
		<updated>2011-07-18T19:24:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-078.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-079.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۷۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20912</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20912"/>
		<updated>2011-07-17T20:18:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;--[[کاربر:Ainaz|Ainaz]] ‏۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۱۸ (UTC)[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بازنگری}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر کشور را فرا می‌گیرد، زمانی همچون شبکه‌ئی غول‌آسا به‌رگه‌های کوچکی تقسیم می‌شود، زمانی همچون آب چشمه از زیرزمین جوشان می‌شود، وزمانی کاملاً به‌زیرزمین فرو می‌رود. اعتصاب‌های سیاسی و اقتصادی،اعتصاب‌های همگانی، و اعتصاب‌های جزئی، اعتصاب‌های نمایشی واعتراضی، اعتصاب عمومیِ رشته‌ئی از صنایع، و اعتصاب‌ عمومی در سراسر یک شهر، مبارزهٔ آرام برای اضافه دستمزد،و کشتارهای خیابانی،سنگربندی درکوچه‌ها، همه این‌ها درکنار و درمیان یکدیگر جریان می‌یابدو از هم و در هم می‌گذرد. دریای غلطان و مواجی است از پدیده‌ها.و قانون حرکت این پدیده‌ها روشن است: این قانون بر اعتصاب عمومی و یا برجزئیات فنی آن تکیه ندارد بلکه بر نسبت‌های سیاسی و اجتماعی نیروهای انقلاب مبتنی است« در واقع این اعتصاب عمومی نیست که انقلاب را پدید می‌آورد بلکه این انقلاب است که اعتصاب عمومی را می‌پروراند، گسترش می‌دهد، و تولید می‌کند تا به‌پیروزی  برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نقش طبقهٔ کارگر در به‌پیروزی رساندن انقلاب ایران نقشی تعیین‌کننده و قاطع بود. اعتصاب عمومی، این اسلحهٔ انقلاب، حربه‌ئی بود که نیروی کار ایران درمبارزهٔ خود با استبداد شاه و امپریالیسم به‌کار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==و از این پس...==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حراست آزادی‌ها و ساختمان جامعه‌ئی شکوفا و به‌دور از وابستگی‌ها، در هم شکستن گرایش‌های فاشیستی بدون دخالت و مشارکت پیگیر طبقهٔ کارگر ایران امکان‌پذیر نیست. باید کوشید تا تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران سازمان بیابد، اتحادیه‌های کارگری شکل بگیرد. در بحران عظیمی که اقتصاد کشور را درخود گرفته است سازمان‌های کارگری می‌تواند سلاح قاطعی در دفاع از منافع کارگران باشد. ایجاد سندیکاهای مستقل از احزاب سیاسی، طبقهٔ کارگر را از امکاناتی برخوردار خواهد کردکه انقلاب ایران برای پیروزی خود سخت بدان‌ها نیازمند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جا و آن جا شوراهای کارگری به‌اشکال متفاوت پا گرفته‌اند. به‌حراست از آن‌ها بپردازیم. این فکر نادرست را که وجود شورا یعنی تعطیل تولید و ایجاد هرج ومرج، نفی و طرد کنیم. شورا یعنی مداخلهٔ کارگران در تععین سرنوشت خویش. چگونه می‌توان با چنین خواستی مخالفت کرد و همچنان دم از انقلاب زد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سازماندهی در سطح حرفه‌ها و مشاغل و رشته‌های تولیدی برای دفاع از منافع صنفی و سیاسی کارگران و تشکیل شورا در واحدهای تولیدی برای پرداختن و حل و فصل مسائل کارگاه‌ها و کارخانه‌ها میتواند دو محور نخستین فعالیت نهضت کارگری ایران در دوران پس از انقلاب باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
(اردیبهشت ۵۸)&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20911</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20911"/>
		<updated>2011-07-17T20:14:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر کشور را فرا می‌گیرد، زمانی همچون شبکه‌ئی غول‌آسا به‌رگه‌های کوچکی تقسیم می‌شود، زمانی همچون آب چشمه از زیرزمین جوشان می‌شود، وزمانی کاملاً به‌زیرزمین فرو می‌رود. اعتصاب‌های سیاسی و اقتصادی،اعتصاب‌های همگانی، و اعتصاب‌های جزئی، اعتصاب‌های نمایشی واعتراضی، اعتصاب عمومیِ رشته‌ئی از صنایع، و اعتصاب‌ عمومی در سراسر یک شهر، مبارزهٔ آرام برای اضافه دستمزد،و کشتارهای خیابانی،سنگربندی درکوچه‌ها، همه این‌ها درکنار و درمیان یکدیگر جریان می‌یابدو از هم و در هم می‌گذرد. دریای غلطان و مواجی است از پدیده‌ها.و قانون حرکت این پدیده‌ها روشن است: این قانون بر اعتصاب عمومی و یا برجزئیات فنی آن تکیه ندارد بلکه بر نسبت‌های سیاسی و اجتماعی نیروهای انقلاب مبتنی است« در واقع این اعتصاب عمومی نیست که انقلاب را پدید می‌آورد بلکه این انقلاب است که اعتصاب عمومی را می‌پروراند، گسترش می‌دهد، و تولید می‌کند تا به‌پیروزی  برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نقش طبقهٔ کارگر در به‌پیروزی رساندن انقلاب ایران نقشی تعیین‌کننده و قاطع بود. اعتصاب عمومی، این اسلحهٔ انقلاب، حربه‌ئی بود که نیروی کار ایران درمبارزهٔ خود با استبداد شاه و امپریالیسم به‌کار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==و از این پس...