<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87"/>
	<updated>2026-04-24T13:25:49Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17530</id>
		<title>دربارهٔ تاریخ ادبیات کودک در ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17530"/>
		<updated>2011-05-21T13:52:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:23-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-143.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-144.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-145.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرخ صادقی&lt;br /&gt;
دربارۀ&lt;br /&gt;
تاریخ ادبیات کودک&lt;br /&gt;
در ایران&lt;br /&gt;
اشاره:&lt;br /&gt;
مقالۀ حاضر فشردهء کتابی است در زمینۀ تحلیل تاریخی ادبیات کودک در ایران، که تا کنون دو سالی صرف تدوین آن شده و چنچه از وضع کار بر‌می‌آید لالقل یک سال دیگری را نیز کار خواهد برد.&lt;br /&gt;
امّا طرح این مطلب را، اکنون، ولو به‌صورت فشرده و ناکامل به‌دو دلیل ضرور می‌بینم. اوّل این که نبود یک طرح تاریخی برای ادبیات کودک در غالب موارد دشواری‌هائی پیدید آورده است از قبیل دوباره کاری و تکرار تجربیات گذشته و ناتوانی در تبیین بعضی جریان‌ها و موقعیت تاریخی بعضی آثار و جز این‌ها... دیگر این که فشردۀ مطلب حداقل این حسن را خواهد داشت که اگر این طرح پذیرفتنی باشد مورد استفادۀ دیگر دست‌اندرکاران ادبیات کودک نیز قرار گیرد و اگر اشکالات و نارسایی‌های مشخصی دارد با نقد و بررسی دیگران اصلاح و پالوده  شود.&lt;br /&gt;
***&lt;br /&gt;
از آغاز دوران پیدایش شکل یافته ادبیات کودک در ایران  تاکنون سه دورۀ مشخص پدید آمده سات. این سه‌دوره عبارت است از: دورۀ متقدم، دورۀ ترجمه، و دوره معاصر. پیش از پرداختن به‌مشخصات هر یک از این سه دوره، ضروری است در مورد چگونگی پیدایش شکل یافتۀ ادبیات کودک توضیحی داده شود.&lt;br /&gt;
در ادبیات کلاسیک ایران گاه رگه‌هائی از توجه به‌کودکان دیده می‌شود. در کارهای جامی، مولوی، سعدی، اعتصامی، ایرج میرزا و طالبوف نمونه‌های معدودی از این رگه‌ها وجود دارد. امّا هیچ یک از این‌ها نه به طور مستمر و نه به‌طور مستقیم راهی به‌سوی ادبیات کودک باز نکردند. فوق را که بگیریم، می‌توان گفت این‌ها نمونه‌هائی است از ((نوشته‌هائی دربارۀ کودکان)) و نه ((برای کودکان)). پس این‌ها را اگر بتوانیم اولین اندیشه‌ها در پیدایش ادبیات کودک بدانیم و اگر بعضی از عناصر فرهنگ عامه (افسانه‌ها، مثل‌ها، و بازی‌های شعرگونه) را نمونه‌های پراکنده‌ئی از شکل‌های اولیۀ ادبیات کودکان تصور کنیم، در مجموع به دوره‌ئی از ادبیات کودک می‌رسیم که درواقع هنوز آغاز تاریخی آن نیز نیست بلکه دوردۀ شکل نیافته و غیر مستمری است که بعدها به‌پیدایش شکل یافتۀ ادبیات کودک منتهی می‌شود. در پیایش ادبیات کودک دو عامل نقش اساسی داشته است: گسترش سواد و اشاعۀ اصول روانشناسی و تعلیم و تربیت کودکان. ادبیات مشروطه هرچند دورخیز عمده‌ئی برای پدید آوردن ادبیات کودکان کرد (نهضت ساده‌نویسی، که وجه عمدۀ جنۀ فنی ادبیات مشروطه بود و چنین جنبه‌ئی از ادبیات کودک نیز هست) امّا به‌دلیل فقدان آن دو عامل اساسی نتوانست پدیدآورندۀ ادبیات کودک باشد. بنابراین پیدایش شکل یافتۀ ادبیات کودکان در ایران به‌زمان فراهم آوردن این دو عامل -  حدود سال‌های دهۀ اول قرن‌حاضرشمسی – موکول ماند، یعنی زمانی که با گشترش مدارس ابتدائی و اشاعۀ اصول نوین روانشناسی و تعلیم و تربیت کودکان، زمینه برای شکل یافتن ادبیات کودک فراهم شد. از اینجاست که دوره‌های سه‌گانۀ ادبیات کودک آغاز می‌شود.&lt;br /&gt;
‘’’ ۱- دورۀ متقدم:’’’&lt;br /&gt;
همان‌طور که پیش از این گفته شد، با گسترش مدارس ابتدائی و اشاعۀ اصول نوین روانشناسی کودکان، زمینه برای پیدایش ادبیات کودک فراهم آمد. تأثیر عامل اول بدین گونه بود که علاوه بر به‌وجود آوردن خوانندگانی برای ادبیات کودک( با دادن مهارت خواندن که شرط اولیۀ استفاده از منابع مکتوب است)، به‌تدریج در آنان مسیل و انتظار خواندن نوشته‌هایئی خارج از متون درسی را نیز ایجاد کرد. عامل دوم نیز کودک را به‌عنوان انسانی مستقل (نه صرفاً بزرگسالی کم سن که فقط در حال بزرگ شدن است، آن‌گونه که در شیوه‌های پیشین تعلیم و تربیت انگاشته می‌شد) و دارای ویژگی‌ها و توانائی‌های خاص خود مورد بررسی و شناخت قرار داد. حاصل منطقی چنین بررسی و شناختی رسیدن به‌ضرورت پیدایش آثاری خاص این گروه از مخاطبان تازه بود. و این، نقطۀ آغاز ادبیات کودک بود. اولین نمونه‌های‌ادبیات کودک در این معنا، آثار ‘’’جبّار باغچه‌بان’’’ است. جریانی که بدین ترتیب آغاز شد بیش‌تر به‌جنبۀ تعلیم و تربیت کودکان توجه داشت. تقریباً همزمان با همین جریان، زمینۀ دیگری نیز در ادبیات کودک پدید آمد و آن، بازنویسی آثاری از فرهنگ عامه برای کودکان بود.&lt;br /&gt;
بدین ترتیب در دورۀ اول ادبیات کودک به‌دو زمینۀ اصلی برمی‌خوریم:&lt;br /&gt;
اوّل – نوشتن آثاری برای کودکان با توجه به‌جنبۀ آموزشی.&lt;br /&gt;
دوّم – بازنویسی آثاری از فرهنگ عامه برای کودکان.&lt;br /&gt;
در زمینۀ اوّل که گرایش تعلیم و تربیتی آن بر جنبۀ ادبی (به‌معنای وسیع اجتماعی و خلّاقه) غلبه داشت، هدف اصلی آموختن نکته یا مطلبی بود. آنهم بیش‌تر در جهت جریان آموزش رسمی و کم‌تر در جهت مسایل اجتماعی. وجه اشتراک کسانی که در این زمینه کار کرده‌اند معلّم بودن آنان است و بی‌شک توجه عمدۀ آنان به‌امر آموزش نیز بی‌ارتباط با زمینۀ حرفه‌ئی‌شان نبوده است. در این گروه از کسانی چون جبار باغچه‌بان، یحیی دولت‌آبادی و محمداقر هوشیار می‌توان نام برد.&lt;br /&gt;
زمینۀ دیگر در این دوره، بازنویسی آثاری از فرهنگ عامه برای کودکان بوده است. انتخاب نمونه‌ئی مناسب و بازنویسی آن به‌زبانی ساده وجوه اصلی این زمینه می‌توانست باشد. در این زمینه فضل‌الله صبحی و صادق هدایت کار کرده‌اند. بعدا بازنویسی از متون کلاسیک برای کودکان نیز به‌این زمینه افزوده شد. احسان یادشاطر، زهرا خانلری، مهدی آذریزدی و مهرداد بهار در این زمینۀ اخیر کار کرده‌اند. حاصل عمومی دورۀ متقدم، طرح مسئلۀ ادبیات کودک در سطحی محدود از جامعه بود. طرحی که بعدها توقع و انتظاری را در جامعه پدید آورد و پس از به‌هرز کشیده شدن در دوره دوم چنان که خواهیم دید، در دورۀ سوم به‌حاصلی بالنسبه پربار در ادبیات کودک انجامید. از سوی دیگر این دوره به‌تجربۀ دو زمینۀ ابتدائی ادبیات کودک – که شرح اجمالی آن پیش‌تر ذکر شد  - دست زد و درواقع با تجربۀ این دو زمینه، دوره‌های بعد را از تکرار این تجربه‌ها بی‌نیاز کرد. بنابراین حاصل تاریخی ئورۀ متقدم را در دو جنبه می‌توان خلاصه کرد: اوّل – طرح اجتماعی مفهوم ادبیات کودک. دوّم – تجربۀ دو زمینه از این گونه ادبیات. با انجام این دو وظیفه، درواقع رسالت دورۀ اول به‌پایان رسید و دورۀ بعدی ادبیات کودک آغاز شد.&lt;br /&gt;
‘’’ ۲. دورۀ ترجمه’’’&lt;br /&gt;
دورۀ ترجمه دوره‌ئی است حدواسط بین دورۀ متقدم و دورۀ معاصر. جز این جنبه، مشخصۀ درخور توجهی برای این دوره نمی‌توان قائل شد. آثار این دوره از نظر کمیت پرحجم است و از نظر محتوا تقریباً هیچ. در سرتاسر این دوره به‌یک مورد باارزش نمی‌توان برخورد. اگر هم نمونۀ درخور توجهی در سال‌های زمانی این دوره یافت شود، درواقع فقط تقارن تقویمی است، نه تاریخی. اساساً خواستگاه این دوره بر روابط سوداگرانه است نه اجتماعی، فرهنگی یا هنری.&lt;br /&gt;
زمینۀ تاریخی پیدایش این دوره چنین است که به‌توسط دورۀ اول، مفهوم تازۀ ادبیات کودک در ‘’’سطح’’’ – هر چند محدود – جامعه مطرح شد و به‌تدریج  انتظار جامعه از این مفهوم تازه فزونی گرفت. بنابراین ادبیات کودک به‌تدریج ((خواستار)) پیدا کرد. امّا این ((خواستاران)) در یک رابطۀ سوداگرانه تبدیل به ((خرییداران)) شدند. چگونه؟ جریان روشن است: خانواده‌هائی که در آن موقع فرزندانی درس خوانده می‌توانستند داشته باشند، و از بین آنان، خانواده‌هائی که توان خرید کتاب غیردرسی داشتند، بی‌شک از نظر اقتصادی و به‌تبع آن از نظر فرهنگی دارای وضع خاصی بودند. مرفه، تفنن طلب، و مصرف گرا.&lt;br /&gt;
پس این خواستاران، در وافع بیش از‌آن‌که سخت‌گیری اجتماعی و فرهنگی روی ادبیات داشته باشند سخت‌گیری ظاهرپسندانه داشتند. طبعا چنین گرایشی آنان را از جایگاه خواستاران واقعی به‌طرف موضعی خریدارانه می‌راند. پس ادبیات کودک به‌تدریج داشت ((بازار)) پیدا می‌کرد. این یک سوی قضیه. از سوی دیگر ادبیات کودک با وجود طرح انتظاراتی در جامعه، خود دست خالی به‌میدان آمده بود. یعنی در طی سال‌های دورۀ اول فرصت نیافته بود برای آیندۀ خود فکری بیندیشد و اخلاقی پی‌گیر و صادق برای خود برجای بگذارد. در نتیجه ادبیات کودک شده بود(( ادبیاتی بی‌نویسنده))! این هم سوی دیگر قضیه. برخورد این دو سوی قضیه باعث پیدایش دورانی دش که از نظر فرهنگی دورانی بی‌حاصل و بی‌بار یود: دورۀ ترجمه. در این دوره کسانی که به‌صرف دانستن تعدادی لغت از یک زبان خارجی و به‌ممد کتاب لغت، توانسته بودند خود را ((مترجم)) تصور کنند، بی‌هیچ اطلاعی از ادبیات کودک و هیچ درک درستی از خواست و روحیۀ کودک ایرانی دست به‌ترجمه و انتشار کتاب‌هائی زدند که نه ادبیات کودک بود و نه اصلاً ادبیات. وجود بازاری برای ادبیات کودک – به‌دلایلی که قبلاً اشاره شد -  و غیبت نویسندگان ایرانی در این حیطه میدان بلامنازعی در اختیار این بازار آشفتۀ ترجمه گذاشت. انتخاب‌های نامناسب و ترجمه‌های ناشایانه وجه اشتراک انبوهی از این کتاب‌ها شد که مفیدترین کاربرد آن‌ها، عملکردشان به‌مثابۀ ((پوشال)) برای پر کردن فاصلۀ زمانی دوره‌های ماقبل و مابعد بود. مترجمی با حدود ده اسم مستعار، مترجم دیگری با قریب پنجاه -  شصت کتاب در یک دورۀ کوتاه، و مترجم دیگری با مثله کردن حدود هفتاد اثر معروف و پرحجم در چندین جزوۀ کوچک، نمونه‌های کلاسیکی از بی‌بند و باری حاکم بر این دوره‌اند. با همۀ این نکات، هر چند این دوره برای خودش دوره‌ئی بی‌حاصل و بیهوده بوده، امّا در رابطه با دو دورۀ دیگر ادبیات کودک، دو کار انجام داد:&lt;br /&gt;
اوّل: حدّ واسط زمانی بین دورۀ اول و دورۀ سوم قرار گرفت و فاصلۀ زمانی این ئو را پر کرد.&lt;br /&gt;
دوّم: باعث پیدایش زمینه تازه‌ئی برای ترجمه ادبیات کودک در دورۀ سوم شد.&lt;br /&gt;
دورۀ دوّم ادبیات کودک نیز با به‌انجام رسانیدن این دو وظیفه، به‌پایان رسید و نوبت به‌سومین دوره یا دورۀ معاصر رسید.&lt;br /&gt;
‘’’ ۳. دورۀ معاصر (یا متأخر):’’’&lt;br /&gt;
زمان پیدایش سومین دورۀ ادبیات کودک، نیمۀ دوم دهۀ ‘’’۱۳۴۰- ۱۳۵۰ ‘’’ بوده است. بررسی زمینه‌های اجتماعی چنین پیدایشی، کاری مفصل و جدا از توان این مقاله است. امّا به‌اجمال می‌توان به‌دو عامل مهم اشاره کرد.&lt;br /&gt;
یکی ازاین عوامل، وضعیت خاص اجتماعی این سال‌ها بود. سال‌های دهۀ  ‘’’۱۳۴۰’’’ زمان اجرای بعضی ((اصلاحات)) رفرمیستی درایران برای تخفیف نارضائی‌های فزاینده در سطح جامعه بود. در این حین، امکان رشدی سریع برای ادبیات در ضمینه‌های مختلف پدید آمد. عرضۀ آثار ادبی به‌صورتی وسیع فزونی گرفت و در این میان، ادبیات کودک نیز به‌عنوان عاملی آگاهی دهنده و وسیله‌ئی برای بیداری افکار نسل جوان، از سوی بخش‌هائی از روشنفکران مورد توجه قرار گرفت. امّا شکست اصلاحات رفرمیستی بلافاصبه به‌تهاجمی سرکوبگرانه از سوی محافل رژیم حاکم بر علیه همۀ نهادهای اجتماعی و از جمله جنبش‌های روشنفکری و ادبیات منتهی شد. لذا فشاری که از سوی اختناق و سانسور دستگاه حاکمۀ وقت برکلّ ادبیات وارد شد به‌تدریج دست و پای جریان عمومی آن را بست و از این طریق گرایشی اجباری به‌سوی ادبیات کودک با برخورداری از امکاناتی نظیر استعاره و تمثیل، میدان عمل وسیع‌تری برای گریز از تیغ سانسور یافته بود به‌وجود آمد. عامل دیگر تشکّل سازمانی گروه‌های سیاسی و به‌تدریج  سیاسی شدن بخش‌هائی از جامعه ( و به‌ویژه بخش‌های روشنفکری) و به‌تبع آن، سیاسی شدن ادبیات و تسّری طبیعی آن به‌ ادبیات کودک بود. حاصل مجموعۀ این عوامل باعث پیدایش سومین دوره از ادبیات کودک یا دورۀ معاصر آن شد. دوره‌ئی که اکنون نیز ادامه دارد و با همۀ کاستی‌ها لنگی‌هایش، درواقع دورۀ شکل‌گیری ادبیات کودک در ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن است. با اشارۀ کوتاه فوق، بدیهی است که پیدایش چنین دوره‌ئی را نمی‌توان به‌یک فرد مشخص نسبت داد – چون برآیند جریان‌های عمومی جامعه بود – امّا با این وجود، آثار صمدبهرنگی را می‌توان سرآغاز این دوره دانست.&lt;br /&gt;
مبنای نظری یا بیان‌نامه این دوره را می‌توان آن مقالۀ معروف بهرنگی دانست که با جملۀ ((دیگر وقت آن گذشته که ادبیات کودک را محدود کنیم به...))(*) آغاز می‌شود. این مقاله که نقطۀ حرکت اولیۀ دورۀ معاصر ادبیات کودک را ترسیم می‌کند لزوم و ضرورت پرداختن به‌مسائل ملموس و عینی جامعه و محدود نکردن کودک در دنیای صرفاً ذهنی و تخیلی را مورد تأکید قرار داده است.&lt;br /&gt;
مشخصات عمدۀ این دوره که اکنون سال‌های دهسالگی را می‌گذراند توجه گسترده به مسئلۀ واقع‌گرائی در ادبیات کودک است. واقع‌گرائی (رئالیسم) در این سال‌ها به‌طور کلی در سه شکلِ: واقع‌نویسی، تمثیل و استعاره(**) تجلی کرده است. امّا از بین این سه شکل، استعاره شکل غالب بوده است. دلیل این غلبه را درچند عامل جست و جو می‌توان کرد:&lt;br /&gt;
اوّل – ضرورت استفاده از عاملی که بتواند از آسیب سانسور مصون بماند. استعاره به‌دلیل قابلیت تغییرپذیری خود چنین خصوصیتی را دارد و می‌توان در شرایط اختناق، مفاهیم اجتماعی -  سیاسی را در بیانی غیرصریح، و در نتیجه تا حدّی مصون از آسیب سانسور بازگو کند.&lt;br /&gt;
دوّم – سابقۀ تاریخی استفاده از بعضی نمادهای استعاری در افسانه‌ها&lt;br /&gt;
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;
