<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7+%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF</id>
	<title>irPress.org - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://irpress.org/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7+%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF"/>
	<updated>2026-05-08T16:16:16Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.2</generator>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=31533</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=31533"/>
		<updated>2012-05-22T11:42:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسی به فارسی درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائی مترقی انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافی است گفته شود كه از طرفداران جدّی سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخيراً ارگان يكي از سنديكاها كه طبق معمول اكثريت اعضايش را كارگران مرد تشكيل مي‌دهد براي افزودن به «آب و رنگ» نشريه اقدام به چاپ عكس از چند بانوي زيباي نيمه عريان كرده بود. – اين هم ا زدخالت زنان در امور سنديكائي!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظريف‌تر از آن، تصوير زن كارگري است كه با سابقهء عضويت سي ساله، كه به‌همسرِ رئيس افتخاري، ضيافت شامي در سنديكا دسته گلي تقديم مي‌كند! اين ديگر محشر است: تقديم دسته گل توسط زني كه حضورش به‌سبب سي سال فعاليتِ سنديكائي خود اوست، به حضور خانمي كه صدقه سر شوهرش آن بالا نشسته! – اين‌ها فقط موارد منحصر به‌سنديكاهاي كارگري نيست. در فعاليت‌هاي سياسي ايالات متحده نيز نقش زنان چيزي از همين قماش است. در آنجا به‌عقايد همسر مردي كه نامزد انتخاباتي است بيش از عقايد زني كه كانديداي انتخابات است ارج گذاشته مي‌شود! حتي اگر تعداد هرچه بيش‌تري از زنان به‌سنديكاها بپيوندند، بازهم فشارهاي فرهنگي و دشواري‌هاي عملي زندگي و فعاليت سنديكائي نقش تمام عياري برعهده گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خواست‌های دوازده گانه‌ئی كه برای وصول بدان‌ها مبارزه بايد كرد. ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هائي هست كه رسيدن به آن‌ها جز از طريق مبارزه‌ئي خستگي‌ناپذير ميسر نيست. اين خواست‌ها، در مجموع، شرائط كار و زندگي زنان را تغيير خواهد داد و در نبرد عام براي پيروزي بر نظام سرمايه‌داري مؤثر خواهد افتاد. حصول اين خواست‌ها به‌يك سان منافع زنان و مردان كارگر را تامين مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱.	تبعيض مثبت به‌سود زنان بايد هم در شاخه‌هاي اتحاديه‌ها و هم در خانه‌ةاي سنديكائي به‌مورد اجرا نهاده شود تا در عمل به «شكلي از برابري» دست بابيم. همهء كميته‌هاي كارگري – در محل‌هاي كار و در اتحاديه‌ها – مي‌بايد به‌نسبت تعداد زنان شاغل عضو داشته باشند. وصول به اين امر مستلزم آن است كه تعداد كثيري از زنان كارگر بي‌درنگ به عضويت كميته‌ها در آيند. كاملا محتمل است كه بسياري از زنان به‌عللي كه اشاره شد براي عضويت در كميته‌ها پا پيش نگذارند؛ اما اين موضوع نبايد بهانه آن شود كه كارگران مرد جاي خالي زن‌ها را پر كنند. كافي است كوشش و پيگيري لازم به‌عمل آيد و بخصوص زنان بالمعاينه ببينند كه در آن‌ها به‌چشم «فضولباشي امور مردان» نگاه نمي‌كنند و با روي گشاده مورد حسن و اقبال قرار مي‌گيرند، تا به عضويت در كميته‌ها راغب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممكن است يكي معترض باشد كه: «خير! مقام و مسئوليت در كميته‌ةا، بايد به‌كساني سپرده شود كه عملاً شايستگي‌شان را اثبات كرده باشند.» - حرف زيبائي است اما دوتا اشتباه در ان هست كه جوابش با من: اولاً انسان فقط وقتي مي‌تواند شايستگي و لياقت خودش را بروز بدهد كه فرصت بروز دادن ان را به‌اش داده باشند، گذاشته باشند تجربه پيدا كند، و ديده باشد كه به‌اش اعتماد دارند. بي‌اين امكانات، شايستگي بي‌شايستگي! – اين يكيش. دوميش اين كه اين جا كارساز اصلي شايستگي نيست بلكه قدرت است. و در اين مورد هم بايد به‌خاطر داشته باشيم كه زن‌ها به‌داشتن قدرت عادت ندارند؛ بلد نيستند قدرت را به‌كار ببرند. – نتيجه اين كه اگر شايستگي كعيار موفقيت باشد، بي‌تعارف بايد در «مقامات بالا» كلي تغييرات و تبديلات صورت بگيرد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زن‌ها را باید در اتحادیه‌ها به‌کار گرفت. باید تعداد هرچه بیش‌تری از آن‌ها را برای عضویت بسیج کرد، باید از منافعشان دفاع کرد، و حتی اگر گاهی لازم باشد باید چه در داخل اتحادیه و چه در خارج آن جلو مردان خام فکر و عقب‌مانده‌ئی که حاضر نیستند با زنان همکارشان احساس هم‌بستگی کنند تمام قد ایستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از خواست‌های عمومی جنبش کارگری شورائی این است که خود کارگرها صاحب اختیار سازمان‌های‌شان باشند، و این طبعا شامل زنان کارگر هم که یک چهارم اعضای اتحادیه‌ها را تشکیل می‌دهند اما در حال حاضر انگار اصلا وجود خارجی نیز ندارند می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دستمزد برابر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: در جنبش اتحادیه‌های کارگری معمول بوده است در مورد لزوم برابری دستمزد زن و مرد چنین استدلال کنند که «کم‌تر بودن دستمزد زنان به‌میزان دستمزد مردها صدمه می‌زند.» - این نحوه استدلال، از موضوع «برابری دستمزد» چیزی می‌سازد که انگار حکمت بالغه و علت وجودیش «دفاع از دستمزد مردان» است. می‌بینم که در این مورد هم اگرچه دفاع از حقوق، زنان «موضوع اصلی» است خود آن‌ها همچنان «نقش دست دوم» را پیدا می‌کنند. پس موضوع را باید به‌این شکل مطرح کرد که: زنان به‌طور قطع باید از دستمزد برابر برخوردار شومند تا بهره‌کشی از آنان، علی‌رغم تاثیری که بر دستمزد مردان می‌گذارد کاهش یابد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30968</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30968"/>
		<updated>2012-04-16T17:37:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسی به فارسی درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائی مترقی انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافی است گفته شود كه از طرفداران جدّی سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخيراً ارگان يكي از سنديكاها كه طبق معمول اكثريت اعضايش را كارگران مرد تشكيل مي‌دهد براي افزودن به «آب و رنگ» نشريه اقدام به چاپ عكس از چند بانوي زيباي نيمه عريان كرده بود. – اين هم ا زدخالت زنان در امور سنديكائي!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظريف‌تر از آن، تصوير زن كارگري است كه با سابقهء عضويت سي ساله، كه به‌همسرِ رئيس افتخاري، ضيافت شامي در سنديكا دسته گلي تقديم مي‌كند! اين ديگر محشر است: تقديم دسته گل توسط زني كه حضورش به‌سبب سي سال فعاليتِ سنديكائي خود اوست، به حضور خانمي كه صدقه سر شوهرش آن بالا نشسته! – اين‌ها فقط موارد منحصر به‌سنديكاهاي كارگري نيست. در فعاليت‌هاي سياسي ايالات متحده نيز نقش زنان چيزي از همين قماش است. در آنجا به‌عقايد همسر مردي كه نامزد انتخاباتي است بيش از عقايد زني كه كانديداي انتخابات است ارج گذاشته مي‌شود! حتي اگر تعداد هرچه بيش‌تري از زنان به‌سنديكاها بپيوندند، بازهم فشارهاي فرهنگي و دشواري‌هاي عملي زندگي و فعاليت سنديكائي نقش تمام عياري برعهده گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خواست‌های دوازده گانه‌ئی كه برای وصول بدان‌ها مبارزه بايد كرد. ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هائي هست كه رسيدن به آن‌ها جز از طريق مبارزه‌ئي خستگي‌ناپذير ميسر نيست. اين خواست‌ها، در مجموع، شرائط كار و زندگي زنان را تغيير خواهد داد و در نبرد عام براي پيروزي بر نظام سرمايه‌داري مؤثر خواهد افتاد. حصول اين خواست‌ها به‌يك سان منافع زنان و مردان كارگر را تامين مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱.	تبعيض مثبت به‌سود زنان بايد هم در شاخه‌هاي اتحاديه‌ها و هم در خانه‌ةاي سنديكائي به‌مورد اجرا نهاده شود تا در عمل به «شكلي از برابري» دست بابيم. همهء كميته‌هاي كارگري – در محل‌هاي كار و در اتحاديه‌ها – مي‌بايد به‌نسبت تعداد زنان شاغل عضو داشته باشند. وصول به اين امر مستلزم آن است كه تعداد كثيري از زنان كارگر بي‌درنگ به عضويت كميته‌ها در آيند. كاملا محتمل است كه بسياري از زنان به‌عللي كه اشاره شد براي عضويت در كميته‌ها پا پيش نگذارند؛ اما اين موضوع نبايد بهانه آن شود كه كارگران مرد جاي خالي زن‌ها را پر كنند. كافي است كوشش و پيگيري لازم به‌عمل آيد و بخصوص زنان بالمعاينه ببينند كه در آن‌ها به‌چشم «فضولباشي امور مردان» نگاه نمي‌كنند و با روي گشاده مورد حسن و اقبال قرار مي‌گيرند، تا به عضويت در كميته‌ها راغب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممكن است يكي معترض باشد كه: «خير! مقام و مسئوليت در كميته‌ةا، بايد به‌كساني سپرده شود كه عملاً شايستگي‌شان را اثبات كرده باشند.» - حرف زيبائي است اما دوتا اشتباه در ان هست كه جوابش با من: اولاً انسان فقط وقتي مي‌تواند شايستگي و لياقت خودش را بروز بدهد كه فرصت بروز دادن ان را به‌اش داده باشند، گذاشته باشند تجربه پيدا كند، و ديده باشد كه به‌اش اعتماد دارند. بي‌اين امكانات، شايستگي بي‌شايستگي! – اين يكيش. دوميش اين كه اين جا كارساز اصلي شايستگي نيست بلكه قدرت است. و در اين مورد هم بايد به‌خاطر داشته باشيم كه زن‌ها به‌داشتن قدرت عادت ندارند؛ بلد نيستند قدرت را به‌كار ببرند. – نتيجه اين كه اگر شايستگي كعيار موفقيت باشد، بي‌تعارف بايد در «مقامات بالا» كلي تغييرات و تبديلات صورت بگيرد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30957</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30957"/>
		<updated>2012-04-16T08:54:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخيراً ارگان يكي از سنديكاها كه طبق معمول اكثريت اعضايش را كارگران مرد تشكيل مي‌دهد براي افزودن به «آب و رنگ» نشريه اقدام به چاپ عكس از چند بانوي زيباي نيمه عريان كرده بود. – اين هم ا زدخالت زنان در امور سنديكائي!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظريف‌تر از آن، تصوير زن كارگري است كه با سابقهء عضويت سي ساله، كه به‌همسرِ رئيس افتخاري، ضيافت شامي در سنديكا دسته گلي تقديم مي‌كند! اين ديگر محشر است: تقديم دسته گل توسط زني كه حضورش به‌سبب سي سال فعاليتِ سنديكائي خود اوست، به حضور خانمي كه صدقه سر شوهرش آن بالا نشسته! – اين‌ها فقط موارد منحصر به‌سنديكاهاي كارگري نيست. در فعاليت‌هاي سياسي ايالات متحده نيز نقش زنان چيزي از همين قماش است. در آنجا به‌عقايد همسر مردي كه نامزد انتخاباتي است بيش از عقايد زني كه كانديداي انتخابات است ارج گذاشته مي‌شود! حتي اگر تعداد هرچه بيش‌تري از زنان به‌سنديكاها بپيوندند، بازهم فشارهاي فرهنگي و دشواري‌هاي عملي زندگي و فعاليت سنديكائي نقش تمام عياري برعهده گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خواست‌هاي دوازده گانه‌ئي كه براي وصول بدان‌ها مبارزه بايد كرد. ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هائي هست كه رسيدن به آن‌ها جز از طريق مبارزه‌ئي خستگي‌ناپذير ميسر نيست. اين خواست‌ها، در مجموع، شرائط كار و زندگي زنان را تغيير خواهد داد و در نبرد عام براي پيروزي بر نظام سرمايه‌داري مؤثر خواهد افتاد. حصول اين خواست‌ها به‌يك سان منافع زنان و مردان كارگر را تامين مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	تبعيض مثبت به‌سود زنان بايد هم در شاخه‌هاي اتحاديه‌ها و هم در خانه‌ةاي سنديكائي به‌مورد اجرا نهاده شود تا در عمل به «شكلي از برابري» دست بابيم. همهء كميته‌هاي كارگري – در محل‌هاي كار و در اتحاديه‌ها – مي‌بايد به‌نسبت تعداد زنان شاغل عضو داشته باشند. وصول به اين امر مستلزم آن است كه تعداد كثيري از زنان كارگر بي‌درنگ به عضويت كميته‌ها در آيند. كاملا محتمل است كه بسياري از زنان به‌عللي كه اشاره شد براي عضويت در كميته‌ها پا پيش نگذارند؛ اما اين موضوع نبايد بهانه آن شود كه كارگران مرد جاي خالي زن‌ها را پر كنند. كافي است كوشش و پيگيري لازم به‌عمل آيد و بخصوص زنان بالمعاينه ببينند كه در آن‌ها به‌چشم «فضولباشي امور مردان» نگاه نمي‌كنند و با روي گشاده مورد حسن و اقبال قرار مي‌گيرند، تا به عضويت در كميته‌ها راغب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممكن است يكي معترض باشد كه: «خير! مقام و مسئوليت در كميته‌ةا، بايد به‌كساني سپرده شود كه عملاً شايستگي‌شان را اثبات كرده باشند.» - حرف زيبائي است اما دوتا اشتباه در ان هست كه جوابش با من: اولاً انسان فقط وقتي مي‌تواند شايستگي و لياقت خودش را بروز بدهد كه فرصت بروز دادن ان را به‌اش داده باشند، گذاشته باشند تجربه پيدا كند، و ديده باشد كه به‌اش اعتماد دارند. بي‌اين امكانات، شايستگي بي‌شايستگي! – اين يكيش. دوميش اين كه اين جا كارساز اصلي شايستگي نيست بلكه قدرت است. و در اين مورد هم بايد به‌خاطر داشته باشيم كه زن‌ها به‌داشتن قدرت عادت ندارند؛ بلد نيستند قدرت را به‌كار ببرند. – نتيجه اين كه اگر شايستگي كعيار موفقيت باشد، بي‌تعارف بايد در «مقامات بالا» كلي تغييرات و تبديلات صورت بگيرد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30956</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30956"/>
		<updated>2012-04-16T08:53:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخيراً ارگان يكي از سنديكاها كه طبق معمول اكثريت اعضايش را كارگران مرد تشكيل مي‌دهد براي افزودن به «آب و رنگ» نشريه اقدام به چاپ عكس از چند بانوي زيباي نيمه عريان كرده بود. – اين هم ا زدخالت زنان در امور سنديكائي!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظريف‌تر از آن، تصوير زن كارگري است كه با سابقهء عضويت سي ساله، كه به‌همسرِ رئيس افتخاري، ضيافت شامي در سنديكا دسته گلي تقديم مي‌كند! اين ديگر محشر است: تقديم دسته گل توسط زني كه حضورش به‌سبب سي سال فعاليتِ سنديكائي خود اوست، به حضور خانمي كه صدقه سر شوهرش آن بالا نشسته! – اين‌ها فقط موارد منحصر به‌سنديكاهاي كارگري نيست. در فعاليت‌هاي سياسي ايالات متحده نيز نقش زنان چيزي از همين قماش است. در آنجا به‌عقايد همسر مردي كه نامزد انتخاباتي است بيش از عقايد زني كه كانديداي انتخابات است ارج گذاشته مي‌شود! حتي اگر تعداد هرچه بيش‌تري از زنان به‌سنديكاها بپيوندند، بازهم فشارهاي فرهنگي و دشواري‌هاي عملي زندگي و فعاليت سنديكائي نقش تمام عياري برعهده گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ==&lt;br /&gt;
== خواست‌هاي دوازده گانه‌ئي كه براي وصول بدان‌ها مبارزه بايد كرد. ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هائي هست كه رسيدن به آن‌ها جز از طريق مبارزه‌ئي خستگي‌ناپذير ميسر نيست. اين خواست‌ها، در مجموع، شرائط كار و زندگي زنان را تغيير خواهد داد و در نبرد عام براي پيروزي بر نظام سرمايه‌داري مؤثر خواهد افتاد. حصول اين خواست‌ها به‌يك سان منافع زنان و مردان كارگر را تامين مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.	تبعيض مثبت به‌سود زنان بايد هم در شاخه‌هاي اتحاديه‌ها و هم در خانه‌ةاي سنديكائي به‌مورد اجرا نهاده شود تا در عمل به «شكلي از برابري» دست بابيم. همهء كميته‌هاي كارگري – در محل‌هاي كار و در اتحاديه‌ها – مي‌بايد به‌نسبت تعداد زنان شاغل عضو داشته باشند. وصول به اين امر مستلزم آن است كه تعداد كثيري از زنان كارگر بي‌درنگ به عضويت كميته‌ها در آيند. كاملا محتمل است كه بسياري از زنان به‌عللي كه اشاره شد براي عضويت در كميته‌ها پا پيش نگذارند؛ اما اين موضوع نبايد بهانه آن شود كه كارگران مرد جاي خالي زن‌ها را پر كنند. كافي است كوشش و پيگيري لازم به‌عمل آيد و بخصوص زنان بالمعاينه ببينند كه در آن‌ها به‌چشم «فضولباشي امور مردان» نگاه نمي‌كنند و با روي گشاده مورد حسن و اقبال قرار مي‌گيرند، تا به عضويت در كميته‌ها راغب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممكن است يكي معترض باشد كه: «خير! مقام و مسئوليت در كميته‌ةا، بايد به‌كساني سپرده شود كه عملاً شايستگي‌شان را اثبات كرده باشند.» - حرف زيبائي است اما دوتا اشتباه در ان هست كه جوابش با من: اولاً انسان فقط وقتي مي‌تواند شايستگي و لياقت خودش را بروز بدهد كه فرصت بروز دادن ان را به‌اش داده باشند، گذاشته باشند تجربه پيدا كند، و ديده باشد كه به‌اش اعتماد دارند. بي‌اين امكانات، شايستگي بي‌شايستگي! – اين يكيش. دوميش اين كه اين جا كارساز اصلي شايستگي نيست بلكه قدرت است. و در اين مورد هم بايد به‌خاطر داشته باشيم كه زن‌ها به‌داشتن قدرت عادت ندارند؛ بلد نيستند قدرت را به‌كار ببرند. – نتيجه اين كه اگر شايستگي كعيار موفقيت باشد، بي‌تعارف بايد در «مقامات بالا» كلي تغييرات و تبديلات صورت بگيرد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30954</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30954"/>
		<updated>2012-04-16T07:40:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخيراً ارگان يكي از سنديكاها كه طبق معمول اكثريت اعضايش را كارگران مرد تشكيل مي‌دهد براي افزودن به «آب و رنگ» نشريه اقدام به چاپ عكس از چند بانوي زيباي نيمه عريان كرده بود. – اين هم ا زدخالت زنان در امور سنديكائي!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظريف‌تر از آن، تصوير زن كارگري است كه با سابقهء عضويت سي ساله، كه به‌همسرِ رئيس افتخاري، ضيافت شامي در سنديكا دسته گلي تقديم مي‌كند! اين ديگر محشر است: تقديم دسته گل توسط زني كه حضورش به‌سبب سي سال فعاليتِ سنديكائي خود اوست، به حضور خانمي كه صدقه سر شوهرش آن بالا نشسته! – اين‌ها فقط موارد منحصر به‌سنديكاهاي كارگري نيست. در فعاليت‌هاي سياسي ايالات متحده نيز نقش زنان چيزي از همين قماش است. در آنجا به‌عقايد همسر مردي كه نامزد انتخاباتي است بيش از عقايد زني كه كانديداي انتخابات است ارج گذاشته مي‌شود! حتي اگر تعداد هرچه بيش‌تري از زنان به‌سنديكاها بپيوندند، بازهم فشارهاي فرهنگي و دشواري‌هاي عملي زندگي و فعاليت سنديكائي نقش تمام عياري برعهده گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ==&lt;br /&gt;