==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حراست آزادی‌ها و ساختمان جامعه‌ئی شکوفا و به‌دور از وابستگی‌ها، در هم شکستن گرایش‌های فاشیستی بدون دخالت و مشارکت پیگیر طبقهٔ کارگر ایران امکان‌پذیر نیست. باید کوشید تا تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران سازمان بیابد، اتحادیه‌های کارگری شکل بگیرد. در بحران عظیمی که اقتصاد کشور را درخود گرفته است سازمان‌های کارگری می‌تواند سلاح قاطعی در دفاع از منافع کارگران باشد. ایجاد سندیکاهای مستقل از احزاب سیاسی، طبقهٔ کارگر را از امکاناتی برخوردار خواهد کردکه انقلاب ایران برای پیروزی خود سخت بدان‌ها نیازمند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جا و آن جا شوراهای کارگری به‌اشکال متفاوت پا گرفته‌اند. به‌حراست از آن‌ها بپردازیم. این فکر نادرست را که وجود شورا یعنی تعطیل تولید و ایجاد هرج ومرج، نفی و طرد کنیم. شورا یعنی مداخلهٔ کارگران در تععین سرنوشت خویش. چگونه می‌توان با چنین خواستی مخالفت کرد و همچنان دم از انقلاب زد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سازماندهی در سطح حرفه‌ها و مشاغل و رشته‌های تولیدی برای دفاع از منافع صنفی و سیاسی کارگران و تشکیل شورا در واحدهای تولیدی برای پرداختن و حل و فصل مسائل کارگاه‌ها و کارخانه‌ها میتواند دو محور نخستین فعالیت نهضت کارگری ایران در دوران پس از انقلاب باشد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20910</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20910"/>
		<updated>2011-07-17T20:04:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر کشور را فرا می‌گیرد، زمانی همچون شبکه‌ئی غول‌آسا به‌رگه‌های کوچکی تقسیم می‌شود، زمانی همچون آب چشمه از زیرزمین جوشان می‌شود، وزمانی کاملاً به‌زیرزمین فرو می‌رود. اعتصاب‌های سیاسی و اقتصادی،اعتصاب‌های همگانی، و اعتصاب‌های جزئی، اعتصاب‌های نمایشی واعتراضی، اعتصاب عمومیِ رشته‌ئی از صنایع، و اعتصاب‌ عمومی در سراسر یک شهر، مبارزهٔ آرام برای اضافه دستمزد،و کشتارهای خیابانی،سنگربندی درکوچه‌ها، همه این‌ها درکنار و درمیان یکدیگر جریان می‌یابدو از هم و در هم می‌گذرد. دریای غلطان و مواجی است از پدیده‌ها.و قانون حرکت این پدیده‌ها روشن است: این قانون بر اعتصاب عمومی و یا برجزئیات فنی آن تکیه ندارد بلکه بر نسبت‌های سیاسی و اجتماعی نیروهای انقلاب مبتنی است« در واقع این اعتصاب عمومی نیست که انقلاب را پدید می‌آورد بلکه این انقلاب است که اعتصاب عمومی را می‌پروراند، گسترش می‌دهد، و تولید می‌کند تا به‌پیروزی  برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نقش طبقهٔ کارگر در به‌پیروزی رساندن انقلاب ایران نقشی تعیین‌کننده و قاطع بود. اعتصاب عمومی، این اسلحهٔ انقلاب، حربه‌ئی بود که نیروی کار ایران درمبارزهٔ خود با استبداد شاه و امپریالیسم به‌کار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==و از این پس...==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حراست آزادی‌ها و ساختمان جامعه‌ئی شکوفا و به‌دور از وابستگی‌ها، در هم شکستن گرایش‌های فاشیستی بدون دخالت و مشارکت پیگیر طبقهٔ کارگر ایران امکان‌پذیر نیست. باید کوشید تا تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران سازمان بیابد، اتحادیه‌های کارگری شکل بگیرد. در بحران عظیمی که اقتصاد کشور را درخود گرفته است سازمان‌های کارگری می‌تواند سلاح قاطعی در دفاع از منافع کارگران باشد. ایجاد سندیکاهای مستقل از احزاب سیاسی، طبقهٔ کارگر را از امکاناتی برخوردار خواهد کردکه انقلاب ایران برای پیروزی خود سخت بدان‌ها نیازمند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جا و آن جا شوراهای کارگری به‌اشکال متفاوت پپا گرفتته‌اند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20909</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20909"/>
		<updated>2011-07-17T19:53:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر کشور را فرا می‌گیرد، زمانی همچون شبکه‌ئی غول‌آسا به‌رگه‌های کوچکی تقسیم می‌شود، زمانی همچون آب چشمه از زیرزمین جوشان می‌شود، وزمانی کاملاً به‌زیرزمین فرو می‌رود. اعتصاب‌های سیاسی و اقتصادی،اعتصاب‌های همگانی، و اعتصاب‌های جزئی، اعتصاب‌های نمایشی واعتراضی، اعتصاب عمومیِ رشته‌ئی از صنایع، و اعتصاب‌ عمومی در سراسر یک شهر، مبارزهٔ آرام برای اضافه دستمزد،و کشتارهای خیابانی،سنگربندی درکوچه‌ها، همه این‌ها درکنار و درمیان یکدیگر جریان می‌یابدو از هم و در هم می‌گذرد. دریای غلطان و مواجی است از پدیده‌ها.و قانون حرکت این پدیده‌ها روشن است: این قانون بر اعتصاب عمومی و یا برجزئیات فنی آن تکیه ندارد بلکه بر نسبت‌های سیاسی و اجتماعی نیروهای انقلاب مبتنی است« در واقع این اعتصاب عمومی نیست که انقلاب را پدید می‌آورد بلکه این انقلاب است که اعتصاب عمومی را می‌پروراند، گسترش می‌دهد، و تولید می‌کند تا به‌پیروزی  برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نقش طبقهٔ کارگر در به‌پیروزی رساندن انقلاب ایران نقشی تعیین‌کننده و قاطع بود. اعتصاب عمومی، این اسلحهٔ انقلاب، حربه‌ئی بود که نیروی کار ایران درمبارزهٔ خود با استبداد شاه و امپریالیسم به‌کار گرفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20908</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20908"/>