{{(*). متن این مقاله بار اول در مجلۀ نگین (اردیبهشت ۴۷) و بعد در راهنمای کتاب (خرداد۴۷) چاپ شد، و بعدها در جاهای مختلف نقل شد و حال در مقدمۀ بعضی از کتاب‌های صمدبهرنگی و از جمله، اخبراً در مجموعۀ قصه‌های او آورده شده است.&lt;br /&gt;
(**). توضیح فنی دربارۀ مشخصات هر کدام از این اصطلاحات و شیوه کاربرد و وجوه افتراق آن‌ها هر چند ضروری، امّا از موضوع این مقاله خارج است. در توضیح این نکات به منابع دیگر می‌توان رجوع کرد.}}&lt;br /&gt;
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;
و قصه‌های عامیانه که از اولین شکل‌های ادبیات کودک بوده‌اند. از این طریق یک رابطۀ قرابت تاریخی بین ادبیات کودک و استعاره وجود دارد.&lt;br /&gt;
سوّم- استعاره به‌دلیل ماهیت خود کاربردی دوگانه دارد. استعاره را هم می‌توان مناسب انتخاب کردو در یک اثر به‌درستی از آن سود جست، هم می‌توان سرسری انتخاب کرد و به‌طرزی نادرست مورد استفاده قرار دارد. البته حاصل این دو انتخاب و این دو کاربرد مسلمً یکی نیست. حاصل اولی یک اثر استعاری خوب و دارای محتوای ارزشمند است، و حاصل دوّمی یک اثر استعاری بی‌ارزش. باوجود ناروا بودن کاربرد دوّم، امّا بهرحال در طی سال‌های مربوط به‌دورۀ سوم ادبیات کودک، این هر دو کاربردها مطرح بوده و به‌ویژه کاربرد دوّم به کرّات و دفعات فراوان.&lt;br /&gt;
جز واقع‌گرائی، ویژگی دیگر دوران معاصر مشخص شدن شاخه‌های مختلف ادبیات کودکان و پدید آمدن آثاری مستقل در هر یک از این شاخه‌هاست. اکنون چهار شاخۀ مشخص در ادبیات کودک قابل تشخیص است: قصه، شعر، مقاله و نمایشنامه.&lt;br /&gt;
البته این چهار شاخه از نظر تعداد آثار و کیفیت با هم مشابه نیستند و تقریبا به‌همان ترتیبی که در فوق آمده است از قووّت به‌ضعف گرایش دارند. به‌عبارت دیگر در وضعیت کنونی، قصه قوی‌ترین و نمایشنامه ضعیف‌ترین شاخۀ ادبیات کودک است.&lt;br /&gt;
ترجمه به‌عنوان میراثی از دورۀ قبل برای این دوره، این بار کاربردی بالنسبه درست یافته است. انتخاب مناسب‌تر و ترجمۀ از روی آگاهی به‌فنون کار، نمونه‌های قابل پذیرشی در مجموع آثار این دوره پدید آورده است.&lt;br /&gt;
چنان که پیش‌تر اشاره شد، دورۀ معاصر ادبیات کودک اکنون نیز ادامه دارد، اما داوری دربارۀ تأثیر تحولات اخیر اجتماعی در ایران بر روی آن هنوز زود است. آنچه جای تردید ندارد این است که باید انتظار دگرگونی‌ها و تاثیرپذیری‌های مشخص را داشت. میل و اشتیاق عظیم نسل نوپای ایران به‌خواندن و دانشتن بیش‌تر، وظیفۀ بزرگی به نویسندگان و دست‌اندرکاران ادبیات کودک محول می‌کند، هم اکنون طلیعۀ دورخیزهای هر چند عجولانه اما بزرگی در کشانیدن مفاهیم اجتماعی به حیطۀ ادبیات کودک دیده می‌شود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17507</id>
		<title>دربارهٔ تاریخ ادبیات کودک در ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=17507"/>
		<updated>2011-05-20T15:48:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:23-138.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-139.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۳۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-140.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-141.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-142.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-143.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-144.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:23-145.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۲۳ صفحه ۱۴۵]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۲۳]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17504</id>
		<title>خشونت در خاورمیانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17504"/>
		<updated>2011-05-20T15:10:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-009.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-010.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-011.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-012.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-013.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-014.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خشونت در خاورمیانه&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
آیا کاربرد خشونت در خاورمیانه سابقهء سنتی دارد؟&lt;br /&gt;
از نظر تاریخی، خشونت بین گروه‌ها و اجتماعات در خاورمیانه وجود داشته، مانند تجاوزات قبیله‌ئی و جنگ‌های بین استعمارگران نخستین و اهالی بومی، دلاوری در نبرد و شجاعت در جنگ‌ها از دیرباز از جملهء‌ محسنات این مردم بوده است به‌ویژه بین افراد بادیه‌نشین. در خاورمیانه، زندگی افراد از نظر حکام و فرمانروایان چندان بهائی نداشته است. کما این که هنوز هم بیگاری تا حد مرگ در پاره‌ئی مناطق رواج دارد؛ مالیات با چوب و فلک دریافت می‌شود  و سربازگیری با اعمال روش‌های خشونت‌آمیز. خون‌خواهی و انتقام برای خفظ حیثیت هنوز امری است مشروع. کشتن سلاطین و افراد متنفذ نیز در خاورمیانه سابقهء طولانی دارد. در مقابل، فرمانروایان و به‌خصوص سلاطین عثمانی سعی داشتند با اعمال خشونت هر نوع مقاومت و مخالفت را سرکوب یا خنثی کنند.&lt;br /&gt;
با این وصف آیا می‌توان گفت خشونت در خاورمیانه عملی سنتی و بومی بوده است؟&lt;br /&gt;
عقل و انصاف به‌ما حکم می‌کند که این دوران از تاریخ خاورمیانه را با دوران مشابه دیگر نواحی و سرزمین‌ها مقایسه کنیم. هر چند سلطان ‘’’سلیم’’’  اول از ‘’’هانری’’’  هشتم خونخوارتر بود، ‘’’صلاح‌الدین’’’ به‌قدر ‘’’ریشارد شیردل’’’ – دشمن خود- شجاع و بخشنده بود و محققاً سخاوتمندتر از ‘’’جان’’’، برادر ریچارد. ‘’’حسن صباح’’’- پیرمرد قلعهء الموت- از ‘’’پاپ الکساندر’’’ ششم و پسرش ‘’’سزار بورژیا’’’ خشن‌تر نبود.&lt;br /&gt;
در طول جنگ‌های خونین صلیبی، مسیحیان و مسلمانان به‌یک اندازه از خود قساوت نشان دادند. می‌توان گفت که مردم خاورمیانه در قیاس با دیگران کم‌تر وحشی و خشن بوده‌اند و در اعمال خشونت هرگز از ملل دیگر دیگر پیشی نگرفته‌اند.&lt;br /&gt;
انگاره‌های معاصر خشونت شهری در خاورمیانه همسانِ اروپا و ایالات متحد آمریکا نیست. نهضت‌های دانشجوئی، انجام تظاهرات و تشکیل اجتماعات بزرگ، سال‌هاست که جزئی از فرهنگ مردم خاورمیانه شده است. در اروپا نیز به‌خصوص در سال‌های اخیر چنین تظاهراتی بوده است ولی سطح خشونت در خاورمیانه پائین‌تر است. تعداد جنایات، در تهران یا قاهره، بسیار کم‌تر از نیویورک و پاریس است. حتی در ممالکی مانند افغانستان که مردم تا این واخر برحسب سنت، مسلحانه در معابر رفت و آمد می‌کردند کاربرد خشونت کم‌تر از حد انتظار است. اعراب با سربازان  دولت اسرائیل می‌جنگند نه به‌عنوان یک فرد یهودی؛ در حالی که هیتلر، یهودیان را فقط به‌خاطر یهودی بودن‌شان به کوره‌های آدم‌سوزی می‌فرستاد. در اواخر دههء’’’ ۱۹۷۰’’’  موج آدم‌دزدی و ترورهای سیاسی در اروپا آنچنان بالا گرفت که فقط چند ناحیه از دنیای متمدن از مواج آن مصون ماند.&lt;br /&gt;
تا اواخر جنگ بین‌الملل، خاورمیانه همچنان تحت سلطه استعمارگران  بود. سراسر شمال آفریقا- به‌جز مصر که تا یک نسل بعد نیز در اشغال بریتانیا بود- در اختیار ایتالیا و فرانسه قرار داشت. فلسطین، اردن، عراق،  کویت، عدن و قبرس نیز سحت سلطهء بریتانیا بودند و سوریه و لبنان جزو مستعمران فرانسه محسوب می‌شدند. در دهه ‘’’ ۱۹۶۰’’’ اوضاع تغییر کرد و روند مخالفت با شرائط موجود و تسلط بیگانگان آغاز گردید و به‌زودی به‌خشونت گرائید.&lt;br /&gt;
قیام ‘’’ریف’’’ در مراکشِ تحت سلطهء اسپانیا در سال ‘’’۱۹۲۱’’’، سرآغازی بود بر مبارزات ضداستعماری در خاورمیانه. این قیام به‌رهبری محمدابن عبدالکریم به‌زودی به سرزمین‌های زیر نفوذ فرانسه در مراکش سرایت کرد و جنبهء همگانی یافت. ولی با عزام نیروهای نظامی تقویتی و سپس دخالت ارتش نیرومند فرانسه سرکوب شد. اکثر فعالیت‌های ضد فرانسوی و ضد انگلیسی در مصر، فلسطین و سوریه در سال ‘’’۱۹۲۰’’’  به‌وقوع پیوست. در عراق نیز مقاومت‌هائی علیه انگلیسی‌ها صورت گرفت ولی سازش فیصل باعث شد که مخالفت مردم تا سال ‘’’۱۹۳۳’’’  تحت کنترل قرار گیرد. وقوع ناآرامی در شیخ‌نشین‌های شزقی- از جمله عدن- در سراسر دههء بیست و سیِ قرن حاضر بیش‌تر جنبهء تضادهای قبیله‌ئی داشت تا مخالفت استثمارگران. با این که قبایل خاورمیانه در دههء ‘’’۱۹۲۰’’’  تا حدی نابهنگام از خود ناآرامی نشان می‌دادند، سران آن‌ها همچنان لجوجانه اقتدار قبیله‌ئی ی سنتی خود را حفظ کرده بر اوضاع مسلط ماندند. مانند ایران،  افغانستان،  نواخی غربی هندوستان،  سودان، لیبی، عراق، اردن و عربستان سعودی. در طول مرزهای این ممالک ((نیروهای مرزنشین)) متشکل از قبایل اسکان داده شده‌اند تا مانع تاخت و تاز گروه‌ها و قبایل متخاصم شوند. پیک پاشا و گلوب پاشا در گذشته از سازمان‌دهندگان و مجریان چنین سیاست‌هائی بوده‌اند. هنوز هم قبایل خاورمیانه خوی جنگ‌جو مبارزاتی‌شان را دارند ولی دیگر مثل سابق از قدرت و استقلاب عمل برخوردار نیستند. با این حال مسألهء قبایل هنوز در خاورمیانه پایان نیافته است و حتی در اسرائیل مشکل اسکان چهل هزار نفر از گروه‌های نِگیو کشتند. ملیّون مصری هم همراه دستجات عظیم و به‌رهبری افراد تندرو و هدایت سران گروه اخوان‌المسلمین، به‌تلافی، بیش‌تر مراکز غربی و شبه غربی مانند هتل‌های لوکس، بانک‌ها و مؤسسات خارجی را به‌آتش کشیدند و منهدم کردند. حداقل دوازده اروپائی به‌قتل رسید. خسارات وارده بیش از پنجاه میلیون دلار برآورد شد. در اواخر روز، ارتش مداخله کرد و از گسترش ظغیان و هجوم به‌نقاط سالم شهر جلو گرفت.&lt;br /&gt;
فواصل موارد اعمال خشونت در خاورمیانه چه قبل از جنگ دوم بین‌الملل و چه پس از آن بسیار کوتاه بوده است، و در مورد فلسطین بلاانقطاع.&lt;br /&gt;
مسألهء اسرائیل که مانند طاعون خاورمیانه را فرا گرفته است در واقع از سال ‘’’۱۸۹۷’’’  در اولین کنگره صهیونیست‌ها در شهر ((بال)) و با اعلام این که فلسطین موطن یهودیان جهان است آغاز شد. شروع تعقیب و ایذاء یهودیان اروپا و کشتار دسته‌جمعی آنان به‌وسیلهء رژیم هیتلر، باعث هجوم یهودیان به‌سرزمین فلسطین شد و در اواخر جنگ دوم بین‌الملل تعداد مهاجرانبه‌حدی افزایش یافت که سرزمین‌های مسکونی اعراب بومی فلسطین نیز درمعرض تجاوز یهودیان تازه وارد قرار گرفت. دولت انگلیس که از سوی جامعهء ملل قیومیت فلسطین را تقبل کرده بود و مسؤولیت تنظیم نحوهء مهاجرت یهودیان را به‌عهده داشت در ماه مه  ‘’’۱۹۴۸’’’ به‌ناگهان نیروهای خود را از منطقه خارج کرد و متعاقب آن اولین جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد.&lt;br /&gt;
پاسخ به‌این سؤال که اِعمال خشونت بین اعراب و یهودیان از چه زمانی شروع شد ساده نیست. فقط می‌توان گفت که شورش ((جافا)) در سال ‘’’۱۹۳۶’’’  که باعث کشته شدن تعدادی از یهودیان و اعراب گردید ازموارد اولیهء کاربرد خشونت در ناحیهء فلسطین است. علی‌رغم دخالت حاج امین‌الحسینی- مفتی فلسطین- برای برقراری آرامش که با کمک جامعهء ملل صورت گرفت و تاحدی مهاجرت یهودیان را کاهش داد، ‘’’ناآرامی و انتقامجوئی’’’ همچنان گسترش می‌یافت. در آغاز، اعراب، تمام توان خود را علیه یهودیان بسیج کردند و حملات خویش را متوجه تجار و بازرگانان یهودی کرده به‌قرارگاه‌های آنان یورش می‌بردند؛ ولی به‌زودی با دشمن اصلی خود یعنی انگلیسی‌ها که تسهیلات لازم جهت مهاجرت و اسکان یهودیان فراهم می‌آوردند درگیر شدند.   یهودیان و اندکی بعد کماندوهای انگلیسی نیز با تشکیل سازمان‌های تروریستی به‌مقابله با اعراب و دست آخر با یکدیگر پرداختند و در نتیجه، اعمال خشونت و تروریسم در فلسطین ابعاد سه گانه یافت.&lt;br /&gt;
حتی پس از تأسیس دولت اسرائیل، جکومت مرکزی از مشروعیت و تأیید تروریست‌های خودی و از جمله گروه‌های ((اشترن)) و ((ایرگون)) نیز برخوردار نبود. تشکیلات تروریستی ایرگون بسیار سازمان یافته بود و مناخیم بگین در سال ‘‘’ ۱۹۷۷’’’ نخست‌وزیر اسرائیل شد سال‌ها رهبری آن را به‌عهده داشت.&lt;br /&gt;
سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی تندرو در طول فعالیت خود مرتکب قتل و کشتار بسیار شدند. در ‘’’ ۱۹۴۴’’’ لرد موین- یکی از وزرای انگلیسی- در قاهره ترور شد. در ‘’’ ۱۹۴۶’’’ در هتل داوودبیت‌المقدس بمبی منفجر گردید که  ‘’’۹۱ ‘’’ نفر را از پای درآورد. در ‘’’ ۱۹۴۸’’’ کنت بر نادوت – که برای میانجیگری به فلسطین آمده بود – در بیت‌المقدس به‌قتل رسید.&lt;br /&gt;
دولتی که مدت‌ها با خشونت زیسته باشد به‌سختی می‌تواند خود را به‌رعایت حقوق اقلیت‌ها مقید کند. سیاست داخلی اسرائیل که در آغاز و به‌ظهار مدعی رعایت حقوق اقلیت عربِ تحت حاکمیت خود بود، به زودی به‌اِعمال خشونت و فشار تغییر یافت و در نتیجه وحشت و خشونت سراسر منطقه را فرا گرفت. مخاللفت با آزادی و حقوق فردی، و سرکوب گروه‌های مخالف، محیط مناسبی برای رشد و گسترش انواع سیاست‌های افراطی و خشن به‌وجود آورد.&lt;br /&gt;
علی‌رغم مخالفت افکار عمومی، تروریسم کاربردی جهانی دارد. گاه دولت‌ها ازاین وسیلهء ارزان- در قیاس با اعزام نیروی نظامی پر خرج- برای اجرای مقاصد سیاسی و توسعه‌طلبانهء خود استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