== خواست‌هاي دوازده گانه‌ئي كه براي وصول بدان‌ها مبارزه بايد كرد. ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هائي هست كه رسيدن به آن‌ها جز از طريق مبارزه‌ئي خستگي‌ناپذير ميسر نيست. اين خواست‌ها، در مجموع، شرائط كار و زندگي زنان را تغيير خواهد داد و در نبرد عام براي پيروزي بر نظام سرمايه‌داري مؤثر خواهد افتاد. حصول اين خواست‌ها به‌يك سان منافع زنان و مردان كارگر را تامين مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30953</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30953"/>
		<updated>2012-04-16T06:57:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخيراً ارگان يكي از سنديكاها كه طبق معمول اكثريت اعضايش را كارگران مرد تشكيل مي‌دهد براي افزودن به «آب و رنگ» نشريه اقدام به چاپ عكس از چند بانوي زيباي نيمه عريان كرده بود. – اين هم ا زدخالت زنان در امور سنديكائي!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظريف‌تر از آن، تصوير زن كارگري است كه با سابقهء عضويت سي ساله، كه به‌همسرِ رئيس افتخاري، ضيافت شامي در سنديكا دسته گلي تقديم مي‌كند! اين ديگر محشر است: تقديم دسته گل توسط زني كه حضورش به‌سبب سي سال فعاليتِ سنديكائي خود اوست، به حضور خانمي كه صدقه سر شوهرش آن بالا نشسته! – اين‌ها فقط موارد منحصر به‌سنديكاهاي كارگري نيست. در فعاليت‌هاي سياسي ايالات متحده نيز نقش زنان چيزي از همين قماش است. در آنجا به‌عقايد همسر مردي كه نامزد انتخاباتي است بيش از عقايد زني كه كانديداي انتخابات است ارج گذاشته مي‌شود! حتي اگر تعداد هرچه بيش‌تري از زنان به‌سنديكاها بپيوندند، بازهم فشارهاي فرهنگي و دشواري‌هاي عملي زندگي و فعاليت سنديكائي نقش تمام عياري برعهده گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=30562</id>
		<title>بحث راهنما:محتویات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=30562"/>
		<updated>2012-03-15T13:03:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==عنوان صفحه==&lt;br /&gt;
در بعضی از مقالات عنوان صفحه در متن تکرار شده. چطور است بندی به راهنما اضافه کنیم که مثلاً همهٔ متن به جز استثنائاً عنوان در متن بیاید؟ عنوان صفحه به هر حال بالای صفحه دیده می‌شود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
: خوشحالم از بازگشتت، فرزانه. در مورد سؤال: نمی‌دانم چقدر این کار لازم باشد. اگر بسامد این اشتباه زیاد است خب باید فکری به حالش بکنیم. اما من یکی-دو مورد بیشتر ندیده‌ام تا به حال. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی درج پاورقی==&lt;br /&gt;
ظاهراً شیوه‌نامه‌ی ویکی فارسی برای درج پاورقی در این سایت کار نمی‌کند. لطفاً چاره‌جویی کنید.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا راهی برای اضافه کردن پاورقی هست؟ در صفحه‌ی «آبدانه‌های چرکی باران تابستانی» دو پاورقی هست که در متن آمده.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: راه حل را پیدا کرده‌ایم. (فرزانه پیدا کرد.) باید الگوهای پاورقی را در این‌جا تعریف کنیم. اما در مرحله‌ی تعریف الگوها به مشکلی برخورده‌ایم که برای برطرف کردنش نیاز به کمی فرصت داریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استفاده از ئ ==&lt;br /&gt;
نظرتان راجع به جابجایی &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; با &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در مواردی که از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به جای &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در متن استفاده شده چیست، مثلا کارهایی و نه کارهائی. تا جایی که اطلاع دارم استفاده از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به این صورت از نگارش فارسی‌ حذف شده.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مورد فکر کنم بهتر است متکی باشیم به متن اصلی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه این موضوع برخورد با به (حرفِ اضافه) است که به نظر می‌رسد در &amp;#039;&amp;#039;کتاب جمعه&amp;#039;&amp;#039; همه جا به اسمِ بعد از خود چسبیده است که الآن رایج نیست. (مثال: بکار می‌رود) اما گمان می‌کنم به جای ویرایش بهتر است به متن اصلی وفادار باشیم.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم با پرستو موافق‌ام. هدف این است که فعلاً اصل متن را همانطور که بوده ثبت کنیم و این ارزش تاریخی نگارشی دارد. اگر روزی نگارش فارسی آنقدر تغییر کرد که خواندن متن را سخت کرد لابد کسانی هستند که ویرایش «امروزی» متون قدیمی را تولید کنند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== «ی» بدل از کسره ==&lt;br /&gt;
ملانقطه‌ای بازی: وقتی می‌گویید «۳. «ی» بدل از کسره‌ی اضافه را با استفاده از فاصله‌ی مجازی به کار می‌بریم.» منظورتان فقط بعد از «ه» است (مانند جمله‌&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; علی) یا همه جا (مثلاً کتاب‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; من)؟ به هر حال آن هم «ی» بدل از کسره است. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهراً منظور فقط مواردی است که &amp;quot;ی&amp;quot; به حرف قبل از آن می‌چسبد. کلاً نیم‌فاصله را جایی می‌توان به کار برد که در غیر آن صورت فاصله می‌گذارند. در موردی &amp;quot;مثل کتاب‌های من&amp;quot; ی می‌تواند بلافاصله بعد از الف بیاید و نه فاصله می‌خواهد نه نیم‌فاصله.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون توانا. خواستم نشان دهم که این بند یک جمله‌ای توضیح لازم دارد و گنگ است. ملانقطه‌ای‌بازی. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ممنون آیدین از تذکر درست. تصحیح شد. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::امروز توجهم به این جلب شد که اصولاً شماره‌ی ۳ زائد است. (و حتی در مواردی گمراه‌کننده می‌شود.) یادم نیست موقع نوشتن این مورد به چه چیزی فکر می‌کرده‌ام! اگر موافقید، حذفش کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::: فکر می‌کنم بودنش ضرری ندارد. شیوهٔ نگارش کتاب جمعه یک‌دست نیست و بعضی جاها «ی» بعد از «ه» آمده و بعضی جاها رویش نشسته. مثل نقطه‌گذاری‌ها که آشفتگی‌هایی دارد و کاماهایی که همه جا آمده. اما موافقم که یکی از شش قاعده‌ی اصلی نیست. مگر که کلی‌تر دربارهٰ استفاده از نیم‌فاصله حرفی شود.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::آیدین، امروز که [[واگن سیاه]] را بازنگری می‌کردم متوجه این نکته شدم. درست می‌گوئی. بودنش خوب است. و حذفش منتفی است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه==&lt;br /&gt;
دوستان لطفاً اظهار نظر بفرمایند که راجع به متن‌های طولانی مناسب‌تر می‌دانند ابتدا تصویر تمام صفحات مقاله قرار بگیرد و بعد از آن تمام متن تایپ شده یا اینکه متن تایپ شده‌ی هر صفحه زیر تصویر همان صفحه درج شود. این روش دوم کمک می‌کند -خصوصاً در متن‌های طولانی- که در حالت نمایش، تصویر هر صفحه در کنار متن آن قرار بگیرد به جای اینکه همه‌ی تصاویر زیر هم نمایش داده شوند.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:اگر متن بلند زیربخش‌های مختلف دارد خوب است که تصویر هر زیربخش در خود همان زیربخش بیاید. اگر اصل مقاله یک متن دراز یکدست بدون بخش‌بندی است مطمئن نیستم چه کاری خوب است. مثالی از متن خیلی بلند دارید؟ --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::متن [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] یک نمونه از متن‌های بلند مورد اشاره  است. --[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::متن [[ملاقات]] هم یک نمونه از متن‌های دراز یکدست بدون بخش‌بندی است. (نمایشنامه است.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::یکی‌ دو تا مقاله مثل همین [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] و یا [[اختراعی که جهان را دگرگون کرد]]، که صفحه‌ها رو بین متن آوردند به نظر من که جالب میرسه.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::به نظر من هم کارِ خوبی است. ممنون، Tavanaonline. اما در مورد متن‌های بلند یکدست سلیقه‌ی من می‌گوید همان قرار گرفتن عکس‌ها پشت سر هم خوب است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر چه در رهنما گشتم توضیحی برای چگونگی پیوند صفحات (اسکن شده) به متن تایپ شده ندیدم.ممکنه شما من رو راهنمایی کنید؟ --[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فریبا، مشکل را بیشتر توضیح می‌دهی؟ صفحات اسکن‌شده که به شکل تصویر وجود دارند. کافیست زیر کُدهای مربوط به این تصاویرْ متن را قرار دهید. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::در مورد مجموعه طرح شاید بهتر باشد متن هر صفحه (معمولاً توضیح طرح) کنار خود طرح بیاید. مثلاً [[مجموعه‌ئی از طرح‌های مربوط به اول ماه مه]] را ببینید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از این دستور برای ضمیمه کردن صفحات اسکن شده به متن تایپ شده استفاده کردم : [[تصویر:30-113.jpg|بندانگشتی|120px|چپ|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۱۱۳]] هیچ استانداردی برای این تعیین نشده(یا من ندیدم) من به دلخواه اندازه 120px استفاده کردم.--[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براي جاستيفاي كردن متن ( اينكه چيدمان انتهاي همه خطوط يك پاراگراف در يك راستا باشد) چكار بايد بكنم؟&lt;br /&gt;
آيا نيازي به اين كار هست يا نه چون در توضيحات راهنما مثالش را نديدم. --[[کاربر:افراآزاد]]&lt;br /&gt;
:افرا، لازم به این کار نیست. اگر نگاهی به مقالات نهایی شده بندازی (لینک را می‌توانی در [[صفحهٔ اصلی]] پیدا کنی)، احتمالاً نحوهٔ کار بیشتر دستت می‌آید.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۲۱ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن‌های بازنگری‌شده ==&lt;br /&gt;
به نظرم خوب است که متن‌های بازنگری‌شده را کسی بازنگریِ مجدد کند و بعد صفحه را غیرقابل ویرایش کنیم. نظری دارید؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
:و صفحهٔ بحثش را باز بگذاریم برای بحث‌های احتمالی. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حرف اضافه «به» ==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که در شیوه‌ی نگارش کتاب جمعه، حرف اضافهٔ «به» با نیم‌فاصله از کلمه‌ی بعدی خود جدا می‌شود نه فاصلهٔ کامل. با توجه به تکرارش به نظر نمی‌آید سهوی باشد. در متن‌های بازنگری‌شده این نیم‌فاصله به فاصله تبدیل شده. آیا این تغییر یکی از قواعدی است که باید به راهنما اضافه شود، یا شیوه‌ی کتاب جمعه را پیش بگیریم؟ --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من هر دو جورش (و حتی سه جور: گاهی هم چسبیده به کلمه‌ی بعد) را در متن‌های کتاب جمعه دیده‌ام: هم با فاصله‌ی مجازی و هم با فاصله‌ی کامل. حتی در یک متنِ واحد هم هر دو شیوه را دیده‌ام. نمی‌دانم چه باید کرد و آیا در این زمینه هم باید مطلقاً عین متن اصلی رفتار کرد؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::آن قدر تکرارش را دیدم که گذاشتمش به حساب روش کتاب جمعه و رعایتش می‌کردم. هرچند ترحیحم نیست این شکل نگارش. برای این که در تایپ و بازنگری دوباره‌کاری نشود، خوب است قراری بگذاریم. چه برای آن‌چه که تا الان نهایی شده، چه برای آن‌ها که هنوز تایپ نشده. تا آن‌وقت در بازنگری هرطور تایپ شده بود دست نمی‌زنم، اما در تایپ آن‌چه را می‌بینم تایپ می‌کنم. اگر فکر می‌کنید کار دیگری باید کرد لطفاً بگویید.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::کاش دیگران هم نظر بدهند. روش من تا به حال این بوده: یا به کلمه‌ی بعد از خودش چسبیده که همان‌طور تایپش کرده‌ام یا جدا بوده (با فاصله‌ی کامل یا فاصله‌ی مجازی) که من با فاصله‌ی کامل تایپ کرده‌ام. فکر می‌کنم که این روش خوبی باشد. اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا تصمیم بگیریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: من در هر متنی که با این &amp;quot; به&amp;quot; تا به حال برخورد داشته ام مطابق متن تایپ کردم. هر جا نیم فاصله بوده از نیم فاصله استفاده کردم و هرجا که فاصله کامل بوده، فاصله کامل گذاشتم! اگر تصمیم جدیدی گرفته شد در این مورد لطفا خبر بدین که متن ها رو ویرایش کنیم. و البته به این توجه داشته باشید که وقتی حجم مطالب افزایش پیدا کنه یک مقداری برگشتن به متن های تایپ شده و ویرایش کردنشون دشوار میشه.--[[کاربر:PardisParto|PardisParto]] ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌شود نتیجه بگیریم؟ به نظرم منطقی این است که عینِ عینِ متن را منتقل کنیم. من متن‌های محافظت‌شده را دوباره بازنگری می‌کنم و اصلاح‌شان می‌کنم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)&lt;br /&gt;
: در صفحه‌ی راهنما این مورد را به شماره‌ی یک اضافه کردم. در واقع قاعده‌ی جدیدی نیست صرفاً برای تأکید بیشتر و جلب کردنِ توجهِ کاربران به این نکته. ممنون، آیدین، از باز کردنِ این بحث. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم صفحه به صفحات کوچک‌تر چگونه است؟==&lt;br /&gt;
موقع ویرایش یک پیغام در بالای صفحه به این مضمون مشاهده می‌کنم: هشدار: طول این صفحه ۳۱ کیلوبایت است؛ بعضی مرورگرها ممکن است با ویرایش صفحه‌های نزدیک به ۳۲ کیلوبایت یا طولانی‌تر از آن مشکل داشته باشند. لطفاً تقسیم این صفحه به قسمت‌های کوچکتر را مد نظر داشته باشید.&lt;br /&gt;
من باید چه‌کار کنم؟ --[[کاربر:افرا آزاد|آزاده]] ‏۱۵ مارچ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۳۳ (UTC)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=30561</id>
		<title>بحث راهنما:محتویات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=30561"/>
		<updated>2012-03-15T13:02:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==عنوان صفحه==&lt;br /&gt;
در بعضی از مقالات عنوان صفحه در متن تکرار شده. چطور است بندی به راهنما اضافه کنیم که مثلاً همهٔ متن به جز استثنائاً عنوان در متن بیاید؟ عنوان صفحه به هر حال بالای صفحه دیده می‌شود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
: خوشحالم از بازگشتت، فرزانه. در مورد سؤال: نمی‌دانم چقدر این کار لازم باشد. اگر بسامد این اشتباه زیاد است خب باید فکری به حالش بکنیم. اما من یکی-دو مورد بیشتر ندیده‌ام تا به حال. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی درج پاورقی==&lt;br /&gt;
ظاهراً شیوه‌نامه‌ی ویکی فارسی برای درج پاورقی در این سایت کار نمی‌کند. لطفاً چاره‌جویی کنید.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا راهی برای اضافه کردن پاورقی هست؟ در صفحه‌ی «آبدانه‌های چرکی باران تابستانی» دو پاورقی هست که در متن آمده.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: راه حل را پیدا کرده‌ایم. (فرزانه پیدا کرد.) باید الگوهای پاورقی را در این‌جا تعریف کنیم. اما در مرحله‌ی تعریف الگوها به مشکلی برخورده‌ایم که برای برطرف کردنش نیاز به کمی فرصت داریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استفاده از ئ ==&lt;br /&gt;
نظرتان راجع به جابجایی &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; با &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در مواردی که از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به جای &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در متن استفاده شده چیست، مثلا کارهایی و نه کارهائی. تا جایی که اطلاع دارم استفاده از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به این صورت از نگارش فارسی‌ حذف شده.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مورد فکر کنم بهتر است متکی باشیم به متن اصلی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه این موضوع برخورد با به (حرفِ اضافه) است که به نظر می‌رسد در &amp;#039;&amp;#039;کتاب جمعه&amp;#039;&amp;#039; همه جا به اسمِ بعد از خود چسبیده است که الآن رایج نیست. (مثال: بکار می‌رود) اما گمان می‌کنم به جای ویرایش بهتر است به متن اصلی وفادار باشیم.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم با پرستو موافق‌ام. هدف این است که فعلاً اصل متن را همانطور که بوده ثبت کنیم و این ارزش تاریخی نگارشی دارد. اگر روزی نگارش فارسی آنقدر تغییر کرد که خواندن متن را سخت کرد لابد کسانی هستند که ویرایش «امروزی» متون قدیمی را تولید کنند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== «ی» بدل از کسره ==&lt;br /&gt;