		<updated>2011-07-17T19:46:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر کشور را فرا می‌گیرد، زمانی همچون شبکه‌ئی غول‌آسا به‌رگه‌های کوچکی تقسیم می‌شود، زمانی همچون آب چشمه از زیرزمین جوشان می‌شود، وزمانی کاملاً به‌زیرزمین فرو می‌رود. اعتصاب‌های سیاسی و اقتصادی،اعتصاب‌های همگانی، و اعتصاب‌های جزئی، اعتصاب‌های نمایشی واعتراضی، اعتصاب عمومیِ رشته‌ئی از صنایع، و اعتصاب‌ عمومی در سراسر یک شهر، مبارزهٔ آرام برای اضافه دستمزد،و کشتارهای خیابانی،سنگربندی درکوچه‌ها، همه این‌ها درکنار و درمیان یکدیگر جریان می‌یابدو از هم و در هم می‌گذرد. دریای غلطان و مواجی است از پدیده‌ها.و قانون حرکت این پدیده‌ها روشن است: این قانون بر اعتصاب عمومی و یا برجزئیات فنی آن تکیه ندارد بلکه بر نسبت‌های سیاسی و&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20906</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20906"/>
		<updated>2011-07-17T19:04:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر کشور را فرا می‌گیرد، زمانی همچون شبکه‌ئی غول‌آسا به‌رگه‌های کوچکی تقسیم می‌شود، زمانی همچون آب چشمه از زیرزمین جوشان می‌شود، وزمانی کاملاً به‌زیرزمین فرو می‌رود. اعتصاب‌های سیاسی و اقتصادی،اعتصاب‌های همگانی، و اعتصاب‌های جزئی، اعتصاب‌های نمایشی واعتراضی، اعتصاب عمومیِ رشته‌ئی از صنایع، و اعتصاب‌ عمومی در سراسر یک شهر،&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20904</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20904"/>
		<updated>2011-07-17T18:57:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق، میزان کارآئی و عوامل ایجاد اعتصاب عمومی مرتب تغییر می‌کند. زمانی که به‌نظر می‌رسد انقلاب به‌مرحلهٔ باریکی رسیده است و هیچ کس را دیگر یارای آن نیست که هیچ اطمینانی به‌ان داشته باشد،اعتصاب عمومی ناگهان دورنمای تازه و گسترده‌ئی را در برابر انقلاب می‌گشاید.زمانی همچون موج گسترده‌ئي سراسر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20903</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20903"/>
		<updated>2011-07-17T18:43:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند متفاوت بود. این زن، کسی جز &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نبود. به‌نظر او «اعتصاب عام، معرف شکل جدیدی از مبارزه است ونشانهٔ یک دگرگونی عمیق در شرائط پیکار طبقات.» &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;روزا لوکزامبورگ&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; با بررسی اعتصابات عام در روسیه ۱۹۰۵ نشان می‌دهد که «اعتصاب عمومی پدیده‌ئی است که همهٔ مراحل مبارزهٔ سیاسی و اقتصادی، همهٔ مراحل و عوامل انقلاب را منعکس می‌کند. قابلیت تطابق،&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20902</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20902"/>
		<updated>2011-07-17T18:31:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی، در گوشهٔ دیگری از جهان، از اعتصاب عمومی به عنوان حربه قاطع کارگران برای برانداختن نظام سرمایه‌داری سخن گفته بود.نوشتهٔ او براساس تجربیات انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود. تحلیل او به‌کلی باآن چه پیش از او سندیکالیست‌ها و آنارشیست‌ها گفته بودند&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20901</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20901"/>
		<updated>2011-07-17T18:26:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، برچیده شدن دستگاه‌های امنیتی، بازگشت کلیهٔ تبعیدشدگان،محو و لغو سانسور، تعقیب و مجازات عاملان و آمران کشتارهای گذشته سخن می‌گفت و در هر گوشه‌ئی اعلام همبستگی می‌کرد. همبستگی‌اصطلاح متداول زبان سیاسی انقلاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همبستگی برای برانداختن نظام حاکم و پایان بخشیدن به‌حکومت سیاه پهلوی. همبستگی برای ادامهٔ اعتصاب‌هاتاحصول‌به نتیجه‌نهائی:طردامپریالیسم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سال‌ها پیش، بانوئی انقلابی،&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20900</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20900"/>