خشونت، در خاورمیانه، برای مقابله با استعمارگران در حکم سلاحی بوده است. خشونت به‌عنوان یک ابزار ضداستعماری در عدن و سرزمین‌های مجاور آن کاربردی وسیع داشته است. در اوائل دولت انگلیسی به‌منظور تداروم بخشیدن به منافع استعماریش تصمیم به‌تغییر سیاست خارجی خود در خاورمیانه گرفت و با اعلام سیاست ((عدم مداخله)) سعی کرد ضمن اعطای استقلال به‌عدن، روابط خود را با دولت جدید تحت عنوان ((فدراسیون عربستان جنوبی)) حفظ کند. طرح انگلستان در عمل با شکست مواجه شد. علل ناکامی این سیاست را می‌توان در مسائلی چون فقدان یک نظام سیاسی قابل اعتماد در عدن، گسترش عقاید جمال عبدالناصر در منطقه، و شروع جنگ داخلی در یمن پی گرفت. به‌زودی موج خشونت گروه‌های ناسیونالیستی سراسر عدن را در برگرفت و موقعیت بریتانیا و شیوخ وابسته به‌شدت در مخاطره افتاد. از طرف دیگر، دو سازمان ناسیونالیستی – یعنی ((جبههء آزادی‌بخش ملی)) و ((جبههء آزادی‌بخش بمن جنوبی)) – برای تصاحب قدرت با یکدیگر درگیر شدند. تا این که سرانجام جبههء آزادی‌بخش ملی در محیطی آکنده از خشونت بر رقیب خود پیروز شد، و در اواخر ‘‘’ ۱۹۶۷’’’ که بریتانیا نیروهای خود را از جنوب یمن بیرون برد ((جبههء خلق یمن)) اعلام موجودیت کرد. وجه تمایز جنگ استقلال‌طلبانه با تروریسم و اِعمال خشونت گروهی برعلیه رژیم یا دولت استعماری کدام است؟ جنگ استقلال‌طلبانه مراحل بسیار متنوع دارد و گاه جنبهء بین‌المللی به‌خود می‌گیرد. جنگ بین اردن ومصر با اسرائیل در سال ‘’’ ۱۹۴۸’’’، بیش‌تر جنبهء بین‌المللی داشت تا داخلی؛ در حالی که اسرائیلی‌ها آن را جنگ استقلال می‌نامیدند. خاورمیانه شاهد وقوع انواع جنگ‌های استقلال‌طلبانه بوده است. قیام ((ریف)) علیه اسپانیائی‌ها و فرانسویان درمراکش آغاز یک جنگ استقلال‌طلبانه بود که محمدبن عبدالکریم رهبری آن را به‌عهده داشت. مبارزات مردم الجزایر برعلیه سلطهء فرانسویان نمونهء دیگری از جنگ‌های استقلال‌طلبانه مردم خاورمیانه است.&lt;br /&gt;
الجزایر در ‘’’۱۸۳۰ ‘’’ رسماً ضمیمهء فرانسه شد. خلق الجزایر سال‌ها قبل – یعنی بعد از ‘’’۱۸۲۰ ‘’’ – از طریق تشکیل اجتماعات و شورش‌های مسلحانه جنگ‌های استقلال‌طلبانهء خود را آغاز کردند، هر چند که نهضت آن‌ها درآغاز کم‌تر جلوهء ناسیونالیستی داشت و بیش‌تر محلی بود. فرانسویان هرگز قادر به‌درک خواست‌های مردم الجزایر نشدند و همچنان تا پیروزی نهائی  انقلاب، به‌اسکان دادن فرانسویان به‌عنوان مهاجر در الجزایر پرداختند وپول و اسلحه به‌این سرزمین فرستادند. و الجزایر را جزئی ازخاک فرانسه دانستند.&lt;br /&gt;
بعد از ‘’’۱۹۵۸ ‘’’ که ارتش فرانسه به‌دلیل تحمل یک قرن شکست‌های مکرر در جنگ‌ها برای تداوم بخشیدن به سلطهء خود در الجزایر به‌اعمال تروریسم و خشونت پرداخت، امکان پیروزی انقلابیون الجزایر به‌دلیل رفتار وحشیانهء ارتش فرانسه غیرقابل تردید شد.&lt;br /&gt;
طغیان کردهای عراق در قرن بیستم، به‌این خاطر که بیش‌تر در مخالفت با یکی از حکومت‌های بومی عرب بود تا قدرت‌های استعماری اروپا، از جهاتی قابل توجه است. کردها عرب نیستند و سرزمین آبا و اجدادی آن‌ها در حال حاضر ممالک ایران، ترکیه، و عراق را تشکیل‌می‌دهد. کردهامردانی سلحضور و کوه‌نشینند که درطول تاریخ تحت ستم حکومت‌های وقت بوده‌اند.  تا پایان جنگ جهانی اول، عراق جزئی از امپراتوری عثمانی بود. بعداز جنگ و تجزیهء این امپراتوری، عراق تحت قیومیت بریتانیا قرار گرفت و ضعف نسبی جکومت بغداد باعث گردید که کردها تا حدی استقلال عمل داشته باشند.&lt;br /&gt;
در پایان جنگ دوم جهانی ((بارزانی)) کوشید تا اساس یک کردستان مستقل را پی ریزد ولی موفق نشد و به‌اتحاد شوروی رفت و تا انقلاب ‘’’ ۱۹۵۸’’’ به‌رهبری قاسم، به‌عراق بازنگشت. حکومت نظامی هم نتوانست مسألهء کردها را از پیش پای خود بردارد. جنگ بی‌حاصل کردها و دولت مرکزی در طول نیمه اول  دههء’’’۱۹۶۰ ‘’’ ادامه یافت، ضمن آن که هر دو طرف تمایل خود را برای انجام مذاکرات به‌منظور دستیابی به‌راه حل مطلوب پنهان نمی‌کردند.&lt;br /&gt;
برای حکومت بغداد حفظ حیثیت و امنیت منابع نفتی از اهمیت ویژه‌ئی برخوردار است در حالی که کردها فقط به‌احراز حق تعیین سرنوشت خود می‌اندیشند. از آنجا که ارتش ملی عراق آن قدر قوی نیست که با یک یورش سرزمین‌های کردنشین را به‌اشغال خود درآورد، حکومت مرکزی هر سال اعلام می‌کند  که جنگ با کردها پایان گرفته و روابط آن‌ها حسنه شده است، در حالی که هر دو طرف در تدارک جنگ تازه‌ئی هستند. ظواهر امر حاکی از این بود که از سال ‘’’۱۹۷۰ ‘’’ بعثی‌ها و کردها به‌توافقی اساسی رسیده باشند ولی به‌مجرد ملی شدن نفت در سال ‘’’۱۹۷۲’’’ و کاهش تولید نفت شمال عراق، کردها مخالف با حکومت مرکزی را از سر گرفتند.&lt;br /&gt;
در خال حاضر امید چندانی به‌خودمختاری کردهای عراق نمی‌تون داشت. چرا که کردها راهی به‌آب‌های آزاد جهان ندارند، منابع طبیعی آن‌ها محدود است، و از طرف دیگر از نظر افکار عمومی جهان در یک نوع انزوای سیاسی به‌سر می‌برند. عدم جمایت رژیم قبلی   ایران از استقلال کردها در سال ‘’’۱۹۷۵’’’  باعث شد که بنیهء نظامی آن‌ها به‌شدت تحلیل رود تا جائی که حکومت عراق اعلام کرد مسألهء کردها برای همیشه پایان یافته است. بارزانی به‌ایران آمد و سپس به‌واشنگتن رفت و همانجا مرد۱.&lt;br /&gt;
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;
{{ ۱.نویسنده، به سادگی از روی این مسأله گذشته است.  شاه مخلوع ایران بدون این که کم‌ترین علاقه‌ئی به کردها و به‌خصوص خودمختاری آن‌ها داشته باشد در جنگ سرد با عراق مصطفی بارزانی را به‌جنگ با آن کشور تشویق می‌کرد و قدرت تسلیحاتی کردهای عراق را از طریق ارسال انواع سلاح‌ها و نفرات ارتش خود افزایش می‌داد. پس از آن که او و رهبر عراق در الجزایر یکدیگر را در آغوش گرفتند وبا هم آشتی کردند، به فاصلهء هشت ساعت، افراد ارتش او که درکنار ((برادران کرد عراق)) با نظامیان عراق می‌جنگیدند ناکهن سلاح‌ها را بر سینهء کردها گذاشتند و آن‌ها را خلع سلاح کردند. ارتش ایران ناجوانمردی نسبت به‌کردها را از حد گذراند. اینان نه فقط اسلحه، بلکه بر حسب گزارش خبرنگار لوموند خواربار آن‌ها رانیز به کامیون‌ها بار کردند و با خود به‌این سوی مرز آوردند. گزارش از چنان قحطی و گرسنگی شدیدی در کردستان عراق حکایت می‌کرد که باورکردنی نبود. بارزانی ابله که یا فریب شاه را خورده بود یا خود به اشارهء آمریکائی‌ها در کشاندن خلق کُرد عراق به‌این فاجعه همدست او بود با اعوان و انصارش به‌ایران آمد. از مبارزان و پیشمرگان کُرد نیز گروهی ناگریز به‌ایران پناهنده شدند و تعداد بسیاری از آنان تا آخرین لحظه و تا آخرین فشنگ در سنگرهای خود پایداری کردند. }}&lt;br /&gt;
            ]ا.ش.[&lt;br /&gt;
عراق و ایران همیشه به‌عبث کوشیده‌اند نهضت کردها را سرکوب کنند. ولی خلق کُرد همچنان پای‌بند عقاید گذشته خویش است. &lt;br /&gt;
از موارد دیگر اعمال خشونت ومخالفت با حکومت مرکزی در خاورمیانه حوادث سودان در سال ‘’’۱۹۷۲ ’’’  و عمان در نیمه اول دهه ‘’’ ۱۹۷۰ ’’’ است.&lt;br /&gt;
امکان تحقق این گونه نهضت‌ها و انقلابات و دگرگونی‌ها به‌دلیل غییر دائمی نظام سیاسی و خاتمهء روابط استعماری کلاسیک یا سست شدن آن در هر یک از ممالک خاورمیانه وجود دارد. از طرف دیگر باید توجه داشت که کشورهای خاورمیانه تنها نقاط جهان نیست که ناظر تحولاتی از این گونه است. بلکه این کشورها صرفاً به‌لحاظ وجود پاره‌ئی شرائط مساعد و استثنائی مورد توجهندکه اهم آن عبارت است از:&lt;br /&gt;
‘’’ ۱- ضعف مشروعیت حکومت مرکزی: ‘’’ در سرزمین‌هائی که حاکمیت استعماری برقرار است، نیروهای ناسیونالیستی عاجلاً به‌قدرت خواهند رسید ولی پس از استقرار، مشروعیت ملی به‌دلیل ضعف بنیادی قدرت دست به‌دست می‌شود. و این خود عاملی نهادی برای انواع کودتاها و تضادهای اجتماعی است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۲- تضادهای ایدئولوژیک:’’’ علی‌رغم شعارهای گسترده و تیلیغات وسیع دربارهء ناسیونالیسم یا سوسیالیسم در خاورمیانه تضادهای ایدئولوژیک عمیقی وجود دارد که در حال عمومیت یافتن است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۳- اقلیت‌های متعصب:’’’ مسألهء اقلیت‌ها منحصر به‌خاورمیانه نیست. تیرولی‌ها در جنوب ایتالیا، کاتولیک‌ها در اولستر، و فرانسویان در کانادا در اقلیت هستند. ولی مشکل اقلیت‌ها در خاورمیانه، در ارتباط با شرائط ومسائل دیگر در آیندهء نه چندان دور به‌یک فرایند علیه جکومت مرکزی مبدل خواهد شد. اقلیت‌هائی که در مجموع به انواع مذهبی، نژادی، قبیله‌ئی و قومی تقسیم می‌شوند.&lt;br /&gt;
‘’’ ۴- مداخله قدرت‌های بزرگ:’’’ با این که روابط استعماری دولت‌های فرانسه و انگلیس با ممالک خاورمیانه سال‌ها پیش خاتمه یافته است، با این حال این دولت‌ها هنوز به‌طریق مختلف در امور منطقه دخالت می‌کنند. اتحاد جماهیر شوروی و به‌ویژه ایالات متحد آمریکا نیز عملاً و رسماً و بیش از پیش در خاورمیانه حضور تعیین‌کننده دارند.&lt;br /&gt;
از طرفی دیگر ممالک خاورمیانه خودگاه و بیگاه در امور یکدیگر مداخله می‌کنند. ممالکی مانند مصر، لیبی و تا این اواخر ایران، در اعمال چنین سیاست‌هائی شهرت بسیار داشته‌اند.&lt;br /&gt;
‘’’__________________’’’&lt;br /&gt;
“””ترورهای سیاسی&lt;br /&gt;
در خاورمیانه”””&lt;br /&gt;
ترور رهبران، در تاریخ جان بی‌سابقه نیست. ترور و اعمال خشونت‌های سیاسی عموماً تحت تأثیر پاره‌ئی نابسامانی‌های اجتماعی و شورش‌های منطقه‌ئی صورت می‌گیرد. درباره نحوهء انتخاب قربانی و این که از چه ردهء اجتماعی می‌باید باشد اتفاق نظر وجود ندارد. در ایالات متحد آمریکا معمولاً قربانی از بالاترین مقامات سیاسی است در حالی که در خاورمیانه معمولاً فرد مورد نظر از میان طیف وسیع مسؤولان سیاسی و اجتماعی انتخاب می‌شود. استعمار دول بزرگ، توسعه افکار ناسیونالیستی، وجود انواع ایدئولوژی‌ها، و بالاخره مبارزه و اعمال خشونت برای تصاحب قدرت، از عوامل فزایندهء تعداد ترورهای سیاسی در خاورمیانه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‘’’فهرست ترور رهبران و نخست‌وزیران در خاورمیانه:’’’&lt;br /&gt;
‘’’سال’’’                   ‘’’نام شخصیت’’’&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹                                        حبیب اله             افغانستان          +&lt;br /&gt;
۱۹    	محمدسعید	مصر                         	+&lt;br /&gt;
۲۰                              دروبی پاشا            سوریه              +&lt;br /&gt;
۲۴                                    زغلول پاشا          مصر                                        +&lt;br /&gt;
۳۰		اسماعیل صدیق پاشا          مصر		+&lt;br /&gt;
۳۲		اسماعیل صدیق پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
۳۵		عبدالعزیز ابن سعود		عربستان سعودی	+&lt;br /&gt;
۳۷		بکر سعید		عراق		+&lt;br /&gt;
۳۷		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
۴۵		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
۴۵		احمد پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
۴۸		امام یحیی			یمن		+&lt;br /&gt;
۴۹		حسین زعیم			سوریه		+&lt;br /&gt;
۴۹		محمدرضا پهلوی			ایران			+&lt;br /&gt;
۵۰		ریاالصلح			لبنان			+&lt;br /&gt;
۵۰		سامی حیناوی                      لبنان             +&lt;br /&gt;
۵۰                    ریاالصلح                       اردن                 +&lt;br /&gt;
۵۱                   ملک عبدلله                      اردن                 +&lt;br /&gt;
۵۱	لیاقت علی خان                پاکستان               +&lt;br /&gt;
۵۱                 علی رزم‌آرا                           ایران                   +&lt;br /&gt;
۵۴                    جمال عبدالناصر               مصر                                           +&lt;br /&gt;
۵۵ 	ادنان مالکی	سوریه	+&lt;br /&gt;
۵۸                      نوری سعید               عراق	+&lt;br /&gt;
۵۸	ملک فیصل دوم	عراق	+&lt;br /&gt;
۵۹	عبدالکریم قاسم	عراق		+&lt;br /&gt;
۶۲	امام محمد البکر                یمن		+&lt;br /&gt;
۶۴	احمدبن بلا                     الجزایر	                     +&lt;br /&gt;
۶۴	ادیب شیشکلی                 سوریه	+&lt;br /&gt;
۶۵	محمدرضا پهلوی	ایران		+&lt;br /&gt;
۶۵	حسن علی منصور            ایران	+&lt;br /&gt;
۶۷	لوی اشکول                   اسرائیل                                         +&lt;br /&gt;
۶۸	محمد ایوب خان 	پاکستان		+&lt;br /&gt;
۷۱      ملک حسن          مراکش                                                      +&lt;br /&gt;
۷۵      وصی التل          مصر           +&lt;br /&gt;
۷۲      ملک حسن          مراکش                                                      +&lt;br /&gt;
۷۳      شیخ محمدعلی      جمهوری عربی‌یمن +&lt;br /&gt;
۷۵      ملک فیصل         عربستان سعودی  +&lt;br /&gt;
۷۷       ابراهیم الحمدی   جمهوری عربی‌یمن+&lt;br /&gt;
۷۸      معمر قذافی                                                                  +&lt;br /&gt;
۷۸      داوود افغانستان                 +&lt;br /&gt;
۷۸      احمد القشیمی        جمهوری عربی‌یمن  +&lt;br /&gt;
۷۸      سلیم ربعی علی       جمهوری عربی‌یم   +&lt;br /&gt;
۷۹      تره‌کی               افغانستان       +&lt;br /&gt;
۷۹      امین                 افغانستان      +&lt;br /&gt;
------------------------------------------------&lt;br /&gt;
اکثر قتل‌های سیاسی خاورمیانه در زمان وقوع شورش‌ها و تحولات بنیادی اجتماعی صورت می‌گیرد. تروریست‌ها که غالباً تحت تأثیر شدید یکی از ایدئولوژی‌های رایج یا خفیه‌اند خشونت بالفعل خود را متوجه یکی از صاحبان قدرت می‌کنند. از نظر تحلیل‌گران، ترورهای سیاسی خاورمیانه زمانی به‌ظاهر موفقیت‌آمیز است که:&lt;br /&gt;
 ۱. نظام سیاسی به شدت متمرکز باشد.&lt;br /&gt;
۲. حکومت‌ها با بحران مواجه باشند یا در حال گذار از تحولات و تغییرات سریع و اجتماعی.&lt;br /&gt;
۳. قربانی منصوبِ منتفذان باشد.&lt;br /&gt;
۴. ترور منجر به‌تقابل و تضاد نظام سیاسی کشور با قدرت‌های دیگر شود.&lt;br /&gt;
۵. امکان انتخاب جانشین برای مقتول ضعیف باشد.&lt;br /&gt;
                                                           &lt;br /&gt;