ملانقطه‌ای بازی: وقتی می‌گویید «۳. «ی» بدل از کسره‌ی اضافه را با استفاده از فاصله‌ی مجازی به کار می‌بریم.» منظورتان فقط بعد از «ه» است (مانند جمله‌&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; علی) یا همه جا (مثلاً کتاب‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; من)؟ به هر حال آن هم «ی» بدل از کسره است. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهراً منظور فقط مواردی است که &amp;quot;ی&amp;quot; به حرف قبل از آن می‌چسبد. کلاً نیم‌فاصله را جایی می‌توان به کار برد که در غیر آن صورت فاصله می‌گذارند. در موردی &amp;quot;مثل کتاب‌های من&amp;quot; ی می‌تواند بلافاصله بعد از الف بیاید و نه فاصله می‌خواهد نه نیم‌فاصله.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون توانا. خواستم نشان دهم که این بند یک جمله‌ای توضیح لازم دارد و گنگ است. ملانقطه‌ای‌بازی. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ممنون آیدین از تذکر درست. تصحیح شد. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::امروز توجهم به این جلب شد که اصولاً شماره‌ی ۳ زائد است. (و حتی در مواردی گمراه‌کننده می‌شود.) یادم نیست موقع نوشتن این مورد به چه چیزی فکر می‌کرده‌ام! اگر موافقید، حذفش کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::: فکر می‌کنم بودنش ضرری ندارد. شیوهٔ نگارش کتاب جمعه یک‌دست نیست و بعضی جاها «ی» بعد از «ه» آمده و بعضی جاها رویش نشسته. مثل نقطه‌گذاری‌ها که آشفتگی‌هایی دارد و کاماهایی که همه جا آمده. اما موافقم که یکی از شش قاعده‌ی اصلی نیست. مگر که کلی‌تر دربارهٰ استفاده از نیم‌فاصله حرفی شود.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::آیدین، امروز که [[واگن سیاه]] را بازنگری می‌کردم متوجه این نکته شدم. درست می‌گوئی. بودنش خوب است. و حذفش منتفی است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه==&lt;br /&gt;
دوستان لطفاً اظهار نظر بفرمایند که راجع به متن‌های طولانی مناسب‌تر می‌دانند ابتدا تصویر تمام صفحات مقاله قرار بگیرد و بعد از آن تمام متن تایپ شده یا اینکه متن تایپ شده‌ی هر صفحه زیر تصویر همان صفحه درج شود. این روش دوم کمک می‌کند -خصوصاً در متن‌های طولانی- که در حالت نمایش، تصویر هر صفحه در کنار متن آن قرار بگیرد به جای اینکه همه‌ی تصاویر زیر هم نمایش داده شوند.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:اگر متن بلند زیربخش‌های مختلف دارد خوب است که تصویر هر زیربخش در خود همان زیربخش بیاید. اگر اصل مقاله یک متن دراز یکدست بدون بخش‌بندی است مطمئن نیستم چه کاری خوب است. مثالی از متن خیلی بلند دارید؟ --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::متن [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] یک نمونه از متن‌های بلند مورد اشاره  است. --[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::متن [[ملاقات]] هم یک نمونه از متن‌های دراز یکدست بدون بخش‌بندی است. (نمایشنامه است.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::یکی‌ دو تا مقاله مثل همین [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] و یا [[اختراعی که جهان را دگرگون کرد]]، که صفحه‌ها رو بین متن آوردند به نظر من که جالب میرسه.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::به نظر من هم کارِ خوبی است. ممنون، Tavanaonline. اما در مورد متن‌های بلند یکدست سلیقه‌ی من می‌گوید همان قرار گرفتن عکس‌ها پشت سر هم خوب است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر چه در رهنما گشتم توضیحی برای چگونگی پیوند صفحات (اسکن شده) به متن تایپ شده ندیدم.ممکنه شما من رو راهنمایی کنید؟ --[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فریبا، مشکل را بیشتر توضیح می‌دهی؟ صفحات اسکن‌شده که به شکل تصویر وجود دارند. کافیست زیر کُدهای مربوط به این تصاویرْ متن را قرار دهید. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::در مورد مجموعه طرح شاید بهتر باشد متن هر صفحه (معمولاً توضیح طرح) کنار خود طرح بیاید. مثلاً [[مجموعه‌ئی از طرح‌های مربوط به اول ماه مه]] را ببینید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از این دستور برای ضمیمه کردن صفحات اسکن شده به متن تایپ شده استفاده کردم : [[تصویر:30-113.jpg|بندانگشتی|120px|چپ|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۱۱۳]] هیچ استانداردی برای این تعیین نشده(یا من ندیدم) من به دلخواه اندازه 120px استفاده کردم.--[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براي جاستيفاي كردن متن ( اينكه چيدمان انتهاي همه خطوط يك پاراگراف در يك راستا باشد) چكار بايد بكنم؟&lt;br /&gt;
آيا نيازي به اين كار هست يا نه چون در توضيحات راهنما مثالش را نديدم. --[[کاربر:افراآزاد]]&lt;br /&gt;
:افرا، لازم به این کار نیست. اگر نگاهی به مقالات نهایی شده بندازی (لینک را می‌توانی در [[صفحهٔ اصلی]] پیدا کنی)، احتمالاً نحوهٔ کار بیشتر دستت می‌آید.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۲۱ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن‌های بازنگری‌شده ==&lt;br /&gt;
به نظرم خوب است که متن‌های بازنگری‌شده را کسی بازنگریِ مجدد کند و بعد صفحه را غیرقابل ویرایش کنیم. نظری دارید؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
:و صفحهٔ بحثش را باز بگذاریم برای بحث‌های احتمالی. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حرف اضافه «به» ==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که در شیوه‌ی نگارش کتاب جمعه، حرف اضافهٔ «به» با نیم‌فاصله از کلمه‌ی بعدی خود جدا می‌شود نه فاصلهٔ کامل. با توجه به تکرارش به نظر نمی‌آید سهوی باشد. در متن‌های بازنگری‌شده این نیم‌فاصله به فاصله تبدیل شده. آیا این تغییر یکی از قواعدی است که باید به راهنما اضافه شود، یا شیوه‌ی کتاب جمعه را پیش بگیریم؟ --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من هر دو جورش (و حتی سه جور: گاهی هم چسبیده به کلمه‌ی بعد) را در متن‌های کتاب جمعه دیده‌ام: هم با فاصله‌ی مجازی و هم با فاصله‌ی کامل. حتی در یک متنِ واحد هم هر دو شیوه را دیده‌ام. نمی‌دانم چه باید کرد و آیا در این زمینه هم باید مطلقاً عین متن اصلی رفتار کرد؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::آن قدر تکرارش را دیدم که گذاشتمش به حساب روش کتاب جمعه و رعایتش می‌کردم. هرچند ترحیحم نیست این شکل نگارش. برای این که در تایپ و بازنگری دوباره‌کاری نشود، خوب است قراری بگذاریم. چه برای آن‌چه که تا الان نهایی شده، چه برای آن‌ها که هنوز تایپ نشده. تا آن‌وقت در بازنگری هرطور تایپ شده بود دست نمی‌زنم، اما در تایپ آن‌چه را می‌بینم تایپ می‌کنم. اگر فکر می‌کنید کار دیگری باید کرد لطفاً بگویید.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::کاش دیگران هم نظر بدهند. روش من تا به حال این بوده: یا به کلمه‌ی بعد از خودش چسبیده که همان‌طور تایپش کرده‌ام یا جدا بوده (با فاصله‌ی کامل یا فاصله‌ی مجازی) که من با فاصله‌ی کامل تایپ کرده‌ام. فکر می‌کنم که این روش خوبی باشد. اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا تصمیم بگیریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: من در هر متنی که با این &amp;quot; به&amp;quot; تا به حال برخورد داشته ام مطابق متن تایپ کردم. هر جا نیم فاصله بوده از نیم فاصله استفاده کردم و هرجا که فاصله کامل بوده، فاصله کامل گذاشتم! اگر تصمیم جدیدی گرفته شد در این مورد لطفا خبر بدین که متن ها رو ویرایش کنیم. و البته به این توجه داشته باشید که وقتی حجم مطالب افزایش پیدا کنه یک مقداری برگشتن به متن های تایپ شده و ویرایش کردنشون دشوار میشه.--[[کاربر:PardisParto|PardisParto]] ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌شود نتیجه بگیریم؟ به نظرم منطقی این است که عینِ عینِ متن را منتقل کنیم. من متن‌های محافظت‌شده را دوباره بازنگری می‌کنم و اصلاح‌شان می‌کنم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)&lt;br /&gt;
: در صفحه‌ی راهنما این مورد را به شماره‌ی یک اضافه کردم. در واقع قاعده‌ی جدیدی نیست صرفاً برای تأکید بیشتر و جلب کردنِ توجهِ کاربران به این نکته. ممنون، آیدین، از باز کردنِ این بحث. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم صفحه به صفحات کوچک‌تر چگونه است؟==&lt;br /&gt;
موقع ویرایش یک پیغام در بالای صفحه به این مضمون مشاهده می‌کنم: هشدار: طول این صفحه ۳۱ کیلوبایت است؛ بعضی مرورگرها ممکن است با ویرایش صفحه‌های نزدیک به ۳۲ کیلوبایت یا طولانی‌تر از آن مشکل داشته باشند. لطفاً تقسیم این صفحه به قسمت‌های کوچکتر را مد نظر داشته باشید.&lt;br /&gt;
من باید چه‌کار کنم؟&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30560</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30560"/>
		<updated>2012-03-15T12:40:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30559</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30559"/>
		<updated>2012-03-15T12:33:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۵ درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال ۱۹۷۰) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|۲}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از ۱۸۸۸ تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب ۱۹۷۰) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|۳}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه ۸۹:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه ۸۹: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه ۹۰:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|۲}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|۳}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسی را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت می‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30441</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30441"/>
		<updated>2012-03-04T14:13:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!» {{نشان|3}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه 89:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه 89: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن 18&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|3}}مترجم يك ضرب‌المثل ديگر روسي را به‌خاطر آورد كه مي‌گويد: « مرغ‌ها پرنده نيستند و زن‌ها انسان!» البته ضرب‌المثل دربارهء خروس سكوت مي‌كند!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30439</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30439"/>
		<updated>2012-03-04T13:38:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه 89:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه 89: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن 18&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسم متداول چنين است كه زير نامهء دعوت اعضاء سنديكاها به‌شركت در جلسه، مي‌نويسند: «اين دعوتنامه براي &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شما و بانوي‌تان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است»! و خطاب بالاي نامه هم غالباً «آقاي عزيز» يا «برادر عزيز» است، و خيلي خيلي به‌ندرت «برادر و خواهر عزيز»! – وقتي هم مي‌خواهند از فرد مسؤولي كهبه‌افتخار بازنشستگي نائل شده يا از نمايندهء كنگره‌ئي كه كارش را به‌پايان رسانده تشكر كنند، « از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;خانم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; نيز به‌خاطر حمايتي كه در نهايت لطف از شوهر خود به‌عمل آورده‌اند بدين وسيله قدرداني مي‌شود»! – به‌ندرت در ميان اعضاء كميته‌هاي كارگري مي‌توان به‌زن شوهرداري برخورد؛ اما وقتي لازم آيد از چنين بانوي نادري به‌خاطر خدماتش اظهار تشكر و قدرداني بشود محال است &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پاي آقاي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او را به‌ميان كشند و «از &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ايشان به‌خاطر فلان و بهمان قدرداني» به‌عمل آيد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30438</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30438"/>
		<updated>2012-03-04T12:30:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است: طبقه‌بندي زناني كه خودشان كار مي‌كنند به‌عنوان &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;فردي وابسته به‌مرد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و شناسائي آن‌هاتنها از طريق &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;شوهران‌شان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، كلك ظريفي است براي تحقر آنان، كلكي است ظريف و مرسوم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك ضرب‌المثل روسي مي‌گويد: «خيال كردم دو نفرند، اما بعد معلوم شد كه نه، يك مرد بود با زنش!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه 89:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه 89: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن 18&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30437</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30437"/>
		<updated>2012-03-04T10:44:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه 89:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه 89: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اعتراض به‌خواست كارفرما براي افزايش بازدهي، كه موجب نامطلوب‌تر شدن وضع كارگران مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين از صفحه 90:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تصويري از «زندگي» يك خانوادهء كارگر، در اواخر قرن 18&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30436</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30436"/>
		<updated>2012-03-04T10:33:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ از صفحه 89:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس پائين سمت راست از صفحه 89: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تظاهرات عليه محدوديت حق انتصاب در بخش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دولتي&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30435</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30435"/>
		<updated>2012-03-04T10:29:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح عكس بالا و پائين سمت چپ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 به‌هنگام جنگ استقلال الجزاير: زنان منطقهء بيسكرا در حال مهاجرت به فرانسه در جست‌و‌جوي كار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30434</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=30434"/>
		<updated>2012-03-04T10:21:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواست‌هاي زنان كارگر، «هميشه» و «عملا» در محيط‌هاي سنديكائي مردانه بااهميت كم‌تري تلقي مي‌شود. اگر جز اين بود، از 1888 تاكنون كه سياست «كنگرهء اتحاديه‌هاي كارگري»، در تئوري، حصول دستمزد برابر براي زن و مرد بوده است مي‌توانست بدان دست يابد و براي اجراي صحيح «قانون برابري دستمزد» (مصوب 1970) كه بدون شك مي‌توانست كمك مؤثري به‌زنان باشد اقدام مؤثري به‌عمل آورد. اما اشكال كار در اين است كه اتحاديه‌هاي كارگري و &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همسران و كودكان آنان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;»... خوب، اين، نكته ظريفي است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29834</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29834"/>
		<updated>2012-02-13T13:04:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين نكته كه زنان، در پاره‌ئي اوقات از ترس آن كه دستمزد بيش‌تر به‌معني تشديد شرائط نامطلوب كار و شبكاري اجباري باشد نسبت به‌مسالهء دستمزد برابر بي‌تفاوتي و حتي خصومت نشان داده‌اند، كاملا صحت دارد. زني كه مي‌گويد «من دستمزد برابر نمي‌خواهم» موجودي بسيار عقب‌مانده به‌نظر مي‌آيد؛ امّا غالبا ً منظورش اين است كه «من نمي‌خواهم شرائط كارم از اين كه هست بدتر بشود، حتي اگر دستمزدم بالا برود!» - و اين به‌هيچ وجه موضعي عقب‌مانده نيست. امّا البته اكنون زنان به‌آن مرحله‌ئي رسيده‌اند كه هم بتوانند طالب شرائط بهتر كار باشند هم خواهان دستمزد بيش‌تر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29833</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29833"/>
		<updated>2012-02-13T12:54:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينان در فضائي ميان ناخوش داشتن دستمزد ناچيز زنان و ناخوش داشتن اين امر كه زنان نيز ني‌بايد دستمزدي معادل مردان داشته باشند معلق مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنديكاهاي كارگري كه تحت سلطهء مردان قرار دارند بيش‌تر به‌اين مساله گرايش داشته‌اند كه پول بيش‌تري طلب كنند، و توجه چنداني به‌موضوع شرائط انساني كار در كارخانه‌ها نشان نداده‌اند. اين گونه سنديكاها به‌شرائطي كه در آن از تحمل اضافه‌كاري بيش از حد، سرعت كار بيش از معمول، محيط كار نامطلوب و غيره ناگزيرند گردن نهاده‌اند: زنان كارگر عضو سنديكا، با تجربه‌ئي كه در كارخانه‌ها داشته‌اند اين امر را تائيد كرده‌اند كه زنان نسبت به مسالهء محيط و شرائط كار حساسيت بيش‌تري نشان مي‌دهند، مشروط به‌اين كه از سوي اتحاديهء كارگري به‌آنان توجه بيشتري بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Parastoo&amp;diff=29831</id>
		<title>بحث کاربر:Parastoo</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Parastoo&amp;diff=29831"/>
		<updated>2012-02-13T12:19:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== جدول‌ها و نمودارها ==&lt;br /&gt;
سلام. در راهنما چیزی دربارۀ ترسیم نمودارها و جدول‌ها نیافتم. &lt;br /&gt;
مثلاً در مقالۀ «دربارۀ ضرورت بختیاری بودن برای هر بختیاری» (ش ۲۱) مطالبی نمودار مانند هست&lt;br /&gt;