		<updated>2011-07-17T18:19:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما شیرهای نفت همچنان بسته ماند.گمرک اعتصاب کردو همه گفتند که اینان همان رشوه‌گیران همیشگی‌هستند و دلالی می‌خواهند. گمرک بسته ماند و اقتصاد به تعطیلی کشیده شد. بانک‌هادست از کار کشیدند و افشاءگری پرداختند. یعنی درست عملی را که هیچ بانکی درهیچ جای دنیا نمی‌کند برای پیروزی انقلاب ایران کردند. کارخانه‌ها، چه در بخش عمومی وچه در بخش خصوصی، دستگاه اداری دولت همه در اعتصابی عظیم، همگانی، و بی‌پایان فرو رفتند.اعتصابی که از آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی،&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20899</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20899"/>
		<updated>2011-07-17T18:10:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت همه‌گیر شد وبا وجود تهدیدها و خط و نشان کشیدن‌ها، به‌طورِ بی‌امان گسترده‌تر شد.درآبادان، بچه‌ها را دزدیدند تا پدران‌شان به‌کار رضایت دهند. اما&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20898</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20898"/>
		<updated>2011-07-17T17:54:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ ایشان اعتصاب بود. اعتصاب‌هائی که دولت وقت می‌کوشید همچنان با تأسی به‌سیاست اضافه حقوق و تخصیص پلاژ به«کارگران عزیز» از گستردگی آن جلوگیری کند. ماه‌های آخر تابستان به‌خوبی نشان داد که اعتصاب دیگر برای اضافه حقوق نیست بلکه هدفی جز دگرگونی رژیم ندارد.» اعتصاب، اعتصاب، اسلحه انقلاب» عمل روزمرهٔ کارکنان شد. موج اعتصاب به‌سرعت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20897</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20897"/>
		<updated>2011-07-17T17:46:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==کارگران و انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با گسترش جنبش انقلابی ایران، کارگران نیز دراین مبارزه برای آزادی، دموکراسی وطرد امپریالیسم شرکت جستند. شرکت کارگران، دسته جمعی، همه جانبه، و قاطع بود. کارگران که در آغاز به‌عنوان عضو جامعه در مبارزه شرکت می‌کردند ازاواسط تابستان سال۵۷، به‌صورت صنف و گروه متشکل حرفه‌ئی وارد میدان مبارزه شدند. سلاح برندهٔ مبارزهٔ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20896</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20896"/>
		<updated>2011-07-17T17:40:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات اورا هم مبنا قرار بدهیم، در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۲ میلیاردریال سود ویژه میان ۵۳۰ هزار نفر تقسیم شده است؛ یعنی سهم سرانه‌ئی در حدود ۲۲۰۰ تومان به‌قیمت‌های ۱۳۵۵ و یاجیزی حدود ۱۰۰۰ تومان در سال به‌طور متوسط به‌قیمت‌های سال ۱۳۵۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ==کارگران و انقلاب==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20895</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20895"/>
		<updated>2011-07-17T17:34:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند. در سال ۱۳۵۰ (یعنی ۹ سال پس از اجرای این اصل) در اثر اجرای اصل سهیم کردن،مبلغی کم‌تر از سیصد تومان در سال به‌درآمد نیمی از کارگران‌ومبلغی میان سیصد تا ششصد تومان در سال به‌درآمد یک سوم کارگران افزوده شده بود. یعنی چیزی در حدود روزی یک یا دو تومان آن هم به‌عنوان سهم گیری از سود کارخانه صنعتی! و آریامهر می‌فرمود:«رقم کلی سود ویژه‌ئی که به کارگران کشور پرداخت شده در طول ۱۴ سال ۱۲۸ برابر شده است.» (به‌سوی تمدن بزرگ، ص ۱۱۳) اگر فرمایشات  &lt;br /&gt;
‌&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20894</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20894"/>
		<updated>2011-07-17T17:27:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
::داستان سهیم کردن کارگران درسود کارخانجات هم چیزی جز یک وسیلهٔ تحمیق‌وفریب نبود.کارگران خود به‌خوبی متوحه این فریب بودند. زمانی که از ایشان پرسیده می‌شد از«سهیم کردن کارگران» رضایت دارند یا نه، ۷۵ درصد ایشان از اظهارنظر خوددداری می‌کردند و ۱۵ درصد دیگراظهار رضایت می‌کردند.  &lt;br /&gt;
‌&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20893</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20893"/>