                                                                         &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ترجمهء غلامحسین میرزاصالح&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17503</id>
		<title>خشونت در خاورمیانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17503"/>
		<updated>2011-05-20T14:48:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-009.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-010.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-011.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-012.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-013.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-014.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
خشونت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
آیا کاربرد خشونت در خاورمیانه سابقهء سنتی دارد؟&lt;br /&gt;
از نظر تاریخی، خشونت بین گروه‌ها و اجتماعات در خاورمیانه وجود داشته، مانند تجاوزات قبیله‌ئی و جنگ‌های بین استعمارگران نخستین و اهالی بومی، دلاوری در نبرد و شجاعت در جنگ‌ها از دیرباز از جملهء‌ محسنات این مردم بوده است به‌ویژه بین افراد بادیه‌نشین. در خاورمیانه، زندگی افراد از نظر حکام و فرمانروایان چندان بهائی نداشته است. کما این که هنوز هم بیگاری تا حد مرگ در پاره‌ئی مناطق رواج دارد؛ مالیات با چوب و فلک دریافت می‌شود  و سربازگیری با اعمال روش‌های خشونت‌آمیز. خون‌خواهی و انتقام برای خفظ حیثیت هنوز امری است مشروع. کشتن سلاطین و افراد متنفذ نیز در خاورمیانه سابقهء طولانی دارد. در مقابل، فرمانروایان و به‌خصوص سلاطین عثمانی سعی داشتند با اعمال خشونت هر نوع مقاومت و مخالفت را سرکوب یا خنثی کنند.&lt;br /&gt;
با این وصف آیا می‌توان گفت خشونت در خاورمیانه عملی سنتی و بومی بوده است؟&lt;br /&gt;
عقل و انصاف به‌ما حکم می‌کند که این دوران از تاریخ خاورمیانه را با دوران مشابه دیگر نواحی و سرزمین‌ها مقایسه کنیم. هر چند سلطان ‘’’سلیم’’’  اول از ‘’’هانری’’’  هشتم خونخوارتر بود، ‘’’صلاح‌الدین’’’ به‌قدر ‘’’ریشارد شیردل’’’ – دشمن خود- شجاع و بخشنده بود و محققاً سخاوتمندتر از ‘’’جان’’’، برادر ریچارد. ‘’’حسن صباح’’’- پیرمرد قلعهء الموت- از ‘’’پاپ الکساندر’’’ ششم و پسرش ‘’’سزار بورژیا’’’ خشن‌تر نبود.&lt;br /&gt;
در طول جنگ‌های خونین صلیبی، مسیحیان و مسلمانان به‌یک اندازه از خود قساوت نشان دادند. می‌توان گفت که مردم خاورمیانه در قیاس با دیگران کم‌تر وحشی و خشن بوده‌اند و در اعمال خشونت هرگز از ملل دیگر دیگر پیشی نگرفته‌اند.&lt;br /&gt;
انگاره‌های معاصر خشونت شهری در خاورمیانه همسانِ اروپا و ایالات متحد آمریکا نیست. نهضت‌های دانشجوئی، انجام تظاهرات و تشکیل اجتماعات بزرگ، سال‌هاست که جزئی از فرهنگ مردم خاورمیانه شده است. در اروپا نیز به‌خصوص در سال‌های اخیر چنین تظاهراتی بوده است ولی سطح خشونت در خاورمیانه پائین‌تر است. تعداد جنایات، در تهران یا قاهره، بسیار کم‌تر از نیویورک و پاریس است. حتی در ممالکی مانند افغانستان که مردم تا این واخر برحسب سنت، مسلحانه در معابر رفت و آمد می‌کردند کاربرد خشونت کم‌تر از حد انتظار است. اعراب با سربازان  دولت اسرائیل می‌جنگند نه به‌عنوان یک فرد یهودی؛ در حالی که هیتلر، یهودیان را فقط به‌خاطر یهودی بودن‌شان به کوره‌های آدم‌سوزی می‌فرستاد. در اواخر دههء’’’ ۱۹۷۰’’’  موج آدم‌دزدی و ترورهای سیاسی در اروپا آنچنان بالا گرفت که فقط چند ناحیه از دنیای متمدن از مواج آن مصون ماند.&lt;br /&gt;
تا اواخر جنگ بین‌الملل، خاورمیانه همچنان تحت سلطه استعمارگران  بود. سراسر شمال آفریقا- به‌جز مصر که تا یک نسل بعد نیز در اشغال بریتانیا بود- در اختیار ایتالیا و فرانسه قرار داشت. فلسطین، اردن، عراق،  کویت، عدن و قبرس نیز سحت سلطهء بریتانیا بودند و سوریه و لبنان جزو مستعمران فرانسه محسوب می‌شدند. در دهه ‘’’ ۱۹۶۰’’’ اوضاع تغییر کرد و روند مخالفت با شرائط موجود و تسلط بیگانگان آغاز گردید و به‌زودی به‌خشونت گرائید.&lt;br /&gt;
قیام ‘’’ریف’’’ در مراکشِ تحت سلطهء اسپانیا در سال ‘’’۱۹۲۱’’’، سرآغازی بود بر مبارزات ضداستعماری در خاورمیانه. این قیام به‌رهبری محمدابن عبدالکریم به‌زودی به سرزمین‌های زیر نفوذ فرانسه در مراکش سرایت کرد و جنبهء همگانی یافت. ولی با عزام نیروهای نظامی تقویتی و سپس دخالت ارتش نیرومند فرانسه سرکوب شد. اکثر فعالیت‌های ضد فرانسوی و ضد انگلیسی در مصر، فلسطین و سوریه در سال ‘’’۱۹۲۰’’’  به‌وقوع پیوست. در عراق نیز مقاومت‌هائی علیه انگلیسی‌ها صورت گرفت ولی سازش فیصل باعث شد که مخالفت مردم تا سال ‘’’۱۹۳۳’’’  تحت کنترل قرار گیرد. وقوع ناآرامی در شیخ‌نشین‌های شزقی- از جمله عدن- در سراسر دههء بیست و سیِ قرن حاضر بیش‌تر جنبهء تضادهای قبیله‌ئی داشت تا مخالفت استثمارگران. با این که قبایل خاورمیانه در دههء ‘’’۱۹۲۰’’’  تا حدی نابهنگام از خود ناآرامی نشان می‌دادند، سران آن‌ها همچنان لجوجانه اقتدار قبیله‌ئی ی سنتی خود را حفظ کرده بر اوضاع مسلط ماندند. مانند ایران،  افغانستان،  نواخی غربی هندوستان،  سودان، لیبی، عراق، اردن و عربستان سعودی. در طول مرزهای این ممالک ((نیروهای مرزنشین)) متشکل از قبایل اسکان داده شده‌اند تا مانع تاخت و تاز گروه‌ها و قبایل متخاصم شوند. پیک پاشا و گلوب پاشا در گذشته از سازمان‌دهندگان و مجریان چنین سیاست‌هائی بوده‌اند. هنوز هم قبایل خاورمیانه خوی جنگ‌جو مبارزاتی‌شان را دارند ولی دیگر مثل سابق از قدرت و استقلاب عمل برخوردار نیستند. با این حال مسألهء قبایل هنوز در خاورمیانه پایان نیافته است و حتی در اسرائیل مشکل اسکان چهل هزار نفر از گروه‌های نِگیو کشتند. ملیّون مصری هم همراه دستجات عظیم و به‌رهبری افراد تندرو و هدایت سران گروه اخوان‌المسلمین، به‌تلافی، بیش‌تر مراکز غربی و شبه غربی مانند هتل‌های لوکس، بانک‌ها و مؤسسات خارجی را به‌آتش کشیدند و منهدم کردند. حداقل دوازده اروپائی به‌قتل رسید. خسارات وارده بیش از پنجاه میلیون دلار برآورد شد. در اواخر روز، ارتش مداخله کرد و از گسترش ظغیان و هجوم به‌نقاط سالم شهر جلو گرفت.&lt;br /&gt;
فواصل موارد اعمال خشونت در خاورمیانه چه قبل از جنگ دوم بین‌الملل و چه پس از آن بسیار کوتاه بوده است، و در مورد فلسطین بلاانقطاع.&lt;br /&gt;
مسألهء اسرائیل که مانند طاعون خاورمیانه را فرا گرفته است در واقع از سال ‘’’۱۸۹۷’’’  در اولین کنگره صهیونیست‌ها در شهر ((بال)) و با اعلام این که فلسطین موطن یهودیان جهان است آغاز شد. شروع تعقیب و ایذاء یهودیان اروپا و کشتار دسته‌جمعی آنان به‌وسیلهء رژیم هیتلر، باعث هجوم یهودیان به‌سرزمین فلسطین شد و در اواخر جنگ دوم بین‌الملل تعداد مهاجرانبه‌حدی افزایش یافت که سرزمین‌های مسکونی اعراب بومی فلسطین نیز درمعرض تجاوز یهودیان تازه وارد قرار گرفت. دولت انگلیس که از سوی جامعهء ملل قیومیت فلسطین را تقبل کرده بود و مسؤولیت تنظیم نحوهء مهاجرت یهودیان را به‌عهده داشت در ماه مه  ‘’’۱۹۴۸’’’ به‌ناگهان نیروهای خود را از منطقه خارج کرد و متعاقب آن اولین جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد.&lt;br /&gt;
پاسخ به‌این سؤال که اِعمال خشونت بین اعراب و یهودیان از چه زمانی شروع شد ساده نیست. فقط می‌توان گفت که شورش ((جافا)) در سال ‘’’۱۹۳۶’’’  که باعث کشته شدن تعدادی از یهودیان و اعراب گردید ازموارد اولیهء کاربرد خشونت در ناحیهء فلسطین است. علی‌رغم دخالت حاج امین‌الحسینی- مفتی فلسطین- برای برقراری آرامش که با کمک جامعهء ملل صورت گرفت و تاحدی مهاجرت یهودیان را کاهش داد، ‘’’ناآرامی و انتقامجوئی’’’ همچنان گسترش می‌یافت. در آغاز، اعراب، تمام توان خود را علیه یهودیان بسیج کردند و حملات خویش را متوجه تجار و بازرگانان یهودی کرده به‌قرارگاه‌های آنان یورش می‌بردند؛ ولی به‌زودی با دشمن اصلی خود یعنی انگلیسی‌ها که تسهیلات لازم جهت مهاجرت و اسکان یهودیان فراهم می‌آوردند درگیر شدند.   یهودیان و اندکی بعد کماندوهای انگلیسی نیز با تشکیل سازمان‌های تروریستی به‌مقابله با اعراب و دست آخر با یکدیگر پرداختند و در نتیجه، اعمال خشونت و تروریسم در فلسطین ابعاد سه گانه یافت.&lt;br /&gt;
حتی پس از تأسیس دولت اسرائیل، جکومت مرکزی از مشروعیت و تأیید تروریست‌های خودی و از جمله گروه‌های ((اشترن)) و ((ایرگون)) نیز برخوردار نبود. تشکیلات تروریستی ایرگون بسیار سازمان یافته بود و مناخیم بگین در سال ‘‘’ ۱۹۷۷’’’ نخست‌وزیر اسرائیل شد سال‌ها رهبری آن را به‌عهده داشت.&lt;br /&gt;
سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی تندرو در طول فعالیت خود مرتکب قتل و کشتار بسیار شدند. در ‘’’ ۱۹۴۴’’’ لرد موین- یکی از وزرای انگلیسی- در قاهره ترور شد. در ‘’’ ۱۹۴۶’’’ در هتل داوودبیت‌المقدس بمبی منفجر گردید که  ‘’’۹۱ ‘’’ نفر را از پای درآورد. در ‘’’ ۱۹۴۸’’’ کنت بر نادوت – که برای میانجیگری به فلسطین آمده بود – در بیت‌المقدس به‌قتل رسید.&lt;br /&gt;
دولتی که مدت‌ها با خشونت زیسته باشد به‌سختی می‌تواند خود را به‌رعایت حقوق اقلیت‌ها مقید کند. سیاست داخلی اسرائیل که در آغاز و به‌ظهار مدعی رعایت حقوق اقلیت عربِ تحت حاکمیت خود بود، به زودی به‌اِعمال خشونت و فشار تغییر یافت و در نتیجه وحشت و خشونت سراسر منطقه را فرا گرفت. مخاللفت با آزادی و حقوق فردی، و سرکوب گروه‌های مخالف، محیط مناسبی برای رشد و گسترش انواع سیاست‌های افراطی و خشن به‌وجود آورد.&lt;br /&gt;
علی‌رغم مخالفت افکار عمومی، تروریسم کاربردی جهانی دارد. گاه دولت‌ها ازاین وسیلهء ارزان- در قیاس با اعزام نیروی نظامی پر خرج- برای اجرای مقاصد سیاسی و توسعه‌طلبانهء خود استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
خشونت، در خاورمیانه، برای مقابله با استعمارگران در حکم سلاحی بوده است. خشونت به‌عنوان یک ابزار ضداستعماری در عدن و سرزمین‌های مجاور آن کاربردی وسیع داشته است. در اوائل دولت انگلیسی به‌منظور تداروم بخشیدن به منافع استعماریش تصمیم به‌تغییر سیاست خارجی خود در خاورمیانه گرفت و با اعلام سیاست ((عدم مداخله)) سعی کرد ضمن اعطای استقلال به‌عدن، روابط خود را با دولت جدید تحت عنوان ((فدراسیون عربستان جنوبی)) حفظ کند. طرح انگلستان در عمل با شکست مواجه شد. علل ناکامی این سیاست را می‌توان در مسائلی چون فقدان یک نظام سیاسی قابل اعتماد در عدن، گسترش عقاید جمال عبدالناصر در منطقه، و شروع جنگ داخلی در یمن پی گرفت. به‌زودی موج خشونت گروه‌های ناسیونالیستی سراسر عدن را در برگرفت و موقعیت بریتانیا و شیوخ وابسته به‌شدت در مخاطره افتاد. از طرف دیگر، دو سازمان ناسیونالیستی – یعنی ((جبههء آزادی‌بخش ملی)) و ((جبههء آزادی‌بخش بمن جنوبی)) – برای تصاحب قدرت با یکدیگر درگیر شدند. تا این که سرانجام جبههء آزادی‌بخش ملی در محیطی آکنده از خشونت بر رقیب خود پیروز شد، و در اواخر ‘‘’ ۱۹۶۷’’’ که بریتانیا نیروهای خود را از جنوب یمن بیرون برد ((جبههء خلق یمن)) اعلام موجودیت کرد. وجه تمایز جنگ استقلال‌طلبانه با تروریسم و اِعمال خشونت گروهی برعلیه رژیم یا دولت استعماری کدام است؟ جنگ استقلال‌طلبانه مراحل بسیار متنوع دارد و گاه جنبهء بین‌المللی به‌خود می‌گیرد. جنگ بین اردن ومصر با اسرائیل در سال ‘’’ ۱۹۴۸’’’، بیش‌تر جنبهء بین‌المللی داشت تا داخلی؛ در حالی که اسرائیلی‌ها آن را جنگ استقلال می‌نامیدند. خاورمیانه شاهد وقوع انواع جنگ‌های استقلال‌طلبانه بوده است. قیام ((ریف)) علیه اسپانیائی‌ها و فرانسویان درمراکش آغاز یک جنگ استقلال‌طلبانه بود که محمدبن عبدالکریم رهبری آن را به‌عهده داشت. مبارزات مردم الجزایر برعلیه سلطهء فرانسویان نمونهء دیگری از جنگ‌های استقلال‌طلبانه مردم خاورمیانه است.&lt;br /&gt;
الجزایر در ‘’’۱۸۳۰ ‘’’ رسماً ضمیمهء فرانسه شد. خلق الجزایر سال‌ها قبل – یعنی بعد از ‘’’۱۸۲۰ ‘’’ – از طریق تشکیل اجتماعات و شورش‌های مسلحانه جنگ‌های استقلال‌طلبانهء خود را آغاز کردند، هر چند که نهضت آن‌ها درآغاز کم‌تر جلوهء ناسیونالیستی داشت و بیش‌تر محلی بود. فرانسویان هرگز قادر به‌درک خواست‌های مردم الجزایر نشدند و همچنان تا پیروزی نهائی  انقلاب، به‌اسکان دادن فرانسویان به‌عنوان مهاجر در الجزایر پرداختند وپول و اسلحه به‌این سرزمین فرستادند. و الجزایر را جزئی ازخاک فرانسه دانستند.&lt;br /&gt;
بعد از ‘’’۱۹۵۸ ‘’’ که ارتش فرانسه به‌دلیل تحمل یک قرن شکست‌های مکرر در جنگ‌ها برای تداوم بخشیدن به سلطهء خود در الجزایر به‌اعمال تروریسم و خشونت پرداخت، امکان پیروزی انقلابیون الجزایر به‌دلیل رفتار وحشیانهء ارتش فرانسه غیرقابل تردید شد.&lt;br /&gt;
طغیان کردهای عراق در قرن بیستم، به‌این خاطر که بیش‌تر در مخالفت با یکی از حکومت‌های بومی عرب بود تا قدرت‌های استعماری اروپا، از جهاتی قابل توجه است. کردها عرب نیستند و سرزمین آبا و اجدادی آن‌ها در حال حاضر ممالک ایران، ترکیه، و عراق را تشکیل‌می‌دهد. کردهامردانی سلحضور و کوه‌نشینند که درطول تاریخ تحت ستم حکومت‌های وقت بوده‌اند.  تا پایان جنگ جهانی اول، عراق جزئی از امپراتوری عثمانی بود. بعداز جنگ و تجزیهء این امپراتوری، عراق تحت قیومیت بریتانیا قرار گرفت و ضعف نسبی جکومت بغداد باعث گردید که کردها تا حدی استقلال عمل داشته باشند.&lt;br /&gt;
در پایان جنگ دوم جهانی ((بارزانی)) کوشید تا اساس یک کردستان مستقل را پی ریزد ولی موفق نشد و به‌اتحاد شوروی رفت و تا انقلاب ‘’’ ۱۹۵۸’’’ به‌رهبری قاسم، به‌عراق بازنگشت. حکومت نظامی هم نتوانست مسألهء کردها را از پیش پای خود بردارد. جنگ بی‌حاصل کردها و دولت مرکزی در طول نیمه اول  دههء’’’۱۹۶۰ ‘’’ ادامه یافت، ضمن آن که هر دو طرف تمایل خود را برای انجام مذاکرات به‌منظور دستیابی به‌راه حل مطلوب پنهان نمی‌کردند.&lt;br /&gt;