با آنها چه باید کرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::سلام. ترسیم نمودار در ویکی را بلد نیستم اما جدول کشیدن را می‌شود از [http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7 این‌جا] یاد گرفت. راستش نمی‌دانم چطور می‌شود عین آن نمودارها را ترسیم کرد و آیا لازم است یا نه.. تا حالا نموداری مثل چیزی که در این متن آمده نداشته بودیم. بگذارید کمی در موردش فکر کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۲:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قالب و ظاهر ویکی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود بر شما . فکر میکنم الان که اوله راهیم و من هم حوصه و توانه تغییر ظاهری اینجا رو دارم، بدک نیس که یه دستی به سر و روش بکشیم . از سر و سامون دادن به نشان تا کلیت قالب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. قالب های اماده ی مدیاویکی بسیار زیاد هستن که با تغییرات جزئی میتونیم اونها رو شخصی سازی کنیم. مثل [http://mediawiki2u.com/2009/04/mistylook-theme/ این] و [http://mediawiki2u.com/2009/05/gumax-345-template/ این]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. در مورد نشان هم من یه دستی به سر و روش کشیدم (با حفظ تمام خصوصیات نشان اصلی) و نتیجه شد [http://graphit.ir/ketab-jome-logo.png این] . میشه متناسب با قالب و موارد استفاده، رنگش رو تغییر داد. [[کاربر:Badjoker|Badjoker]] ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی میشه یه سری جلد ها رو هم از نو بازسازی کرد و خوشکلشون کرد :) . مثلا جلد شماره ی یک بشه [http://graphit.ir/Jeld01-1.jpg این] . خیلی خرم ؟ :دی [[کاربر:Badjoker|Badjoker]] ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۱۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://graphit.ir/Jeld02-1.jpg اینم] جلد شماره دو :دی . یه امروز بیکار بودم گفتم مفید باشم . یهو رفتم گم و گور شدم نگران نشید :D [[کاربر:Badjoker|Badjoker]] ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://graphit.ir/Jeld03-1.jpg اینم ۳] و [http://graphit.ir/Jeld04-1.jpg ۴] . چقدر کار انجام دادم من امروز .... خودم هم به خریت خودم ایمان اوردم یعنی . نه به داره، نه به باره ... سر خود برداشتم این کارا رو انجام میدم ... [[کاربر:Badjoker|Badjoker]] ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۱۲:۴۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا تصمیمی در مورد چگونگی چیدمان تصویرها گرفته شده؟ در برخی از صفحات، متن هر صفحه در کنار تصویر آن صفحه قرار گرفته و در برخی دیگر، تصاویر‌ (بدون توجه به متن) در سمت چپ قرار گرفته.&lt;br /&gt;
::[[بحث راهنما:راهنما|این‌جا]] را ببینید. ذیلِ نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ‌شده نسبت به تصویر همان صفحه. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۸:۱۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==الگوی جدید==&lt;br /&gt;
سلام. یک الگو درست کردم برای مطالبی که در انتهای مطلب نام نویسنده یا مترجم در سمت چپ آمده. به جای اینکه متن را با دونقطه تو ببریم حالا می‌توانیم متن را بین &amp;lt;nowiki&amp;gt;{{چپ‌چین}} و {{پایان چپ‌چین}}&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بگذاریم. مثلاً «ترجمهٔ آزاده» در مطلب [[گروه‌های فشار چگونه در حکومت نفوذ می‌کنند]] را ببین. اگر موافقی همه جا اعمال کنیم و در راهنما هم بنویسیم. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۲۰ (UTC)&lt;br /&gt;
:مثل همین، وسط‌چین هم می‌شه داشت، برای ستاره‌ها و اینها. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۱ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::هورا! خیلی عالیه. البته یه وقت‌هایی هم هست که نه چپ‌چین است و نه وسط‌چین. هر جا که جمله‌ی آخر تمام شده، زیرش امضای نویسنده قرار گرفته. وسط‌چین خصوصاً برای ستاره‌ها خیلی لازمه. من که توی صفحه‌ی خودم یه نمونه دارم که همه جا کپی می‌کنم. در اولین فرصت به راهنما اضافه کنیم این الگوها رو. مرسی. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::به نظرم اتفاقی که توی این متنِ [[بر بامِ این سپیده]] افتاده احتمالاً عمومیت پیدا می‌کنه: فاصله‌ی زیاد نام شاعر با متنِ شعر. چون عرضِ صفحه‌ها با هم خیلی فرق می‌کنه این مشکلات اجتناب‌ناپذیره. در این موارد من همون تو بردن متن‌ها با دونقطه رو ترجیح می‌دم. اما نمی‌تونم تصمیم بگیرم که خوبه قاعده‌ی چپ‌چین داشته باشیم و گاهی سلیقه‌ای جور دیگه‌ای عمل کنیم یا چی. باید فکر کنم بیشتر.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::پس من فعلاً دست نگه می‌دارم. فعلاً امضای سرمقاله‌های نهایی‌شده را چپ‌چین کردم که این مشکل را ندارند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::: فکر کنم که قاعده نگذاریم. به کاربران بگوییم که چنین الگوئی داریم و اگر در مقاله‌ای این امکان کمک می‌کرد، استفاده کنند؛ وگرنه که از همان دونقطه‌های توبرَ (چه اسمی!) استفاده کنند. در مورد سرمقاله‌ها هم مثلاً در مورد [[آخرین صفحهٔ تقویم ۲۷]] امضای نویسنده جای خوبی نیفتاده. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۱ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۴:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== به‌هم‌ریختگیِ عرضِ صفحه‌ها (در مک؟) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگه توجه کرده باشی صفحه‌هایی که در آن‌ها، در سمت راست صفحه، منوی جعبه‌ابزار وجود داره از فرمن کلی صفحات خارج شدن (من از فایرفاکس استفاده می‌کنم). احتمالا یکی از تگ‌های TR یا TD درست بسته نشده.--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۳۰ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۱۸:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
:امیر، همین چند دقیقه پیش به بابک، که «بعضی» کارهای فنی وب‌سایت را انجام می‌دهد، ئی‌میل زدم. احتمالاً مشکل از جعبه‌ای است که برای اشتراک‌گذاری متن زیرِ جعبه‌ابزار آمده. امیدوارم مشکل به زودی حل شود. ممنون بابت توجه شما. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۰۴ (UTC)&lt;br /&gt;
::امیر، لطفاً می‌گوئی از چه سیستم عامل و مرورگری استفاده می‌کنی؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست شد امیر جان ربطی به تگ نداشت --[[کاربر:Babak|بابک ق]] ‏۳۰ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۲۱:۰۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آره، درست شد. اگه کمکی می‌کنه(!) من از لینوکس استفاده می‌کنم. --[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۳۰ آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۲۳:۵۱ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== الگوی خوش آمد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام. دیدم که داری لطف می‌کنی و به کاربران جدید خوش آمد می‌گویی. روبوفا الآن دیگر این کار را می‌کند. البته خودش امضا می‌کند اما به صفحهٔ بحث تو لینک می‌دهد.&lt;br /&gt;
می‌توانم کاری کنم که امضا هم مال تو باشد. یا از یک مجموعهٔ امضا به طور تصادفی هر بار یکی را انتخاب کند. لطفاً ببین و تأیید کن. الگو اینجا است: [[الگو:خوشامد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فرزانه، سلام. خیلی هم عالی. ممنون. روبوفا را دوست می‌دارم زیاد. امضا مهم نیست. مهم این است که به صفحه‌ای راهنمایی بشوند که پاسخگویی وجود داشته باشد. با توجه به این‌که اغلب کاربرانْ کوتاه‌مدت فعالیت می‌کنند، خوب است که به صفحهٔ بحث من لینک شود فعلاً. مرسی. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۶ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۰:۰۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روبوفا ==&lt;br /&gt;
ویرایش متن‌های نهایی شده را از فهرست کارهای روبوفا حذف کردم. ببخشید که بعضی از مقالات را خراب کرده بود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۷ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۳۳ (UTC)&lt;br /&gt;
::ممنون. البته توی بعضی از متن‌هایی هم که چیزی را خراب کرده بود، چیز دیگری را درست کرده بود. به نظرم بهتر است کلاً کار روبوفا را قبل از بازنگری تعریف کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۷ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۴۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظرم خوبه که برای رده‌بندی صفحه‌ها، از یک قالب یکسان استفاده کنیم. من پیشنهاد می‌کنم:&lt;br /&gt;
کتاب جمعه ۲| قصه |‌ نام نویسنده | مقالات نهایی شده--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۸ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
::چه مزیتی دارد این کار؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۸ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: به یک شکل شدن سایت کمک می‌کنه (غیر از این مزیت خاصی نداره)--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۸ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۲۲ (UTC)&lt;br /&gt;
:::::من هم سعی می‌کنم همین الگویی را که داده‌اید رعایت کنم اما فکر کنم که وسواس به خرج ندهیم (لازم نیست توی راهنما بیاید.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۹ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۰۵:۲۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== الگو‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از صفحات، از الگوی لایک استفاده شده و برخی دیگر نشده. آیا دلیلی برای این کار وجود داره؟&lt;br /&gt;
::برای مطالبی که در فیس‌بوک (صفحه کتاب جمعه) لینک می‌دهیم، الگوی لایک می‌گذاریم. مسؤولیت این بخش از کار با [[کاربر:Babak]] است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۸ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولویت‌بندی (در ویرایش و بازنگری) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظرم بد نباشه یه جور اولیت‌بندی برای تایپ و بازنگری صفحات در نظر بگیریم (البته این طبیعی‌ه که هر کی هر مقاله‌ای رو که بیشتر دوست داره تایپ کنه و یا بازنگری کنه)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظرم این خوبه که تو صفحه‌ی مقالات آماده‌ی تایپ و یا مقالات آماده بازنگری، در کنار نام مقاله، شماره‌ی مجله هم نمایش داده بشه (این طوری راحت‌تر می‌شه مقالات مربوط به مجلات قدیمی‌تر را پیدا کرد).--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۱۳ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۴۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:خیلی پیشنهاد خوبی‌ست. تنها مشکل این است که بلد نیستیم. اما حتماً می‌شود یاد گرفت. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۳ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست مقالاتی که بیش از پنج ماه از آخرین تغییرات تایپشان میگذرد و هنوز در ردهٔ «در حال ویرایش» هستند.==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بزرگ بانوی روح من]]&lt;br /&gt;
:قبلاً به کاربر مربوطه یادآوری کرده بودم. چون اقدامی نکرده بود، منتقل کردمش به رده‌ی ناقص. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۷ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سربداران]]&lt;br /&gt;
:به کاربر مربوطه یادآوری کردم. چند روز منتظر می‌مانیم تا ببینیم چه می‌کند.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۷ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
::منتقل شد به رده‌ی مقالات ناقص.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۸ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:: هنوز تایپ این مقاله تمام نشده است. در صورت نیاز، من می‌توانم تایپ آن‌را شروع کنم--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۴:۲۱ (UTC)&lt;br /&gt;
:::خیلی هم خوب. ممنون، امیر. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۰۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سینمای شوروی و انقلاب اکتبر]]&lt;br /&gt;
:به کاربر مربوطه یادآوری کردم. چند روز منتظر می‌مانیم تا ببینیم چه می‌کند.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۷ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
::منتقل شد به رده‌ی مقالات ناقص.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۳۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقالات رها شده ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیگر کسی صدایم نزد... (کتاب جمعه ۶)&lt;br /&gt;
: این مقاله بیش از یک ماه است که دست نخورده (دیدم که به کاربر مربوطه یادآوری شده). در صورت نیاز، من می‌توانم تایپ آن‌را شروع کنم--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۴:۲۱ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من [[«بیگ‌بوی» خانه را ترک می‌گوید]] را از مقالات ناقص، چون دیدم سه صفحه‌اش بیشتر نمونده، برداشتم و بقیه‌اش رو تایپ کردم. اما بعدش که به تاریخ‌ها و تاریخچهٔ بحثش نگاه کردم، متوجه شدم که الهام هر دفعه توی بحث می‌نوشته تا کجا تایپ کرده و بعد ادامه‌اش می‌داده. حالا هم ۵ روز بیشتر از آخرین تغییرش نگذشته. به خاطر همین، من اون سه صفحه رو اضافه نکردم، گفتم شاید بیاد ببینه ناراحت بشه. حالا اگه یه مدت گذشت و خبری ازش نشد، بگید من سه صفحهٔ آخر رو اضافه کنم. مرسی. --[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۱۱ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۲۲ (UTC)&lt;br /&gt;
::به نظرم می‌توانی توی صفحهٔ بحث الهام توضیح بدهی و متن را کامل کنی. فکر نمی‌کنم ناراحت شود. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست مقالاتی که تایپشان تمام شده اما به ردهٔ بازنگری منتقل نشده‌‌اند.==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[چند گفت‌وگو]]&lt;br /&gt;
:گفت‌وگوی دوم تایپ نشده. به کاربر مربوطه یادآوری می‌کنم که تکمیل کند یا بگذاردش در وضعیتِ ناقص. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۷ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::منتقل شد به رده‌ی مقالات ناقص.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۳۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اصلاح اشتباهات تایپی در متن اصلی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست شما در مورد اشتباهات تایپی موجود در مجله چیه؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر من می‌رسه که یکی از هدف‌‌های این پروژه می‌تونه این باشه که مجله به عنوان یک متن قابل جستجوی فارسی برای همه قابل دسترسی باشه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مجله پس از قرار گرفتن روی وب،‌ به عنوان یک مجموعه مقاله به زبان فارسی دیده خواهد شد. و اگر اشتباه تایپی و یا گرامری در متن اصلی وجود داره (به نظر من) باید اصلاح بشه. چون در غیر این صورت، یه مجموعه متن بزرگ فارسی‌ (وب سایت کتاب جمعه) در وب وجود خواهد داشت که با دستور زبان فارسی و املای فارسی هم‌خوانی نداره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان یه مثال خیلی ساده، گوگل برای اصلاح اشتباهات تایپی در موقع جستجو از مجموعه کلماتی که در وب فارسی وجود داره استفاده می‌کنه. حالا اگه ما بیام و یه مجموعه بزرگ (ولی با غلط‌های تایپی) روی وب قرار بدیم داریم (در ساده‌ترین حالت) به خدمات فارسی گوگل و سایر وب‌سایت‌هایی که فارسی نیستن ولی امکانات فارسی ارائه می‌دن ضربه می‌زنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یه نکته‌ای دیگه‌ای هم که یکی از دوستان اشاره کرده بود این بود که مثلا یه محقق ممکنه بخواد در مورد کتاب جمعه تحقیق کنه و پس ما باید به نثر کتاب جمعه وفادار باشیم. به نظرم می‌رسه که این حرف خیلی درست نباشه! اگه یه محقق بخواد روی کتاب جمعه کار کنه احتمالا نمیاد از این وب‌سایت استفاده کنه (چون همیشه امکان اشتباه در این وب‌سایت و وب‌سایت‌های مشابه وجود داره)...--[[کاربر:امیر|امیر]] ‏۸ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۱۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::ممنون بابت به اشتراک گذاشتنِ دغدغه‌هاتان. راستش سیاست ما در مورد &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اشتباه تایپی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; این است که اگر جزئی باشد و ناشی از سهل‌انگاری تایپ‌کنندهٔ اولیه، اصلاح‌اش می‌کنیم. اما به چیزی که به نظرمان اشتباه گرامری برسد دست نمی‌زنیم. اعتقاد داریم به لحاظ ویرایشی کتاب جمعه و نشریات مشابه منبع دست اولی برای محققان خواهند بود. این‌که آیا آدم‌های زیادی به این وب‌سایت سر می‌زنند یا نه (و چطور راهشان را به این‌جا پیدا می‌کند) از دغدغه‌های اولیهٔ گروه راه‌اندازندهٔ این پروژه نیست. قصد ما دیجیتال کردن بایگانی کتاب جمعه است، همان‌طور که بوده: با همهٔ ضعف‌ها و قدرت‌هایش. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۹ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۴:۴۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دیگر کسی صدایم نزد» را نهایی کردید، ولی می‌شه لطفاً یه نگاهی هم به صفحهٔ بحثش بندازید، ببینید چقدر درست یا اشتباه تغییر دادم؟ مرسی. (ببخشید که بلد نیستم لینک بدم)--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۸ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۴۹ (UTC)&lt;br /&gt;