		<updated>2011-07-17T16:43:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران آورده بود. در این زمان همه چیز فریب و دروغ و تهدید و زور بود (تعاونی، سندیکا، سهیم شدن، بیمه اجتماعی، ووو) و همه چیز تنها یک هدف داشت: پرده‌اندازی بر ظلم بزرگ حاکم بر جامعه و دوام بخشیدن هر چه بیش‌تر به‌بهره‌کشی از نیروی کار انسان‌ها در چهارجوب اقتصاد وابسته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وضع کارگران در دوران«انقلاب سفید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اطلاعات درباره وضع کارگران در دوران گذشته چندان فراوان نیست. دنیای کار و مسائل کارگری از جمله مسائلی بود که کم‌تر از همه در روزنامه‌ها راه می‌یافت و در گزارش‌های رسمی نیزجز به‌کلیات و درحد تبلیغات موضوع گفت‌وگو قرار نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
‌&lt;br /&gt;
در زمستان ۱۳۵۲،در یکی از سمینارهای رایج زمان،به‌بحث درباره رفاه اجتماعی پرداختند و مسئوولان یکی از دستگاه‌های مملکتی گزارشی دربارهٔ&lt;br /&gt;
وضع کارگران صنعتی را به‌بحث گذاشتند. جلسات بحث، به‌فوریت محرمانه اعلام شد و درهای اتاق به‌روی شرکت‌کنندگان بسته‌شد.نسخ تکثیر شدهٔ گزارش شماره‌گذاری شد و نسخه‌ئی به‌کسی داده نشد. این گزارش نتایج یک آمارگیری درکارگاه‌های صنعتی کشور را عرضه می‌کرد. آمارگیری در زمستان ۱۳۵۰ از ۲۷۷۹ کارگاه صنعتی انجام گرفته بود. از مجموع کارگاه‌ها، حدود ۷۸۰ کارگاه به‌علل مختلف ازپاسخ دادن به‌پرسشنامه‌ها خودداری کرده بودند. گزارش مورد بحث، نتایج آمارگیری از ۱۹۷۷ کارگاه صنعتی باقیمانده را عرضه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد کارکنان این کارگاه‌ها، درمجموع حدود ۲۲۴ هزار نفر بود و با محاسبهٔ افراد خانواده‌های کارگران، جمعیت مورد بررسی به‌حدود ۷۹۳ هزار نفر می‌رسید. ۱۸۶ هزار نفر از کارکنان در خط تولید کار می‌کردندو حدود۶۶۰تا از کارگاه‌ها هر یک کم‌تر از ۵۰ نفر کارگر داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کارگران به‌طور متوسط بین ۴ تا ۸ نفر را تحت تکفل داشتند. و چنانچه کل دریافتی کارگر (یعنی مجموع مزد، اضافه کار، کمک‌های نقدی و جنسی وحتی میزان حق بیمه) را بر تعداد افراد تکفل او تقسیم کنیم‌می‌بینیم که درآمد سرانهٔ اعضای ۵/۵۴ درصد خانوارهای کارگری بین ده تا چهل تومان در هفته بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::درهمان زمان درآمد یک کارگر ساده از یک ساعت کار۱۶ریال، کارگرماهر ۱۲ ریال، استادکار ۴۳ ریال، متخصص عالی ۵/۹۶ ریال بوده است. به عبارت دیگر اگر در آن زمان کارگری می‌خواست که فقط ۸ ساعت در روز کار کند تا قانون کار را رعایت کرده باشد می‌بایست با درآمد روزانه‌ئی میان ۱۲۸ تا ۵۵۶ ریال زندگی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::حدود ۳۶ درصد از کارگران خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.۷۱ درصد ازفرزندان لازم‌التعلیم کارگران به‌تحصیل اشتغال داشتند.اما با‌افزایش درجات تحصیلی، بسیاری از این افراد دست از تحصیل می‌کشیدند: تنها حدود ۶درصد از فرزندان کارگران به‌تحصیل در دورهٔ دوم دبیرستان و۵/۰ درصد به‌تحصیلات عالی مشغول بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۷۶درصد از کارگران صنعتی درآمدی کم‌تر از حداقل معیشت داشته‌اند. درآمد خانوارها کفاف هزینه آن‌ها را نمی‌داده وتعادل میان خرج و دخل در بیس‌تر خانوارها موجود نبوده است.اگر هزینهٔ تأمین حداقل معشیت را برای یک خانوار چهار نفری در زمان انجام آمارگیری ۲۴۰ ریال بدانیم (که این رقم برحسب روش‌های معمول برای محاسبهٔ حداقل دستمزد به‌دست آمده‌است)هزینهٔ متوسط خانواده‌های کارگری ماهانه از این حداقل سطح معیشت حدود هزار ریال کم‌تر بوده است. به‌عبارت دیگر خانواده‌های کارگری به‌طور متوسط در سطحی پائین‌تر از حداقل معیشت زندگی می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::۲۲/۳ درصد کارگران عضو «سندیکا» بوده‌اند. اما حدود یک سوم از اعضای «سندیکا» عقیده داشتند که یا سندیکا فایده‌ئی ندارد و یا آن‌ها از خوبی و بدی سندیکا اطلاعی ندارند. سرنوشت تعاونی‌ها هم بهتر از این نبود.حدود یک پنجم از کارگران عضو تعاونی‌ها‌بودند. با این که یک چهارم از کارگران از مزایای تعاونی‌ها خبر داشتند، همهٔ افراد این گروه به‌عضویت در تعاونی‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در نظر اعضای شرکت‌های تعاونی، این شرکت‌ها بیش‌تر می‌بایست به‌عرضهٔ خواربار ارزان‌تر بپردازد.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20887</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20887"/>
		<updated>2011-07-17T14:59:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20886</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20886"/>