برای حکومت بغداد حفظ حیثیت و امنیت منابع نفتی از اهمیت ویژه‌ئی برخوردار است در حالی که کردها فقط به‌احراز حق تعیین سرنوشت خود می‌اندیشند. از آنجا که ارتش ملی عراق آن قدر قوی نیست که با یک یورش سرزمین‌های کردنشین را به‌اشغال خود درآورد، حکومت مرکزی هر سال اعلام می‌کند  که جنگ با کردها پایان گرفته و روابط آن‌ها حسنه شده است، در حالی که هر دو طرف در تدارک جنگ تازه‌ئی هستند. ظواهر امر حاکی از این بود که از سال ‘’’۱۹۷۰ ‘’’ بعثی‌ها و کردها به‌توافقی اساسی رسیده باشند ولی به‌مجرد ملی شدن نفت در سال ‘’’۱۹۷۲’’’ و کاهش تولید نفت شمال عراق، کردها مخالف با حکومت مرکزی را از سر گرفتند.&lt;br /&gt;
در خال حاضر امید چندانی به‌خودمختاری کردهای عراق نمی‌تون داشت. چرا که کردها راهی به‌آب‌های آزاد جهان ندارند، منابع طبیعی آن‌ها محدود است، و از طرف دیگر از نظر افکار عمومی جهان در یک نوع انزوای سیاسی به‌سر می‌برند. عدم جمایت رژیم قبلی   ایران از استقلال کردها در سال ‘’’۱۹۷۵’’’  باعث شد که بنیهء نظامی آن‌ها به‌شدت تحلیل رود تا جائی که حکومت عراق اعلام کرد مسألهء کردها برای همیشه پایان یافته است. بارزانی به‌ایران آمد و سپس به‌واشنگتن رفت و همانجا مرد۱.&lt;br /&gt;
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;
{{ ۱.نویسنده، به سادگی از روی این مسأله گذشته است.  شاه مخلوع ایران بدون این که کم‌ترین علاقه‌ئی به کردها و به‌خصوص خودمختاری آن‌ها داشته باشد در جنگ سرد با عراق مصطفی بارزانی را به‌جنگ با آن کشور تشویق می‌کرد و قدرت تسلیحاتی کردهای عراق را از طریق ارسال انواع سلاح‌ها و نفرات ارتش خود افزایش می‌داد. پس از آن که او و رهبر عراق در الجزایر یکدیگر را در آغوش گرفتند وبا هم آشتی کردند، به فاصلهء هشت ساعت، افراد ارتش او که درکنار ((برادران کرد عراق)) با نظامیان عراق می‌جنگیدند ناکهن سلاح‌ها را بر سینهء کردها گذاشتند و آن‌ها را خلع سلاح کردند. ارتش ایران ناجوانمردی نسبت به‌کردها را از حد گذراند. اینان نه فقط اسلحه، بلکه بر حسب گزارش خبرنگار لوموند خواربار آن‌ها رانیز به کامیون‌ها بار کردند و با خود به‌این سوی مرز آوردند. گزارش از چنان قحطی و گرسنگی شدیدی در کردستان عراق حکایت می‌کرد که باورکردنی نبود. بارزانی ابله که یا فریب شاه را خورده بود یا خود به اشارهء آمریکائی‌ها در کشاندن خلق کُرد عراق به‌این فاجعه همدست او بود با اعوان و انصارش به‌ایران آمد. از مبارزان و پیشمرگان کُرد نیز گروهی ناگریز به‌ایران پناهنده شدند و تعداد بسیاری از آنان تا آخرین لحظه و تا آخرین فشنگ در سنگرهای خود پایداری کردند. }}&lt;br /&gt;
            ]ا.ش.[&lt;br /&gt;
عراق و ایران همیشه به‌عبث کوشیده‌اند نهضت کردها را سرکوب کنند. ولی خلق کُرد همچنان پای‌بند عقاید گذشته خویش است. &lt;br /&gt;
از موارد دیگر اعمال خشونت ومخالفت با حکومت مرکزی در خاورمیانه حوادث سودان در سال ‘’’۱۹۷۲ ’’’  و عمان در نیمه اول دهه ‘’’ ۱۹۷۰ ’’’ است.&lt;br /&gt;
امکان تحقق این گونه نهضت‌ها و انقلابات و دگرگونی‌ها به‌دلیل غییر دائمی نظام سیاسی و خاتمهء روابط استعماری کلاسیک یا سست شدن آن در هر یک از ممالک خاورمیانه وجود دارد. از طرف دیگر باید توجه داشت که کشورهای خاورمیانه تنها نقاط جهان نیست که ناظر تحولاتی از این گونه است. بلکه این کشورها صرفاً به‌لحاظ وجود پاره‌ئی شرائط مساعد و استثنائی مورد توجهندکه اهم آن عبارت است از:&lt;br /&gt;
‘’’ ۱- ضعف مشروعیت حکومت مرکزی: ‘’’ در سرزمین‌هائی که حاکمیت استعماری برقرار است، نیروهای ناسیونالیستی عاجلاً به‌قدرت خواهند رسید ولی پس از استقرار، مشروعیت ملی به‌دلیل ضعف بنیادی قدرت دست به‌دست می‌شود. و این خود عاملی نهادی برای انواع کودتاها و تضادهای اجتماعی است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۲- تضادهای ایدئولوژیک:’’’ علی‌رغم شعارهای گسترده و تیلیغات وسیع دربارهء ناسیونالیسم یا سوسیالیسم در خاورمیانه تضادهای ایدئولوژیک عمیقی وجود دارد که در حال عمومیت یافتن است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۳- اقلیت‌های متعصب:’’’ مسألهء اقلیت‌ها منحصر به‌خاورمیانه نیست. تیرولی‌ها در جنوب ایتالیا، کاتولیک‌ها در اولستر، و فرانسویان در کانادا در اقلیت هستند. ولی مشکل اقلیت‌ها در خاورمیانه، در ارتباط با شرائط ومسائل دیگر در آیندهء نه چندان دور به‌یک فرایند علیه جکومت مرکزی مبدل خواهد شد. اقلیت‌هائی که در مجموع به انواع مذهبی، نژادی، قبیله‌ئی و قومی تقسیم می‌شوند.&lt;br /&gt;
‘’’ ۴- مداخله قدرت‌های بزرگ:’’’ با این که روابط استعماری دولت‌های فرانسه و انگلیس با ممالک خاورمیانه سال‌ها پیش خاتمه یافته است، با این حال این دولت‌ها هنوز به‌طریق مختلف در امور منطقه دخالت می‌کنند. اتحاد جماهیر شوروی و به‌ویژه ایالات متحد آمریکا نیز عملاً و رسماً و بیش از پیش در خاورمیانه حضور تعیین‌کننده دارند.&lt;br /&gt;
از طرفی دیگر ممالک خاورمیانه خودگاه و بیگاه در امور یکدیگر مداخله می‌کنند. ممالکی مانند مصر، لیبی و تا این اواخر ایران، در اعمال چنین سیاست‌هائی شهرت بسیار داشته‌اند.&lt;br /&gt;
‘’’__________________’’’&lt;br /&gt;
“””ترورهای سیاسی&lt;br /&gt;
در خاورمیانه”””&lt;br /&gt;
ترور رهبران، در تاریخ جان بی‌سابقه نیست. ترور و اعمال خشونت‌های سیاسی عموماً تحت تأثیر پاره‌ئی نابسامانی‌های اجتماعی و شورش‌های منطقه‌ئی صورت می‌گیرد. درباره نحوهء انتخاب قربانی و این که از چه ردهء اجتماعی می‌باید باشد اتفاق نظر وجود ندارد. در ایالات متحد آمریکا معمولاً قربانی از بالاترین مقامات سیاسی است در حالی که در خاورمیانه معمولاً فرد مورد نظر از میان طیف وسیع مسؤولان سیاسی و اجتماعی انتخاب می‌شود. استعمار دول بزرگ، توسعه افکار ناسیونالیستی، وجود انواع ایدئولوژی‌ها، و بالاخره مبارزه و اعمال خشونت برای تصاحب قدرت، از عوامل فزایندهء تعداد ترورهای سیاسی در خاورمیانه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‘’’فهرست ترور رهبران و نخست‌وزیران در خاورمیانه:’’’&lt;br /&gt;
‘’’سال’’’                   ‘’’نام شخصیت’’’&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹                                        حبیب اله             افغانستان          +&lt;br /&gt;
۱۹    	محمدسعید	مصر                         	+&lt;br /&gt;
۲۰                              دروبی پاشا            سوریه              +&lt;br /&gt;
۲۴                                    زغلول پاشا          مصر                                        +&lt;br /&gt;
۳۰		اسماعیل صدیق پاشا          مصر		+&lt;br /&gt;
۳۲		اسماعیل صدیق پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
۳۵		عبدالعزیز ابن سعود		عربستان سعودی	+&lt;br /&gt;
۳۷		بکر سعید		عراق		+&lt;br /&gt;
۳۷		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
۴۵		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
۴۵		احمد پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
۴۸		امام یحیی			یمن		+&lt;br /&gt;
۴۹		حسین زعیم			سوریه		+&lt;br /&gt;
۴۹		محمدرضا پهلوی			ایران			+&lt;br /&gt;
۵۰		ریاالصلح			لبنان			+&lt;br /&gt;
۵۰		سامی حیناوی                      لبنان             +&lt;br /&gt;
۵۰                    ریاالصلح                       اردن                 +&lt;br /&gt;
۵۱                   ملک عبدلله                      اردن                 +&lt;br /&gt;
۵۱	لیاقت علی خان                پاکستان               +&lt;br /&gt;
۵۱                 علی رزم‌آرا                           ایران                   +&lt;br /&gt;
۵۴                    جمال عبدالناصر               مصر                                           +&lt;br /&gt;
۵۵ 	ادنان مالکی	سوریه	+&lt;br /&gt;
۵۸                      نوری سعید               عراق	+&lt;br /&gt;
۵۸	ملک فیصل دوم	عراق	+&lt;br /&gt;
۵۹	عبدالکریم قاسم	عراق		+&lt;br /&gt;
۶۲	امام محمد البکر                یمن		+&lt;br /&gt;
۶۴	احمدبن بلا                     الجزایر	                     +&lt;br /&gt;
۶۴	ادیب شیشکلی                 سوریه	+&lt;br /&gt;
۶۵	محمدرضا پهلوی	ایران		+&lt;br /&gt;
۶۵	حسن علی منصور            ایران	+&lt;br /&gt;
۶۷	لوی اشکول                   اسرائیل                                         +&lt;br /&gt;
۶۸	محمد ایوب خان 	پاکستان		+&lt;br /&gt;
۷۱      ملک حسن          مراکش                                                      +&lt;br /&gt;
۷۵      وصی التل          مصر           +&lt;br /&gt;
۷۲      ملک حسن          مراکش                                                      +&lt;br /&gt;
۷۳      شیخ محمدعلی      جمهوری عربی‌یمن +&lt;br /&gt;
۷۵      ملک فیصل         عربستان سعودی  +&lt;br /&gt;
۷۷       ابراهیم الحمدی   جمهوری عربی‌یمن+&lt;br /&gt;
۷۸      معمر قذافی                                                                  +&lt;br /&gt;
۷۸      داوود افغانستان                 +&lt;br /&gt;
۷۸      احمد القشیمی        جمهوری عربی‌یمن  +&lt;br /&gt;
۷۸      سلیم ربعی علی       جمهوری عربی‌یم   +&lt;br /&gt;
۷۹      تره‌کی               افغانستان       +&lt;br /&gt;
۷۹      امین                 افغانستان      +&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17502</id>
		<title>خشونت در خاورمیانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17502"/>
		<updated>2011-05-20T14:34:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-009.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-010.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-011.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-012.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-013.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-014.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
خشونت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
آیا کاربرد خشونت در خاورمیانه سابقهء سنتی دارد؟&lt;br /&gt;
از نظر تاریخی، خشونت بین گروه‌ها و اجتماعات در خاورمیانه وجود داشته، مانند تجاوزات قبیله‌ئی و جنگ‌های بین استعمارگران نخستین و اهالی بومی، دلاوری در نبرد و شجاعت در جنگ‌ها از دیرباز از جملهء‌ محسنات این مردم بوده است به‌ویژه بین افراد بادیه‌نشین. در خاورمیانه، زندگی افراد از نظر حکام و فرمانروایان چندان بهائی نداشته است. کما این که هنوز هم بیگاری تا حد مرگ در پاره‌ئی مناطق رواج دارد؛ مالیات با چوب و فلک دریافت می‌شود  و سربازگیری با اعمال روش‌های خشونت‌آمیز. خون‌خواهی و انتقام برای خفظ حیثیت هنوز امری است مشروع. کشتن سلاطین و افراد متنفذ نیز در خاورمیانه سابقهء طولانی دارد. در مقابل، فرمانروایان و به‌خصوص سلاطین عثمانی سعی داشتند با اعمال خشونت هر نوع مقاومت و مخالفت را سرکوب یا خنثی کنند.&lt;br /&gt;
با این وصف آیا می‌توان گفت خشونت در خاورمیانه عملی سنتی و بومی بوده است؟&lt;br /&gt;
عقل و انصاف به‌ما حکم می‌کند که این دوران از تاریخ خاورمیانه را با دوران مشابه دیگر نواحی و سرزمین‌ها مقایسه کنیم. هر چند سلطان ‘’’سلیم’’’  اول از ‘’’هانری’’’  هشتم خونخوارتر بود، ‘’’صلاح‌الدین’’’ به‌قدر ‘’’ریشارد شیردل’’’ – دشمن خود- شجاع و بخشنده بود و محققاً سخاوتمندتر از ‘’’جان’’’، برادر ریچارد. ‘’’حسن صباح’’’- پیرمرد قلعهء الموت- از ‘’’پاپ الکساندر’’’ ششم و پسرش ‘’’سزار بورژیا’’’ خشن‌تر نبود.&lt;br /&gt;
در طول جنگ‌های خونین صلیبی، مسیحیان و مسلمانان به‌یک اندازه از خود قساوت نشان دادند. می‌توان گفت که مردم خاورمیانه در قیاس با دیگران کم‌تر وحشی و خشن بوده‌اند و در اعمال خشونت هرگز از ملل دیگر دیگر پیشی نگرفته‌اند.&lt;br /&gt;
انگاره‌های معاصر خشونت شهری در خاورمیانه همسانِ اروپا و ایالات متحد آمریکا نیست. نهضت‌های دانشجوئی، انجام تظاهرات و تشکیل اجتماعات بزرگ، سال‌هاست که جزئی از فرهنگ مردم خاورمیانه شده است. در اروپا نیز به‌خصوص در سال‌های اخیر چنین تظاهراتی بوده است ولی سطح خشونت در خاورمیانه پائین‌تر است. تعداد جنایات، در تهران یا قاهره، بسیار کم‌تر از نیویورک و پاریس است. حتی در ممالکی مانند افغانستان که مردم تا این واخر برحسب سنت، مسلحانه در معابر رفت و آمد می‌کردند کاربرد خشونت کم‌تر از حد انتظار است. اعراب با سربازان  دولت اسرائیل می‌جنگند نه به‌عنوان یک فرد یهودی؛ در حالی که هیتلر، یهودیان را فقط به‌خاطر یهودی بودن‌شان به کوره‌های آدم‌سوزی می‌فرستاد. در اواخر دههء’’’ ۱۹۷۰’’’  موج آدم‌دزدی و ترورهای سیاسی در اروپا آنچنان بالا گرفت که فقط چند ناحیه از دنیای متمدن از مواج آن مصون ماند.&lt;br /&gt;
تا اواخر جنگ بین‌الملل، خاورمیانه همچنان تحت سلطه استعمارگران  بود. سراسر شمال آفریقا- به‌جز مصر که تا یک نسل بعد نیز در اشغال بریتانیا بود- در اختیار ایتالیا و فرانسه قرار داشت. فلسطین، اردن، عراق،  کویت، عدن و قبرس نیز سحت سلطهء بریتانیا بودند و سوریه و لبنان جزو مستعمران فرانسه محسوب می‌شدند. در دهه ‘’’ ۱۹۶۰’’’ اوضاع تغییر کرد و روند مخالفت با شرائط موجود و تسلط بیگانگان آغاز گردید و به‌زودی به‌خشونت گرائید.&lt;br /&gt;