::دیدم محدثه جان. منظورت گیومه‌هاست؟ باید از ابتدا داستان را بخوانم. ولی آن‌قدر که به من مربوط می‌شود، به تشخیصت اعتماد کرده‌ام. قرار است اگر کسی از خوانندگان مورد مشکوکی دید در صفحهٔ بحث هر متن با دیگران به بحث بگذارد. نگران نباش. راستی، برای این‌که به متنی که در وبسایت بایگانی مطبوعات صفحه دارد لینک بدهی، کافی‌است بین دو جفت براکت قرارش بدهی. یا از آیکون «آب» در منوی آیکون‌ها (کنار ض و کج) استفاده کنی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۸ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۱:۰۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این [[ایالات متحد و حقوق بشر در جهان سوم]] چه بازنگریِ پر دردسری شد براتون، من معذرت می‌خوام واقعاً... برای «ها»ی جمع و «می/نمی»ی فعل‌ها، گفتم بپرسما، اما دیدم دیگه خیلی دارم همش سئوال می‌پرسم، کلافتون می‌کنم، نپرسیدم. اینه که این‌جوری شد. جدایِ‌ از جدول و پاورقی‌ها و غلط‌های تایپی و اینا... خلاصه که قول می‌دم از این به بعد سعی کنم دقتم رو بیشتر کنم! --[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۱ (UTC)&lt;br /&gt;
::نه بابا. عیب ندارد. خود متن خیلی بد تایپ شده بوده (در اصل). و تقصیر تو نیست. بعضی از متن‌ها کلاً دردسر دارند. ولی من چون از طرفداران نوآم چامسکی هستم، دنده‌م نرم! :) راستش قاعده‌ای هم برای این جدانویسی‌های «می»‌ها و «ها»ها نداریم. صرفاً عقل سلیم می‌گوید در این حد لازم نیست وفادار باشیم به متن اصلی. از جمله چون می‌دانم در کار مطبوعات آب بستن گاهی از این طریق انجام می‌شده. نگاه کن به صفحهٔ آخر متن که هنوز سفیدی دارد. یعنی جای زیادی اختصاص داده بوده‌اند احتمالاً و با متنی که به دست‌شان رسیده همخوانی نداشته. دستت هم درد نکند بابت تایپ. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:هی من می‌خوام سئوال نپرسم، نمی‌شه. در [[بحث:«دیگر کسی صدایم نزد»]]،‌امیر اشکالاتی رو مطرح کرده و شما هم اصلاح کردید در متن. بازنگریِ این متن رو من انجام داده بودم،‌ و هرچی نگاه می‌کنم، متوجه تفاوت چیزهایی که اصلاح شده، با قبلش نمی‌شم. حدس می‌زنم که مربوط به «یِ کوچک» باشه. می‌پرسم برای بازنگری‌های بعدی که اشتباه تکرار نشه.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۹ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۴۰ (UTC)&lt;br /&gt;
::خیلی هم خوبه که می‌پرسی. این مورد خاص رو خودم می‌خواستم به‌ت بگم. شناسه‌ای که با آن «ی کوچک» نوشته شده بود در آن متن با شناسهٔ استانداردش فرق می‌کرد. اصلاحات این مدلی (نمونهٔ دیگرش استفاده از «ی» عربیه) را معمولاً روبوفا، روباتی که فرزانه نوشته، رفع می‌کنه. ولی الان فرزانه گرفتاره و مدتیه که روبوفا رو مرتباً اجرا نمی‌کنه. باید توی بازنگری حواس‌مون به این نکات باشه. یا متن‌هایی رو بازنگری کنیم که مطمئنیم از شناسه‌های استاندارد استفاده کرده‌اند یا صبر کنیم که روبوفا اجرا بشه. از تاریخچهٔ هر متن می‌شه دید که آیا روبوفا اصلاحی روی اون متن انجام داده یا نه و چه جور اشتباه‌هایی رو اصلاح کرده. اینه که خوبه همیشه تاریخچهٔ متن رو ببینیم قبل از بازنگری. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۶:۴۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::مرسی که حوصله می‌کنید و جواب می‌دید. تاریخچه‌ها رو همیشه نگاه می‌کنم،‌ و قبل از شروعِ هر متنی ی عربی، ک عربی، جداکنندهٔ هزاره به‌جای ویرگول رو چک می‌کنم که داره یا نه، اما متوجه نشدم اینی که به‌جای ی کوچک به کار برده چیه. ت گرد نبوده؟ همزه هم می‌دونم که نمی‌تونسته باشه.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«ۀ» بود که با «هٔ»، که استاندارد است، فرق می‌کند.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۱۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کمک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیر در [[بحث:سربداران]] مسئله‌ئی رو مطرح کرده که فکر می‌کنم شما باید نظرِ نهایی رو بدید. من نمی‌دونم چیکار کنم. دربارهٔ یک‌دستیِ متن و وفاداری به متن اصلی. جاهایی رو هم که در بحث جزو اشتباهات آورده، فکر نمی‌کنم که همه‌اش درست باشد، از نظر وفاداری به متن اصلی. در این‌جا هم نظر شما مهم است. خیلی مرسی. --[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۰۴ (UTC)&lt;br /&gt;
::محدثه جان، با امیر در همین صفحه ذیلِ «اصلاح اشتباهات تایپی در متن اصلی» بحث کرده‌ایم. اختلاف نظر داریم و فکر می‌کنم بهتر است به روال باقی مطالب با [[سربداران]] برخورد کنیم--همانگونه که در راهنما آمده و خودت واردی. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۷ نوامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۱۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==!==&lt;br /&gt;
پرستو جان، واقعاً می‌دونم که به من ربطی نداره‌ و خودت خیلی بهتر می‌دونی و اینا، ولی اشکالی داره اگه من دربارهٔ این شطرنج‌ها که داری بازنگری می‌کنی نظری بدم؟ و البته کاملاً به‌ت حق می‌دم که بگی: این فضولی‌ها به تو نیمده :)--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۹ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۱:۰۲ (UTC)&lt;br /&gt;
::لطفاً بگو به‌م، محدثه. خیلی هم ممنون می‌شم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۹ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۳:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::بازنگری رو متوقف کرده‌م که به‌م بگی نظرت رو لطفاً. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۹:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:ئه! من ندیدم که دیروز جواب دادید چرا! ببخش. خیلی جزئی‌ه چیزی که می‌خوام بگم، و حتی فکر می‌کنم که خیلی سلیقه‌ای باشه. یکی‌ش دربارهٔ جدول‌هاست. دیدم که متن‌های داخل جدول رو وسط‌چین کردی، به نظرم اومد که این کار، باعث می‌شه که ترتیب (دقیقاً زیر هم بودنِ)‌ شماره‌های هر خونه، به‌هم بریزه، چون اندازهٔ چیزهایی که در هر خونه نوشته می‌شه برابر نیست. و چون ما خط‌های جدول رو نمی‌بینیم، به نظرم یه جوری شده. و برای جدول‌های دیگه، مثلِ تمرین‌های انتهای هر شماره، وسط‌چین کردن مشکل به وجود می‌آره، فکر کنم. (من خیلی به جزئیات گیر می‌دم، شاید گیرِ الکی حتی. ناشی از وسواس فکری! شما کارِ خودت رو بکن لطفاً، من هم می‌آم این‌جا چیزهایی که به ذهنم می‌رسه رو می‌گم فقط. که خیلی‌هاش مهم نیست احتمالاً.) مرسی که انقدر خوبی واهمیت می‌دی :) --[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۰:۱۰ (UTC)&lt;br /&gt;
::اوه: قصدم این بود که کل جدول رو منتقل کنم به وسط صفحه. وسط‌چین جواب نداد. یادم رفت برش دارم. قصد نداشتم متن‌های داخل جدول رو وسط‌چین کنم. درستش می‌کنم. لطفاً بیا به‌م بگو هر چی به ذهنت می‌رسه. مرسی. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۰:۴۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::پیدا کردم! این‌جوری می‌تونی وسط‌چین کنی جدول‌ها رو:&lt;br /&gt;
{{چپ به راست}}&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| width=&amp;quot;120pt&amp;quot;| 1 – P – e4&lt;br /&gt;
| width=&amp;quot;120pt&amp;quot;| 1 – P – e5&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 – C – f3&lt;br /&gt;
| 2 – C – c6&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 – F – b5&lt;br /&gt;
| 3 – P – a6&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{پایان چپ به راست}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع،‌ جایی که جدول رو باز شده، این عبارت رو بنویس:‌&amp;lt;nowiki&amp;gt; class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;margin: 1em auto 1em auto&amp;quot;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۱:۰۲ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::مرسی. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۱:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
:::محدثه، کار من با متن تموم شد و به نظرم نهایی شده. باز تو هم نگاه کن که مشکلی نداشته باشه. ممنون بابت تایپ و این‌ها. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۲:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
::::بسیار عالی، و خسته نباشی. خواهش. ممنون از تو بابت بازنگری و این‌ها. :)--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-نمی‌دونم یک دفعه چه اتفاقی در ویکی افتاد که این جدول‌ها خط‌دار شدند. اتفاقی متوجه شدم. برای این‌که خط‌ها نباشند و جدول هم‌چنان وسط باشد، باید به‌جای این فرمول بالایی - که وقتی جدول باز می‌شد می‌نوشتیم، این یکی را جایگزین کنیم: &amp;lt;nowiki&amp;gt;align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ به راست}}&lt;br /&gt;
{| align=&amp;quot;center&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| width=&amp;quot;120pt&amp;quot;| 1 – P – e4&lt;br /&gt;
| width=&amp;quot;120pt&amp;quot;| 1 – P – e5&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 2 – C – f3&lt;br /&gt;
| 2 – C – c6&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| 3 – F – b5&lt;br /&gt;
| 3 – P – a6&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{پایان چپ به راست}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من [[شطرنج جوانان پیکار اندیشه‌ها ۱]] را، که بازنگری شده بود، درست کردم.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۸ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۹:۲۸ (PST)&lt;br /&gt;
::ممنون، محدثه. هم بابت این‌که حواست به این موضوع بود و هم این‌که تغییر دادی. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۹ دسامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۳:۰۸ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام.من کی برد فارسی نصب کردم.نیم فاصله بهم نمیده وقتی شیفت + اسپیس می زنم.گیومه هم نمی دونم کدومه؟--[[کاربر:کنا&lt;br /&gt;
:سلام کنا. در صفحهٔ بحث خودتان جواب داده‌ام. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۳۶ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرار دادن عكس‌ها==&lt;br /&gt;
سلام. راجع به چگونگي قرار دادن عكس‌ها در صفحه و چگونه پانويس زدن براي عكس‌ها توضيحي پيدا نكردم. [[كاربر: افرا آزاد]] 13 فوريه 2012&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29828</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29828"/>
		<updated>2012-02-13T11:36:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29827</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29827"/>
		<updated>2012-02-13T11:32:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
::زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ:&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29826</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29826"/>
		<updated>2012-02-13T11:30:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثرات فضاي «باشگاه مردانه» و فشارهاي فرهنگي ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::فرض كنيد زنان آن قدر  پيش مي‌روند كه در اتحاديه‌هاي كارگري شركت مي‌جويند. – تازه زنان در اين اتحاديه‌ها چه خواهند يافت؟ - محيطي مردانه مي‌يابند و بسياري از مسائل در آنان ايجاد احساس غربت خواهد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::::درك اين مطلب مهم است كه اگر چه زنان به‌اندازه مردان در امر افزايش دستمزد پيكارجو نبوده‌اند، در هر حال نسبت به‌اوضاع و احوال بسيار علاقه‌مند هستند. در اين‌جا نيز باز ما به‌يك دور باطل بر مي‌خوريم. سنديكاهاي كارگري كه زير سلطهء‌ مردان قرار دارند نسبت به«خواست‌هاي زنان» چندان علاقه‌ئي نشان نداده‌اند و با مساله دستمزد آنان برخوردي ترديدآميز داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29825</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29825"/>
		<updated>2012-02-13T11:05:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی‌ها==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29824</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29824"/>
		<updated>2012-02-13T11:03:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، علل عادي پيش پا افتاده‌ئي كه موجب بي‌علاقگي و غيبت مردان كارگر از جلسات مي‌شود (از قبيل مغزشوئي مداوم روزنامهء &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ديلي ميرور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; {{نشان|2}} ، احساس اين كه «فايده‌اش چيه، كجا رو صاحاب ميشيم؟»، «با اين حرفا به‌جائي نمي‌رسيم كه!»، «هر تصميمي كه لازم بوده گرفته‌ن ديگه»، و جز اين‌ها) كاملا ً در مورد زنان كارگر هم صادق است، مضافاً بر اين كه دلائل اقتصادي هم اين علل و موجبات را تشديد مي‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#{{پاورقي|2}} Daily Mirror روزنامه دست‌راستي و بازاري انگليسي كه بيش‌تر به بخش اخبار جنائي و جنجالي مي‌پردازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29823</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29823"/>
		<updated>2012-02-13T10:28:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دو شغلي==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معمولا ً زنان به‌افراد دوشغله معروفند. «مسؤوليت‌هاي خانوادگي» زن امري عادي است. حتي زناني كه به‌طور تمام وقت كار مي‌كنند و نان‌آور مشترك خانواده‌اند، حسب‌المعمول در كارهاي خانواده دست تنها هستند. اگر زني شاغل كاري هست از او انتظار مي‌رود كه هم با سختي‌هاي شغلي خود بسازد و هم –درهرحال- به‌همسر و كودكان خود نيز «برسد». – اما چه كسي به‌خود او مي‌رسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردان به‌طور سنتي در بيرون خانه زندگي مي‌كنند، خواه «با رفقا» باشند خواه در جلسهء اتحاديه و غيره... اما انتظاري كه از زنان مي‌رود اين است كه به‌پخت و پز و رُفت و روب و دوخت و دوز و شست‌وشوي و بگذار و بردار خانه بپردازد، و اگر فرصتي برايش پا داد براي رفع ملال برابر تلويزيون بنشيند. به‌عبارت ديگر: زندگي زنان منحصرا ً «زندگي اندروني» است. اگر زنان در خارج خانه كار كنند،‌تمام وقت و توان‌شان در اين دو شغل به‌مصرف مي‌رسد و لاجرم ديگر از آنان انتظار نمي‌رود كه در جلسات اتحاديهء‌ كارگري در آمده‌اند ناگزيرند با رفقاي خود ترتيبي بدهند كه تنها يك هفته درميان در جلسه حاضر شوند، زيرا شوهران به‌آنان اجازه نمي‌دهند كه همه هفته در جلسهء كميته حضور يابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29822</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29822"/>
		<updated>2012-02-13T10:08:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين، مزد اندك براي زنان، تنها به‌معني كمبود دينار و درهم نيست- هرچند كه اين نيز خود كمبودي پراهميت است- بل به‌معني كمبود احترام به‌نفس و كمبود اعتماد به‌نفس نيز هست؛ كه اين البته پراهميت‌تر از كمبود ديناري است. اين امر، البته عموماً در مورد تمامي كارگران كم مزد صادق است. – دستمزد بيش‌تر كه محصول مستقيم پيكارجوئي كارگري است، بي‌گمان احترام به‌نفس و اعتماد به‌خويش و پيكارجوئي هر چه بيشتري را موجب مي‌شود كه نتيجهء آن، خود تحصيل دستمزد بيشتر است. فاصلهء ميان دستمزدهاي بالا و دستمزدهاي پائين در حال افزايش مداوم است. آري، آن كه بر خاك مي‌افتد لگدكوب نيز مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29821</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29821"/>
		<updated>2012-02-13T09:17:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش رامي‌فروشد، در حقيقت به‌زندگي از و از آن‌جا به مقام خود در زندگي اجتماعي نيز چوب حراج مي‌زند. و اگر در برابر آن وجهي ناچيز حاصل كند بدان معني است كه به كل حيات بشري دو فاز ارزش قائل شده است. اين را همه كس مي‌داند كه چون كاري را «كار زنانه» بخوانند اصطلاحي به‌كار برده‌اند كه اشارهء مستقيمش به ناچيز بودن دستمزد آن است؛ يعني كاري است سخت و ملا‌آور كه مردان به‌قبولش رغبتي ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه كار زنان را در جامعه ارجي نمي‌گذارند در محيط خانه نيز براي كارشان ارزش چنداني قائل نمي‌شوند. در تئوري به‌نقش مادر ارزش بسيار مي‌نهند. اما منحصراً در تئوري.- در عمل به‌تمام طرق ممكن اين نقش را خوار و دشوار مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29820</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29820"/>
		<updated>2012-02-13T09:06:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين‌ جا يك جور «دور باطل» وجود دارد: در اقتصاد پولي ما، زن‌ها نقدينهء چشم‌گيري ندارند كه از آنِ خودشان باشد. نيروي كار خودشان را هم به‌بهاي ناچيزي به‌فروش مي‌گذارند كه اين خود سبب مي‌شود در ديگر زمينه‌ها نيز براي آنان چندان ارجي قائل نشوند. هنگامي كه انشان نيروي كارش را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29819</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29819"/>
		<updated>2012-02-13T08:13:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها «مقامي موقت» ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29818</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29818"/>