		<updated>2011-07-17T14:58:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً این نکته که در مورد برخی از صنایع و فعالیت‌ها، و از جمله قالیبافی، روابط سرمایه‌داری در چهارچوب تکنیک‌های تولیدی پیش  از سرمایه‌داری نیز توفق یافته است) چنین تخمینی را مشکل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: در هر حال آنچه مسلم است این است که توسعهٔ روابط سرمایه‌داری در اقتصاد ایران در دوران معاصر افزایش شمارهٔ کارگران را به‌دنبال داشته است. در سال ۱۳۴۵ شمارهٔ کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه حدود دو میلیون نفر بوده است و در سال ۱۳۳۵ حدود ۲/۱ میلیون نفر  بوده است و همان طور که گفته شد، در آبان ۱۳۵۵ این رقم ۳/۳ میلیون نفر بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش کمّی کارگران در سال‌های گذشته یکی از عللی بود که قدرت حاکم را بر آن می‌داشت که برای جلوگیری از بروز هر گونه «مسألهٔ ناخوشایند» به‌مسأله کارگران بپردازد. سیاست کارگری قدرت حاکم در این دوران براساس تطمیع و تحمیق و تهدید و سرکوب استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 :: همچنان که روش همهٔ قدرت‌های خودکامهٔ این زمانه است، درزبان چیزی می‌گفتند و در عمل چیز دیگری می‌کردند. اگر به‌الفاظ پای‌بند می‌ماندیم دربهشت برین بودیم؛ بهشت برینی که نقشی جز پرده انداختن بر روی جهنم واقعیات نداشت.حکومت می‌کوشید تا همه را قانع کند که پول حلال مشکلات است و سپس از افزایش مزد و دستمزد و تسهیم منافع و مشارکت در سرمایه‌ها گفت‌وگو می‌کرد وبدین طریق می‌کوشید تا از طرح مسائل کارگری جلوگیری کند و آن جا که کارگران باوجود همهٔ محدودیت‌ها، به‌مبارزه دست می‌زدند سیاست تهدید و ارعاب و سرکوبی را دنبال می‌کرد. به‌مسلسل بستن کارگران کارخانهٔ‌جهان چیت نمونه‌ئی از این رفتار سبعانهٔ استبدادی بود که در لفظ بهشت موعود دا به‌زیر پای کارگران&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20884</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20884"/>
		<updated>2011-07-17T14:33:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهٔ روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهٔ خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهٔ طبقهٔ کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهٔ کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهٔ کارگر را از کلیهٔ تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهٔ کنونی توسعهٔ نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهٔ بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهٔ این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به‌آمار و ارقام موجود، تعیین دقیق حوزهٔ نفوذ روابط سرمایه‌داری و در نتیجه تخمین و ارزیابی کمّیِ طبقهٔ کارگر امر آسانی نیست. تعاریف و روش‌هائی که در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های جمعیت‌و یا نیروی‌کار به‌کار می‌رود «کارگر» را به‌معنائی که در این نوشته تعریف شد مبنای عمل قرار نمی‌دهد. گذشته از این، ساخت اقتصاد کنونی ایران و کیفیت‌وچگونگی رشد روابط سرمایه‌داری در فعالیت‌های تولیدی کشور (و مثلاً&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20865</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20865"/>
		<updated>2011-07-16T18:55:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهً کارگر را از کلیهً تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهً کنونی توسعهً نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهً بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهً این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت،&lt;br /&gt;
نساجان و قالیبافان قسمت اعظم کارگران را تشکیل می‌داده‌اند(حدود ۷۷۰ هزار نفر) که اکثریت عظیم ایشان در مناطق روستائی به‌کار قالیبافی مشغول بودند (حدود نیم میلیون نفر).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر از کارگران مشاغل تولیدی، کلیهً کارگران مستقل یا کارکنان بدون مزد و وو را استثناء کنیم و فقط به‌آن عده از کارگران مشاغل تولیدی که مزد و حقوق می‌گرفته‌اند توجه کنیم به‌رقم ۲/۲ میلیون نفر می‌رسیم که از این میان حدود ۹/۱ میلیون نفر مزدبگیران بخش خصوصی و مابقی مزدبگیران بخش دولتی بوده‌اند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20858</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20858"/>
		<updated>2011-07-16T18:23:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهً کارگر را از کلیهً تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸/۸&lt;br /&gt;
میلیون نفرکه در ایران کار می‌کرده‌اند ۷/۴ میلیون نفر مزد یا حقوق می‌گرفته‌اند(اعم از بخش عمومی یا بخش خصوصی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: با توجه به‌مرحلهً کنونی توسعهً نیروهای تولیدی در‌ایران، منطق حاکم بر توسعهً بخش عمومی، و وجود بیکاری پنهان،شاید گویاتر و صحیح‌تر آن باشدکه به‌شغل افراد توجه بیش‌تری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در گروه‌بندی بین‌المللی مشاغل، «کارگران مشاغل تولیدی و رانندگان وسائل نقلیه» جداگانه تقسیم‌بندی شده‌اند. و این گروه قسمت اعظم کسانی را که به‌عنوان کارگر به‌کار صنعتی مشغولند در برمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: باز هم درآبان ۱۳۵۵، شمارهً این افراد حدود ۳/۳ میلیون نفر بود.&lt;br /&gt;