قیام ‘’’ریف’’’ در مراکشِ تحت سلطهء اسپانیا در سال ‘’’۱۹۲۱’’’، سرآغازی بود بر مبارزات ضداستعماری در خاورمیانه. این قیام به‌رهبری محمدابن عبدالکریم به‌زودی به سرزمین‌های زیر نفوذ فرانسه در مراکش سرایت کرد و جنبهء همگانی یافت. ولی با عزام نیروهای نظامی تقویتی و سپس دخالت ارتش نیرومند فرانسه سرکوب شد. اکثر فعالیت‌های ضد فرانسوی و ضد انگلیسی در مصر، فلسطین و سوریه در سال ‘’’۱۹۲۰’’’  به‌وقوع پیوست. در عراق نیز مقاومت‌هائی علیه انگلیسی‌ها صورت گرفت ولی سازش فیصل باعث شد که مخالفت مردم تا سال ‘’’۱۹۳۳’’’  تحت کنترل قرار گیرد. وقوع ناآرامی در شیخ‌نشین‌های شزقی- از جمله عدن- در سراسر دههء بیست و سیِ قرن حاضر بیش‌تر جنبهء تضادهای قبیله‌ئی داشت تا مخالفت استثمارگران. با این که قبایل خاورمیانه در دههء ‘’’۱۹۲۰’’’  تا حدی نابهنگام از خود ناآرامی نشان می‌دادند، سران آن‌ها همچنان لجوجانه اقتدار قبیله‌ئی ی سنتی خود را حفظ کرده بر اوضاع مسلط ماندند. مانند ایران،  افغانستان،  نواخی غربی هندوستان،  سودان، لیبی، عراق، اردن و عربستان سعودی. در طول مرزهای این ممالک ((نیروهای مرزنشین)) متشکل از قبایل اسکان داده شده‌اند تا مانع تاخت و تاز گروه‌ها و قبایل متخاصم شوند. پیک پاشا و گلوب پاشا در گذشته از سازمان‌دهندگان و مجریان چنین سیاست‌هائی بوده‌اند. هنوز هم قبایل خاورمیانه خوی جنگ‌جو مبارزاتی‌شان را دارند ولی دیگر مثل سابق از قدرت و استقلاب عمل برخوردار نیستند. با این حال مسألهء قبایل هنوز در خاورمیانه پایان نیافته است و حتی در اسرائیل مشکل اسکان چهل هزار نفر از گروه‌های نِگیو کشتند. ملیّون مصری هم همراه دستجات عظیم و به‌رهبری افراد تندرو و هدایت سران گروه اخوان‌المسلمین، به‌تلافی، بیش‌تر مراکز غربی و شبه غربی مانند هتل‌های لوکس، بانک‌ها و مؤسسات خارجی را به‌آتش کشیدند و منهدم کردند. حداقل دوازده اروپائی به‌قتل رسید. خسارات وارده بیش از پنجاه میلیون دلار برآورد شد. در اواخر روز، ارتش مداخله کرد و از گسترش ظغیان و هجوم به‌نقاط سالم شهر جلو گرفت.&lt;br /&gt;
فواصل موارد اعمال خشونت در خاورمیانه چه قبل از جنگ دوم بین‌الملل و چه پس از آن بسیار کوتاه بوده است، و در مورد فلسطین بلاانقطاع.&lt;br /&gt;
مسألهء اسرائیل که مانند طاعون خاورمیانه را فرا گرفته است در واقع از سال ‘’’۱۸۹۷’’’  در اولین کنگره صهیونیست‌ها در شهر ((بال)) و با اعلام این که فلسطین موطن یهودیان جهان است آغاز شد. شروع تعقیب و ایذاء یهودیان اروپا و کشتار دسته‌جمعی آنان به‌وسیلهء رژیم هیتلر، باعث هجوم یهودیان به‌سرزمین فلسطین شد و در اواخر جنگ دوم بین‌الملل تعداد مهاجرانبه‌حدی افزایش یافت که سرزمین‌های مسکونی اعراب بومی فلسطین نیز درمعرض تجاوز یهودیان تازه وارد قرار گرفت. دولت انگلیس که از سوی جامعهء ملل قیومیت فلسطین را تقبل کرده بود و مسؤولیت تنظیم نحوهء مهاجرت یهودیان را به‌عهده داشت در ماه مه  ‘’’۱۹۴۸’’’ به‌ناگهان نیروهای خود را از منطقه خارج کرد و متعاقب آن اولین جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد.&lt;br /&gt;
پاسخ به‌این سؤال که اِعمال خشونت بین اعراب و یهودیان از چه زمانی شروع شد ساده نیست. فقط می‌توان گفت که شورش ((جافا)) در سال ‘’’۱۹۳۶’’’  که باعث کشته شدن تعدادی از یهودیان و اعراب گردید ازموارد اولیهء کاربرد خشونت در ناحیهء فلسطین است. علی‌رغم دخالت حاج امین‌الحسینی- مفتی فلسطین- برای برقراری آرامش که با کمک جامعهء ملل صورت گرفت و تاحدی مهاجرت یهودیان را کاهش داد، ‘’’ناآرامی و انتقامجوئی’’’ همچنان گسترش می‌یافت. در آغاز، اعراب، تمام توان خود را علیه یهودیان بسیج کردند و حملات خویش را متوجه تجار و بازرگانان یهودی کرده به‌قرارگاه‌های آنان یورش می‌بردند؛ ولی به‌زودی با دشمن اصلی خود یعنی انگلیسی‌ها که تسهیلات لازم جهت مهاجرت و اسکان یهودیان فراهم می‌آوردند درگیر شدند.   یهودیان و اندکی بعد کماندوهای انگلیسی نیز با تشکیل سازمان‌های تروریستی به‌مقابله با اعراب و دست آخر با یکدیگر پرداختند و در نتیجه، اعمال خشونت و تروریسم در فلسطین ابعاد سه گانه یافت.&lt;br /&gt;
حتی پس از تأسیس دولت اسرائیل، جکومت مرکزی از مشروعیت و تأیید تروریست‌های خودی و از جمله گروه‌های ((اشترن)) و ((ایرگون)) نیز برخوردار نبود. تشکیلات تروریستی ایرگون بسیار سازمان یافته بود و مناخیم بگین در سال ‘‘’ ۱۹۷۷’’’ نخست‌وزیر اسرائیل شد سال‌ها رهبری آن را به‌عهده داشت.&lt;br /&gt;
سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی تندرو در طول فعالیت خود مرتکب قتل و کشتار بسیار شدند. در ‘’’ ۱۹۴۴’’’ لرد موین- یکی از وزرای انگلیسی- در قاهره ترور شد. در ‘’’ ۱۹۴۶’’’ در هتل داوودبیت‌المقدس بمبی منفجر گردید که  ‘’’۹۱ ‘’’ نفر را از پای درآورد. در ‘’’ ۱۹۴۸’’’ کنت بر نادوت – که برای میانجیگری به فلسطین آمده بود – در بیت‌المقدس به‌قتل رسید.&lt;br /&gt;
دولتی که مدت‌ها با خشونت زیسته باشد به‌سختی می‌تواند خود را به‌رعایت حقوق اقلیت‌ها مقید کند. سیاست داخلی اسرائیل که در آغاز و به‌ظهار مدعی رعایت حقوق اقلیت عربِ تحت حاکمیت خود بود، به زودی به‌اِعمال خشونت و فشار تغییر یافت و در نتیجه وحشت و خشونت سراسر منطقه را فرا گرفت. مخاللفت با آزادی و حقوق فردی، و سرکوب گروه‌های مخالف، محیط مناسبی برای رشد و گسترش انواع سیاست‌های افراطی و خشن به‌وجود آورد.&lt;br /&gt;
علی‌رغم مخالفت افکار عمومی، تروریسم کاربردی جهانی دارد. گاه دولت‌ها ازاین وسیلهء ارزان- در قیاس با اعزام نیروی نظامی پر خرج- برای اجرای مقاصد سیاسی و توسعه‌طلبانهء خود استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
خشونت، در خاورمیانه، برای مقابله با استعمارگران در حکم سلاحی بوده است. خشونت به‌عنوان یک ابزار ضداستعماری در عدن و سرزمین‌های مجاور آن کاربردی وسیع داشته است. در اوائل دولت انگلیسی به‌منظور تداروم بخشیدن به منافع استعماریش تصمیم به‌تغییر سیاست خارجی خود در خاورمیانه گرفت و با اعلام سیاست ((عدم مداخله)) سعی کرد ضمن اعطای استقلال به‌عدن، روابط خود را با دولت جدید تحت عنوان ((فدراسیون عربستان جنوبی)) حفظ کند. طرح انگلستان در عمل با شکست مواجه شد. علل ناکامی این سیاست را می‌توان در مسائلی چون فقدان یک نظام سیاسی قابل اعتماد در عدن، گسترش عقاید جمال عبدالناصر در منطقه، و شروع جنگ داخلی در یمن پی گرفت. به‌زودی موج خشونت گروه‌های ناسیونالیستی سراسر عدن را در برگرفت و موقعیت بریتانیا و شیوخ وابسته به‌شدت در مخاطره افتاد. از طرف دیگر، دو سازمان ناسیونالیستی – یعنی ((جبههء آزادی‌بخش ملی)) و ((جبههء آزادی‌بخش بمن جنوبی)) – برای تصاحب قدرت با یکدیگر درگیر شدند. تا این که سرانجام جبههء آزادی‌بخش ملی در محیطی آکنده از خشونت بر رقیب خود پیروز شد، و در اواخر ‘‘’ ۱۹۶۷’’’ که بریتانیا نیروهای خود را از جنوب یمن بیرون برد ((جبههء خلق یمن)) اعلام موجودیت کرد. وجه تمایز جنگ استقلال‌طلبانه با تروریسم و اِعمال خشونت گروهی برعلیه رژیم یا دولت استعماری کدام است؟ جنگ استقلال‌طلبانه مراحل بسیار متنوع دارد و گاه جنبهء بین‌المللی به‌خود می‌گیرد. جنگ بین اردن ومصر با اسرائیل در سال ‘’’ ۱۹۴۸’’’، بیش‌تر جنبهء بین‌المللی داشت تا داخلی؛ در حالی که اسرائیلی‌ها آن را جنگ استقلال می‌نامیدند. خاورمیانه شاهد وقوع انواع جنگ‌های استقلال‌طلبانه بوده است. قیام ((ریف)) علیه اسپانیائی‌ها و فرانسویان درمراکش آغاز یک جنگ استقلال‌طلبانه بود که محمدبن عبدالکریم رهبری آن را به‌عهده داشت. مبارزات مردم الجزایر برعلیه سلطهء فرانسویان نمونهء دیگری از جنگ‌های استقلال‌طلبانه مردم خاورمیانه است.&lt;br /&gt;
الجزایر در ‘’’۱۸۳۰ ‘’’ رسماً ضمیمهء فرانسه شد. خلق الجزایر سال‌ها قبل – یعنی بعد از ‘’’۱۸۲۰ ‘’’ – از طریق تشکیل اجتماعات و شورش‌های مسلحانه جنگ‌های استقلال‌طلبانهء خود را آغاز کردند، هر چند که نهضت آن‌ها درآغاز کم‌تر جلوهء ناسیونالیستی داشت و بیش‌تر محلی بود. فرانسویان هرگز قادر به‌درک خواست‌های مردم الجزایر نشدند و همچنان تا پیروزی نهائی  انقلاب، به‌اسکان دادن فرانسویان به‌عنوان مهاجر در الجزایر پرداختند وپول و اسلحه به‌این سرزمین فرستادند. و الجزایر را جزئی ازخاک فرانسه دانستند.&lt;br /&gt;
بعد از ‘’’۱۹۵۸ ‘’’ که ارتش فرانسه به‌دلیل تحمل یک قرن شکست‌های مکرر در جنگ‌ها برای تداوم بخشیدن به سلطهء خود در الجزایر به‌اعمال تروریسم و خشونت پرداخت، امکان پیروزی انقلابیون الجزایر به‌دلیل رفتار وحشیانهء ارتش فرانسه غیرقابل تردید شد.&lt;br /&gt;
طغیان کردهای عراق در قرن بیستم، به‌این خاطر که بیش‌تر در مخالفت با یکی از حکومت‌های بومی عرب بود تا قدرت‌های استعماری اروپا، از جهاتی قابل توجه است. کردها عرب نیستند و سرزمین آبا و اجدادی آن‌ها در حال حاضر ممالک ایران، ترکیه، و عراق را تشکیل‌می‌دهد. کردهامردانی سلحضور و کوه‌نشینند که درطول تاریخ تحت ستم حکومت‌های وقت بوده‌اند.  تا پایان جنگ جهانی اول، عراق جزئی از امپراتوری عثمانی بود. بعداز جنگ و تجزیهء این امپراتوری، عراق تحت قیومیت بریتانیا قرار گرفت و ضعف نسبی جکومت بغداد باعث گردید که کردها تا حدی استقلال عمل داشته باشند.&lt;br /&gt;
در پایان جنگ دوم جهانی ((بارزانی)) کوشید تا اساس یک کردستان مستقل را پی ریزد ولی موفق نشد و به‌اتحاد شوروی رفت و تا انقلاب ‘’’ ۱۹۵۸’’’ به‌رهبری قاسم، به‌عراق بازنگشت. حکومت نظامی هم نتوانست مسألهء کردها را از پیش پای خود بردارد. جنگ بی‌حاصل کردها و دولت مرکزی در طول نیمه اول  دههء’’’۱۹۶۰ ‘’’ ادامه یافت، ضمن آن که هر دو طرف تمایل خود را برای انجام مذاکرات به‌منظور دستیابی به‌راه حل مطلوب پنهان نمی‌کردند.&lt;br /&gt;
برای حکومت بغداد حفظ حیثیت و امنیت منابع نفتی از اهمیت ویژه‌ئی برخوردار است در حالی که کردها فقط به‌احراز حق تعیین سرنوشت خود می‌اندیشند. از آنجا که ارتش ملی عراق آن قدر قوی نیست که با یک یورش سرزمین‌های کردنشین را به‌اشغال خود درآورد، حکومت مرکزی هر سال اعلام می‌کند  که جنگ با کردها پایان گرفته و روابط آن‌ها حسنه شده است، در حالی که هر دو طرف در تدارک جنگ تازه‌ئی هستند. ظواهر امر حاکی از این بود که از سال ‘’’۱۹۷۰ ‘’’ بعثی‌ها و کردها به‌توافقی اساسی رسیده باشند ولی به‌مجرد ملی شدن نفت در سال ‘’’۱۹۷۲’’’ و کاهش تولید نفت شمال عراق، کردها مخالف با حکومت مرکزی را از سر گرفتند.&lt;br /&gt;
در خال حاضر امید چندانی به‌خودمختاری کردهای عراق نمی‌تون داشت. چرا که کردها راهی به‌آب‌های آزاد جهان ندارند، منابع طبیعی آن‌ها محدود است، و از طرف دیگر از نظر افکار عمومی جهان در یک نوع انزوای سیاسی به‌سر می‌برند. عدم جمایت رژیم قبلی   ایران از استقلال کردها در سال ‘’’۱۹۷۵’’’  باعث شد که بنیهء نظامی آن‌ها به‌شدت تحلیل رود تا جائی که حکومت عراق اعلام کرد مسألهء کردها برای همیشه پایان یافته است. بارزانی به‌ایران آمد و سپس به‌واشنگتن رفت و همانجا مرد۱.&lt;br /&gt;
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;
{{ ۱.نویسنده، به سادگی از روی این مسأله گذشته است.  شاه مخلوع ایران بدون این که کم‌ترین علاقه‌ئی به کردها و به‌خصوص خودمختاری آن‌ها داشته باشد در جنگ سرد با عراق مصطفی بارزانی را به‌جنگ با آن کشور تشویق می‌کرد و قدرت تسلیحاتی کردهای عراق را از طریق ارسال انواع سلاح‌ها و نفرات ارتش خود افزایش می‌داد. پس از آن که او و رهبر عراق در الجزایر یکدیگر را در آغوش گرفتند وبا هم آشتی کردند، به فاصلهء هشت ساعت، افراد ارتش او که درکنار ((برادران کرد عراق)) با نظامیان عراق می‌جنگیدند ناکهن سلاح‌ها را بر سینهء کردها گذاشتند و آن‌ها را خلع سلاح کردند. ارتش ایران ناجوانمردی نسبت به‌کردها را از حد گذراند. اینان نه فقط اسلحه، بلکه بر حسب گزارش خبرنگار لوموند خواربار آن‌ها رانیز به کامیون‌ها بار کردند و با خود به‌این سوی مرز آوردند. گزارش از چنان قحطی و گرسنگی شدیدی در کردستان عراق حکایت می‌کرد که باورکردنی نبود. بارزانی ابله که یا فریب شاه را خورده بود یا خود به اشارهء آمریکائی‌ها در کشاندن خلق کُرد عراق به‌این فاجعه همدست او بود با اعوان و انصارش به‌ایران آمد. از مبارزان و پیشمرگان کُرد نیز گروهی ناگریز به‌ایران پناهنده شدند و تعداد بسیاری از آنان تا آخرین لحظه و تا آخرین فشنگ در سنگرهای خود پایداری کردند. }}&lt;br /&gt;
            ]ا.ش.[&lt;br /&gt;
عراق و ایران همیشه به‌عبث کوشیده‌اند نهضت کردها را سرکوب کنند. ولی خلق کُرد همچنان پای‌بند عقاید گذشته خویش است. &lt;br /&gt;
از موارد دیگر اعمال خشونت ومخالفت با حکومت مرکزی در خاورمیانه حوادث سودان در سال ‘’’۱۹۷۲ ’’’  و عمان در نیمه اول دهه ‘’’ ۱۹۷۰ ’’’ است.&lt;br /&gt;
امکان تحقق این گونه نهضت‌ها و انقلابات و دگرگونی‌ها به‌دلیل غییر دائمی نظام سیاسی و خاتمهء روابط استعماری کلاسیک یا سست شدن آن در هر یک از ممالک خاورمیانه وجود دارد. از طرف دیگر باید توجه داشت که کشورهای خاورمیانه تنها نقاط جهان نیست که ناظر تحولاتی از این گونه است. بلکه این کشورها صرفاً به‌لحاظ وجود پاره‌ئی شرائط مساعد و استثنائی مورد توجهندکه اهم آن عبارت است از:&lt;br /&gt;
‘’’ ۱- ضعف مشروعیت حکومت مرکزی: ‘’’ در سرزمین‌هائی که حاکمیت استعماری برقرار است، نیروهای ناسیونالیستی عاجلاً به‌قدرت خواهند رسید ولی پس از استقرار، مشروعیت ملی به‌دلیل ضعف بنیادی قدرت دست به‌دست می‌شود. و این خود عاملی نهادی برای انواع کودتاها و تضادهای اجتماعی است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۲- تضادهای ایدئولوژیک:’’’ علی‌رغم شعارهای گسترده و تیلیغات وسیع دربارهء ناسیونالیسم یا سوسیالیسم در خاورمیانه تضادهای ایدئولوژیک عمیقی وجود دارد که در حال عمومیت یافتن است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۳- اقلیت‌های متعصب:’’’ مسألهء اقلیت‌ها منحصر به‌خاورمیانه نیست. تیرولی‌ها در جنوب ایتالیا، کاتولیک‌ها در اولستر، و فرانسویان در کانادا در اقلیت هستند. ولی مشکل اقلیت‌ها در خاورمیانه، در ارتباط با شرائط ومسائل دیگر در آیندهء نه چندان دور به‌یک فرایند علیه جکومت مرکزی مبدل خواهد شد. اقلیت‌هائی که در مجموع به انواع مذهبی، نژادی، قبیله‌ئی و قومی تقسیم می‌شوند.&lt;br /&gt;
‘’’ ۴- مداخله قدرت‌های بزرگ:’’’ با این که روابط استعماری دولت‌های فرانسه و انگلیس با ممالک خاورمیانه سال‌ها پیش خاتمه یافته است، با این حال این دولت‌ها هنوز به‌طریق مختلف در امور منطقه دخالت می‌کنند. اتحاد جماهیر شوروی و به‌ویژه ایالات متحد آمریکا نیز عملاً و رسماً و بیش از پیش در خاورمیانه حضور تعیین‌کننده دارند.&lt;br /&gt;