		<updated>2012-02-13T08:10:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند به سوسياليسم دست يابد بدون آن كه نيم ديگر در اين امر شركت جويد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كل سازمان و فرهنگ جامعهء ما در پي آن است كه زنان را مطيع و خدمتكار نگهدارد؛ و جنبش سنديكائي، هم بدين امر كمك مي‌كند، هم ازآن صدمه مي‌بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خواهم كوشيد مواردي از اين فرآيند را در جامعه و در جنبش نشان بدهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اثرات دستمزد كم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد حاكم بر زندگي ما، پول تعيين‌كنندهء سطح زندگي، قدرت مسلط بر مردم، و تا حدود زيادي معيار ارزش‌هاي فردي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستمزدها نه بر اساس سودمندي كوشش انسان‌ها، كه براساس سودآوري كار براي صنعت و درجهء پيكارجوئي كارگراني كه موفق مي‌شوند سهم بيشتري از حاصل نيروي كار خود را از سرمايه‌دار بگيرند، تعيين مي‌شود. از آنجا كه زنان از آموزش لازم برخوردار نيستند و به‌علت دوران حاملگي و بچه‌داري، كارشان نمي‌تواند تداوم داشته باشد در بازار كار موقعيت جالبي ندارند. با اين كه درآمد زنان سهم به‌راستي مهمي را در تعيين سطح زندگي خانواده ايفا مي‌كند، مردان آنان را بمثابه نان‌آور خانوار به‌حساب نمي‌آورند، گو اين كه خود آنان نيز تا اين اواخر چنيني عقيده‌ئي داشتند. زنان مجرد يا مطلقه معمولا ً در بازار كار در رديف شكست‌خوردگان به‌حساب مي‌آورند. زناني كه ازدواج كنند از آموزش حرفه‌اي محروم مي‌شوند و اين امر، در قلمرو كار، به‌طور دائم براي آن‌ها &amp;quot;مقامي موقت&amp;quot; ايجاد مي‌كند. به‌بيوه زنان نيز معمولاً اظهار لطف مختصري مي‌شود و كمك مالي ناچيزي هم در حق‌شان صورت مي‌گيرد؛ منتها اين همه براي آن انجام مي‌شود كه صداي حضرات در نيايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29817</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29817"/>
		<updated>2012-02-13T07:57:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29816</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29816"/>
		<updated>2012-02-13T07:56:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زن باشند خواه مرد، زيرا نيمي از بشريت نمي‌تواند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29815</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29815"/>
		<updated>2012-02-13T07:55:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
-5 درصد نمايندگان اعزامي به كنگرهء ساليانه (در سال 1970) از زنان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سطحي را كه در نظر بگيريم – در كميته‌هاي محلي، در رهبري كشوري، در هيات‌هاي نمايندگي – مشاهده مي‌كنيم كه در آن، زنان تعداد بسيار اندكي از مسؤولان و فعالين را تشكيل مي‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چرا؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلائل اين امر پيچيده است و همه مسؤوليت‌ها متوجه جنبش اتحاديه‌هاي كارگري نيست. اما يافتن همه راه‌حل‌ها بر عهدهء سوسياليست‌هاست، خواه زز بشريت نمي‌تواند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29646</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29646"/>
		<updated>2012-02-09T06:11:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیات ثابت می‌کنند که آن‌چه بر سر زنان کارگر می‌اید و آن‌چه زنان کارگر انجام می‌دهند نیز در سرنوشت نظام سرمایه‌داری و تعالی جنبش سوسیالیستی نقش اساسی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌همه، صدای زنان آن‌قدرها در سندیکاهای کارگری و جنبش سوسیالیستی به‌گوش نمی‌آید. در کنفرانس‌ها و حتی کنفرانس‌های مربوط به شوراهای نظارت کارگری، تعداد اندکی از زنان شرکت می‌جویند. در تصمیم‌گیری این جنبش‌ها، زنان شرکت چندان فعالی ندارند اما در اعتصابات از خود مبارزه‌جوئی و پایداری بسیار نشان داده‌اند هرچند که بیش‌تر نقش «حامی» را ایفا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جواب معمولی به این مسأله در جنبش اتحادیه‌های کارگری بدین قرار است که: «سازماندهی زنان امری دشوار است. زنان به اتحادیه‌ها نمی‌پیوندند!» - این گفته صحت ندارد. جوابی از این‌گونهُ در اتحادیه‌هائی چون اتحادیه‌های کارگران و کارمندان توزیع – که مبارزه‌جوئی زیادی نشان نداده‌اند و رهبری دیوانسالارانش به «گوسفند قربانی» مناسبی احتیاج دارد – افسانه‌ئی رایج است. این پاسخ برای سندیکالیست‌های معمولی که نمی‌خواهند زنان و دخترانشان به استقلال اقتصادی دست یابند و در تصمیمات مهم شرکت جویند نیز افسانهٔ رایجی است. در واقع در سال ۱۹۷۰ تعداد زنانی که به‌عضویت اتحادیه‌‌های کارگری درآمدند به ۲٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بالغ شد. این بدان معنی است که ۳۲ درصد از مجموع زنان کارگر به‌اتحادیه پیوسته‌اند، و در مقابل، تعداد مردانی که سازمان داده شده‌اند، ۵۴٪ کل کارگران است. البته ۳۲ درصد رقمی است کم‌تر از ۵۴ درصد، اما به‌مراتب از تصویری که معمولاً ترسیم می‌شود بیش‌تر است. دو میلیون و هفتصد هزار نفر رقم بسیار بزرگی است. این رقم ۲۷ درصد کل کارگران سازمان داده شده را تشکیل می‌دهد، یعنی این که بیشتر از یک نفر از هر چهار عضو سندیکاهای کارگری زن است. آیا در کنفرانس نظارت شورائی هم از هر چهار نفر شرکت‌کننده یکی زن خواهد بود؟ بقیه زنان کجا هستند؟ بسیاری از آنان دست اندرکار خانه‌داری بچه‌داریند. مرد و زن هر دو در ایجاد خانه و کاشانه سهم دارند، اما کار اصلی خانه به‌عهده زنان گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ارقام را مقایسه کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-۲۷ درصد از اعضای سندیکاها را زنان تشکیل می‌دهند؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کم‌تر از دو درصد مسؤولان حقوق‌بگیر &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;«کنگرهٔ اتحادیه‌های کارگری»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;{{نشان|۱}} از زنان هستند (۲۵نفر از مجموعه ۱۴۰۰ نفر)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاورقی==&lt;br /&gt;
#{{پاورقی|۱}} سازمان ملی کارگران انگلستان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28271</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28271"/>
		<updated>2012-01-22T17:18:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۸ بیش از ۲۹ درصد از کارمندان صنایع دست‌ساز (مانوفاکتور) را زنان تشکیل می‌دادند؛ امّا بیش‌تر اینان متصدی شغل‌هائی بودند که مهارت کم‌تری لازم داشت. این زنان ۹۱ درصد کارگران غذاخوری‌ها، ۶۲ درصد کارمندان دفتری، ۴۵ درصد کارگران تولیدی و تنها ۵ درصد کارگران متخصص و یک درصد کارگران ماهر تعمیراتی و چهار درصد مدیران و مربیان را تشکیل می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که تنها اگر یک تکان واقعی به‌دستمزد وارد آید و آن را بالاببرد چه لطمهء بزرگی به‌سود خواهد خورد. استثمارِ زنان برای نظام سرمایه‌داری اهمیت فوق‌العاده‌ئی دارد. این استثمار، همچون دوران اولیهء انقلاب صنعتی، در حفظ نظام موجود نقش کلیدی ایفا می‌کند؛ درست مانند استثمار آن‌ها در اقتصاد خانوار، در بیش‌تر خانواده‌ها، خانواده‌های «دو درآمدی» ( که در آن‌ها زن و مرد هر دو کار می‌کنند) یکی از مشخصات «جامعهء مرفه» است. خانواده‌هائی که مثلاٌ به‌دلیل وجود کودکان خردسال از یک چنین موقعیتی محرومند گرفتار مضایق سختی می‌شوند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=28261</id>
		<title>بحث راهنما:محتویات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=28261"/>
		<updated>2012-01-22T16:43:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==عنوان صفحه==&lt;br /&gt;
در بعضی از مقالات عنوان صفحه در متن تکرار شده. چطور است بندی به راهنما اضافه کنیم که مثلاً همهٔ متن به جز استثنائاً عنوان در متن بیاید؟ عنوان صفحه به هر حال بالای صفحه دیده می‌شود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
: خوشحالم از بازگشتت، فرزانه. در مورد سؤال: نمی‌دانم چقدر این کار لازم باشد. اگر بسامد این اشتباه زیاد است خب باید فکری به حالش بکنیم. اما من یکی-دو مورد بیشتر ندیده‌ام تا به حال. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی درج پاورقی==&lt;br /&gt;
ظاهراً شیوه‌نامه‌ی ویکی فارسی برای درج پاورقی در این سایت کار نمی‌کند. لطفاً چاره‌جویی کنید.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا راهی برای اضافه کردن پاورقی هست؟ در صفحه‌ی «آبدانه‌های چرکی باران تابستانی» دو پاورقی هست که در متن آمده.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: راه حل را پیدا کرده‌ایم. (فرزانه پیدا کرد.) باید الگوهای پاورقی را در این‌جا تعریف کنیم. اما در مرحله‌ی تعریف الگوها به مشکلی برخورده‌ایم که برای برطرف کردنش نیاز به کمی فرصت داریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استفاده از ئ ==&lt;br /&gt;
نظرتان راجع به جابجایی &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; با &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در مواردی که از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به جای &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در متن استفاده شده چیست، مثلا کارهایی و نه کارهائی. تا جایی که اطلاع دارم استفاده از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به این صورت از نگارش فارسی‌ حذف شده.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مورد فکر کنم بهتر است متکی باشیم به متن اصلی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه این موضوع برخورد با به (حرفِ اضافه) است که به نظر می‌رسد در &amp;#039;&amp;#039;کتاب جمعه&amp;#039;&amp;#039; همه جا به اسمِ بعد از خود چسبیده است که الآن رایج نیست. (مثال: بکار می‌رود) اما گمان می‌کنم به جای ویرایش بهتر است به متن اصلی وفادار باشیم.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم با پرستو موافق‌ام. هدف این است که فعلاً اصل متن را همانطور که بوده ثبت کنیم و این ارزش تاریخی نگارشی دارد. اگر روزی نگارش فارسی آنقدر تغییر کرد که خواندن متن را سخت کرد لابد کسانی هستند که ویرایش «امروزی» متون قدیمی را تولید کنند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== «ی» بدل از کسره ==&lt;br /&gt;
ملانقطه‌ای بازی: وقتی می‌گویید «۳. «ی» بدل از کسره‌ی اضافه را با استفاده از فاصله‌ی مجازی به کار می‌بریم.» منظورتان فقط بعد از «ه» است (مانند جمله‌&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; علی) یا همه جا (مثلاً کتاب‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; من)؟ به هر حال آن هم «ی» بدل از کسره است. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهراً منظور فقط مواردی است که &amp;quot;ی&amp;quot; به حرف قبل از آن می‌چسبد. کلاً نیم‌فاصله را جایی می‌توان به کار برد که در غیر آن صورت فاصله می‌گذارند. در موردی &amp;quot;مثل کتاب‌های من&amp;quot; ی می‌تواند بلافاصله بعد از الف بیاید و نه فاصله می‌خواهد نه نیم‌فاصله.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون توانا. خواستم نشان دهم که این بند یک جمله‌ای توضیح لازم دارد و گنگ است. ملانقطه‌ای‌بازی. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ممنون آیدین از تذکر درست. تصحیح شد. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::امروز توجهم به این جلب شد که اصولاً شماره‌ی ۳ زائد است. (و حتی در مواردی گمراه‌کننده می‌شود.) یادم نیست موقع نوشتن این مورد به چه چیزی فکر می‌کرده‌ام! اگر موافقید، حذفش کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::: فکر می‌کنم بودنش ضرری ندارد. شیوهٔ نگارش کتاب جمعه یک‌دست نیست و بعضی جاها «ی» بعد از «ه» آمده و بعضی جاها رویش نشسته. مثل نقطه‌گذاری‌ها که آشفتگی‌هایی دارد و کاماهایی که همه جا آمده. اما موافقم که یکی از شش قاعده‌ی اصلی نیست. مگر که کلی‌تر دربارهٰ استفاده از نیم‌فاصله حرفی شود.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::آیدین، امروز که [[واگن سیاه]] را بازنگری می‌کردم متوجه این نکته شدم. درست می‌گوئی. بودنش خوب است. و حذفش منتفی است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه==&lt;br /&gt;
دوستان لطفاً اظهار نظر بفرمایند که راجع به متن‌های طولانی مناسب‌تر می‌دانند ابتدا تصویر تمام صفحات مقاله قرار بگیرد و بعد از آن تمام متن تایپ شده یا اینکه متن تایپ شده‌ی هر صفحه زیر تصویر همان صفحه درج شود. این روش دوم کمک می‌کند -خصوصاً در متن‌های طولانی- که در حالت نمایش، تصویر هر صفحه در کنار متن آن قرار بگیرد به جای اینکه همه‌ی تصاویر زیر هم نمایش داده شوند.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:اگر متن بلند زیربخش‌های مختلف دارد خوب است که تصویر هر زیربخش در خود همان زیربخش بیاید. اگر اصل مقاله یک متن دراز یکدست بدون بخش‌بندی است مطمئن نیستم چه کاری خوب است. مثالی از متن خیلی بلند دارید؟ --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::متن [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] یک نمونه از متن‌های بلند مورد اشاره  است. --[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::متن [[ملاقات]] هم یک نمونه از متن‌های دراز یکدست بدون بخش‌بندی است. (نمایشنامه است.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::یکی‌ دو تا مقاله مثل همین [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] و یا [[اختراعی که جهان را دگرگون کرد]]، که صفحه‌ها رو بین متن آوردند به نظر من که جالب میرسه.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::به نظر من هم کارِ خوبی است. ممنون، Tavanaonline. اما در مورد متن‌های بلند یکدست سلیقه‌ی من می‌گوید همان قرار گرفتن عکس‌ها پشت سر هم خوب است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر چه در رهنما گشتم توضیحی برای چگونگی پیوند صفحات (اسکن شده) به متن تایپ شده ندیدم.ممکنه شما من رو راهنمایی کنید؟ --[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فریبا، مشکل را بیشتر توضیح می‌دهی؟ صفحات اسکن‌شده که به شکل تصویر وجود دارند. کافیست زیر کُدهای مربوط به این تصاویرْ متن را قرار دهید. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::در مورد مجموعه طرح شاید بهتر باشد متن هر صفحه (معمولاً توضیح طرح) کنار خود طرح بیاید. مثلاً [[مجموعه‌ئی از طرح‌های مربوط به اول ماه مه]] را ببینید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از این دستور برای ضمیمه کردن صفحات اسکن شده به متن تایپ شده استفاده کردم : [[تصویر:30-113.jpg|بندانگشتی|120px|چپ|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۱۱۳]] هیچ استانداردی برای این تعیین نشده(یا من ندیدم) من به دلخواه اندازه 120px استفاده کردم.--[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براي جاستيفاي كردن متن ( اينكه چيدمان انتهاي همه خطوط يك پاراگراف در يك راستا باشد) چكار بايد بكنم؟&lt;br /&gt;
آيا نيازي به اين كار هست يا نه چون در توضيحات راهنما مثالش را نديدم. --[[کاربر:افراآزاد]]&lt;br /&gt;
:افرا، لازم به این کار نیست. اگر نگاهی به مقالات نهایی شده بندازی (لینک را می‌توانی در [[صفحهٔ اصلی]] پیدا کنی)، احتمالاً نحوهٔ کار بیشتر دستت می‌آید.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۲۱ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن‌های بازنگری‌شده ==&lt;br /&gt;
به نظرم خوب است که متن‌های بازنگری‌شده را کسی بازنگریِ مجدد کند و بعد صفحه را غیرقابل ویرایش کنیم. نظری دارید؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
:و صفحهٔ بحثش را باز بگذاریم برای بحث‌های احتمالی. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حرف اضافه «به» ==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که در شیوه‌ی نگارش کتاب جمعه، حرف اضافهٔ «به» با نیم‌فاصله از کلمه‌ی بعدی خود جدا می‌شود نه فاصلهٔ کامل. با توجه به تکرارش به نظر نمی‌آید سهوی باشد. در متن‌های بازنگری‌شده این نیم‌فاصله به فاصله تبدیل شده. آیا این تغییر یکی از قواعدی است که باید به راهنما اضافه شود، یا شیوه‌ی کتاب جمعه را پیش بگیریم؟ --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من هر دو جورش (و حتی سه جور: گاهی هم چسبیده به کلمه‌ی بعد) را در متن‌های کتاب جمعه دیده‌ام: هم با فاصله‌ی مجازی و هم با فاصله‌ی کامل. حتی در یک متنِ واحد هم هر دو شیوه را دیده‌ام. نمی‌دانم چه باید کرد و آیا در این زمینه هم باید مطلقاً عین متن اصلی رفتار کرد؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::آن قدر تکرارش را دیدم که گذاشتمش به حساب روش کتاب جمعه و رعایتش می‌کردم. هرچند ترحیحم نیست این شکل نگارش. برای این که در تایپ و بازنگری دوباره‌کاری نشود، خوب است قراری بگذاریم. چه برای آن‌چه که تا الان نهایی شده، چه برای آن‌ها که هنوز تایپ نشده. تا آن‌وقت در بازنگری هرطور تایپ شده بود دست نمی‌زنم، اما در تایپ آن‌چه را می‌بینم تایپ می‌کنم. اگر فکر می‌کنید کار دیگری باید کرد لطفاً بگویید.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::کاش دیگران هم نظر بدهند. روش من تا به حال این بوده: یا به کلمه‌ی بعد از خودش چسبیده که همان‌طور تایپش کرده‌ام یا جدا بوده (با فاصله‌ی کامل یا فاصله‌ی مجازی) که من با فاصله‌ی کامل تایپ کرده‌ام. فکر می‌کنم که این روش خوبی باشد. اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا تصمیم بگیریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: من در هر متنی که با این &amp;quot; به&amp;quot; تا به حال برخورد داشته ام مطابق متن تایپ کردم. هر جا نیم فاصله بوده از نیم فاصله استفاده کردم و هرجا که فاصله کامل بوده، فاصله کامل گذاشتم! اگر تصمیم جدیدی گرفته شد در این مورد لطفا خبر بدین که متن ها رو ویرایش کنیم. و البته به این توجه داشته باشید که وقتی حجم مطالب افزایش پیدا کنه یک مقداری برگشتن به متن های تایپ شده و ویرایش کردنشون دشوار میشه.--[[کاربر:PardisParto|PardisParto]] ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌شود نتیجه بگیریم؟ به نظرم منطقی این است که عینِ عینِ متن را منتقل کنیم. من متن‌های محافظت‌شده را دوباره بازنگری می‌کنم و اصلاح‌شان می‌کنم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)&lt;br /&gt;