(البته باید گفت که این رقم کارگران کشاورزی را شامل نمی‌شود.) از این جمله ۱/۱ میلیون نفر در بخش ساختمان، ۵/۱ میلیون نفر در صنعت و ۲۰۰ هزار نفر در حمل ونقل به‌کار مشغول بوده‌اند.در بخش صنعت&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20789</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20789"/>
		<updated>2011-07-15T14:56:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می‌گیرند. مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهً کارگر را از کلیهً تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸.۸&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20788</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20788"/>
		<updated>2011-07-15T14:36:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می&lt;br /&gt;
 گیرند. مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمیت طبقه کارگر ایران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:: اگر طبقهً کارگر را از کلیهً تولیدکنندگان ارزش اضافی مرکب بدانیم، در عمل قسمت اعظم کسانی که به‌نحوی از انحاء در مقابل مزد کار می‌کنند در جزو این طبقه قرار می‌گیرند: در آبان ۱۳۵۵، از حدود ۸&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20787</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20787"/>
		<updated>2011-07-15T14:23:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می&lt;br /&gt;
 گیرند. مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20786</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20786"/>
		<updated>2011-07-15T14:20:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می&lt;br /&gt;
 گیرند.مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20785</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20785"/>
		<updated>2011-07-15T14:18:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
:::در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
:::تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می&lt;br /&gt;
 گیرند.مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20784</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20784"/>
		<updated>2011-07-15T14:14:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می&lt;br /&gt;
 گیرند.مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه کارگر با توجه به‌توسعه و تحول وسائل تولید، تکنیک‌های تولید و مناسبات تولید تغییر و تحول می‌یابد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20783</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20783"/>
		<updated>2011-07-15T13:24:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر این دو معیار اصلی تشخیص طبقهً کارگر را بپذیریم ( عدم تملک وسائل و ابزار کار و تولید، تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافی) می‌بینیم که این طبقه تنها از کارگران صنعتی تشکیل نمی‌شود بلکه کارگران&lt;br /&gt;
کشاورزی، معدنکاران، و همچنین کسانی را شامل می‌شود که با کار فکری خود در تهیه و آماده‌سازی کار صنعتی دخالت می‌کنند(کارمندان دفتری، نقشه‌کشی‌ها، و و) و یا به‌نحوی از انحاء به‌تکمیل فعالیت‌های تولیدی کمک می‌کنند(حمل نقل، مخابرات، و و) و به‌این طریق درتولید ارزش اضافی نقشی به‌عهده می&lt;br /&gt;
 گیرند.مهم‌ترین خصیصهً طبقهً کارگر تولید ارزش اضافی است. یعنی ارزش آنچه به‌عنوان مزد دریافت می‌دارند از ارزش کالاها و خدماتی که به‌وسیلهً کار خودتولید می‌کند کم‌تر است.اضافه ارزشی که به‌این ترتیب حاصل می‌شود دراختیار صاحبان وسائل تولید قرار می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واضح است که با توجه به‌آنچه آمده کمیت، ترکیب، و کیفیت طبقه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20782</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20782"/>
		<updated>2011-07-15T13:05:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد. با توجه به‌این تعریف، طبقهً کارگر عبارت است از مجموع مزدبگیرانی که از ابزار و وسائل تولید‌محروم مانده‌اند و مجبورند برای تأمین معاش، نیروی کار خود را بفروشند و برای سرمایه‌داران، صاحبان وسائل تولید،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;کالا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و در نتیجه &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تولید کنند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20781</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20781"/>