از طرفی دیگر ممالک خاورمیانه خودگاه و بیگاه در امور یکدیگر مداخله می‌کنند. ممالکی مانند مصر، لیبی و تا این اواخر ایران، در اعمال چنین سیاست‌هائی شهرت بسیار داشته‌اند.&lt;br /&gt;
‘’’__________________’’’&lt;br /&gt;
“””ترورهای سیاسی&lt;br /&gt;
در خاورمیانه”””&lt;br /&gt;
ترور رهبران، در تاریخ جان بی‌سابقه نیست. ترور و اعمال خشونت‌های سیاسی عموماً تحت تأثیر پاره‌ئی نابسامانی‌های اجتماعی و شورش‌های منطقه‌ئی صورت می‌گیرد. درباره نحوهء انتخاب قربانی و این که از چه ردهء اجتماعی می‌باید باشد اتفاق نظر وجود ندارد. در ایالات متحد آمریکا معمولاً قربانی از بالاترین مقامات سیاسی است در حالی که در خاورمیانه معمولاً فرد مورد نظر از میان طیف وسیع مسؤولان سیاسی و اجتماعی انتخاب می‌شود. استعمار دول بزرگ، توسعه افکار ناسیونالیستی، وجود انواع ایدئولوژی‌ها، و بالاخره مبارزه و اعمال خشونت برای تصاحب قدرت، از عوامل فزایندهء تعداد ترورهای سیاسی در خاورمیانه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‘’’فهرست ترور رهبران و نخست‌وزیران در خاورمیانه:’’’&lt;br /&gt;
‘’’سال’’’                   ‘’’نام شخصیت’’’&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹                                        حبیب اله             افغانستان          +&lt;br /&gt;
۱۹    	محمدسعید	مصر                         	+&lt;br /&gt;
۲۰                              دروبی پاشا            سوریه              +&lt;br /&gt;
۲۴                                    زغلول پاشا          مصر                                        +&lt;br /&gt;
۳۰		اسماعیل صدیق پاشا          مصر		+&lt;br /&gt;
۳۲		اسماعیل صدیق پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
۳۵		عبدالعزیز ابن سعود		عربستان سعودی	+&lt;br /&gt;
۳۷		بکر سعید		عراق		+&lt;br /&gt;
۳۷		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
۴۵		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
۴۵		احمد پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
۴۸		امام یحیی			یمن		+&lt;br /&gt;
۴۹		حسین زعیم			سوریه		+&lt;br /&gt;
۴۹		محمدرضا پهلوی			ایران			+&lt;br /&gt;
۵۰		ریاالصلح			لبنان			+&lt;br /&gt;
۵۰		سامی حیناوی                      لبنان             +&lt;br /&gt;
۵۰                    ریاالصلح                       اردن                 +&lt;br /&gt;
۵۱                   ملک عبدلله                      اردن                 +&lt;br /&gt;
۵۱	لیاقت علی خان                پاکستان               +&lt;br /&gt;
۵۱                 علی رزم‌آرا                           ایران                   +&lt;br /&gt;
۵۴                    جمال عبدالناصر               مصر                                           +&lt;br /&gt;
۵۵ 	ادنان مالکی	سوریه	+&lt;br /&gt;
۵۸                      نوری سعید               عراق	+&lt;br /&gt;
۵۸	ملک فیصل دوم	عراق	+&lt;br /&gt;
۵۹	عبدالکریم قاسم	عراق		+&lt;br /&gt;
۶۲	امام محمد البکر                یمن		+&lt;br /&gt;
۶۴	احمدبن بلا                     الجزایر	                     +&lt;br /&gt;
۶۴	ادیب شیشکلی                 سوریه	+&lt;br /&gt;
۶۵	محمدرضا پهلوی	ایران		+&lt;br /&gt;
۶۵	حسن علی منصور            ایران	+&lt;br /&gt;
۶۷	لوی اشکول                   اسرائیل                                         +&lt;br /&gt;
۶۸	محمد ایوب خان 	پاکستان		+&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17501</id>
		<title>خشونت در خاورمیانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17501"/>
		<updated>2011-05-20T14:26:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-009.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-010.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-011.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-012.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-013.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-014.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
خشونت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
آیا کاربرد خشونت در خاورمیانه سابقهء سنتی دارد؟&lt;br /&gt;
از نظر تاریخی، خشونت بین گروه‌ها و اجتماعات در خاورمیانه وجود داشته، مانند تجاوزات قبیله‌ئی و جنگ‌های بین استعمارگران نخستین و اهالی بومی، دلاوری در نبرد و شجاعت در جنگ‌ها از دیرباز از جملهء‌ محسنات این مردم بوده است به‌ویژه بین افراد بادیه‌نشین. در خاورمیانه، زندگی افراد از نظر حکام و فرمانروایان چندان بهائی نداشته است. کما این که هنوز هم بیگاری تا حد مرگ در پاره‌ئی مناطق رواج دارد؛ مالیات با چوب و فلک دریافت می‌شود  و سربازگیری با اعمال روش‌های خشونت‌آمیز. خون‌خواهی و انتقام برای خفظ حیثیت هنوز امری است مشروع. کشتن سلاطین و افراد متنفذ نیز در خاورمیانه سابقهء طولانی دارد. در مقابل، فرمانروایان و به‌خصوص سلاطین عثمانی سعی داشتند با اعمال خشونت هر نوع مقاومت و مخالفت را سرکوب یا خنثی کنند.&lt;br /&gt;
با این وصف آیا می‌توان گفت خشونت در خاورمیانه عملی سنتی و بومی بوده است؟&lt;br /&gt;
عقل و انصاف به‌ما حکم می‌کند که این دوران از تاریخ خاورمیانه را با دوران مشابه دیگر نواحی و سرزمین‌ها مقایسه کنیم. هر چند سلطان ‘’’سلیم’’’  اول از ‘’’هانری’’’  هشتم خونخوارتر بود، ‘’’صلاح‌الدین’’’ به‌قدر ‘’’ریشارد شیردل’’’ – دشمن خود- شجاع و بخشنده بود و محققاً سخاوتمندتر از ‘’’جان’’’، برادر ریچارد. ‘’’حسن صباح’’’- پیرمرد قلعهء الموت- از ‘’’پاپ الکساندر’’’ ششم و پسرش ‘’’سزار بورژیا’’’ خشن‌تر نبود.&lt;br /&gt;
در طول جنگ‌های خونین صلیبی، مسیحیان و مسلمانان به‌یک اندازه از خود قساوت نشان دادند. می‌توان گفت که مردم خاورمیانه در قیاس با دیگران کم‌تر وحشی و خشن بوده‌اند و در اعمال خشونت هرگز از ملل دیگر دیگر پیشی نگرفته‌اند.&lt;br /&gt;
انگاره‌های معاصر خشونت شهری در خاورمیانه همسانِ اروپا و ایالات متحد آمریکا نیست. نهضت‌های دانشجوئی، انجام تظاهرات و تشکیل اجتماعات بزرگ، سال‌هاست که جزئی از فرهنگ مردم خاورمیانه شده است. در اروپا نیز به‌خصوص در سال‌های اخیر چنین تظاهراتی بوده است ولی سطح خشونت در خاورمیانه پائین‌تر است. تعداد جنایات، در تهران یا قاهره، بسیار کم‌تر از نیویورک و پاریس است. حتی در ممالکی مانند افغانستان که مردم تا این واخر برحسب سنت، مسلحانه در معابر رفت و آمد می‌کردند کاربرد خشونت کم‌تر از حد انتظار است. اعراب با سربازان  دولت اسرائیل می‌جنگند نه به‌عنوان یک فرد یهودی؛ در حالی که هیتلر، یهودیان را فقط به‌خاطر یهودی بودن‌شان به کوره‌های آدم‌سوزی می‌فرستاد. در اواخر دههء’’’ ۱۹۷۰’’’  موج آدم‌دزدی و ترورهای سیاسی در اروپا آنچنان بالا گرفت که فقط چند ناحیه از دنیای متمدن از مواج آن مصون ماند.&lt;br /&gt;
تا اواخر جنگ بین‌الملل، خاورمیانه همچنان تحت سلطه استعمارگران  بود. سراسر شمال آفریقا- به‌جز مصر که تا یک نسل بعد نیز در اشغال بریتانیا بود- در اختیار ایتالیا و فرانسه قرار داشت. فلسطین، اردن، عراق،  کویت، عدن و قبرس نیز سحت سلطهء بریتانیا بودند و سوریه و لبنان جزو مستعمران فرانسه محسوب می‌شدند. در دهه ‘’’ ۱۹۶۰’’’ اوضاع تغییر کرد و روند مخالفت با شرائط موجود و تسلط بیگانگان آغاز گردید و به‌زودی به‌خشونت گرائید.&lt;br /&gt;
قیام ‘’’ریف’’’ در مراکشِ تحت سلطهء اسپانیا در سال ‘’’۱۹۲۱’’’، سرآغازی بود بر مبارزات ضداستعماری در خاورمیانه. این قیام به‌رهبری محمدابن عبدالکریم به‌زودی به سرزمین‌های زیر نفوذ فرانسه در مراکش سرایت کرد و جنبهء همگانی یافت. ولی با عزام نیروهای نظامی تقویتی و سپس دخالت ارتش نیرومند فرانسه سرکوب شد. اکثر فعالیت‌های ضد فرانسوی و ضد انگلیسی در مصر، فلسطین و سوریه در سال ‘’’۱۹۲۰’’’  به‌وقوع پیوست. در عراق نیز مقاومت‌هائی علیه انگلیسی‌ها صورت گرفت ولی سازش فیصل باعث شد که مخالفت مردم تا سال ‘’’۱۹۳۳’’’  تحت کنترل قرار گیرد. وقوع ناآرامی در شیخ‌نشین‌های شزقی- از جمله عدن- در سراسر دههء بیست و سیِ قرن حاضر بیش‌تر جنبهء تضادهای قبیله‌ئی داشت تا مخالفت استثمارگران. با این که قبایل خاورمیانه در دههء ‘’’۱۹۲۰’’’  تا حدی نابهنگام از خود ناآرامی نشان می‌دادند، سران آن‌ها همچنان لجوجانه اقتدار قبیله‌ئی ی سنتی خود را حفظ کرده بر اوضاع مسلط ماندند. مانند ایران،  افغانستان،  نواخی غربی هندوستان،  سودان، لیبی، عراق، اردن و عربستان سعودی. در طول مرزهای این ممالک ((نیروهای مرزنشین)) متشکل از قبایل اسکان داده شده‌اند تا مانع تاخت و تاز گروه‌ها و قبایل متخاصم شوند. پیک پاشا و گلوب پاشا در گذشته از سازمان‌دهندگان و مجریان چنین سیاست‌هائی بوده‌اند. هنوز هم قبایل خاورمیانه خوی جنگ‌جو مبارزاتی‌شان را دارند ولی دیگر مثل سابق از قدرت و استقلاب عمل برخوردار نیستند. با این حال مسألهء قبایل هنوز در خاورمیانه پایان نیافته است و حتی در اسرائیل مشکل اسکان چهل هزار نفر از گروه‌های نِگیو کشتند. ملیّون مصری هم همراه دستجات عظیم و به‌رهبری افراد تندرو و هدایت سران گروه اخوان‌المسلمین، به‌تلافی، بیش‌تر مراکز غربی و شبه غربی مانند هتل‌های لوکس، بانک‌ها و مؤسسات خارجی را به‌آتش کشیدند و منهدم کردند. حداقل دوازده اروپائی به‌قتل رسید. خسارات وارده بیش از پنجاه میلیون دلار برآورد شد. در اواخر روز، ارتش مداخله کرد و از گسترش ظغیان و هجوم به‌نقاط سالم شهر جلو گرفت.&lt;br /&gt;
فواصل موارد اعمال خشونت در خاورمیانه چه قبل از جنگ دوم بین‌الملل و چه پس از آن بسیار کوتاه بوده است، و در مورد فلسطین بلاانقطاع.&lt;br /&gt;
مسألهء اسرائیل که مانند طاعون خاورمیانه را فرا گرفته است در واقع از سال ‘’’۱۸۹۷’’’  در اولین کنگره صهیونیست‌ها در شهر ((بال)) و با اعلام این که فلسطین موطن یهودیان جهان است آغاز شد. شروع تعقیب و ایذاء یهودیان اروپا و کشتار دسته‌جمعی آنان به‌وسیلهء رژیم هیتلر، باعث هجوم یهودیان به‌سرزمین فلسطین شد و در اواخر جنگ دوم بین‌الملل تعداد مهاجرانبه‌حدی افزایش یافت که سرزمین‌های مسکونی اعراب بومی فلسطین نیز درمعرض تجاوز یهودیان تازه وارد قرار گرفت. دولت انگلیس که از سوی جامعهء ملل قیومیت فلسطین را تقبل کرده بود و مسؤولیت تنظیم نحوهء مهاجرت یهودیان را به‌عهده داشت در ماه مه  ‘’’۱۹۴۸’’’ به‌ناگهان نیروهای خود را از منطقه خارج کرد و متعاقب آن اولین جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد.&lt;br /&gt;
پاسخ به‌این سؤال که اِعمال خشونت بین اعراب و یهودیان از چه زمانی شروع شد ساده نیست. فقط می‌توان گفت که شورش ((جافا)) در سال ‘’’۱۹۳۶’’’  که باعث کشته شدن تعدادی از یهودیان و اعراب گردید ازموارد اولیهء کاربرد خشونت در ناحیهء فلسطین است. علی‌رغم دخالت حاج امین‌الحسینی- مفتی فلسطین- برای برقراری آرامش که با کمک جامعهء ملل صورت گرفت و تاحدی مهاجرت یهودیان را کاهش داد، ‘’’ناآرامی و انتقامجوئی’’’ همچنان گسترش می‌یافت. در آغاز، اعراب، تمام توان خود را علیه یهودیان بسیج کردند و حملات خویش را متوجه تجار و بازرگانان یهودی کرده به‌قرارگاه‌های آنان یورش می‌بردند؛ ولی به‌زودی با دشمن اصلی خود یعنی انگلیسی‌ها که تسهیلات لازم جهت مهاجرت و اسکان یهودیان فراهم می‌آوردند درگیر شدند.   یهودیان و اندکی بعد کماندوهای انگلیسی نیز با تشکیل سازمان‌های تروریستی به‌مقابله با اعراب و دست آخر با یکدیگر پرداختند و در نتیجه، اعمال خشونت و تروریسم در فلسطین ابعاد سه گانه یافت.&lt;br /&gt;
حتی پس از تأسیس دولت اسرائیل، جکومت مرکزی از مشروعیت و تأیید تروریست‌های خودی و از جمله گروه‌های ((اشترن)) و ((ایرگون)) نیز برخوردار نبود. تشکیلات تروریستی ایرگون بسیار سازمان یافته بود و مناخیم بگین در سال ‘‘’ ۱۹۷۷’’’ نخست‌وزیر اسرائیل شد سال‌ها رهبری آن را به‌عهده داشت.&lt;br /&gt;
سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی تندرو در طول فعالیت خود مرتکب قتل و کشتار بسیار شدند. در ‘’’ ۱۹۴۴’’’ لرد موین- یکی از وزرای انگلیسی- در قاهره ترور شد. در ‘’’ ۱۹۴۶’’’ در هتل داوودبیت‌المقدس بمبی منفجر گردید که  ‘’’۹۱ ‘’’ نفر را از پای درآورد. در ‘’’ ۱۹۴۸’’’ کنت بر نادوت – که برای میانجیگری به فلسطین آمده بود – در بیت‌المقدس به‌قتل رسید.&lt;br /&gt;
دولتی که مدت‌ها با خشونت زیسته باشد به‌سختی می‌تواند خود را به‌رعایت حقوق اقلیت‌ها مقید کند. سیاست داخلی اسرائیل که در آغاز و به‌ظهار مدعی رعایت حقوق اقلیت عربِ تحت حاکمیت خود بود، به زودی به‌اِعمال خشونت و فشار تغییر یافت و در نتیجه وحشت و خشونت سراسر منطقه را فرا گرفت. مخاللفت با آزادی و حقوق فردی، و سرکوب گروه‌های مخالف، محیط مناسبی برای رشد و گسترش انواع سیاست‌های افراطی و خشن به‌وجود آورد.&lt;br /&gt;
علی‌رغم مخالفت افکار عمومی، تروریسم کاربردی جهانی دارد. گاه دولت‌ها ازاین وسیلهء ارزان- در قیاس با اعزام نیروی نظامی پر خرج- برای اجرای مقاصد سیاسی و توسعه‌طلبانهء خود استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