: در صفحه‌ی راهنما این مورد را به شماره‌ی یک اضافه کردم. در واقع قاعده‌ی جدیدی نیست صرفاً برای تأکید بیشتر و جلب کردنِ توجهِ کاربران به این نکته. ممنون، آیدین، از باز کردنِ این بحث. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28260</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28260"/>
		<updated>2012-01-22T16:28:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۱۳,۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت ۲۳,۱درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۱/۲ ۴۶ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=28258</id>
		<title>بحث راهنما:محتویات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=28258"/>
		<updated>2012-01-22T16:05:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==عنوان صفحه==&lt;br /&gt;
در بعضی از مقالات عنوان صفحه در متن تکرار شده. چطور است بندی به راهنما اضافه کنیم که مثلاً همهٔ متن به جز استثنائاً عنوان در متن بیاید؟ عنوان صفحه به هر حال بالای صفحه دیده می‌شود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
: خوشحالم از بازگشتت، فرزانه. در مورد سؤال: نمی‌دانم چقدر این کار لازم باشد. اگر بسامد این اشتباه زیاد است خب باید فکری به حالش بکنیم. اما من یکی-دو مورد بیشتر ندیده‌ام تا به حال. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی درج پاورقی==&lt;br /&gt;
ظاهراً شیوه‌نامه‌ی ویکی فارسی برای درج پاورقی در این سایت کار نمی‌کند. لطفاً چاره‌جویی کنید.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا راهی برای اضافه کردن پاورقی هست؟ در صفحه‌ی «آبدانه‌های چرکی باران تابستانی» دو پاورقی هست که در متن آمده.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: راه حل را پیدا کرده‌ایم. (فرزانه پیدا کرد.) باید الگوهای پاورقی را در این‌جا تعریف کنیم. اما در مرحله‌ی تعریف الگوها به مشکلی برخورده‌ایم که برای برطرف کردنش نیاز به کمی فرصت داریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استفاده از ئ ==&lt;br /&gt;
نظرتان راجع به جابجایی &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; با &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در مواردی که از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به جای &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در متن استفاده شده چیست، مثلا کارهایی و نه کارهائی. تا جایی که اطلاع دارم استفاده از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به این صورت از نگارش فارسی‌ حذف شده.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مورد فکر کنم بهتر است متکی باشیم به متن اصلی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه این موضوع برخورد با به (حرفِ اضافه) است که به نظر می‌رسد در &amp;#039;&amp;#039;کتاب جمعه&amp;#039;&amp;#039; همه جا به اسمِ بعد از خود چسبیده است که الآن رایج نیست. (مثال: بکار می‌رود) اما گمان می‌کنم به جای ویرایش بهتر است به متن اصلی وفادار باشیم.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم با پرستو موافق‌ام. هدف این است که فعلاً اصل متن را همانطور که بوده ثبت کنیم و این ارزش تاریخی نگارشی دارد. اگر روزی نگارش فارسی آنقدر تغییر کرد که خواندن متن را سخت کرد لابد کسانی هستند که ویرایش «امروزی» متون قدیمی را تولید کنند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== «ی» بدل از کسره ==&lt;br /&gt;
ملانقطه‌ای بازی: وقتی می‌گویید «۳. «ی» بدل از کسره‌ی اضافه را با استفاده از فاصله‌ی مجازی به کار می‌بریم.» منظورتان فقط بعد از «ه» است (مانند جمله‌&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; علی) یا همه جا (مثلاً کتاب‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; من)؟ به هر حال آن هم «ی» بدل از کسره است. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهراً منظور فقط مواردی است که &amp;quot;ی&amp;quot; به حرف قبل از آن می‌چسبد. کلاً نیم‌فاصله را جایی می‌توان به کار برد که در غیر آن صورت فاصله می‌گذارند. در موردی &amp;quot;مثل کتاب‌های من&amp;quot; ی می‌تواند بلافاصله بعد از الف بیاید و نه فاصله می‌خواهد نه نیم‌فاصله.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون توانا. خواستم نشان دهم که این بند یک جمله‌ای توضیح لازم دارد و گنگ است. ملانقطه‌ای‌بازی. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ممنون آیدین از تذکر درست. تصحیح شد. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::امروز توجهم به این جلب شد که اصولاً شماره‌ی ۳ زائد است. (و حتی در مواردی گمراه‌کننده می‌شود.) یادم نیست موقع نوشتن این مورد به چه چیزی فکر می‌کرده‌ام! اگر موافقید، حذفش کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::: فکر می‌کنم بودنش ضرری ندارد. شیوهٔ نگارش کتاب جمعه یک‌دست نیست و بعضی جاها «ی» بعد از «ه» آمده و بعضی جاها رویش نشسته. مثل نقطه‌گذاری‌ها که آشفتگی‌هایی دارد و کاماهایی که همه جا آمده. اما موافقم که یکی از شش قاعده‌ی اصلی نیست. مگر که کلی‌تر دربارهٰ استفاده از نیم‌فاصله حرفی شود.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::آیدین، امروز که [[واگن سیاه]] را بازنگری می‌کردم متوجه این نکته شدم. درست می‌گوئی. بودنش خوب است. و حذفش منتفی است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه==&lt;br /&gt;
دوستان لطفاً اظهار نظر بفرمایند که راجع به متن‌های طولانی مناسب‌تر می‌دانند ابتدا تصویر تمام صفحات مقاله قرار بگیرد و بعد از آن تمام متن تایپ شده یا اینکه متن تایپ شده‌ی هر صفحه زیر تصویر همان صفحه درج شود. این روش دوم کمک می‌کند -خصوصاً در متن‌های طولانی- که در حالت نمایش، تصویر هر صفحه در کنار متن آن قرار بگیرد به جای اینکه همه‌ی تصاویر زیر هم نمایش داده شوند.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:اگر متن بلند زیربخش‌های مختلف دارد خوب است که تصویر هر زیربخش در خود همان زیربخش بیاید. اگر اصل مقاله یک متن دراز یکدست بدون بخش‌بندی است مطمئن نیستم چه کاری خوب است. مثالی از متن خیلی بلند دارید؟ --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::متن [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] یک نمونه از متن‌های بلند مورد اشاره  است. --[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::متن [[ملاقات]] هم یک نمونه از متن‌های دراز یکدست بدون بخش‌بندی است. (نمایشنامه است.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::یکی‌ دو تا مقاله مثل همین [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] و یا [[اختراعی که جهان را دگرگون کرد]]، که صفحه‌ها رو بین متن آوردند به نظر من که جالب میرسه.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::به نظر من هم کارِ خوبی است. ممنون، Tavanaonline. اما در مورد متن‌های بلند یکدست سلیقه‌ی من می‌گوید همان قرار گرفتن عکس‌ها پشت سر هم خوب است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر چه در رهنما گشتم توضیحی برای چگونگی پیوند صفحات (اسکن شده) به متن تایپ شده ندیدم.ممکنه شما من رو راهنمایی کنید؟ --[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فریبا، مشکل را بیشتر توضیح می‌دهی؟ صفحات اسکن‌شده که به شکل تصویر وجود دارند. کافیست زیر کُدهای مربوط به این تصاویرْ متن را قرار دهید. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::در مورد مجموعه طرح شاید بهتر باشد متن هر صفحه (معمولاً توضیح طرح) کنار خود طرح بیاید. مثلاً [[مجموعه‌ئی از طرح‌های مربوط به اول ماه مه]] را ببینید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از این دستور برای ضمیمه کردن صفحات اسکن شده به متن تایپ شده استفاده کردم : [[تصویر:30-113.jpg|بندانگشتی|120px|چپ|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۱۱۳]] هیچ استانداردی برای این تعیین نشده(یا من ندیدم) من به دلخواه اندازه 120px استفاده کردم.--[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براي جاستيفاي كردن متن ( اينكه چيدمان انتهاي همه خطوط يك پاراگراف در يك راستا باشد) چكار بايد بكنم؟&lt;br /&gt;
آيا نيازي به اين كار هست يا نه چون در توضيحات راهنما مثالش را نديدم. --[[کاربر:افراآزاد]]&lt;br /&gt;
:افرا، لازم به این کار نیست. اگر نگاهی به مقالات نهایی شده بندازی (لینک را می‌توانی در [[صفحهٔ اصلی]] پیدا کنی)، احتمالاً نحوهٔ کار بیشتر دستت می‌آید.--[[کاربر:Mohaddese|Mohaddese]] ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۲۱ (PST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن‌های بازنگری‌شده ==&lt;br /&gt;
به نظرم خوب است که متن‌های بازنگری‌شده را کسی بازنگریِ مجدد کند و بعد صفحه را غیرقابل ویرایش کنیم. نظری دارید؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
:و صفحهٔ بحثش را باز بگذاریم برای بحث‌های احتمالی. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حرف اضافه «به» ==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که در شیوه‌ی نگارش کتاب جمعه، حرف اضافهٔ «به» با نیم‌فاصله از کلمه‌ی بعدی خود جدا می‌شود نه فاصلهٔ کامل. با توجه به تکرارش به نظر نمی‌آید سهوی باشد. در متن‌های بازنگری‌شده این نیم‌فاصله به فاصله تبدیل شده. آیا این تغییر یکی از قواعدی است که باید به راهنما اضافه شود، یا شیوه‌ی کتاب جمعه را پیش بگیریم؟ --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من هر دو جورش (و حتی سه جور: گاهی هم چسبیده به کلمه‌ی بعد) را در متن‌های کتاب جمعه دیده‌ام: هم با فاصله‌ی مجازی و هم با فاصله‌ی کامل. حتی در یک متنِ واحد هم هر دو شیوه را دیده‌ام. نمی‌دانم چه باید کرد و آیا در این زمینه هم باید مطلقاً عین متن اصلی رفتار کرد؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::آن قدر تکرارش را دیدم که گذاشتمش به حساب روش کتاب جمعه و رعایتش می‌کردم. هرچند ترحیحم نیست این شکل نگارش. برای این که در تایپ و بازنگری دوباره‌کاری نشود، خوب است قراری بگذاریم. چه برای آن‌چه که تا الان نهایی شده، چه برای آن‌ها که هنوز تایپ نشده. تا آن‌وقت در بازنگری هرطور تایپ شده بود دست نمی‌زنم، اما در تایپ آن‌چه را می‌بینم تایپ می‌کنم. اگر فکر می‌کنید کار دیگری باید کرد لطفاً بگویید.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::کاش دیگران هم نظر بدهند. روش من تا به حال این بوده: یا به کلمه‌ی بعد از خودش چسبیده که همان‌طور تایپش کرده‌ام یا جدا بوده (با فاصله‌ی کامل یا فاصله‌ی مجازی) که من با فاصله‌ی کامل تایپ کرده‌ام. فکر می‌کنم که این روش خوبی باشد. اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا تصمیم بگیریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: من در هر متنی که با این &amp;quot; به&amp;quot; تا به حال برخورد داشته ام مطابق متن تایپ کردم. هر جا نیم فاصله بوده از نیم فاصله استفاده کردم و هرجا که فاصله کامل بوده، فاصله کامل گذاشتم! اگر تصمیم جدیدی گرفته شد در این مورد لطفا خبر بدین که متن ها رو ویرایش کنیم. و البته به این توجه داشته باشید که وقتی حجم مطالب افزایش پیدا کنه یک مقداری برگشتن به متن های تایپ شده و ویرایش کردنشون دشوار میشه.--[[کاربر:PardisParto|PardisParto]] ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌شود نتیجه بگیریم؟ به نظرم منطقی این است که عینِ عینِ متن را منتقل کنیم. من متن‌های محافظت‌شده را دوباره بازنگری می‌کنم و اصلاح‌شان می‌کنم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)&lt;br /&gt;
: در صفحه‌ی راهنما این مورد را به شماره‌ی یک اضافه کردم. در واقع قاعده‌ی جدیدی نیست صرفاً برای تأکید بیشتر و جلب کردنِ توجهِ کاربران به این نکته. ممنون، آیدین، از باز کردنِ این بحث. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوشتن اعداد کسری==&lt;br /&gt;
چگونه باید اعداد کسری را بنویسیم؟ آیا تبدیل به اعشار کنم یا راهکار خاصی دارد؟ [[ کاربر: افراآزاد]] ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28255</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28255"/>
		<updated>2012-01-22T15:36:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- {{چر}} ۱۳/۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت {{چر}} ۲۳/۱ درصد بود، و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۴۶/۵ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28254</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28254"/>
		<updated>2012-01-22T15:35:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- {{چر}} ۱۳/۹ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت {{چر}} ۲۳/۱ درصد بودُ و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۴۶/۵ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28253</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28253"/>
		<updated>2012-01-22T15:33:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیشینه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان ۲۲ میلیون افراد شاغلی که در ژوئن ۱۹۷۱ در انگلستان وجود داشت حدود هشت ونیم میلیون تن، یعنی ۳۸ درصدش را، زنان تشکیل می‌دادند. این رقم نشان می‌دهد که زنان بخش مهمی از ارتش کارند و در عین حال « استثمار شده‌ترین» بخش آن. به‌طورکلی می‌توان گفت که ناچیزترین دستمزدها در کم درآمدترین صنایع به زن‌ها تعلق می‌گیرد، و این امر روز به‌روز هم تشدید می‌شود. در سال‌های میان ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶، تعداد زنان شاغل – در تمام سنین- ۹/۱۳ درصد افزایش پیدا کرد، اما افزایش عددی آن‌ها در چهل حرفه که مهارت کم‌تری لازم داشت {{چر}} ۲۳/۱ درصد بودُ و نکته جالب‌تر این که اشتغال مردان در این بخش‌ها به‌مقدار ۹ درصد کاهش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوسوم از مشاغل زنان را در ردیف «کارهای غیر یدی» طبقه‌بندی کرده‌اند، و این‌ها اموری چون منشیگری و ماشین‌نویسی و دستیاری فروشگاه‌ها و جز این‌ها است. از هر بیست نفر زن تنها یک تن در مقام «مدیریت» به کار اشتغال دارد و تدریس، تنها حرفه‌ئی است که تعداد کثیری از زنان متعهد آنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آوریل ۱۹۷۱ مردان کارگر به‌طور میانگین {{چر}} ۴۶/۵ ساعت در هفته کار کردند. زنانی که به‌کار تمام وقت مشغول بودند چهل ساعت در هفته کار می‌کردند. امّا درآمدشان تنها به ۵۵ درصد درآمد هفتگی مردان می‌رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28247</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28247"/>
		<updated>2012-01-22T15:19:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و ۳۸% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28238</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28238"/>
		<updated>2012-01-22T15:02:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و 38% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;آرنولد واین شتوک و جان بنتلی &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28237</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28237"/>
		<updated>2012-01-22T15:01:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ویرایش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{پایان چپ‌چین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زنان در مرکز مبارزات کارگری==&lt;br /&gt;
زنان کمی بیش از نصف جمعیت کشور انگلستان، و 38% کل نیروی کار شاغل، و صددرصد نیروی کار خانگی را تشکیل می‌دهند. مسوولیت عمده تربیت کودکان به عهده آن‌هاست و در فرآیند مصرفی جامعه نقش کلیدی را ایفا می‌کنند. نقش زنان نقشی مرکزی است، نه جنبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر طبقه‌ حاکم، ثروت و قدرت به نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته‌اند. مالکیت و در اختیار داشتن وسائل تولید همان چیزی است که هم ثروت را به‌وجود می‌آورد هم قدرت را؛ و قدرت، برای افزایش هردو به‌کار گرفته می‌شود. این نوع قدرت، در همین سطح، عمدتا در اختیار مردان است. مثلا ‘’’آرنولد واین شتوک و جان بنتلی ‘’’و کل تجارتخانه‌های C&amp;amp;A را که به‌دست مردان اداره می‌شود در نظر بگیرید. تنها سه‌درصد اعضای هیئت مدیره این‌ها از زنانند. قدرت سرمایه‌داری در دست مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در میان محرومانی که حال و روز نابسامان مشترکی دارند و از نظارت بر اقتصاد کشور و اداره جامعه محرومند نیز یک جور « سلسله مراتب قدرت» وجود دارد که به نابرابری در میزان درآمد، مقام، و فرصت‌های تصمیم‌گیری منجر می‌شود. این نابرابری، در همه سطوح به زیان زنان و به‌سود مردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کافی نیست که جامعه خود را به عنوان جامعه‌ئی سرمایه‌داری مورد تحلیل قرار دهیم و به این نکته نپردازیم که سلطه مردان در این جامعه، سلطه‌ئی است ریشه‌دار.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=28142</id>
		<title>بحث راهنما:محتویات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=28142"/>