		<updated>2011-07-15T12:59:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اضافه محصول&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ارزش اضافی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نام دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20780</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20780"/>
		<updated>2011-07-15T12:57:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود اضافه محصول یا ارزش ٰٰٰاضافیٰٰٰ نام دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20779</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20779"/>
		<updated>2011-07-15T12:54:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود اضافه محصول یا ارزش اضافی نام دارد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20778</id>
		<title>اتحادیه‌های کارگری: سازمان دادن به‌تجربهٔ بزرگ انقلاب ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C:_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=20778"/>
		<updated>2011-07-15T12:51:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ainaz: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-105.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-106.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-107.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-108.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-109.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۱۰۹]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول ماه مه، جشن جهانی کارگران است. روز کارگر است. این روزها تاریخچه اول ماه مه را درهمه روزنامه‌ها کم و بیش نوشته‌اند.پس به تعریف کارگر بپردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کارگر چیست؟==&lt;br /&gt;
  در ماده یک قانون کار مصوب اسفند (۱۳۷۷) گفته می‌شود:«کارگر ...کسی است که به هر عنوان به‌دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می کند.» همین قانون « کارگران کشاورزی، خدمه، و مستخدمین منازل» و اشخاصی را که «مشمول قانون استخدام کشوری یا سایر قوانین ومقررات استخدامی می‌باشند» از حوزه شمول قانون کار مستثنی کرده است.&lt;br /&gt;
تعریف به‌ظاهر سادهٔ قانون کار،در عمل اشکالات زیادی را برانگیخت: غرض از کار چه نوع کاری است: کار فکری یا کار یدی؟ غرض از کارگر کشاورزی چیست؟ کارگران برنجکوبی و پنبه پاک‌کنی هم کارگر کشاورزی هستند یا نه؟ با توجه به توسعه فراوانی که دولت‌و بخش دولتی پیدا کرده است، چگونه می‌توان کارمندان و کارکنان بخش عمومی را از قانون کار به‌کنار گذاشت؟ عدم توجه به مسألهٔ کار فکری، عملاً موجب شده است که در بخش خصوصی، کارفرمایان هرچه می‌خواهند با مستخدمان و کارگران خود بکنند و کسی را فریادرسی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تعریف قانون بگذریم که تعریفی ناقص است. به‌فکر این باشیم که چنان معیارهائی بدست آوریم که بتواندما را در تعریف درست‌تری از «کارگر» یاری دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدمی کار می‌کند چون محتاج است ومی‌کوشد تا با کار، نیازهای خود را پاسخ دهد. همهٔ داستان زندگی اجتماعی از همین جا شروع می‌شود. آن هم به‌همین سادگی. اما این جا هم« آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». این که براساس همین کار و کارکردن و نیاز برآوردن چگونه گروه‌ها و طبقات به‌وجود آمد وچگونه هر زمان طبقه‌ئی کوشید تا حاصل کار طبقه یا طبقات دیگر را تملک کند و چگونه همین مبارزه به تاریخ بشری شکل داد، مبحث جداگانه‌ئی است که می‌تواند از بحث امروز به‌کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر بشر همواره کار می‌کرده است نوع و شکل کار او همیشه یکسان نبوده، و وقتی از کارگر صحبت می‌کنیم غرض نوع و شکل مخصوصی از کار است که درجوامع سرمایه‌داری به‌وجود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پیش از این هر کس که کار می‌کرد آلات و ابزار کار خودرا نیز تملک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونهً روشن این واقعیت، وضع پیشه‌وران و ارباب حرف و صنعتگران در جوامع پیش از دوران سرمایه‌داری است. با آغاز سرمایه‌داری است که کارگران به‌معنای امروزین کلمه و طبقهً کارگر یا «پرولتاریا» به‌وجود می‌آید. در این معنا کارگر کسی است که نیروی کار خود را در مقابل مزد می‌فروشد و محصول کارش به‌وسیلهً خریدار نیروی کار یا کارفرما تملک می‌شود. نکتهً اساسی در این است که آنچه کارگر برای کارفرما تولید می‌کند با آنچه از کارفرما دریافت می‌کند برابر نیست. تاوت میان این دو که نصیب کارفرما شود ٰٰٰاضافه محصولٰٰٰ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ainaz</name></author>
	</entry>
</feed>