خشونت، در خاورمیانه، برای مقابله با استعمارگران در حکم سلاحی بوده است. خشونت به‌عنوان یک ابزار ضداستعماری در عدن و سرزمین‌های مجاور آن کاربردی وسیع داشته است. در اوائل دولت انگلیسی به‌منظور تداروم بخشیدن به منافع استعماریش تصمیم به‌تغییر سیاست خارجی خود در خاورمیانه گرفت و با اعلام سیاست ((عدم مداخله)) سعی کرد ضمن اعطای استقلال به‌عدن، روابط خود را با دولت جدید تحت عنوان ((فدراسیون عربستان جنوبی)) حفظ کند. طرح انگلستان در عمل با شکست مواجه شد. علل ناکامی این سیاست را می‌توان در مسائلی چون فقدان یک نظام سیاسی قابل اعتماد در عدن، گسترش عقاید جمال عبدالناصر در منطقه، و شروع جنگ داخلی در یمن پی گرفت. به‌زودی موج خشونت گروه‌های ناسیونالیستی سراسر عدن را در برگرفت و موقعیت بریتانیا و شیوخ وابسته به‌شدت در مخاطره افتاد. از طرف دیگر، دو سازمان ناسیونالیستی – یعنی ((جبههء آزادی‌بخش ملی)) و ((جبههء آزادی‌بخش بمن جنوبی)) – برای تصاحب قدرت با یکدیگر درگیر شدند. تا این که سرانجام جبههء آزادی‌بخش ملی در محیطی آکنده از خشونت بر رقیب خود پیروز شد، و در اواخر ‘‘’ ۱۹۶۷’’’ که بریتانیا نیروهای خود را از جنوب یمن بیرون برد ((جبههء خلق یمن)) اعلام موجودیت کرد. وجه تمایز جنگ استقلال‌طلبانه با تروریسم و اِعمال خشونت گروهی برعلیه رژیم یا دولت استعماری کدام است؟ جنگ استقلال‌طلبانه مراحل بسیار متنوع دارد و گاه جنبهء بین‌المللی به‌خود می‌گیرد. جنگ بین اردن ومصر با اسرائیل در سال ‘’’ ۱۹۴۸’’’، بیش‌تر جنبهء بین‌المللی داشت تا داخلی؛ در حالی که اسرائیلی‌ها آن را جنگ استقلال می‌نامیدند. خاورمیانه شاهد وقوع انواع جنگ‌های استقلال‌طلبانه بوده است. قیام ((ریف)) علیه اسپانیائی‌ها و فرانسویان درمراکش آغاز یک جنگ استقلال‌طلبانه بود که محمدبن عبدالکریم رهبری آن را به‌عهده داشت. مبارزات مردم الجزایر برعلیه سلطهء فرانسویان نمونهء دیگری از جنگ‌های استقلال‌طلبانه مردم خاورمیانه است.&lt;br /&gt;
الجزایر در ‘’’۱۸۳۰ ‘’’ رسماً ضمیمهء فرانسه شد. خلق الجزایر سال‌ها قبل – یعنی بعد از ‘’’۱۸۲۰ ‘’’ – از طریق تشکیل اجتماعات و شورش‌های مسلحانه جنگ‌های استقلال‌طلبانهء خود را آغاز کردند، هر چند که نهضت آن‌ها درآغاز کم‌تر جلوهء ناسیونالیستی داشت و بیش‌تر محلی بود. فرانسویان هرگز قادر به‌درک خواست‌های مردم الجزایر نشدند و همچنان تا پیروزی نهائی  انقلاب، به‌اسکان دادن فرانسویان به‌عنوان مهاجر در الجزایر پرداختند وپول و اسلحه به‌این سرزمین فرستادند. و الجزایر را جزئی ازخاک فرانسه دانستند.&lt;br /&gt;
بعد از ‘’’۱۹۵۸ ‘’’ که ارتش فرانسه به‌دلیل تحمل یک قرن شکست‌های مکرر در جنگ‌ها برای تداوم بخشیدن به سلطهء خود در الجزایر به‌اعمال تروریسم و خشونت پرداخت، امکان پیروزی انقلابیون الجزایر به‌دلیل رفتار وحشیانهء ارتش فرانسه غیرقابل تردید شد.&lt;br /&gt;
طغیان کردهای عراق در قرن بیستم، به‌این خاطر که بیش‌تر در مخالفت با یکی از حکومت‌های بومی عرب بود تا قدرت‌های استعماری اروپا، از جهاتی قابل توجه است. کردها عرب نیستند و سرزمین آبا و اجدادی آن‌ها در حال حاضر ممالک ایران، ترکیه، و عراق را تشکیل‌می‌دهد. کردهامردانی سلحضور و کوه‌نشینند که درطول تاریخ تحت ستم حکومت‌های وقت بوده‌اند.  تا پایان جنگ جهانی اول، عراق جزئی از امپراتوری عثمانی بود. بعداز جنگ و تجزیهء این امپراتوری، عراق تحت قیومیت بریتانیا قرار گرفت و ضعف نسبی جکومت بغداد باعث گردید که کردها تا حدی استقلال عمل داشته باشند.&lt;br /&gt;
در پایان جنگ دوم جهانی ((بارزانی)) کوشید تا اساس یک کردستان مستقل را پی ریزد ولی موفق نشد و به‌اتحاد شوروی رفت و تا انقلاب ‘’’ ۱۹۵۸’’’ به‌رهبری قاسم، به‌عراق بازنگشت. حکومت نظامی هم نتوانست مسألهء کردها را از پیش پای خود بردارد. جنگ بی‌حاصل کردها و دولت مرکزی در طول نیمه اول  دههء’’’۱۹۶۰ ‘’’ ادامه یافت، ضمن آن که هر دو طرف تمایل خود را برای انجام مذاکرات به‌منظور دستیابی به‌راه حل مطلوب پنهان نمی‌کردند.&lt;br /&gt;
برای حکومت بغداد حفظ حیثیت و امنیت منابع نفتی از اهمیت ویژه‌ئی برخوردار است در حالی که کردها فقط به‌احراز حق تعیین سرنوشت خود می‌اندیشند. از آنجا که ارتش ملی عراق آن قدر قوی نیست که با یک یورش سرزمین‌های کردنشین را به‌اشغال خود درآورد، حکومت مرکزی هر سال اعلام می‌کند  که جنگ با کردها پایان گرفته و روابط آن‌ها حسنه شده است، در حالی که هر دو طرف در تدارک جنگ تازه‌ئی هستند. ظواهر امر حاکی از این بود که از سال ‘’’۱۹۷۰ ‘’’ بعثی‌ها و کردها به‌توافقی اساسی رسیده باشند ولی به‌مجرد ملی شدن نفت در سال ‘’’۱۹۷۲’’’ و کاهش تولید نفت شمال عراق، کردها مخالف با حکومت مرکزی را از سر گرفتند.&lt;br /&gt;
در خال حاضر امید چندانی به‌خودمختاری کردهای عراق نمی‌تون داشت. چرا که کردها راهی به‌آب‌های آزاد جهان ندارند، منابع طبیعی آن‌ها محدود است، و از طرف دیگر از نظر افکار عمومی جهان در یک نوع انزوای سیاسی به‌سر می‌برند. عدم جمایت رژیم قبلی   ایران از استقلال کردها در سال ‘’’۱۹۷۵’’’  باعث شد که بنیهء نظامی آن‌ها به‌شدت تحلیل رود تا جائی که حکومت عراق اعلام کرد مسألهء کردها برای همیشه پایان یافته است. بارزانی به‌ایران آمد و سپس به‌واشنگتن رفت و همانجا مرد۱.&lt;br /&gt;
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;
{{ ۱.نویسنده، به سادگی از روی این مسأله گذشته است.  شاه مخلوع ایران بدون این که کم‌ترین علاقه‌ئی به کردها و به‌خصوص خودمختاری آن‌ها داشته باشد در جنگ سرد با عراق مصطفی بارزانی را به‌جنگ با آن کشور تشویق می‌کرد و قدرت تسلیحاتی کردهای عراق را از طریق ارسال انواع سلاح‌ها و نفرات ارتش خود افزایش می‌داد. پس از آن که او و رهبر عراق در الجزایر یکدیگر را در آغوش گرفتند وبا هم آشتی کردند، به فاصلهء هشت ساعت، افراد ارتش او که درکنار ((برادران کرد عراق)) با نظامیان عراق می‌جنگیدند ناکهن سلاح‌ها را بر سینهء کردها گذاشتند و آن‌ها را خلع سلاح کردند. ارتش ایران ناجوانمردی نسبت به‌کردها را از حد گذراند. اینان نه فقط اسلحه، بلکه بر حسب گزارش خبرنگار لوموند خواربار آن‌ها رانیز به کامیون‌ها بار کردند و با خود به‌این سوی مرز آوردند. گزارش از چنان قحطی و گرسنگی شدیدی در کردستان عراق حکایت می‌کرد که باورکردنی نبود. بارزانی ابله که یا فریب شاه را خورده بود یا خود به اشارهء آمریکائی‌ها در کشاندن خلق کُرد عراق به‌این فاجعه همدست او بود با اعوان و انصارش به‌ایران آمد. از مبارزان و پیشمرگان کُرد نیز گروهی ناگریز به‌ایران پناهنده شدند و تعداد بسیاری از آنان تا آخرین لحظه و تا آخرین فشنگ در سنگرهای خود پایداری کردند. }}&lt;br /&gt;
            ]ا.ش.[&lt;br /&gt;
عراق و ایران همیشه به‌عبث کوشیده‌اند نهضت کردها را سرکوب کنند. ولی خلق کُرد همچنان پای‌بند عقاید گذشته خویش است. &lt;br /&gt;
از موارد دیگر اعمال خشونت ومخالفت با حکومت مرکزی در خاورمیانه حوادث سودان در سال ‘’’۱۹۷۲ ’’’  و عمان در نیمه اول دهه ‘’’ ۱۹۷۰ ’’’ است.&lt;br /&gt;
امکان تحقق این گونه نهضت‌ها و انقلابات و دگرگونی‌ها به‌دلیل غییر دائمی نظام سیاسی و خاتمهء روابط استعماری کلاسیک یا سست شدن آن در هر یک از ممالک خاورمیانه وجود دارد. از طرف دیگر باید توجه داشت که کشورهای خاورمیانه تنها نقاط جهان نیست که ناظر تحولاتی از این گونه است. بلکه این کشورها صرفاً به‌لحاظ وجود پاره‌ئی شرائط مساعد و استثنائی مورد توجهندکه اهم آن عبارت است از:&lt;br /&gt;
‘’’ ۱- ضعف مشروعیت حکومت مرکزی: ‘’’ در سرزمین‌هائی که حاکمیت استعماری برقرار است، نیروهای ناسیونالیستی عاجلاً به‌قدرت خواهند رسید ولی پس از استقرار، مشروعیت ملی به‌دلیل ضعف بنیادی قدرت دست به‌دست می‌شود. و این خود عاملی نهادی برای انواع کودتاها و تضادهای اجتماعی است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۲- تضادهای ایدئولوژیک:’’’ علی‌رغم شعارهای گسترده و تیلیغات وسیع دربارهء ناسیونالیسم یا سوسیالیسم در خاورمیانه تضادهای ایدئولوژیک عمیقی وجود دارد که در حال عمومیت یافتن است.&lt;br /&gt;
‘’’ ۳- اقلیت‌های متعصب:’’’ مسألهء اقلیت‌ها منحصر به‌خاورمیانه نیست. تیرولی‌ها در جنوب ایتالیا، کاتولیک‌ها در اولستر، و فرانسویان در کانادا در اقلیت هستند. ولی مشکل اقلیت‌ها در خاورمیانه، در ارتباط با شرائط ومسائل دیگر در آیندهء نه چندان دور به‌یک فرایند علیه جکومت مرکزی مبدل خواهد شد. اقلیت‌هائی که در مجموع به انواع مذهبی، نژادی، قبیله‌ئی و قومی تقسیم می‌شوند.&lt;br /&gt;
‘’’ ۴- مداخله قدرت‌های بزرگ:’’’ با این که روابط استعماری دولت‌های فرانسه و انگلیس با ممالک خاورمیانه سال‌ها پیش خاتمه یافته است، با این حال این دولت‌ها هنوز به‌طریق مختلف در امور منطقه دخالت می‌کنند. اتحاد جماهیر شوروی و به‌ویژه ایالات متحد آمریکا نیز عملاً و رسماً و بیش از پیش در خاورمیانه حضور تعیین‌کننده دارند.&lt;br /&gt;
از طرفی دیگر ممالک خاورمیانه خودگاه و بیگاه در امور یکدیگر مداخله می‌کنند. ممالکی مانند مصر، لیبی و تا این اواخر ایران، در اعمال چنین سیاست‌هائی شهرت بسیار داشته‌اند.&lt;br /&gt;
‘’’__________________’’’&lt;br /&gt;
“””ترورهای سیاسی&lt;br /&gt;
در خاورمیانه”””&lt;br /&gt;
ترور رهبران، در تاریخ جان بی‌سابقه نیست. ترور و اعمال خشونت‌های سیاسی عموماً تحت تأثیر پاره‌ئی نابسامانی‌های اجتماعی و شورش‌های منطقه‌ئی صورت می‌گیرد. درباره نحوهء انتخاب قربانی و این که از چه ردهء اجتماعی می‌باید باشد اتفاق نظر وجود ندارد. در ایالات متحد آمریکا معمولاً قربانی از بالاترین مقامات سیاسی است در حالی که در خاورمیانه معمولاً فرد مورد نظر از میان طیف وسیع مسؤولان سیاسی و اجتماعی انتخاب می‌شود. استعمار دول بزرگ، توسعه افکار ناسیونالیستی، وجود انواع ایدئولوژی‌ها، و بالاخره مبارزه و اعمال خشونت برای تصاحب قدرت، از عوامل فزایندهء تعداد ترورهای سیاسی در خاورمیانه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‘’’فهرست ترور رهبران و نخست‌وزیران در خاورمیانه:’’’&lt;br /&gt;
‘’’سال’’’                   ‘’’نام شخصیت’’’&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹                                        حبیب اله             افغانستان          +&lt;br /&gt;
۱۹    	محمدسعید	مصر                         	+&lt;br /&gt;
۲۰                              دروبی پاشا            سوریه              +&lt;br /&gt;
۲۴                                    زغلول پاشا          مصر                                        +&lt;br /&gt;
30		اسماعیل صدیق پاشا          مصر		+&lt;br /&gt;
32		اسماعیل صدیق پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
35		عبدالعزیز ابن سعود		عربستان سعودی	+&lt;br /&gt;
37		بکر سعید		عراق		+&lt;br /&gt;
37		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
45		مصطفی نحاش پاشا		مصر			+&lt;br /&gt;
45		احمد پاشا		مصر		+&lt;br /&gt;
48		امام یحیی			یمن		+&lt;br /&gt;
49		حسین زعیم			سوریه		+&lt;br /&gt;
49		محمدرضا پهلوی			ایران			+&lt;br /&gt;
50		ریاالصلح			لبنان			+&lt;br /&gt;
50		سامی حیناوی                      لبنان             +&lt;br /&gt;
50                    ریاالصلح                       اردن                 +&lt;br /&gt;
51                   ملک عبدلله                      اردن                 +&lt;br /&gt;
51	لیاقت علی خان                پاکستان               +&lt;br /&gt;
51                 علی رزم‌آرا                           ایران                   +&lt;br /&gt;
54                    جمال عبدالناصر               مصر                                           +&lt;br /&gt;
55 	ادنان مالکی	سوریه	+&lt;br /&gt;
58                      نوری سعید               عراق	+&lt;br /&gt;
58	ملک فیصل دوم	عراق	+&lt;br /&gt;
59	عبدالکریم قاسم	عراق		+&lt;br /&gt;
62	امام محمد البکر                یمن		+&lt;br /&gt;
64	احمدبن بلا                     الجزایر	                     +&lt;br /&gt;
64	ادیب شیشکلی                 سوریه	+&lt;br /&gt;
65	محمدرضا پهلوی	ایران		+&lt;br /&gt;
65	حسن علی منصور            ایران	+&lt;br /&gt;
67	لوی اشکول                   اسرائیل                                         +&lt;br /&gt;
68	محمد ایوب خان 	پاکستان		+&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
50حیناو&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8&amp;diff=17451</id>
		<title>جمع‌بندی‌هائی از رفتار در اعتصاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8&amp;diff=17451"/>
		<updated>2011-05-19T10:45:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ناقص}}&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8&amp;diff=17450</id>
		<title>جمع‌بندی‌هائی از رفتار در اعتصاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8&amp;diff=17450"/>
		<updated>2011-05-19T10:36:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:33-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:33-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۳ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۳]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17449</id>
		<title>خشونت در خاورمیانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=17449"/>
		<updated>2011-05-19T10:34:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فاطمه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:35-009.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-010.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-011.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-012.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-013.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:35-014.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۵ صفحه ۱۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۵]]&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فاطمه</name></author>
	</entry>
</feed>