		<updated>2012-01-21T12:58:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: /* نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==عنوان صفحه==&lt;br /&gt;
در بعضی از مقالات عنوان صفحه در متن تکرار شده. چطور است بندی به راهنما اضافه کنیم که مثلاً همهٔ متن به جز استثنائاً عنوان در متن بیاید؟ عنوان صفحه به هر حال بالای صفحه دیده می‌شود. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۶:۵۰ (UTC)&lt;br /&gt;
: خوشحالم از بازگشتت، فرزانه. در مورد سؤال: نمی‌دانم چقدر این کار لازم باشد. اگر بسامد این اشتباه زیاد است خب باید فکری به حالش بکنیم. اما من یکی-دو مورد بیشتر ندیده‌ام تا به حال. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۳۰ مارس ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی درج پاورقی==&lt;br /&gt;
ظاهراً شیوه‌نامه‌ی ویکی فارسی برای درج پاورقی در این سایت کار نمی‌کند. لطفاً چاره‌جویی کنید.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا راهی برای اضافه کردن پاورقی هست؟ در صفحه‌ی «آبدانه‌های چرکی باران تابستانی» دو پاورقی هست که در متن آمده.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: راه حل را پیدا کرده‌ایم. (فرزانه پیدا کرد.) باید الگوهای پاورقی را در این‌جا تعریف کنیم. اما در مرحله‌ی تعریف الگوها به مشکلی برخورده‌ایم که برای برطرف کردنش نیاز به کمی فرصت داریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استفاده از ئ ==&lt;br /&gt;
نظرتان راجع به جابجایی &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; با &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در مواردی که از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به جای &amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039; در متن استفاده شده چیست، مثلا کارهایی و نه کارهائی. تا جایی که اطلاع دارم استفاده از &amp;#039;&amp;#039;ئ&amp;#039;&amp;#039; به این صورت از نگارش فارسی‌ حذف شده.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مورد فکر کنم بهتر است متکی باشیم به متن اصلی.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه این موضوع برخورد با به (حرفِ اضافه) است که به نظر می‌رسد در &amp;#039;&amp;#039;کتاب جمعه&amp;#039;&amp;#039; همه جا به اسمِ بعد از خود چسبیده است که الآن رایج نیست. (مثال: بکار می‌رود) اما گمان می‌کنم به جای ویرایش بهتر است به متن اصلی وفادار باشیم.--[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم با پرستو موافق‌ام. هدف این است که فعلاً اصل متن را همانطور که بوده ثبت کنیم و این ارزش تاریخی نگارشی دارد. اگر روزی نگارش فارسی آنقدر تغییر کرد که خواندن متن را سخت کرد لابد کسانی هستند که ویرایش «امروزی» متون قدیمی را تولید کنند. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== «ی» بدل از کسره ==&lt;br /&gt;
ملانقطه‌ای بازی: وقتی می‌گویید «۳. «ی» بدل از کسره‌ی اضافه را با استفاده از فاصله‌ی مجازی به کار می‌بریم.» منظورتان فقط بعد از «ه» است (مانند جمله‌&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; علی) یا همه جا (مثلاً کتاب‌ها&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; من)؟ به هر حال آن هم «ی» بدل از کسره است. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهراً منظور فقط مواردی است که &amp;quot;ی&amp;quot; به حرف قبل از آن می‌چسبد. کلاً نیم‌فاصله را جایی می‌توان به کار برد که در غیر آن صورت فاصله می‌گذارند. در موردی &amp;quot;مثل کتاب‌های من&amp;quot; ی می‌تواند بلافاصله بعد از الف بیاید و نه فاصله می‌خواهد نه نیم‌فاصله.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممنون توانا. خواستم نشان دهم که این بند یک جمله‌ای توضیح لازم دارد و گنگ است. ملانقطه‌ای‌بازی. --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۵۸ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:ممنون آیدین از تذکر درست. تصحیح شد. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::امروز توجهم به این جلب شد که اصولاً شماره‌ی ۳ زائد است. (و حتی در مواردی گمراه‌کننده می‌شود.) یادم نیست موقع نوشتن این مورد به چه چیزی فکر می‌کرده‌ام! اگر موافقید، حذفش کنیم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::: فکر می‌کنم بودنش ضرری ندارد. شیوهٔ نگارش کتاب جمعه یک‌دست نیست و بعضی جاها «ی» بعد از «ه» آمده و بعضی جاها رویش نشسته. مثل نقطه‌گذاری‌ها که آشفتگی‌هایی دارد و کاماهایی که همه جا آمده. اما موافقم که یکی از شش قاعده‌ی اصلی نیست. مگر که کلی‌تر دربارهٰ استفاده از نیم‌فاصله حرفی شود.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۹:۲۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::آیدین، امروز که [[واگن سیاه]] را بازنگری می‌کردم متوجه این نکته شدم. درست می‌گوئی. بودنش خوب است. و حذفش منتفی است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۰۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه‌ی قرارگیری متن تایپ شده نسبت به تصویر همان صفحه==&lt;br /&gt;
دوستان لطفاً اظهار نظر بفرمایند که راجع به متن‌های طولانی مناسب‌تر می‌دانند ابتدا تصویر تمام صفحات مقاله قرار بگیرد و بعد از آن تمام متن تایپ شده یا اینکه متن تایپ شده‌ی هر صفحه زیر تصویر همان صفحه درج شود. این روش دوم کمک می‌کند -خصوصاً در متن‌های طولانی- که در حالت نمایش، تصویر هر صفحه در کنار متن آن قرار بگیرد به جای اینکه همه‌ی تصاویر زیر هم نمایش داده شوند.--[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:اگر متن بلند زیربخش‌های مختلف دارد خوب است که تصویر هر زیربخش در خود همان زیربخش بیاید. اگر اصل مقاله یک متن دراز یکدست بدون بخش‌بندی است مطمئن نیستم چه کاری خوب است. مثالی از متن خیلی بلند دارید؟ --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۰ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::متن [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] یک نمونه از متن‌های بلند مورد اشاره  است. --[[کاربر:Tavanaonline|Tavanaonline]] ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::متن [[ملاقات]] هم یک نمونه از متن‌های دراز یکدست بدون بخش‌بندی است. (نمایشنامه است.) --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::یکی‌ دو تا مقاله مثل همین [[خودگردانی در تولید و مدیریت]] و یا [[اختراعی که جهان را دگرگون کرد]]، که صفحه‌ها رو بین متن آوردند به نظر من که جالب میرسه.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:TomTom|TomTom]] ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::به نظر من هم کارِ خوبی است. ممنون، Tavanaonline. اما در مورد متن‌های بلند یکدست سلیقه‌ی من می‌گوید همان قرار گرفتن عکس‌ها پشت سر هم خوب است. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر چه در رهنما گشتم توضیحی برای چگونگی پیوند صفحات (اسکن شده) به متن تایپ شده ندیدم.ممکنه شما من رو راهنمایی کنید؟ --[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::فریبا، مشکل را بیشتر توضیح می‌دهی؟ صفحات اسکن‌شده که به شکل تصویر وجود دارند. کافیست زیر کُدهای مربوط به این تصاویرْ متن را قرار دهید. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::در مورد مجموعه طرح شاید بهتر باشد متن هر صفحه (معمولاً توضیح طرح) کنار خود طرح بیاید. مثلاً [[مجموعه‌ئی از طرح‌های مربوط به اول ماه مه]] را ببینید. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]] ‏۱۰ مهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از این دستور برای ضمیمه کردن صفحات اسکن شده به متن تایپ شده استفاده کردم : [[تصویر:30-113.jpg|بندانگشتی|120px|چپ|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۰ صفحه ۱۱۳]] هیچ استانداردی برای این تعیین نشده(یا من ندیدم) من به دلخواه اندازه 120px استفاده کردم.--[[کاربر:fariba yt|فریبا یعقوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براي جاستيفاي كردن متن ( اينكه چيدمان انتهاي همه خطوط يك پاراگراف در يك راستا باشد) چكار بايد بكنم؟&lt;br /&gt;
آيا نيازي به اين كار هست يا نه چون در توضيحات راهنما مثالش را نديدم. --[[کاربر:افراآزاد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن‌های بازنگری‌شده ==&lt;br /&gt;
به نظرم خوب است که متن‌های بازنگری‌شده را کسی بازنگریِ مجدد کند و بعد صفحه را غیرقابل ویرایش کنیم. نظری دارید؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۱۹ (UTC)&lt;br /&gt;
:و صفحهٔ بحثش را باز بگذاریم برای بحث‌های احتمالی. --[[کاربر:Farzaneh|Farzaneh]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حرف اضافه «به» ==&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که در شیوه‌ی نگارش کتاب جمعه، حرف اضافهٔ «به» با نیم‌فاصله از کلمه‌ی بعدی خود جدا می‌شود نه فاصلهٔ کامل. با توجه به تکرارش به نظر نمی‌آید سهوی باشد. در متن‌های بازنگری‌شده این نیم‌فاصله به فاصله تبدیل شده. آیا این تغییر یکی از قواعدی است که باید به راهنما اضافه شود، یا شیوه‌ی کتاب جمعه را پیش بگیریم؟ --[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:من هر دو جورش (و حتی سه جور: گاهی هم چسبیده به کلمه‌ی بعد) را در متن‌های کتاب جمعه دیده‌ام: هم با فاصله‌ی مجازی و هم با فاصله‌ی کامل. حتی در یک متنِ واحد هم هر دو شیوه را دیده‌ام. نمی‌دانم چه باید کرد و آیا در این زمینه هم باید مطلقاً عین متن اصلی رفتار کرد؟ --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)&lt;br /&gt;
::آن قدر تکرارش را دیدم که گذاشتمش به حساب روش کتاب جمعه و رعایتش می‌کردم. هرچند ترحیحم نیست این شکل نگارش. برای این که در تایپ و بازنگری دوباره‌کاری نشود، خوب است قراری بگذاریم. چه برای آن‌چه که تا الان نهایی شده، چه برای آن‌ها که هنوز تایپ نشده. تا آن‌وقت در بازنگری هرطور تایپ شده بود دست نمی‌زنم، اما در تایپ آن‌چه را می‌بینم تایپ می‌کنم. اگر فکر می‌کنید کار دیگری باید کرد لطفاً بگویید.--[[کاربر:Idin|آیدین]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::کاش دیگران هم نظر بدهند. روش من تا به حال این بوده: یا به کلمه‌ی بعد از خودش چسبیده که همان‌طور تایپش کرده‌ام یا جدا بوده (با فاصله‌ی کامل یا فاصله‌ی مجازی) که من با فاصله‌ی کامل تایپ کرده‌ام. فکر می‌کنم که این روش خوبی باشد. اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا تصمیم بگیریم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۲۰:۵۵ (UTC)&lt;br /&gt;
:::: من در هر متنی که با این &amp;quot; به&amp;quot; تا به حال برخورد داشته ام مطابق متن تایپ کردم. هر جا نیم فاصله بوده از نیم فاصله استفاده کردم و هرجا که فاصله کامل بوده، فاصله کامل گذاشتم! اگر تصمیم جدیدی گرفته شد در این مورد لطفا خبر بدین که متن ها رو ویرایش کنیم. و البته به این توجه داشته باشید که وقتی حجم مطالب افزایش پیدا کنه یک مقداری برگشتن به متن های تایپ شده و ویرایش کردنشون دشوار میشه.--[[کاربر:PardisParto|PardisParto]] ‏۲۴ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌شود نتیجه بگیریم؟ به نظرم منطقی این است که عینِ عینِ متن را منتقل کنیم. من متن‌های محافظت‌شده را دوباره بازنگری می‌کنم و اصلاح‌شان می‌کنم. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۵ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)&lt;br /&gt;
: در صفحه‌ی راهنما این مورد را به شماره‌ی یک اضافه کردم. در واقع قاعده‌ی جدیدی نیست صرفاً برای تأکید بیشتر و جلب کردنِ توجهِ کاربران به این نکته. ممنون، آیدین، از باز کردنِ این بحث. --[[کاربر:Parastoo|پرستو]] ‏۲۶ آوریل ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28139</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28139"/>
		<updated>2012-01-21T12:49:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ويرايش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين مقاله، نويسنده بر حساس‌ترين مسائل زنان در جنبش كارگري انگلستان انگشت گذاشته است. اهميت مقاله حاضر تنها در اين نيست كه مي‌تواند براي مطالعه مسائل مشابه در زمينه مسائل زنان كارگر ايران مورد استفاده جنبش كارگري ما قرار گيرد، بلكه نيز از آن رو مهم است كه خانم وايز، فارغ از مجادلات فمنيستي، تجاوزاتي را كه به حقوق زنان كارگر مي‌شود مطرح مي‌كند و براي خاتمه دادن بدين تجاوزات راه‌حل‌هاي مشخص ارائه مي‌كند. آن تجاوزات و اين راه‌حل‌ها در غالب موارد بر مسائل زنان كارگر ايراني قابل انطباق است. مشكلات و مصائب ناشي از نظام بهره‌كشي سرمايه‌داري در جوهر يكي است هرچند كه در پاره‌ئي موارد، تظاهرات فرهنگي آن متفاوت جلوه كند. از اين‌روي، تعمق در شيوه طرح مسائل و نحوه راه‌جوئي‌هاي خانم وايز مي‌تواند براي پ‍‍‍ژوهندگان در جامعه‌شناسي كارگران و كوشندگان جنبش كارگري ايران بسيار آموزنده باشد. موشكافي‌هاي خانم وايز، نوشته‌ي او را از آن‌چه در ميان جنبش‌هاي بورژوائي زنان متداول است سخت متمايز مي‌كند و به‌خصوص جهت سوسياليستي مقاله، جامعيتي انديشيده و عقلاني بدان مي‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ چپ‌چين}}&lt;br /&gt;
خسرو شاكري&lt;br /&gt;
{{ پايان چپ‌چين}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28137</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28137"/>
		<updated>2012-01-21T12:33:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ويرايش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28136</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28136"/>
		<updated>2012-01-21T12:31:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ويرايش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مقاله كه از انگليسي به فارسي درآمده چند سال پيش توسط خانم اُدري وايز Audrey Wise- از فعالين جنبش سنديكائي مترقي انگلستان- نوشته شده و از طرف &amp;quot;موسسه نظارت كارگري&amp;quot; آن كشور انتشار يافته است.&lt;br /&gt;
درباره نويسنده همين اندازه كافي‌است گفته شود كه از طرفداران جدّي سوسياليسم شورائي است و از سوي يك ناحيه كارگري به نمايندگي مجلس عوام انگلستان انتخاب شده‌بود. انترناسيوناليست متعهد و فعالي است و طي سال‌هايي كه مبارزان ايراني در خارج از كشور برعليه رژيم منحط پهلوي فعاليت مي‌كردند هرگز از بذل كمك‌هاي موثر خود بدانان دريغ نكرد و علاوه بر آن، خود بارها و بارها برعليه جنايات رژ‍يم پهلوي بانگ اعتراض برداشت. خانم وايز رسما در كميته‌هاي مختلف دفاع از حقوق دموكراتيك مردم ايران، به‌خصوص « كميته دفاع از حقوق دموكراتيك كارگران ايران» عضويت داشته است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28111</id>
		<title>زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28111"/>
		<updated>2012-01-21T12:00:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;افرا آزاد: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[Image:34-080.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-081.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-082.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-083.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-084.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-085.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-086.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-087.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-088.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-089.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۸۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-090.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-091.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-092.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-093.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-094.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۴]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-095.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۵]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-096.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۶]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-097.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۷]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-098.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۸]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-099.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۹۹]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-100.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۰]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-101.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۱]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-102.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۲]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-103.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۳]]&lt;br /&gt;
[[Image:34-104.jpg|thumb|alt= کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴|کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در حال ويرايش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه ۳۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب جمعه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>افرا آزاد</name></author>
	</entry>
</feed>